فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 59

آیه
إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ لَّا رَیْبَ فِیهَا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ
ترجمه
همانا قیامت آمدنی است؛ شکی در آن نیست، ولی اکثر مردم ایمان نمی آورند.
نکته ها
چون قیامت، ناگهانی و به سرعت برپا می شود، نام آن «الساعة» گذاشته شده و هر کجا با الف و لام بیاید، به معنای قیامت است ولی بدون الف و لام به معنای زمان است، خواه زمان کم، مانند «لا یستقدمون ساعة و لا یستأخرون»**اعراف، 34.*** یعنی برای لحظه ای، مرگ آنان عقب یا جلو نمی افتد و خواه مطلق زمان، نظیر «فی ساعة العسرة»**توبه، 117.***
گرچه در مورد قیامت، برخی انسان ها استبعاد و تشکیک کرده اند، ولی با توجّه به حکمت و عدالت و قدرت و علم الهی، سزاوار نیست در مورد آن شک کرد. «لاریب فیها»
پیام ها
1- در برابر اصرار بعضی که می پرسند: «زمان قیامت چه وقت است؟» قرآن هرگز زمان آن را مطرح نمی کند، آن چه هست اصل وقوع قیامت است. «انّ الساعة لآتیة»
2- یاد قیامت، بهترین وسیله ی تذکّر و غفلت زدایی است. «قلیلاً ما تتذکّرون - انّ الساعة لآتیة»
3- در برابر تشکیک کافران در مورد قیامت، شما با قاطعیّت پیام حقّ را بگویید. «لاریب فیها»
4- شک مردم در وقوع قیامت، ناشی از جهل آنان به علم و قدرت خداست. «اکثر النّاس لایعلمون»

سوره 40. غافر آیه 60

آیه
وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ
ترجمه
و پروردگارتان گفت: «مرا بخوانید تا برای شما اجابت کنم. همانا کسانی که از عبادت من سر باز زده و تکبّر می ورزند به زودی با سرافکندگی به جهنّم وارد می شوند».
نکته ها
سؤال: با این که خداوند وعده ی استجابت داده است، «اُدعونی استجب لکم» چرا برخی دعاهای ما مستجاب نمی شود؟
پاسخ: الف) بعضی اعمال نظیر گناه و ظلم و خوردن لقمه ی حرام و عفو نکردنِ کسانی که از ما عذرخواهی می کنند، مانع استجابت دعا می شود.
ب) گاهی مستجاب شدن دعای ما نظام آفرینش را به هم می ریزد، نظیر دانش آموزی که در امتحان جغرافیا در پاسخ این سؤال که آیا سطح دریاها بالاتر است یا کوه ها؟ چون به اشتباه نوشته بود «سطح دریاها بالاتر است!» از خداوند خواسته بود که این دو را جا به جا کند تا او نمره ی قبولی بگیرد!
به هر حال خداوند همان گونه که قادر است، حکیم نیز هست.
ج) گاهی آن دعا مستجاب نمی شود، ولی مشابه آن مستجاب می شود.
د) گاهی اثر دعا در آینده ی خود انسان یا خانواده و نسل او یا در قیامت نتیجه می دهد و فوری مستجاب نمی شود.
هر دعایی که مستجاب نشود در حقیقت دعا نیست، چون دعا به معنای طلب خیر است و بسیاری از خواسته های ما شرّ است نه خیر.
آداب دعا در قرآن
1. دعا همراه ایمان و عمل صالح باشد. «یستجیب الذّین آمنوا و عملوا الصالحات»**شوری، 26.***
2. با اخلاص باشد. «فادعوا اللّه مخلصین له الدین»**مؤمن، 14.***
3. با تضرّع و مخفیانه باشد. «ادعوا ربّکم تضرعاً و خُفیة»**اعراف، 55.***
4. با بیم و امید باشد. «و ادعوه خوفاً و طمعاً»**اعراف، 56.***
5. در ساعاتی خاص باشد. «یدعون ربّهم بالغداة و العشی»**انعام، 52.***
پیام ها
1- گفتگو با خداوند، کلید رشد و تربیت انسان است. «قال ربّکم اُدعونی»
2- میان دعای انسان و ربوبیّت خداوند، رابطه ای تنگاتنگ است. (اکثر دعاهای قرآن همراه «ربّنا» آمده است). «ربّکم اُدعونی»
3- خداوند، از ما خواسته که به درگاه او دعا کنیم. «قال ربّکم اُدعونی»
4- در دعا فقط خدا را بخوانیم، نه خدا و دیگران را در کنار هم. «اُدعونی»
5 - خداوند نیازهای ما را می داند، ولی دستور دعا نشانه ی آن است که درخواست ما آثاری دارد. «ادعونی»
6- بین دعا و استجابت هیچ فاصله ای نیست. «ادعونی استجب» (حتّی حرف «فاء» یا «ثمّ» نیامده است. اگر می فرمود: «فاستجب» یعنی بعد از مدّت کمی مستجاب می کنم و اگر می فرمود: «ثم استجب» یعنی بعد از مدّت طولانی.)
7- در دعا و اجابت واسطه ای در کار نیست. «اُدعونی استجب»
8 - استجابت دعا وعده الهی است. «اُدعونی استجب لکم»
9- اگر دعایی مستجاب نشد لابد به سود ما نبوده است، چون فرمود: «استجب لکم» آنچه را به نفع شما باشد مستجاب می کنم.
10- دعا نکردن، نشانه ی تکبّر است. «یستکبرون»
11- دعا، درمان تکبّر است. «یستکبرون عن عبادتی»
12- دعا، خود عبادت است. «یستکبرون عن عبادتی»
13- دعا عبادتی مخصوص و الهی است. «عبادتی»
14- مجازات خداوند عادلانه و متناسب با نوع رفتار و کردار آدمی است. استکبار امروز، سرافکندگی فردا را به دنبال دارد. «یستکبرون - داخرین»

