فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 34

آیه
وَلَقَدْ جَآءَکُمْ یُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِی شَکٍّ مِّمَّا جَآءَکُم بِهِ حَتَّی إِذَا هَلَکَ قُلْتُمْ لَن یَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ
ترجمه
همانا یوسف پیش از این با دلایل روشن نزد شما آمد، امّا شما همواره از آن چه برایتان آورده بود در شک بودید، تا آن گاه که یوسف از دنیا رفت، گفتید: «خداوند پس از او هرگز پیامبری نخواهد فرستاد». این گونه، خداوند هر افراطگر تردید کننده ای را گمراه می سازد.
نکته ها
مؤمن آل فرعون برای هدایت و بیداری مردم، ابتدا تاریخ پیشینیان آنان را مطرح کرد و فرمود: مبادا آن بلائی که به قوم نوح و عاد و ثمود رسید، به شما نیز برسد. سپس سابقه خود بنی اسرائیل را به رُخ آنان کشید که شما در باره ی یوسف چنین و چنان کردید.
به هر نوع تجاوز از حدّ، «اسراف» گفته می شود و مراد از «مُسرف» در این آیه، کسی است که در مخالفت با حقّ پافشاری و اصرار می کند.** تفسیر راهنما.***
پیام ها
1- رفتار نیاکان در گرایش ها یا لجاجت های نسل آنان مؤثّر است. مؤمن آل فرعون گفت: اگر امروز به موسی ایمان نمی آورید راه دوری نرفته اید شما به یوسف هم ایمان نیاوردید. «جاءکم یوسف من قبل»
2- یوسف معجزات فراوان داشته است. «بالبینات»
3- شک، اگر مقدّمه ی تحقیق و حرکت شود ارزش دارد ولی اگر سبب رکود و سوء ظن شود یک آفت است. «فما زلتم فی شک»
4- شک، یک حالت طبیعی است، ولی تشکیک بی مورد ناپسند است. «فمازلتم فی شک مما جاءکم به»
5 - مرگ برای همه است، حتّی پیامبران. «حتی اذا هلک»
6- عقیده به ختم نبوت بعد از یوسف سبب شد که برخی از بنی اسرائیل، بعثت حضرت موسی را نپذیرند. «قلتم لن یبعث اللّه من بعده رسولا»
7- رضایت ما از جرم دیگران، ما را نیز شریک جرم می کند. (یوسف چهارصد سال قبل از موسی زندگی می کرده ولی چون نسل های بعدی به کفر نیاکانشان راضی بودند خداوند آنان را مخاطب قرار داده است).**تفسیر اطیب البیان.*** «قلتم لن یبعث اللّه»
8 - خاتمیّت پیامبر با خداست، نه خواست مردم. «قلتم لن یبعث اللّه من بعده رسولا»
9- خداوند مردم را بدون حجّت و راهنما نمی گذارد. (انتقاد آیه از کسانی است که بدون دلیل می گویند: «لن یبعث اللّه... رسولا»).
10- سنّت خداوند آن است که کسانی را که در مخالفت با حقّ پافشاری می کنند به حال خود رهایشان کند. «کذلک یُضِلّ اللّه من هو مسرف مرتاب»
11- کسی که راه انبیا را نپذیرد و حرکت نکند، استعدادها و لیاقت ها و الطافی را که حقّ دریافت داشته به هدر داده است. «مسرف مرتاب»
12- سقوط انسان مرحله ای است: در یک مرحله تشکیک می کند، «مسرف مرتاب» ولی در مرحله ی دیگر تکذیب. «مسرف کذّاب»**غافر، 28.***
13- فیض خداوند عام است، این افرادند که به خاطر روحیات و عملکرد بد، خود را محروم می کنند. «یُضل اللّه من هو مسرف مرتاب»

