فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 26

آیه
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَی وَلْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَن یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَن یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ
ترجمه
و فرعون گفت: «مرا بگذارید تا موسی را بکشم و او پروردگارش را به یاری طلبد (تا نجاتش دهد) همانا من می ترسم که دین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد بر پا کند».
نکته ها
در آیه قبل سخن از کشتن جوانان بنی اسرائیل بود که گویا این کار در نزد فرعون کافی نبود و کانون اصلی خطر در نظر فرعون خود موسی بود. لذا در این آیه موضوع کشتن موسی را مطرح می کند.
کشتن موسی بازتاب دشواری در افکار عمومی داشت و لذا فرعون با مشاوران و درباریانش به مشورت و رایزنی پرداخت. این که فرعون می گوید: «ذرونی» مرا رها کنید، نشانه آن است که مشاوران به قتل موسی تن در نمی دادند.
پیام ها
1- منطق طاغوت ها، کشتن رهبران حقّ است. «قال فرعون ذرونی اقتل موسی »
2- شیوه ی مستکبران، یا تکذیب است «فقالوا ساحر کذاب» یا تهدید است «ذرونی اقتل موسی » و یا تحقیر. «و لیدع ربّه»
3- حکومت فرعون، حکومتی استبدادی و خودکامه و بی قانون بود. «اقتل موسی »
4- مجرم، جنایت خود را توجیه می کند. (فرعون، ترس از تغییر دین مردم را دلیل قتل او می داند.) «اقتل... انی اخاف»
5 - طاغوت ها، خود را دوستدار مردم نشان می دهند. «انی اخاف ان یبدل دینکم»
6- طاغوت ها هر کجا حکومت خود را در خطر ببینند خود را حامی مردم، طرفدار دین و اصلاح طلب معرّفی می کنند. «انی اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر... الفساد»
7- دین در قرائت فرعونی، به معنای تسلیم در برابر طاغوت است. «یبدل دینکم»
8 - برقراری آرمش و امنیّت، دستاویز طاغوت ها برای سرکوب حرکت های دینی و اصلاحی است. «اقتل موسی... اخاف ان یبدل دینکم او ان یظهر... الفساد»
9- طاغوت ها، مصلحان تاریخ را مفسد معرّفی می کنند. «یظهر فی الارض الفساد»
10- طاغوت ها بقای خود را در حفظ وضع موجود می دانند و با هر حرکت اصلاحی مخالفت می کنند. «انی اخاف ان یبدل دینکم»
11- انبیا در مسائل سیاسی و اجتماعی دخالت می کردند و لذا مورد اذیّت و آزار طاغوت ها قرار می گرفتند. «یبدل دینکم او یظهر فی الارض الفساد»

سوره 40. غافر آیه 27

آیه
وَ قَالَ مُوسَی إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُم مِّن کُلِ ّ مُتَکَبِّرٍ لَّا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسَابِ
ترجمه
و موسی گفت: «من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متکبّری که به روز حساب ایمان ندارد پناه می برم».
نکته ها
موسی با گفتنِ «عُذت بربّی و ربّکم»ضمن اعلام پناهندگی خود به خدا، به مردم گفت: فرعون خدای شما نیست.
ضرب المثل «هر کجا نمک خوردی نمکدان نشکن» همه جا درست نیست، زیرا موسی سال ها سرسفره ی فرعون بود ولی چون فرعون حقّ را نپذیرفت، عاقبت به قهر الهی گرفتارش کرد.
پیام ها
1- در برابر تهدیدهای دشمن به خدا پناه ببریم. «انّی عُذتُ بربّی»
2- به کسی پناه ببریم که امور همه ی ما به دست اوست و همه تحت ربوبیّت او هستیم. «بربّی»
3- شخص فرعون مهم نیست، خصلت فرعونی مهم است که تکبّر باشد و باید از آن به خدا پناه برد. «کل متکبّر»
4- انبیا شجاع بودند. موسی در برابر تهدید قتل به فرعون گفت: تو متکبّر هستی. «متکبّر»
5 - ایمان نداشتن به حساب و کتاب، انسان را متکبّر می کند. «متکبّر لا یؤمن»

