فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 35

آیه
ألَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ وَ عِندَ الَّذِینَ آمَنُواْ کَذَلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَی کُلِ ّ قَلْبٍ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ
ترجمه
کسانی که درباره ی آیات خداوند به ستیز و مجادله می پردازند، بدون آن که هیچ دلیلی برایشان آمده باشد، (این کار) نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آورده اند خشم بزرگی را به دنبال دارد. این گونه، خدا بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می نهد.
نکته ها
«سلطان» به معنای حجّت و برهان و «مَقت» به معنای خشم و غضب شدید است.
این آیه، تفسیری است برای آیاتی که می فرماید: خداوند بر دل ها مُهر می زند چون در این جا می فرماید: مهر خداوند بر دل های متکبّران جبّار است. «یطبع اللّه...»
پیام ها
1- جدال از سر جهل و بی فکری و بی دلیلی، سبب تردید و تشکیک و محروم شدن از هدایت الهی می گردد. «یضل اللّه من هو مسرف مرتاب الذّین یجادلون»
2- جدال نیز شیوه و اخلاق مخصوص به خود دارد و جدال بی دلیل مردود است. «یجادلون فی ایات اللّه بغیر سلطان...»
3- انبیا دلایل روشن دارند، «جاءکم بالبینات» ولی مخالفان دلیل ندارند. «بغیر سلطان»
4- دلیل وبرهان موجب نوعی سلطه وحکومت بر دیگران می شود. «بغیر سلطان»
5 - ستیزه گران بی دلیل، از محبوبیّت نزد خدا و مردم، محروم هستند. «مقتاً عنداللّه و عند الذّین آمنوا»
6- قهر خداوند، قانونمند است. «کذلک»
7- تکبّر نابجا انسان را از دریافت الطاف الهی محروم می کند. «یطبع اللّه علی کل قلب متکبّر جبّار»
8 - در نظامی که حاکمش فرعونِ متکبّر و جبّار است، در ارشاد مردم باید کلماتی آورده شود که آنان مصداقش را پیدا کنند. «یطبع اللّه علی کل قلب متکبّر جبّار»
9- دلیل انکار رسالتِ حضرت موسی (که در آیه ی قبل آمده بود) به خاطر روحیه ی تکبّر بود. «متکبّر جبّار»
10- مؤمنان باید در برابر ستیزه جویان و مجادله گران بی منطق موضع گیری کنند و از آنان برائت جویند و خشم خودشان را اعلام نمایند. «یجادلون... بغیر سلطان اتاهم کبر مقتاً... عند الذّین آمنوا»

سوره 40. غافر آیه 37،36

آیه
وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَّعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ
أَسْبَابَ السَّمَوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَی إِلَهِ مُوسَی وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ کَاذِباً وَ کَذَلِکَ زُیِّنَ لِفَرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَمَا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِی تَبَابٍ
ترجمه
و فرعون گفت: «ای هامان! برای من بنای بلندی بساز، شاید به وسایلی دست یابم.
وسایلی که سبب (صعود به) آسمان ها باشد، تا از خدای موسی اطلاع یابم، همانا من او را دروغگو می پندارم.» و این گونه برای فرعون کار زشتش زیبا جلوه داده شد و از راه حقّ بازماند و توطئه ی فرعون جز به نابودی و زیان نمی انجامد.
نکته ها
«صَرح» به معنای بنای بلندی است که از دور نمایان باشد و «تصریح» نیز به سخنی گویند که روشن باشد. «تباب» استمرار در خسارت است، چنانکه «تبت یدا ابی لهب» یعنی هلاکت ممتد و نابودی مطلق برای ابولهب باد.
موعظه های مؤمن آل فرعون مفید واقع شد. فرعونی که شعار «اقتل موسی » سر می داد و می گفت من موسی را می کشم و هیچ کس جز نظر من نباید نظری دهد، «ما اُریکم الاّ ما أری » پس از تلاش های مؤمن آل فرعون به جای کشتن موسی به فکر ساختن برج برای یافتن خدای موسی افتاد.
پیام ها
1- طاغوت ها همین که در میدان منطق می بازند، به کارهای جنجالی دست می زنند. «ابن لی صرحاً...» (هدف از ساختن برج و رصدخانه، جنجال بود زیرا آخر آیه می فرماید: «کید فرعون»)
2- دنیاگرایان همه چیز را مادّی می پندارند. (فرعون، خدا را در آسمان ها و راه خداشناسی را تنها از راه حسّ و دیدن می پنداشت) «فاطّلع الی اله موسی»
3- شیوه ی طاغوت ها، مردم فریبی و قدرت نمایی است. «ابن لی صرحاً»
4- تبلیغ و دعوت، بی اثر نیست. (فرعون در آغاز تصمیم به قتل موسی گرفت. «ذرونی اقتل موسی» امّا با سخنان مؤمن آل فرعون، از قطع به گمان رسید. «لاظنه کاذباً»
5 - کافر همه را به کیش خود پندارد. (چون فرعون خودش ادعای دروغ داشت و می گفت: من خدای شما هستم. «انا ربّکم الاعلی» موسی را نیز دروغگو می پنداشت). «لاظنه کاذبا»
6- یکی از شیوه های شیطان، تزیین بدی ها برای انسان است. «زیّن لفرعون سوء عمله»
7- هر کس بدی خود را زیبا دید در ارزیابی منحرف می شود، به فکر تغییر روش نمی افتد و از راه حقّ محروم می شود. «زیّن... و صدّ عن السبیل»
8 - نگران نباشید، توطئه طاغوت ها عاقبت ندارد و جز به زیان آنها نمی انجامد. «الاّ فی تباب»

