فهرست کتاب


تفسیر سوره غافر

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 40. غافر آیه 7،6

آیه
وَکَذَ لِکَ حَقَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ
الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُواْ رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْ ءٍ رَّحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُواْ وَ اتَّبَعُواْ سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ
ترجمه
و بدین گونه (که احزاب در دنیا عقوبت شدند) وعده عذاب پروردگارت درباره ی کسانی که کفر ورزیدند قطعی شد که آنان اهل دوزخند.
کسانی که عرش (خدا) را حمل می کنند وآنان که اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستایش تسبیح کرده (و به پاکی یاد می کنند) و به او ایمان دارند و برای کسانی که ایمان آورده اند (از خداوند) آمرزش می خواهند (ومی گویند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است، پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی کرده اند بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ کن.
نکته ها
در آیات قبل خواندیم که مردم در برابر دعوت انبیا دو دسته شدند و لذا گروهی مورد مغفرت قرار می گیرند و گروهی با قهر الهی رو به رو هستند. این آیه دعای فرشتگان و حمایت آنان را از گروه اول بیان می کند.
عرش چیست؟
در قرآن بیست مرتبه به عرش خدا اشاره شده است. در لغت، «عَرش»، تختِ پایه بلند و «کرسیّ» تخت پایه کوتاه است. وقتی می خوانیم: «وسع کرسیّه السموات و الارض» کرسی او هستی را در بر گرفته، پس عرش او چگونه است؟
عرش یا کنایه از مرکز قدرت الهی است و یا مرکز صدور احکام الهی و مراد از «حاملان عرش» فرشتگانی هستند که تعدادشان هشت نفر معرّفی شده است. «یحمل عرش ربّک فوقهم یومئذ ثمانیة»**حاقّه، 7.***
گفتنی است که حقیقت عرش برای ما روشن نیست ولی از مجموع آیات شاید بتوان این مسأله را دریافت که جهان هستی دارای یک مرکز است و خداوند بر آن مرکز احاطه ی کامل دارد. «استوی علی العرش» و اجرای اراده ی الهی از طریق فرشتگانی است که در اطراف این مرکز فرماندهی هستند.
امام صادق علیه السلام فرمود: عرش، همان علم است که خداوند پیامبرانش را از آن آگاه کرده است. «العرش هو العلم الذّی اطلع اللّه علیه انبیائه و رسله»**معانی الاخبار، ص 29.***
در کنار کلمه عرش آیاتی مطرح است که در جمع بندی آنها انسان به مرکز فرماندهی می رسد نظیر:
«استوی علی العرش»
«یغشی الّیل النّهار... له الخلق و الامر»**اعراف، 54.***
«یدبّر الامر»**یونس، 3.***
«... یفصّل الآیات»**رعد، 2.***
«یعلم ما یلج فی الارض و ما یخرج منها و ما ینزل من السماء و ما یعرج فیها»**حدید، 4.***
گردش شب و روز و تدبیر امور و تفصیل آیات و آگاهی از تمام ذرّات هستی و آنچه از آسمان نازل می شود و آنچه به آسمان بالا می رود، رمز آن است که تمام این امور در عرش الهی واقع می شود.
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: عرش، حقیقتی از حقایق و امری از امور خارجی و مرکز تدبیر امور جهان است.**تفسیر المیزان.***
امام صادق علیه السلام فرمود: عرش و کرسی، از بزرگ ترین درهای عالم غیب هستند. «العرش و الکرسی بابان من اکبر ابواب الغیوب»
مراد از عرش، تخت جسمی نیست، زیرا تخت روی آب بند نمی شود. «و کان عرشه علی الماء»**هود، 7.*** بلکه مراد آن است که روزی که هنوز زمین و آسمان نبود و جهان یکسره آب بود، قلمرو فرماندهی خداوند بر آب بود و پس از پیدایش آسمان ها و زمین ستاد فرماندهی جهان هستی به آسمان ها منتقل شد.