سوره 40. غافر آیه 28

آیه
وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أن یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَقَدْ جَآءَکُمْ بِالْبَیِّنَاتِ مِن رَّبِّکُمْ وَإِن یَکُ کَاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَإِن یَکُ صَادِقاً یُصِبْکُم بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ
ترجمه
و مردی با ایمان از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می داشت گفت: «آیا می خواهید مردی را که می گوید: پروردگار من خداوند است بکشید؟! در حالی که او از طرف پروردگارتان با دلایل روشن نزد شما آمده است، اگر او دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست ولی اگر راستگو باشد، بعضی از آنچه را به شما وعده می دهد به شما خواهد رسید، همانا خداوند کسی را که اسرافکار (و) بسیار دروغگو است هدایت نمی کند.
نکته ها
داستان مؤمن آل فرعون تنها در این سوره مطرح شده است. او شخصی از بستگان فرعون بود که مخفیانه به حضرت موسی ایمان آورده بود، ولی ایمان خود را پنهان می کرد تا به موقع به نفع موسی سخن بگوید، یا برای او کاری انجام دهد.
این شخص غیر از همسر فرعون و غیر از آن شخصی است که با سرعت از نقطه ی دور شهر خود را به موسی رساند و خبر توطئه ی دستگیریش را به او داد.
فخررازی و مراغی در تفاسیر خود می گویند: او از درباریان و رئیس پلیس فرعون بود.
بر اساس حدیثی که شیخ صدوق در امالی و فخر رازی در تفسیر خود آورده است، صدّیقون سه نفرند: حبیب نجّار (مؤمن آل یس)، مؤمن آل فرعون و علیّ بن ابی طالب که برترین آنان است.
مؤمن آل فرعون، به جای القاب بزرگ در مورد موسی، او را مردی ناشناس خواند و گفت: «رجلاً» تا فرعون به ایمان او پی نبرد.
«اسراف» به هر نوع تجاوز از حدّ گفته می شود، خواه تجاوز در مصرف باشد و خواه تجاوز در برخورد و اخلاق.
کسی که دلایل و معجزات انبیا را نادیده بگیرد، مسرف است.
در متون اسلامی ابوطالب پدر حضرت علی علیهما السلام در چگونگی ایمانش به مؤمن آل فرعون تشبیه شده است.** تفسیر نمونه.***
پیام ها
1- یکی از جلوه های امداد الهی که در اثر پناه بردن به او حاصل می شود، پیدا شدن طرفداران در میان مخالفان است. «عذت بربّی... قال رجلٌ»
2- خاطره ی مجادلات و استدلال های تاریخی را زنده نگاه دارید. (قرآن شیوه ی جدال مؤمن آل فرعون را بیان می کند). «و قال رجل...»
3- در نقل تاریخ به عناصر اصلی توجّه کنیم، نه نام ها و القاب. «رجل مؤمن»
4- کار کردن در دستگاه ظلم، برای انجام مأموریّتی مهم تر مانعی ندارد. «رجل مؤمن من آل فرعون»
5 - نظام و تشکیلات و جامعه ومحیط فاسد، دلیل اجبار انسان بر ارتکاب جرم نیست. (در نظام فرعونی نیز افراد مؤمن پیدا می شوند.) «و قال رجل مؤمن من آل فرعون»
6- گاهی تقیه و کتمان عقیده برای انجام کارهای مهم و رسیدن به اهداف بالاتر لازم است. «یکتم ایمانه»
7- برکات نهی از منکر تا آن جاست که پیامبری را از کشته شدن نجات می دهد و او نیز جامعه ای را نجات می دهد. «أتقتلون رجلاً»
8 - مؤمن، بی تفاوت نیست؛ حامی مظلوم است و علیه ظالم فریاد می کشد. «أتقتلون رجلاً»
9- وجدان های خفته را از طریق سؤال بیدار کنید. «أتقتلون...»
10- در نظام طاغوتی، تبلیغ نام خداوند نیز جرم است. «أتقتلون رجلاً ان یقول ربّی اللّه»
11- مؤمن با منطق دفاع می کند. «أتقتلون... جاءکم بالبینات»
12- در شیوه ی تبلیغ، تعصّب را کنار بگذاریم. (مؤمن آل فرعون گفت: موسی یا راست می گوید یا دروغ، اگر راست گوید که آنچه وعده می دهد پیش خواهد آمد و اگر دروغ گوید، به عهده ی خودش.) «ان یک کاذبا... و ان یک صادقا»
13- زیان دروغ به خود دروغگو برمی گردد. «ان یک کاذبا فعلیه کذبه»
14- اسراف و تکذیب، دو مانع برای هدایت هستند. «لا یهدی هو مسرف کذاب»