فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 76،75

آیه
ذَلِکُم بِمَا کُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِ ّ وَبِمَا کُنتُمْ تَمْرَحُونَ
ادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ
ترجمه
این (عذاب) به خاطر آن است که در زمین به ناحقّ شادی می کردید و در ناز و سرمستی به سر می بردید.
از درهای دوزخ وارد شوید که جاودانه در آنید و چه بد است جایگاه متکبّران.
نکته ها
«فرح» به شادی طبیعی و «مرح» به شادی بیش از حد گویند که سبب غرور و سرمستی انسان شود.
«مثوی » به معنای اقامت همراه با استمرار است، یعنی جایگاه همیشگی و ابدی.
اسلام و تفریح
اسلام دین فطرت است و با تفریح و شادی کردن که خواسته ی غریزی انسان است، مخالفتی ندارد، آن چه مورد انتقاد است تفریحات و شادی های نابجاست که قرآن مواردی از آن را بیان می فرماید:
* شادی عدّه ای که به خاطر اینکه به جبهه نمی رفتند شاد بودند. «فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول اللّه»** توبه، 81.***
* شادی به خاطر کامیابی های دنیوی و همراه با غفلت از آخرت. «فرحوا بالحیاة الدنیا»**رعد، 26.***
* شادی به خاطر کسب ثروت. به قارون گفته شد: «لا تفرح»
* شادی به خاطر سختی هایی که به مؤمنان می رسد. «اِن تصبکم سیئة فرحوا بها»**آل عمران، 120.***
* شادی به خاطر داشتن علم. «فرحوا بما عندهم من العلم»**غافر، 83.***
اما اگر شادی بر اساس حقّ و لطف الهی و خدمت به مردم و رسیدن به کمالات باشد، نه تنها بد که یک ارزش است. «قل بفضل اللّه و برحمته فبذلک فلیفرحوا»**یونس، 58.***
پیام ها
1- دلایل کیفر و قهر الهی را باید گفت، تا مجرم طلبکار نشود و دیگران نیز متنبّه شوند. «ذلکم بما کنتم»
2- سرمستی و تفریح نابجا، سبب قهر الهی است. «کنتم تفرحون»
3- تفریح باید بر اساس حقّ و به مقدار غافل نشدن و در مدار توحید باشد. «تفرحون... بغیر الحقّ»
4- شادکامی های نابجای امروز که بر اساس تجاوز و تصاحب و قتل و غارت و به مسخره گرفتن ارزش ها و مقدّسات است، روزگاری به غل و زنجیر و رفتن به دوزخ همراه با تحقیر و ذلّت تبدیل خواهد شد. «ذلکم بما کنتم تفرحون... بغیر الحقّ»
5 - شادی اگر بر حقّ باشد، پسندیده است ولی اگر بر اساس باطل باشد مورد انتقاد است. «تفرحون... بغیر الحقّ»
6- درهای دوزخ متعدّد است. «ادخلوا ابواب»

