فهرست کتاب


آذرخش کربلا

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

نگرش اسلام به انسان

مکتب انبیای الاهی و به خصوص دین مقدس اسلام، نگرش جامعه گرایی را تقویت می کند. دین اسلام می کوشد به گونه ای انسان را تربیت کند که در همه مراحل زندگی، به کل انسانها - به خصوص اعضای جامعه اسلامی - نظر داشته باشد. برای مثال، در نماز که یک عبادت فردی است(243) و در قرائت سوره حمد، شخص نمازگزار، در مقام اظهار عبودیت، خطاب به خداوند نمی گوید: «من تو را می پرستم»، بلکه می گوید: إیاک نعبد؛ «ما تو را می پرستیم». اگر انسان در نیمه های شب به تنهایی در محراب عبادت می ایستد و نماز می خواند، باید بگوید: «ما تو را می پرستیم». اگر مسلمانی در بیابانی که هیچ انسانی نیست، به تنهایی به نماز بایستد، باید بگوید: إیاک نعبد و إیاک نستعین؛ یعنی «ما» فقط تو را می پرستیم و «ما» تنها از تو کمک می خواهیم. مؤمنان باید همدیگر را در کنار خود ببینند. همچنین هنگامی که نماز تمام می شود، نمازگزار می گوید: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. سلام بر شخص پیامبر صلی الله علیه و اله و گفتن السلام علیک ایها النبی و نیز به جهت شخصیت برجسته پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله و امتیاز جداگانه ای است که آن حضرت دارند. اما نماز با «السلام علیک ایها النبی» تمام نمی شود، بلکه با السلام علینا و علی عباد الله الصالحین. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته تمام می شود. انسان در نماز، همواره مؤمنان را کنار خود می بیند، و نیز هنگامی که می خواهد از نماز خارج شود، باز هم باید بر همه مؤمنان سلام کند. این تربیت اسلامی است. در تمام دستورات اسلامی، چه عبادتهای فردی و چه عبادتهای اجتماعی، در مسائل اقتصادی، اجتماعی و تربیتی، و حتی در جهاد، دفاع، و در همه جا، مسلمان باید خود را با سایر مؤمنان شریک و همراه بداند. اقتضای تربیت خاص اسلامی چنین است.

نگرش غرب به انسان

تربیت غربی - به ویژه در دو قرن اخیر - فردگراست. در نگرش لائیک، انسان فقط مصلحت خود را در نظر می گیرد. از این روی، نزدیک ترین و انسانی ترین روابط عاطفی روی به ضعف نهاده است: خانواده ها متلاشی می شوند؛ زنان، شوهران، پدران و فرزندان بسیاری هستند که جدا از هم زندگی می کنند؛ همسایه ها از یکدیگر خبر ندارند. در این دیدگاه، محور فکری انسان منفعت و لذت شخصی است.

ضرورت نظارت جامعه بر اعمال دیگران

افزون بر اینکه گرایش فردی، زشتیها و کاستیهای فراوانی دارد، اگر فردگرایی نیز اصل و زیربنای نگرش به انسان باشد، در جامعه نمی توان از مسئولیت اجرایی و نظارت بر کار دیگران به کلی کناره گرفت؛ زیرا مصالح و منافع نیز لذتها و رنجهای انسانها در خارج به یکدیگر بستگی دارد، و هر قدر نیز انسان به فکر منافع شخصی خود باشد، می فهمد که منفعت شخصی او جز با کمک دیگران تأمین نمی شود. اگر انسان بخواهد در زندگی لذتی داشته باشد، به تنهایی نمی تواند به این لذت برسد، بلکه باید فرد دیگری نیز باشد تا بتواند با او لذت ببرد. اگر انسان بخواهد در فعالیت اجتماعی، تجارت یا صنعت پیشرفت کند، به تنهایی نمی تواند موفق شود، بلکه مجبور است با دیگران همکاری کند. اگر انسان بخواهد از بهداشت مناسب برخودار بوده، و محیط سالمی داشته باشد، به تنهایی نمی تواند تصمیم بگیرد، زمانی محیط سالم می ماند که دیگران نیز به سلامت محیط کمک کنند. محض نمونه، امروزه در دنیا، ضررهای دخانیات برای همه انسانها روشن شده است. بدین جهت، در بعضی اماکن چون اتاقهای دربسته و سالنهای عمومی، استعمال دخانیات را ممنوع کرده اند. از این روی، اگر فردی بخواهد سیگار بکشد، باید از ساختمان خارج شود و به فضای آزاد برود و بعد به داخل ساختمان برگردد؛ زیرا اگر بنا باشد هر کسی در اتاق یا سالن سیگار بکشد، دیگران نیز به اجبار و بدون اختیار خود، دود آن را تنفس می کنند و این برای آنان زیان بار است. به طور قطع، کسانی که روحیه فردگرایی دارند نیز باید امر را رعایت کنند.
در این زمینه مثال بسیار زبیایی وجود دارد. گروهی از مردم سوار کشتی بودند. یکی از سرنشینان کشتی دست به کار سوراخ کردن محل نشستن خود شد. دیگران به او اعتراض کردند که «چرا کشتی را سوراخ می کنی؟» او گفت: این نقطه کشتی در اختیار من است و اینجا هم خود من نشسته ام. من جای خود را سوراخ می کنم و به محل نشستن شما کاری ندارم. سایر سرنشینان دست او را گرفتند و گفتند: «درست است که تو فقط جای خود را سوراخ می کنی، ولی وقتی آب در داخل کشتی افتاد، دیگر من و تو را نمی شناسد؛ کشتی و همه ما باهم غرق می شویم».
در زندگی اجتماعی، انسان نمی تواند فقط منفعت خود را ببیند و فقط به کار خود توجه داشته باشد و در کار دیگران دخالت نکند. هنگامی که انسان دید، فردی به جامعه ضرر می زند، باید دست او را بگیرد و او را از این عمل باز دارد. در اینجا جامعه به این فرد اجازه نمی دهد که بگوید اینجا جای خود من است؛ خانه خود من یا شهر خود من است؛ بلکه وقتی فرد به همه زیان می رساند، هر قدر هم این جامعه فردگرا باشد، دست کم برای محافظت از منافع شخصی افراد، در کار او دخالت می کند و مانع ضرر زدن او به جامعه می شود.
در نتیجه، در جوامعی نیز که فردگرایی به نحو کامل بر آنها حاکم است، نظارت عمومی مردم تا حدی وجود دارد.