فهرست کتاب


آذرخش کربلا

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

فصل دوم: اهمیت بزرگداشت قیام عاشورا

واقعه کربلا، اگر در تاریخ بشر رخدادی بی نظیر نباشد، از جمله وقایع بسیار کم نظیر است؛ چنان که روایاتی نیز از ائمه اطهار علیهم السلام مبنی بر بی نظیر بودن این حادثه در گذشته و آینده وارد شده است.(22) با صرف نظر از دیدگاه شیعه، همه مورخان و آشنایان به تاریخ نیز اتفاق نظر دارند که واقعه عاشورا از جمله کم نظیرترین رویدادهای عالم است؛ واقعه ای که هم از نظر کیفیت وقوع، هم از نظر عظمت مصیبت و هم از نظر جاودانگی آن در یادها و آثار اجتماعی ای که در پی داشت، با هیچ ماجرای دیگری قابل مقایسه نیست. تکرار عزاداری آن حضرت در هر سال می تواند بهترین عامل هشداردهنده و بیدارکننده باشد. برای هیچ واقعه ای در حد واقعه عاشورا وقت و هزینه صرف نشده و مردم در هیچ مصیبتی این قدر اشک نریخته اند.

گستردگی و تأثیر عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام

در این عصر، عزاداری برای امام حسین علیه السلام اختصاص به ایران ندارد؛ بلکه در دورترین نقاط جهان نیز در ایام محرم و صفر و به خصوص روز عاشورا، مراسمی شبیه آنچه در ایران صورت می گیرد، برگزار می شود. در شهر نیویورک - که یکی از بزرگ ترین شهرهای دنیای غرب است - شیعیان پاکستانی، ایرانی، عراقی، لبنانی و بعضی از کشورهای دیگر، در روز عاشورا دسته های سینه زنی راه می اندازند؛ به گونه ای که توجه مردم را به خود جلب می کنند وبزرگ ترین خیابان این شهر، پر از جمعیت می شود و رفت و آمد در آن با مشکل مواجه می گردد.
افزون بر شیعیان، در بسیاری کشورها و مناطق سنی نشین در ایام عاشورا، چنین مراسمی برگزار می شود؛ یا اینکه آنان در مجالس عزاداری شیعیان شرکت می جویند؛ چنان که بسیاری از مسلمانان سنی مذهب در هندوستان - که شمار مسلمانان آن، دو برابر کل جمعیت ایران است - و همچنین مسلمانان بنگلادش و پاکستان، در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام حضور می یابند. آنان با استناد به آیه قل لا أسلکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی،(23) مودت و محبت به ذوی القربی و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و اله را بر خود واجب می دانند و برای ادای اجر رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله، شرکت در مراسم عزاداری و سوگواری فرزندش امام حسین علیه السلام را بر خود لازم می شمارند. گذشته از اینها، بت پرستانی که در سرزمین هند زندگی می کنند و اعتقادی به شریعت اسلام ندارند، به سبب برکاتی که از عزاداری سیدالشهدا علیه السلام دیده اند، خودشان جداگانه مراسم عزاداری برپا می کنند و نذورات فراوانی به این کار اختصاص می دهند.
بنابراین می توان گفت هیچ واقعه ای در عالم، بر ملل مختلف، این گونه تأثیر نگذاشته است. این واقعه پس از گذشت نزدیکه به چهارده قرن، طراوت و تازگی خویش را حفظ کرده است و چنان با سوز و گداز عاشقانه مردم برگزار می شود که گویی حادثه کربلا هم امروز واقع شده است. شاید تنها مراسم عزاداری که بتوان آن را به لحاظ قدمت و سابقه با مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام مقایسه کرد، عزاداری مسیحیان در سالگرد به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی - علی نبینا و آله و علیه السلام - در فصل بهار است؛ زیرا طبق عقیده مسیحیان، آن حضرت به صلیب کشیده و دفن شد، و ایشان پس از سه روز، از قبر بیرون آمده و به آسمان رفته است؛ در حالی که ما مسلمانان معتقدیم چنین اتفاقی رخ نداده است؛ زیرا قرآن می فرماید:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولکن شبه لهم؛(24) او (عیسی علیه السلام) را نکشتند و او را به دار نکشیدند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد.
هر ساله مسیحیان در سالگرد این واقعه، مراسم عزاداری برپا کرده، در این مراسم، لباس مشکی می پوشند و شمع روشن می کنند و سرودهای مذهبی را به آرامی می خوانند.(25) اما با وجود سابقه دو هزار ساله این مراسم، باز هم عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام با این مراسم قابل مقایسه نیست. شیعیان در طول تاریخ برای برپایی عزاداری امام حسین علیه السلام و زیارت قبر آن حضرت فداکاریهای بسیار کرده اند. در بعضی دوره های گذشته، زیارت امام حسین علیه السلام به آسانی برای شیعیان میسر نبود و مأموران دولتهای اموی و عباسی درباره زیارت قبر آن حضرت بسیار سخت گیری می کردند. از این روی، روایاتی درباره ثواب زیارت امام حسین علیه السلام در حال خوف و ترس از ائمه اطهار علیهم السلام صادر شده است.(26) به خصوص در زمان متوکل عباسی، سخت گیری چنان شدید بود که کسی جرئت نداشت به حرم امام حسین علیه السلام نزدیک شود. سرانجام به دستور متوکل قبر آن حضرت را خراب کردند و بر آن آب بستند و زمینش را شخم زدند تا بتوانند به کلی آثار قبر شریف را محو کنند و خاطره آن را از یادها ببرند،(27) ولی شیعیان برای زیارت قبر شریف آن حضرت، از هیچ گونه جانبازی و فداکاری فروگذاری نکردند. اگر واقعه کربلا، از جهاتی، با وقایع دیگر تاریخ شباهت داشته باشد، به طور قطع، از این جهت با سایر واقعه های تاریخی قابل قیاس نیست.