سوره 40. غافر آیه 39،38

آیه
وَقَالَ الَّذِی آمَنَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشَادِ
یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ
ترجمه
و کسی که (از قوم فرعون به موسی) ایمان آورده بود گفت: «ای قوم من! از من پیروی کنید، تا شما را به راه درست هدایت کنم.
ای قوم من! همانا این زندگی دنیا کالایی (ناچیز) است و همانا آخرت، آن سرای پایدار است.
پیام ها
1- گاهی باید تقیه را شکست و عقیده ی خود را ابراز کرد. (مؤمن آل فرعون که تا مدّتی ایمان خود را پنهان می کرد، تقیه را شکست، در برابر فرعون موضع گرفت و به مردم گفت: از من پیروی کنید.) «و قال الذّی آمن یا قوم اتبعون»
2- وظیفه ی مؤمن، دعوت دیگران است.«و قال الذّی آمن یا قوم اتبعون»
3- در دعوت مردم، گاهی باید یک تنه به پاخاست و منتظر دیگران نبود. «قال الذّی آمن»
4- تبلیغ دین در فضای خفقان طاغوتی، به قدری ارزش دارد که خداوند آن را در قرآن بازگو می کند و یاد و خاطره اش را گرامی می دارد. «و قال الذّی امن...»
5 - پیروی از سخن مؤمن، پیروی از خدا و رسول است. «اتبعونی»
6- در شیوه ی تبلیغ، دشمن را خلع سلاح و شعارهای زیبای او را شکار کنید. (در آیه ی 29 خواندیم که فرعون می گفت: «ما اهدیکم الا سبیل الرشاد» من جز به راه رشد، شما را هدایت نمی کنم. در این آیه می خوانیم که مؤمن آل فرعون نیز می گوید: «اهدکم سبیل الرشاد» (آری، رسیدن به رشد و سعادت آرمان همه انسان هاست که مستکبران از این آرمان سوء استفاده می کنند و مؤمنان باید از این نیاز فطری، به شکل درست استفاده کنند.«اتبعونی اهدکم سبیل الرشاد»
7- رشد، در تشخیص جایگاه دنیا از آخرت است. «سبیل الرشاد یا قوم انّما...»
8 - ایمان به ناپایداری دنیا و پایداری قیامت، زمینه ی سعادت و رشد است. «سبیل الرشاد... الحیاة الدنیا متاع»
9- دنیا، جز وسیله ای برای کامیابی موقّت نیست. «متاع» (این کلمه به چیزی گفته می شود که از آن بهره کم برده می شود.)
10- با مقایسه ارزش دنیا وآخرت، حقایق را بهتر درک می کنیم. «متاع... دارالقرار»
11- زرق و برق دنیا زودگذر است به جهان ابدی فکر کنیم. «متاع - دارالقرار»
12- در شیوه تبلیغ، به خواسته های طبیعی و فطری مردم توجّه داشته باشیم. (زندگی جاودانه خواسته طبیعی و فطری انسان است و مؤمن آل فرعون رسیدن به این خواسته را در گرو پیروی از راه حقّ معرّفی می کند.) «یا قوم... الدنیا متاع و انّ الآخرة هی دار القرار»