سوره 40. غافر آیه 35

آیه
ألَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ وَ عِندَ الَّذِینَ آمَنُواْ کَذَلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَی کُلِ ّ قَلْبٍ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ
ترجمه
کسانی که درباره ی آیات خداوند به ستیز و مجادله می پردازند، بدون آن که هیچ دلیلی برایشان آمده باشد، (این کار) نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آورده اند خشم بزرگی را به دنبال دارد. این گونه، خدا بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می نهد.
نکته ها
«سلطان» به معنای حجّت و برهان و «مَقت» به معنای خشم و غضب شدید است.
این آیه، تفسیری است برای آیاتی که می فرماید: خداوند بر دل ها مُهر می زند چون در این جا می فرماید: مهر خداوند بر دل های متکبّران جبّار است. «یطبع اللّه...»
پیام ها
1- جدال از سر جهل و بی فکری و بی دلیلی، سبب تردید و تشکیک و محروم شدن از هدایت الهی می گردد. «یضل اللّه من هو مسرف مرتاب الذّین یجادلون»
2- جدال نیز شیوه و اخلاق مخصوص به خود دارد و جدال بی دلیل مردود است. «یجادلون فی ایات اللّه بغیر سلطان...»
3- انبیا دلایل روشن دارند، «جاءکم بالبینات» ولی مخالفان دلیل ندارند. «بغیر سلطان»
4- دلیل وبرهان موجب نوعی سلطه وحکومت بر دیگران می شود. «بغیر سلطان»
5 - ستیزه گران بی دلیل، از محبوبیّت نزد خدا و مردم، محروم هستند. «مقتاً عنداللّه و عند الذّین آمنوا»
6- قهر خداوند، قانونمند است. «کذلک»
7- تکبّر نابجا انسان را از دریافت الطاف الهی محروم می کند. «یطبع اللّه علی کل قلب متکبّر جبّار»
8 - در نظامی که حاکمش فرعونِ متکبّر و جبّار است، در ارشاد مردم باید کلماتی آورده شود که آنان مصداقش را پیدا کنند. «یطبع اللّه علی کل قلب متکبّر جبّار»
9- دلیل انکار رسالتِ حضرت موسی (که در آیه ی قبل آمده بود) به خاطر روحیه ی تکبّر بود. «متکبّر جبّار»
10- مؤمنان باید در برابر ستیزه جویان و مجادله گران بی منطق موضع گیری کنند و از آنان برائت جویند و خشم خودشان را اعلام نمایند. «یجادلون... بغیر سلطان اتاهم کبر مقتاً... عند الذّین آمنوا»

سوره 40. غافر آیه 37،36

آیه
وَقَالَ فِرْعَوْنُ یَا هَامَانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَّعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ
أَسْبَابَ السَّمَوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَی إِلَهِ مُوسَی وَإِنِّی لَأَظُنُّهُ کَاذِباً وَ کَذَلِکَ زُیِّنَ لِفَرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَمَا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِی تَبَابٍ
ترجمه
و فرعون گفت: «ای هامان! برای من بنای بلندی بساز، شاید به وسایلی دست یابم.
وسایلی که سبب (صعود به) آسمان ها باشد، تا از خدای موسی اطلاع یابم، همانا من او را دروغگو می پندارم.» و این گونه برای فرعون کار زشتش زیبا جلوه داده شد و از راه حقّ بازماند و توطئه ی فرعون جز به نابودی و زیان نمی انجامد.
نکته ها
«صَرح» به معنای بنای بلندی است که از دور نمایان باشد و «تصریح» نیز به سخنی گویند که روشن باشد. «تباب» استمرار در خسارت است، چنانکه «تبت یدا ابی لهب» یعنی هلاکت ممتد و نابودی مطلق برای ابولهب باد.
موعظه های مؤمن آل فرعون مفید واقع شد. فرعونی که شعار «اقتل موسی » سر می داد و می گفت من موسی را می کشم و هیچ کس جز نظر من نباید نظری دهد، «ما اُریکم الاّ ما أری » پس از تلاش های مؤمن آل فرعون به جای کشتن موسی به فکر ساختن برج برای یافتن خدای موسی افتاد.
پیام ها
1- طاغوت ها همین که در میدان منطق می بازند، به کارهای جنجالی دست می زنند. «ابن لی صرحاً...» (هدف از ساختن برج و رصدخانه، جنجال بود زیرا آخر آیه می فرماید: «کید فرعون»)
2- دنیاگرایان همه چیز را مادّی می پندارند. (فرعون، خدا را در آسمان ها و راه خداشناسی را تنها از راه حسّ و دیدن می پنداشت) «فاطّلع الی اله موسی»
3- شیوه ی طاغوت ها، مردم فریبی و قدرت نمایی است. «ابن لی صرحاً»
4- تبلیغ و دعوت، بی اثر نیست. (فرعون در آغاز تصمیم به قتل موسی گرفت. «ذرونی اقتل موسی» امّا با سخنان مؤمن آل فرعون، از قطع به گمان رسید. «لاظنه کاذباً»
5 - کافر همه را به کیش خود پندارد. (چون فرعون خودش ادعای دروغ داشت و می گفت: من خدای شما هستم. «انا ربّکم الاعلی» موسی را نیز دروغگو می پنداشت). «لاظنه کاذبا»
6- یکی از شیوه های شیطان، تزیین بدی ها برای انسان است. «زیّن لفرعون سوء عمله»
7- هر کس بدی خود را زیبا دید در ارزیابی منحرف می شود، به فکر تغییر روش نمی افتد و از راه حقّ محروم می شود. «زیّن... و صدّ عن السبیل»
8 - نگران نباشید، توطئه طاغوت ها عاقبت ندارد و جز به زیان آنها نمی انجامد. «الاّ فی تباب»