سرّ جاودانگی قیام عاشورا

بی گمان نهضت عاشورا تأثیر بی پایانی بر جانهای مؤمنان دارد؛ چنان که هیچ گاه این تأثیر کهنه، و این حرارت سرد نمی شود، و همواره عشق آن حضرت در دلهای مؤمنان زنده و پاینده است. اما آیا این عشق شیعیان، اهل سنت و حتی بت پرستان، تصادفی است؟ اگرچه خدای تعالی، خود عشق امام حسین علیه السلام را در دلهای مؤمنان نهاده است، و نیز نقش عوامل غیبی انکارناپذیر است و برکات عزاداری آن حضرت، در این زمینه بی تأثیر نیست، می توان گفت مهم تر از همه این اسباب و عوامل، توصیه ها و سفارشهای معصومان علیهم السلام و پیش از همه، پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله مؤثر بوده است، که آن بزرگواران به عزاداری، زیارت و گریستن بر مصائب امام حسین علیه السلام تأکید فراوان کرده اند.(28)
همچنین سیره عملی ائمه اطهار علیهم السلام در این باره تأثیر بسزایی داشته است: ائمه اطهار شاعرانی را که در مرثیه امام حسین علیه السلام شعر می سرودند، تشویق می کردند و ثواب سرودن شعر در مصیبت امام حسین علیه السلام را برمی شمردند.(29) ایشان همچنین به کسانی که مرثیه می گفتند و شعر می سرودند، صله های فراوان می دادند و از آنان تمجید می کردند و به ایشان احترام می گذاشتند؛ در ایام عزاداری در خانه های شریف خود مجالس عزاداری تشکیل می دادند و شاعری را دعوت می کردند تا اشعار خود را در مرثیه امام حسین علیه السلام بخواند. در نتیجه، می توان گفت که سفارشهای زبانی و سیره عملی ائمه اطهار علیهم السلام و نیز ذکر اجر و ثواب برای زیارت و بزرگداشت عزاداری امام حسین علیه السلام و بالاخره آن عشقی که خدای تعالی از آن حضرت در دلهای مؤمنان قرار داده، این واقعه را در تاریخ بشر منحصر به فرد ساخته است.
در نهایت، این شبهه به ذهن می رسد که چرای برای وفات و شهادت سایر معصومان به این شکل مراسم عزاداری برپا نمی شود، در حالی که مقام پیامبر صلی الله علیه و اله و امیر مؤمنان علی علیه السلام از همه معصومان بالاتر است، و مراسمی که برای رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام برپا می شود، قابل مقایسه با عزاداری امام حسین علیه السلام نیست. مصیبت امام حسین علیه السلام چه خصوصیتی دارد که چنین اهمیت یافته و این همه درباره آن سفارش شده است؛ چنان که روایاتی وجود دارد که از زمان حضرت آدم علیه السلام، همه انبیا و اولیا و فرشتگان آسمان برای سیدالشهدا علیه السلام گریسته اند.(30) پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله درباره عظمت و بزرگواری امام حسین علیه السلام می فرماید:
ان الحسین بن علی فی السماء أکبر منه فی الأرض فانه لمکتوب عن یمین عرش الله مصباح هدی و سفینة نجاة؛(31) حسین بن علی در آسمان بلند مرتبه تر است تا در زمین؛ زیرا در جانب راست عرش خدا نوشته شده که حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.
و حسین منی و أنا من حسین.(32) البته همه امامان علیهم السلام چراغ هدایت و کشتی نجات اند،(33) ولی امام حسین خصوصیت ویژه ای دارد و این روایات، از وجود سرّی در ایشان حکایت می کنند.