پیام ها
1- قهر خداوند بر کفّار یکی از سنّت های الهی است. «کذلک حقّت کلمت ربّک»
2- کیفر الهی گزاف نیست بلکه بر اساس عدل و حقّ است. «حقّت کلمت ربّک»
3- مجازات و کیفر مجرمان از شئون ربوبیّت است. «حقّت کلمت ربّک»
4- عامل نابودی گذشتگان کفر بوده است. «حقّت کلمت ربّک علی الذّین کفروا»
5 - مؤمنان باید به خود بنازند که مقرّبان درگاه الهی همواره به آنان دعا می کنند. «یحملون العرش و یستغفرون»
6- اسلام، فکر انسان را از خوراک و پوشاک و مسکن، به عرش و فرشته و تسبیح و تحمید بالا می برد. «یحملون العرش - یسبّحون»
7- بی نهایت، تنها خداست، حتّی عرش الهی محدودیّت دارد. «حوله»
8 - حمد و تسبیح، بارها در قرآن در کنار هم ذکر شده است و در ذکر رکوع و سجود قرین یکدیگرند. «یسبّحون بحمد ربّهم»
9- آداب دعا این است: ابتدا تسبیح و تحمید، «یسبحون بحمد ربّهم» سپس تجلیل و توصیف، «وسعت کل شی ء رحمة و علما» آن گاه دعا. «فاغفر»
10- سنگینی مسئولیّت، شما را از تسبیح و تحمید خدا و یاد نیازمندان باز ندارد. فرشتگان حامل عرش، هم به یاد خدا هستند، «یسبّحون بحمد ربّهم» و هم محتاجان را دعا می کنند. «یستغفرون للذّین آمنوا»
11- در دعا سنخیّت لازم است. فرشتگانِ اهل ایمان برای مؤمنان دعا می کنند. «یؤمنون... یستغفرون للذّین آمنوا»
12- ایمان، رشته اتصال و ارتباط میان عالم ملک با عالم ملکوت است. «یؤمنون به و یستغفرون للذّین آمنوا»
13- استغفار کسانی در حقّ دیگران مؤثّر است که خود اهل ایمان باشند. «یؤمنون به و یستغفرون للذّین آمنوا»
14- میان فرشتگان و انسان رابطه است. (امام سجّاد علیه السلام در صحیفه ی سجّادیه به گروه هایی از فرشتگان دعا و درود می فرستد و) فرشتگان حامل عرش در این آیه به انسان ها درود می فرستند. «یستغفرون للذّین آمنوا»
15- دعا به دیگران، یک ارزش پسندیده و شناخته شده ی قرآنی است. «و یستغفرون للذّین آمنوا»
16- کسانی مشمول دعای فرشتگانند که اهل ایمان و عمل باشند. «آمنوا... اتبعوا»
17- توبه به تنهایی کافی نیست، پیروی عملی لازم است. «تابوا و اتبعوا»
18- راه نجات، در پیروی از راه خداست. «و اتبعوا سبیلک و قهم عذاب الجحیم»

