فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 14،13

آیه
هُوَ الَّذِی یُریکُمْ آیَاتِهِ وَیُنَزِّلُ لَکُم مِّنَ السَّمَآءِ رِزْقاً وَمَا یَتَذَکَّرُ إِلَّا مَن یُنِیبُ
فَادْعُواْ اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ
ترجمه
اوست آن که آیات خود را به شما نشان می دهد و از آسمان برای شما روزی نازل می کند، ولی جز آن که به درگاه خدا انابه دارد، متذکّر نمی شود.
پس خدا را بخوانید در حالی که دین خود را برای او پیراسته کرده اید، هر چند کافران را ناخوش آید.
نکته ها
آیات قبل، از شرک و کیفر آن سخن گفت و این آیه مردم را به توحید دعوت می کند.
در این آیه می فرماید: تنها اهل انابه متذکّر می شوند و در آیه ی 19 سوره ی رعد فرمود: تنها خردمندان متذکّر می شوند: «انّما یتذکّر اولوا الالباب» بنابراین، خردمندان واقعی همان انابه کنندگانند و انابه کنندگان واقعی همان خردمندانند. آری، اشک باید بر اساس معرفت باشد. «تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحقّ»**مائده، 83.***
در قرآن سه بار جمله ی «ولو کره الکافرون» و دوبار جمله ی «ولو کره المشرکون» و «ولو کره المجرمون» به چشم می خورد و این نشان آن است که ما در راه خود نباید به فکر جلب رضایتِ کافران و مشرکان و مجرمان باشیم و به خاطر ناراضی بودنِ آنها، از انجام وظیفه ی خود دست بکشیم.
پیام ها
1- هستی، پر از نشانه های توحید است، چرا به سراغ دیگران برویم. «و ان یشرک به تومنوا... هو الذّی یریکم آیاته»
2- خداوند پیوسته از طریق نشان دادن آیات خود و نزول باران، مردم را به قدرت و حکمت و علم خود متوجّه می سازد و اتمام حجّت می کند. «یریکم آیاته... ینزّل»
3- سرچشمه ی رزق، آسمان است. خورشید و ابر و جوّ، تأمین کننده نور و گرما و باران و اکسیژنِ مورد نیاز برای حیات هستند. «من السماء رزقاً»
4- اول زمینه را آماده و سپس دعوت کنید. «یریکم آیاته... فادعوا اللّه»
5 - اول شناخت، سپس عمل. «یریکم آیاته... فادعوا...»
6- دعا و اظهار نیاز خالصانه ی شما، سبب رشد شماست، نه بزرگی خدا. «العلی الکبیر هو الذّی یریکم... فادعوا اللّه مخلصین»
7- وسایل مهم نیست، تصمیم و اراده مهم است. (آیات الهی وسیله ی معرفت هستند، امّا اگر انسانِ کوردل نخواهد، نمی فهمد. آری حالت انابه زمینه ساز درک آیات الهی و تأثیر پذیری است.) «و ما یتذکّر الاّ مَن یُنیب»
8 - هیچ گونه نظریه و قانون و سلیقه و تمایل و عادات و رسوم و رفتار نیاکان و دیگران و هیچ گونه تهدید و تبلیغ و تطمیع، نباید در آیین توحیدی شما اثر کند. «مخلصین له الدین»
9- تنها خداوند شایسته دعا و نیایش است. «فادعوا اللّه»
10- اخلاص، شرط قبول شدن دعا است. «فادعوا اللّه مخلصین»
11- به فکر راضی کردن کفّار و دگراندیشان نباشیم. «ولو کره الکافرون»