بدون شک، شخصیت سیدالشهدا علیه السلام و وضعی که تقدیر الاهی برای ایشان پیش آورد، ویژگی خاصی به زندگی و شهادت آن حضرت علیه السلام بخشیده است، و این برکات، از آن سرچشمه می گیرند. وگرنه همه ائمه اطهار علیهم السلام، نوری واحدند و بنابر عقیده شیعه، اگر امام دیگری نیز به جای امام حسین علیه السلام بود، همانند او عمل می کرد و اگر اختلافی در رفتار آنان دیده می شود، به اقتضای شرایط اجتماعی زمانه ایشان بوده است. اینکه گاهی گفته می شود امام حسن علیه السلام در مقایسه با سیدالشهدا سمبل صلاح بود، نه بدان معناست که آنان دو سلیقه و دو نوع قرائت از اسلام داشته اند: قرائتی صلح طلبانه و قرائتی خشونت آمیز. اگر امام حسین علیه السلام نیز در موقعیت امام حسن علیه السلام بود، همانند امام حسن علیه السلام رفتار می کرد و اگر امام حسن علیه السلام در موقعیت امام حسین علیه السلام قرار می گرفت، همچون امام حسین علیه السلام رفتار می کرد، و درباره سایر ائمه علیهم السلام نیز وضع به همین قرار است. تفاوت امامان معصوم علیهم السلام در روش و رفتار، به دلیل مقتضای زمان و شرایط اجتماعی خاصی بوده که این نوع روش و سیره را می طلبیده است. بنابراین می توان گفت: موقعیت خاص زمان امام حسین علیه السلام - که در زبان دین می توان از آن به تقدیر و خواست الاهی تعبیر کرد - زمینه را فراهم ساخت تا آن حضرت نقشی را در تاریخ بشر و راهنمایی انسانها ایفا کند که برای شخص دیگری ایفای آن میسر نشد. همه چیز به اراده لایزال الاهی منتهی می شود؛ شرایط اجتماعی نیز به اراده او صورت می پذیرد. این دو امر، دو روی یک سکه اند؛ خواه بگوییم خداوند چنین ویژگی ای به امام حسین علیه السلام بخشید، خواه بگوییم شرایط زمان زندگی آن حضرت این خصوصیت را اقتضا کرد؛ زیرا شرایط اجتماعی نیز تابع اراده خداست و طبق تقدیر او تحقق می یابد.
اما امام حسین علیه السلام چگونه به این مقام رسیده که مردم در سایه عزاداری برای او، بتوانند سعادت دنیا و آخرت خویش را تأمین کنند. البته باید توجه داشت که برای مؤمن، دنیا مقدمه ای برای تکامل و نیل به سعادت اخروی است، و حیات اصلی، همان حیات اخروی است. زندگی دنیا در قیاس با زندگی آخرت، همچون زندگی جنین در بطن مادر است، و حیات حقیقی، پس از مرگ آغاز می شود؛ چنان که خدای تعالی می فرماید:
و إن الدار الاخرة لهی الحیوان؛(34) حیات واقعی، همانا [در] عالم آخرت است.
اما به هر روی، در عزاداری امام حسین علیه السلام، هم برکات دنیوی نهفته و هم ثواب اخروی. از جمله برکات دنیوی آن، معجزات و کراماتی است که از این گونه عزاداریها حاصل شده است.(35)
از جمله برکات عزاداری امام حسین علیه السلام، نورانیت دلهای عزاداران، برآورده شدن حاجات و دفع بلاها و مصیبتهاست. البته باید به خاطر داشت، همان طور که با دعا و بلا و مصیبت دفع می شود، با عزاداری امام حسین نیز بلایای بسیاری دفع می شوند. که مردم از نزول آنها آگاهی ندارند؛ همچنان که از دفع بلا به وسیله دعاها نیز باخبر نیستند.