سوره 40. غافر آیه 77

آیه
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنَا یُرْجَعُونَ
ترجمه
پس (ای پیامبر!) صبر کن که وعده ی خداوند حقّ است. پس هرگاه بخشی از آن چه را به آنان وعده داده ایم به تو نشان دهیم، یا (پیش از آن) تو را از دنیا ببریم، (در هر صورت) به سوی ما بازمی گردند (و عذاب را می چشند).
نکته ها
در این سوره ضمن این که سه بار از مجادله و ستیز کفّار سخن به میان آمده است،**غافر، 35، 56 و 61.*** خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: پس صبر کن که وعده ی خدا حقّ است.
هم تهدید دشمنان لازم است و هم تسلّی دوستان. آیات قبل برای تهدید کفّار ستیزه جو بود و این آیه برای تسلّی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و مؤمنان.
رفتار پیامبر صلی الله علیه وآله با مردم
تمام برخوردهای پیامبر با مردم، طبق فرمان خداوند بوده است، نه سلیقه ی شخصی و این برخوردها در موارد گوناگون و با افراد مختلف، متفاوت بوده است. آیاتی را که در این زمینه وجود دارد می توان به دو دسته تقسیم کرد:
دسته ی اوّل: آیاتی که درباره ی رفتار و برخورد آرام با مردم سخن می گوید.
دسته ی دوم: آیاتی که در مورد برخوردهای تند با منحرفان و نااهلان نازل شده است.
در این جا از هر دو مورد، آیاتی را به عنوان نمونه ذکر می کنیم:
دسته ی اول: آیات مربوط به برخوردهای آرام و مثبت پیامبر با مردم.
«فاصبر» (آیه ی مورد بحث).
«و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین»**شعراء، 215.*** بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند، بگستر.
«و صلّ علیهم انّ صلاتک سکن لهم»**توبه، 103.*** بر آنان درود فرست (و دعا کن) زیرا دعای تو، مایه ی آرامش آنان است.
«اُدع الی سبیل ربّک بالحکمة و الموعظة الحسنة»**نحل، 125.*** با حکمت و اندرز نیکو، مردم را به سوی پروردگارت دعوت نما.
«فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم»**آل عمران، 159.*** آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بخواه و با آنان مشورت کن.
«اِدفع بالتی هی احسن»**فصّلت، 34.*** بدی را با نیکی دفع کن.
«تَعالَوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم»**آل عمران، 64.*** بیایید به سوی کلام و سخنی که میان ما و شما یکسان است.
«فبایعهن و استغفر لهن»**ممتحنه، 12.*** با آنها بیعت کن و برای آنها (از درگاه خداوند) طلب آمرزش نما.
«قل اذن خیر لکم»** توبه، 61.*** بگو گوش دادن او به نفع شما است.
«اذا جاءک الذّین یؤمنون بآیاتنا فقل سلام علیکم»**انعام، 53.*** هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند به آنها بگو سلام بر شما.
«لو کنتَ فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک»**آل عمران، 159.*** اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند.
«و ان جنحوا للسلم فاجنح لها»**انفال، 61.*** اگر (دشمنان) به صلح تمایل داشتند (تو نیز) تمایل نشان بده.
«بشّر المؤمنین بان لهم من اللّه فضلاً کبیراً»**احزاب، 47.*** مؤمنان را بشارت ده که برای آنها از سوی خداوند فضل و پاداش بزرگی است.
دسته ی دوم: آیات مربوط به رفتار قاطعانه با نااهلانی که قابل هدایت نیستند.
«فاعرض عنهم»**سجده، 30.*** از آنها روی بگردان.
«فلا تطع المکذبین ودّوا لو تدهن فیدهنون»** قلم، 8 - 9.*** از تکذیب کنندگان اطاعت مکن که آنها دوست دارند نرمش نشان دهی تا نرمش نشان دهند. (نرمشی توأم با انحراف از مسیر حقّ)
«جاهد الکفّار و المنافقین و اغلظ علیهم»**توبه، 73.*** با کافران و منافقان ستیز کن و بر آنان سخت گیری.
«هم العدو فاحذرهم»**منافقون، 4.*** آنان دشمنان تو هستند، از آنها برحذر باش.
«لئن لم ینته المنافقون و الذّین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینه لنغرینک لهم ثم لا یجاورونک فیها الا قلیلاً»**احزاب، 60.*** اگر منافقین و آنها که در دلهایشان بیماری است و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود برندارند تو را بر ضد آنها می شورانیم و جز مدّت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند.
«لا تصلّ علی احد منهم مات ابدا و لا تقم علی قبره»**توبه، 84.*** بر مرده ی هیچ یک از منافقان نماز مگزار (و برای دعا و استغفار) برابرش نایست.
«ذرهم فی خوضهم یلعبون»**انعام، 91.*** آنها را در گفتگوهای لجاجت آمیزشان به حال خود رها کن تا بازی کنند.
«لا تقم فیه»**توبه، 108.*** در آن (مسجد ضرار) هرگز (برای نماز) نایست.
«لا تطع الکافرین و المنافقین و دَع اذاهم»**احزاب، 48.*** از کافران و منافقان اطاعت مکن و به آزارهای آنها اعتنا مکن.
پیام ها
1- یاد قدرت الهی نسبت به تنبیه و کیفر مجرمان، عامل امید و صبر است. «بئس مثوی المتکبّرین فاصبر»
2- تأخیر در کیفر مجرمان، نباید سبب شک و تردید شود. «فاصبر ان وعداللّه حقّ»
3- حقّ بودن وعده های الهی، مایه ی صبر و آرامش است. «فاصبر» زیرا «ان وعداللّه حقّ»
4- پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در انتظار کیفر کفّار در دنیاست، ولی خداوند طبق حکمت کار می کند و انتظارات پیامبر حکمت او را به هم نمی زند. «اما نرینّک او نتوفّینّک»
5 - صبر در برابر ناملایمات، حدّی ندارد و تا پایان عمر باید صبر کرد. «فاصبر... امّا... نتوفینّک»
6- خداوند در کیفر مجرمان عجله ندارد. «امّا نرینک... او نتوفینّک»
7- در دنیا ممکن نیست مجرمان مجازاتِ کامل شوند؛ سرای دیگری لازم است. «بعض الذّی نعدهم»
8 - کارهای الهی زمان بندی دارد و هر یک در زمان خود واقع می شود. «نرینّک... او نتوفینّک»
9- مرگ نابودی نیست، تحویل و تحوّل است. «نتوفینّک»
10- مرگ برای همه است، حتّی برای پیامبران. «نتوفینّک»
11- هیچ کس از دست قدرت خداوند فرار نخواهد کرد. «الینا یرجعون»
12- احضار افراد در قیامت اجباری است. «یُرجعون»