سوره 40. غافر آیه 16،15

آیه
رَفِیعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَی مَن یَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِ لِیُنذِرَ یَوْمَ التَّلَاقِ
یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا یَخْفَی عَلَی اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْ ءٌ لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
ترجمه
او دارای درجات رفیع (و) صاحب عرش است، (و) از طرف خود فرشته ی وحی (روح الامین) را بر هر کس از بندگانش که بخواهد می فرستد تا مردم را از روز ملاقات (و قیامت) بترساند.
روزی که مردم ظاهر و آشکارند و هیچ چیز از آنان بر خداوند پنهان نیست. (در آن روز ندا آید:) امروز حکومت برای کیست؟ (و پاسخ آید:) برای خداوند یکتای قهّار.
نکته ها
رفعت و بزرگی دو نوع است:
الف) مکانی، نظیر آیه ی «یرفع ابراهیم القواعد»**بقره، 127.*** که بالا بردن پایه های کعبه، مکانی است.
ب) مقامی، نظیر «یرفع اللّه الذّین آمنوا... درجات»**مجادله، 58.***
«رفیع الدرجات» را دو گونه می توان معنا کرد:
یکی آنکه خداوند دارای درجات و منزلت بلند و برترین مقام است،
دیگر آنکه خداوند درجات مردم را بر حسب لیاقت آنان بالا می برد، نظیر آیه «یرفع اللّه الذّین آمنوا» و آیه «رفع بعضکم فوق بعض»**انعام، 165.*** که به معنای آن است که خداوند بعضی را بر بعضی به خاطر عملکردی که دارند برتری می دهد.
مراد از روح، یا خود وحی است که سبب حیات معنوی جامعه می شود و یا فرشته ی مأمور وحی. در موارد دیگر می خوانیم: «و کذلک اوحینا الیک روحاً من امرنا»** شوری، 52.*** و «ینزل الملائکة بالروح من امره علی من یشاء من عباده ان انذروا»**نحل، 2.***
از اینکه قرآن و وحی به روح نامگذاری شده است، «یلقی الروح» معلوم می شود که وحی سبب حیات مردم است و پیامبران مردم را برای حیات معنوی دعوت می کنند. «دعاکم لما یحییکم»**انفال، 24.***
امام صادق علیه السلام فرمود: روز قیامت روز ملاقات اهل آسمان ها با اهل زمین است.**تفسیر نورالثقلین.***
فرستنده ی وحی، خداوندِ صاحب عرش است.
گیرنده ی وحی، بندگان خالصی هستند که خدای حکیم بر می گزیند. «من یشاء من عباده»
هدف و موضوع وحی، هشدار است. «لینذر»
واسطه ی وحی، فرشته ای مخصوص است. «یلقی الروح»
در روایات می خوانیم: سؤالِ «لمن الملک» از سوی خداوند و پاسخِ «للّه الواحد القهار» از سوی انبیا و اولیای الهی است.**تفسیر المیزان.***
بروز و ظهور مردم در قیامت و حضور آنان در پیشگاه الهی به صورتی که هیچ نقطه ی ابهامی برای قضاوت عادلانه باقی نگذارد، به خاطر اموری است:
الف) هموار شدن زمین و حذف کوه ها. «قاعاً صَفصفا»**طه، 106.***
ب) خروج همه از قبرها. «و اذ القبور بعثرت»**انفطار، 4.***، «و أخرجت الارض اثقالها»**زلزله، 2.***
ج) گشوده شدن نامه ی اعمال. «و اذا الصّحف نُشرت»**تکویر، 10.***
د) تجسم اعمال. «ینظر المرء ما قَدّمت یداه»**نباء، 40.***
ه) کشف مسایل مخفی. «بدالهم ما کانوا یخفون من قبل»**انعام، 28.***
و) گواهی اعضای بدن. «تشهد أرجلهم»**یس، 65.***

پیام ها
1- خداوند، انسان های لایق را به کمال می رساند. «رفیع الدرجات»
2- اخلاص، زمینه ی ارتقای درجه است. «مخلصین له الدین... رفیع الدرجات»
3- اعطای درجات از سوی حاکم مطلق جهان ارزش دارد. «رفیع الدرجات ذوالعرش»
4- نزول وحی توسط فرشته ی مخصوص، با اراده ی خداست. «من امره»
5 - گزینش پیامبران برای دریافت وحی وابسته به اراده اوست. «من یشاء»
6- شرط دریافت وحی، بندگی خداست. «من عباده»
7- وظیفه اصلی پیامبران، انذار است. «لینذر»
8 - قیامت روز ملاقات است. «یوم التلاق» (ملاقات با پروردگار. «ملاقوا ربّهم»** هود، 29.***)
9- آشنا شدن مردم با معاد و باور داشتن آن از اهداف نزول وحی است. «یلقی الروح... لینذر یوم التلاق»
10- روز قیامت تمام اسرار و حقایق مردم کشف می شود و جایی برای انکار باقی نمی ماند. «هم بارزون»
11- در قیامت، نژاد و زبان و قبیله و مقام و سرمایه و همه ی چیزها محو می شود و تنها انسانیّت مطرح است. «هم بارزون»
12- در قیامت قدرت و علم و قهاریّت خداوند برای همه ملموس است و همه به آن اعتراف می کنند. «... للّه الواحد القهّار»
13- قدرت، در سایه ی وحدت است. «الواحد القهّار»

