فهرست کتاب


آذرخش کربلا

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

ضرورت نظارت جامعه بر اعمال دیگران

افزون بر اینکه گرایش فردی، زشتیها و کاستیهای فراوانی دارد، اگر فردگرایی نیز اصل و زیربنای نگرش به انسان باشد، در جامعه نمی توان از مسئولیت اجرایی و نظارت بر کار دیگران به کلی کناره گرفت؛ زیرا مصالح و منافع نیز لذتها و رنجهای انسانها در خارج به یکدیگر بستگی دارد، و هر قدر نیز انسان به فکر منافع شخصی خود باشد، می فهمد که منفعت شخصی او جز با کمک دیگران تأمین نمی شود. اگر انسان بخواهد در زندگی لذتی داشته باشد، به تنهایی نمی تواند به این لذت برسد، بلکه باید فرد دیگری نیز باشد تا بتواند با او لذت ببرد. اگر انسان بخواهد در فعالیت اجتماعی، تجارت یا صنعت پیشرفت کند، به تنهایی نمی تواند موفق شود، بلکه مجبور است با دیگران همکاری کند. اگر انسان بخواهد از بهداشت مناسب برخودار بوده، و محیط سالمی داشته باشد، به تنهایی نمی تواند تصمیم بگیرد، زمانی محیط سالم می ماند که دیگران نیز به سلامت محیط کمک کنند. محض نمونه، امروزه در دنیا، ضررهای دخانیات برای همه انسانها روشن شده است. بدین جهت، در بعضی اماکن چون اتاقهای دربسته و سالنهای عمومی، استعمال دخانیات را ممنوع کرده اند. از این روی، اگر فردی بخواهد سیگار بکشد، باید از ساختمان خارج شود و به فضای آزاد برود و بعد به داخل ساختمان برگردد؛ زیرا اگر بنا باشد هر کسی در اتاق یا سالن سیگار بکشد، دیگران نیز به اجبار و بدون اختیار خود، دود آن را تنفس می کنند و این برای آنان زیان بار است. به طور قطع، کسانی که روحیه فردگرایی دارند نیز باید امر را رعایت کنند.
در این زمینه مثال بسیار زبیایی وجود دارد. گروهی از مردم سوار کشتی بودند. یکی از سرنشینان کشتی دست به کار سوراخ کردن محل نشستن خود شد. دیگران به او اعتراض کردند که «چرا کشتی را سوراخ می کنی؟» او گفت: این نقطه کشتی در اختیار من است و اینجا هم خود من نشسته ام. من جای خود را سوراخ می کنم و به محل نشستن شما کاری ندارم. سایر سرنشینان دست او را گرفتند و گفتند: «درست است که تو فقط جای خود را سوراخ می کنی، ولی وقتی آب در داخل کشتی افتاد، دیگر من و تو را نمی شناسد؛ کشتی و همه ما باهم غرق می شویم».
در زندگی اجتماعی، انسان نمی تواند فقط منفعت خود را ببیند و فقط به کار خود توجه داشته باشد و در کار دیگران دخالت نکند. هنگامی که انسان دید، فردی به جامعه ضرر می زند، باید دست او را بگیرد و او را از این عمل باز دارد. در اینجا جامعه به این فرد اجازه نمی دهد که بگوید اینجا جای خود من است؛ خانه خود من یا شهر خود من است؛ بلکه وقتی فرد به همه زیان می رساند، هر قدر هم این جامعه فردگرا باشد، دست کم برای محافظت از منافع شخصی افراد، در کار او دخالت می کند و مانع ضرر زدن او به جامعه می شود.
در نتیجه، در جوامعی نیز که فردگرایی به نحو کامل بر آنها حاکم است، نظارت عمومی مردم تا حدی وجود دارد.

حدود نظارت جامعه بر اعمال دیگران

در جوامع غربی که فردگرایی بر آنها حاکم است، همه می فهمند که اگر تا حدی در کار دیگران نظارت نکنند، همگی زیان خواهند دید. از این روی، لازم می دانند که جامعه در مواردی بر کارها نظارت داشته باشد؛ اما اگر عمل فردی - هر چند خیلی قبیح و زشت - به آنان ارتباطی پیدا نکند و منافع مادی شان را به خطر نیندازند، با آن کاری ندارند. آنان معتقدند ضرر این عمل قبیح به خود شخص بازمی گردد، و افراد جامعه در این زمینه با او کاری ندارند. تعبیر «به من چه» و «به تو چه»، که در چنین مواردی به کار می رود، همان فردگرایی است. اما آنان در جایی که زیان به افراد دیگر برگردد، حساسیت نشان می دهند. اگر ضرر فقط متوجه خود فرد شود، افراد جامعه می گویند: «به من چه!» حتی اگر کسی بخواهد به او بگوید به بدن خود ضرر نزن، در پاسخ می گوید: «به تو چه!»

نگرش غرب در زمینه نظارت بر امور معنوی

تا اینجا سخن از فردگرایی و جامعه گرایی در امور مادی بود که به انسانها مربوط می شود. اما اکنون باید دید که در امور معنوی این نظارت چگونه است. اگر رفتاری موجب ضرر معنوی برای جامعه شود، آیا آنجا می توان بر کار دیگران نظارت کرد یا نه؟ تا به حال، صحبت از فردگرایی و جامعه گرایی در امور مادی بود. اقتضای فردگرایی این است که هرگاه نفع و ضرر کار یک فرد به ما مربوط نباشد، او را رها کنیم. این نگرشی است که امروزه کم و بیش در غرب حاکم است و اصطلاحا به آن اندیویژوالیزم(244) می گویند.
اما جامعه گرایان غربی، نظارت بر کار دیگران را فقط در امور مادی صحیح می دانند، و در جایی که اعمال افراد مربوط به امور معنوی - مانند کفر، ایمان، حق و باطل - می شود، دخالت را مجاز نمی دانند. به عبارت دیگر، در غرب، آنجا که اعمال افراد به دین، اخلاق و معنویات افراد دیگر باز می گردد به هیچ کس اجازه داده نمی شود.