سوره 40. غافر آیه 8

آیه
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ ءَابَآئِهِمْ وَ أَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
ترجمه
پروردگارا! و آنان را با هر کس از پدران و همسران و فرزندانشان که صلاحیّت دارند به باغ های اقامتی که به ایشان وعده داده ای وارد کن؛ همانا تو همان خدای عزیز و حکیمی.
نکته ها
در مورد با هم بودن اعضای یک خانواده که همه بهشتی باشند، در جای دیگر قرآن نیز می خوانیم: «الحقنا بهم ذرّیاتهم»**طور، 21.*** نسل مؤمن را در بهشت به نیاکانشان ملحق می کنیم.
انبیا و فرشتگان دعاهای خود را با «ربّنا» و «ربّ» آغاز می کردند:
دعای حضرت آدم: «ربّنا ظلمنا انفسنا»**اعراف، 23.***
دعای حضرت نوح: «ربّ اغفرلی ولوالدی»**نوح، 28.***
دعای حضرت ابراهیم: «ربّ اجعل هذا بلداً آمنا»**بقره، 126 - 128.***
دعای حضرت یوسف: «ربّ قد آتیتنی من الملک»**یوسف، 101.***
دعای حضرت موسی: «ربّ بما أنعمت علیّ من خیر فقیر»**قصص، 24.***
دعای حضرت سلیمان: «ربّ أوزعنی ان اشکر نعمتک»**نمل، 19.***
دعای حضرت عیسی: «ربّنا أنزل علینا مائدة»**مائده، 114.***
دعای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله: «ربّ أعوذ بک من همزات الشیاطین»**مؤمنون، 97.***
دعای مؤمنان: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا فقنا عذاب النار»**آل عمران، 191 - 194.***
دعای فرشتگان در این آیه که می گویند: «ربّنا و ادخلهم جنّات»

پیام ها
1- مشمول دعای اولیای خدا شدن، صلاحیّت لازم دارد. «ادخلهم... و من صلح»
2- نجات از دوزخ کافی نیست؛ ورود به بهشت ارزش دارد. «قهم عذاب الجحیم - ادخلهم جنات»
3- اول پاکی از بدی ها، سپس دریافت کمالات. «قهم - ادخلهم»
4- ورود به بهشت، صلاحیّت می خواهد. «ادخلهم جنات... و من صلح»
5 - رابطه بدون لیاقت و صلاحیّت ارزش ندارد ولی در کنار ضابطه ارزش افزوده دارد. (صلاحیّت داشتن ضابطه و قانون است و ملحق شدن به بستگان رابطه است.) «من صلح من اباءهم»
6- خداوند، قدرت بر اعطا دارد ولی عطای او حکیمانه است. «العزیز الحکیم»
7- همجواری و همزیستی بستگان یک نعمت الهی است. «ادخلهم و من صلح...»
8 - عزّت مخصوص خداست. «انّک انت العزیز»

سوره 40. غافر آیه 9

آیه
وَ قِهِمْ السَّیِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
ترجمه
(پروردگارا!) آنان را از بدی ها (و کیفر اعمالشان) حفظ کن و هر کس را در آن روز از بدی ها حفظ کنی، پس مشمول رحمتت ساخته ای؛ و این همان رستگاری بزرگ است.
پیام ها
1- پاک بودن، هم به همت و اراده ی انسان نیاز دارد، «نهی النفس عن الهوی »**نازعات، 40.*** و هم به دور بودن از افراد و مشاغل و مکان ها و افراد بد، «اعرض عنهم»**مائده، 42.***، «فلا تقعدوا معهم»**نساء، 140.*** و هم به لطف و امداد الهی. «و قهم السئیات»
2- رحمت الهی، تنها کامیابی مادی نیست، بیمه شدن از گناهان، یکی از آنهاست. «و مَن تق السّیئات یومئذ فقد رحمته»
3- رستگاری بزرگ، در صورتی است که انسان از آفات معنوی و مادی، هر دو دور باشد. «السّیئات». (هم آفات معنوی سیّئه است. «مَن کسب سیّئة»**بقره، 81 .*** و هم آفات مادی. «و اِن یصبکم سیئة یفرحوا بها»**آل عمران، 120.*** چنانکه حسنه، هم مصداق دنیوی دارد و هم اُخروی. «ربّنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخرة حسنة»**بقره، 201.***)
4- توفیق مصونیّت از گناه را باید از خدا خواست. «و قهم السیئات»
5 - رستگاری را هنر خود ندانیم بلکه لطف و رحمت او بدانیم. «فقد رحمتَه و ذلک هو الفوز العظیم»
6- رستگاری، در رفاه دنیوی نیست بلکه در تقواست. «مَن تق السیئات... ذلک هو الفوز العظیم»