سوره 40. غافر آیه 61

آیه
أللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الَّیْلَ لِتَسْکُنُواْ فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ
ترجمه
خداوند کسی است که شب را برای شما قرار داد تا در آن آرام گیرید و روز را روشنی بخش ساخت؛ همانا خداوند نسبت به مردم لطفِ بسیار دارد ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی کنند.
نکته ها
در آیه ی قبل، به دعا و عبادت دعوت شدیم، در این آیه، خداوند گوشه ای از نعمت های خود را بیان می کند تا روح معرفت و عشق و پرستش و دعا را در ما زنده کند.
در قرآن چند چیز وسیله ی آرامش معرّفی شده است که نمونه هایی از آن را می آوریم:
الف) یاد خدا. «ألا بذکر اللّه تطمئنّ القلوب»**رعد، 28.*** آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد.
ب) دعای پیامبرصلی الله علیه وآله. «ان صلاتک سکن لهم»**توبه، 103.*** درود ودعای تو برای مردم آرام بخش است.
ج) امدادهای غیبی. «هو الذّی انزل السکینة فی قلوب المؤمنین»**فتح، 4.*** او کسی است که آرامش را در دل های مؤمنان نازل کرد.
د) همسر. «لتسکنوا الیها»**روم، 21.*** خداوند برای شما همسر قرار داد تا به نزد او آرامش یابید.
ه) خانه. «الذّی جعل لکم من بیوتکم سکنا»**نحل، 80.*** کسی که برای شما از خانه هایتان محل آرامش قرار داد.
و) شب، که زمانی مناسب برای آرمیدن و آسایش است. «جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه»
پیام ها
1- عبادت و دعا به درگاه کسی رواست که آفریننده شب و روز و تأمین کننده نیازهای ماست. «اُدعونی... اللّه الذّی جعل لکم الّیل...»
2- شب برای آرامش و روز برای نشاط و تلاش است. «الّیل لتسکنوا فیه و النّهار مبصراً»
3- استراحت مقدّمه ی کار است. («لتسکنوا» قبل از «و النّهار مبصرة» آمده است).
4- شب و روز در کنار هم نعمت است. «الّیل - النّهار»
5- فضل خداوند در دنیا شامل مؤمن و کافر می شود. «لذو فضل علی النّاس»
6- کسی از خداوند طلبی ندارد، آن چه می دهد لطف اوست. «لذو فضل»
7- نشانه ی فضل او آن است که با این که می داند اکثر مردم ناسپاسند، باز هم لطف خود را دریغ نمی کند. «لذو فضل علی النّاس و لکن اکثر النّاس لا یشکرون»
8 - اکثریّت، نشانه ی حقّانیّت نیست. «اکثر النّاس لا یشکرون»
9- خداوند منتظر شکر و سپاس ما نیست. ما وظیفه داریم او را سپاس گوییم. «لذو فضل علی النّاس و لکن اکثر النّاس لا یشکرون»
10- شب و روز دو نعمتی است که سزاوار شکر هستند. «جعل لکم الّیل... و النّهار... ولکن اکثر النّاس لا یشکرون»