سوره 40. غافر آیه 17

آیه
ألْیَوْمَ تُجْزَی کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْیَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ
ترجمه
امروز، هر کس در برابر کاری که کسب کرده است پاداش داده می شود؛ امروز هیچ ظلمی نیست؛ همانا خداوند به حساب ها زود می رسد.
نکته ها
در آیه ی قبل و این آیه، شش نکته درباره ی قیامت مطرح شده است:
الف) حضور همه ی مردم. «هم بارزون»
ب) کشف همه ی اعمال و افکار. «لا یخفی علی اللّه شی ء»
ج) جلوه ی قدرت حقّ. «لمن الملک الیوم للّه الواحد القهّار»
د) رسیدن هر کس به جزای خویش. «تجزی کل نفس»
ه) عدالت مطلق. «لا ظلم الیوم»
و) سرعت حساب. «سریع الحساب»
قیامت روز بسیار مهمی است. در این آیه و آیه ی قبل چهار بار کلمه ی «یوم» آمده است؛ «یوم هم بارزون»، «لمن الملک»، «الیوم تجزی»، «لا ظلم الیوم»
ظلم جلوه هایی دارد:
الف) نادیده گرفتن زحمات افراد.
ب) کم دادن پاداش.
ج) کیفر مجرم بیش از حقّش.
و در قیامت هیچ یک از این ها نیست و به کسی ظلم نمی شود. «لا ظلم الیوم»
در روایات می خوانیم که مراد از جمله ی «لا ظلم الیوم» آن است که در قیامت تقاص مظلوم را از ظالم خواهیم گرفت.** تفسیر مجمع البیان.***
طولانی شدن دوره ی دادرسی در دنیا یا به خاطر انکار مجرم و پوشاندن جرم است، که در قیامت، زمین و زمان و اعضای بدن و فرشتگان و نامه های اعمال همه گواهند و جایی برای انکار و مخفی نمودن جرم نیست.
یا به خاطر دفاع مجرم از خود است، که آن روز همه به خلاف های خود اعتراف دارند و دفاعی ندارند.
یا به خاطر احضار افراد و پرونده هاست، که همه حاضرند و پرونده ها باز است.
یا به خاطر تأمل قاضی و تجدید نظر است، که چیزی بر خداوند پوشیده نیست.
یا به خاطر ظرفیّت نداشتن زندان هاست که در آن روز، جهنّم پر نمی شود.
یا به خاطر کارشکنی هایی است که طرفداران مجرم در دادگاه دارند که در آن جا شفیع و یاوری وجود ندارد.
بنابراین در قیامت خداوند به حساب ها زود رسیدگی می کند. «ان اللّه سریع الحساب»
پیام ها
1- در قیامت هیچ کس از حساب و کتاب مستثنی نیست. «تجزی کل نفس...»
2- کیفر و پاداش بر اساس عملکرد است. «تجزی... بما کسبت»
3- خلاف هایی کیفر دارد که همراه آگاهی و عمد باشد. «کسبت»
4- معمولاً قدرت های تک محور ستمگرند، امّا خداوند با این که یگانه قدرت قهار است ولی ظلم نمی کند. (قهّاریّت او همراه عدالت است). «الواحد القهّار... لا ظلم الیوم»
5 - معمولاً ازدحام و شلوغی دادگاه، یا زمینه ی کند شدن کار قضاوت می شود که او «سریع الحساب» است و یا حقوق مردم به درستی ایفا نمی شود که «لا ظلم الیوم» در آن روز ظلمی وجود ندارد.