سوره 40. غافر آیه 78

آیه
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتِیَ بَآیَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَآءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِ ّ وَخَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُونَ
ترجمه
و همانا ما پیش از تو پیامبرانی فرستادیم. داستان بعضی از آنان را برای تو بازگو کردیم و (داستان) بعضی دیگر را برای تو نقل نکردیم و هیچ پیامبری نمی تواند معجزه ای جز به فرمان خدا بیاورد، پس چون فرمان خدا آمد (و قیامت برپا شد)، به حقّ داوری خواهد شد و باطل گرایان در آن جا زیانکارند.
نکته ها
بر اساس روایات، تعداد انبیا یکصد و بیست و چهار هزار نفر است، ولی در قرآن تنها نام بیست و شش نفر از انبیا آمده است:
آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زکریا، یحیی ، عیسی ، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذاالکفل، ایوب، یونس، عُزیر و محمّد علیهم السلام.**تفسیر نمونه.***
یکی از راه های تربیت و ارشاد، بیان تاریخ گذشتگان و الگوهای مثبت است و قرآن بارها این روش را به کار برده است.
پیام ها
1- پیامبر اسلام خاتم انبیاست. («من قبلک» بارها در قرآن آمده است در حالی که یک بار «من بعدک» نیامده است).
2- آشنایی با تاریخ انبیا مایه ی تسلّی پیامبر اکرم و عامل صبر است. «فاصبر... منهم من قصصنا علیک»
3- قصه هایی باید مورد تلاوت و تدبر قرار گیرد که حقّ باشد و هدف از آن نیز ترویج حقّ باشد. «منهم من قصصنا علیک»
4- قصه گویی را سبک نشمریم. قرآن چندین قصه تعریف کرده است. «قصصنا»
5 - کسی می تواند تاریخ انبیا را نقل کند که خود آنان را فرستاده باشد. «قصصنا - لم نقصص»
6- قرآن کتاب تاریخ نیست وگرنه قصه ی همه ی انبیا را بازگو می کرد. «منهم من لم نقصص»
7- در بیان تاریخ، عبرت ها مهم است نه آمارها. «منهم من لم نقصص»
8 - از ذکر نشدن نام خود ناراحت نشویم، نام بسیاری از انبیا نیز برده نشده است. «منهم من لم نقصص»
9- معجزات انبیا طبق اذن الهی است نه توقع و هوس مردم. «الا باذن اللّه»
10- کسانی که در برابر تاریخ و معجزات انبیا بی تفاوتند، خسارت می بینند. «قصصنا... یأتی بایة... خسر هنالک المبطلون»
11- قضاوت نهایی میان انبیا و مخالفان، مربوط به جهان آخرت است. «فاذا جاء امر اللّه قضی بالحقّ»
12- قیامت روز داوری خداوند و شرمندگی باطل گرایان است. «قضی بالحقّ و خسر هنا لک المبطلون»
13- خسارت واقعی، خسارت قیامت است. «خسر هنالک»
14- بدتر از اهل باطل، کسانی هستند که علاوه بر رفتن در راه باطل، هدفشان ابطال و خنثی کردن تلاش انبیا است. «المبطلون»