فهرست کتاب


دیوان اشعار

شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی

ایضاً زبان حال مادر حضرت علی اصغر علیه السلام

لاله باغ دل من، علی جان، علی جان - شمع دل محفل من، علی جان، علی جان
طوطی من کز بر من پریدی، چه دیدی - غرقه به خون، بسمل من، علی جان، علی جان
خرمن عمر تو چو رفت بر باد، ز بیداد - سوخت ز غم حاصل من، علی جان، علی جان
گوهر تابنده من ز کف شد، تلف شد - دولت مستعجل من، علی جان، علی جان
تاب و توانایی من ز دل رفت، به گِل رفت، - مایه آب و گل من، علی جان، علی جان
حلق تو را تیر ستم دریده، بریده - زخم غمت قاتل من، علی جان، علی جان
روز من از سوز غمت چو شب تار، مپندار - تیره تر از منزل من، علی جان، علی جان
حرمله برکند مرا ز بنیاد، چو بنهاد - داغ تو را بر دل من، علی جان، علی جان
یوسف من! گرگ اجل تو را برد، مرا خورد - وه ز دل غافل من، علی جان، علی جان
لایق آن دسته گل ستوده، نبوده - دامن ناقابل من، علی جان، علی جان
خنده ای ای غنچه من که شاید، گشاید - عقده این مشکل من، علی جان، علی جان
بار دگر پنجه بزن به رویم، چه گویم - زین هوس باطل من، علی جان، علی جان
عمر من سوخته جان، به سر رفت، هدر رفت - زحمت بی حاصل من، علی جان، علی جان
هم سفرم بودی و بی تو اکنون، ز دل خون - می چکد از محمل من، علی جان، علی جان

زبان حال مادر حضرت علی اصغر علیه السلام

مستزاد

سبزه دامن من، تازه گل احمر من - تشنه لب، اصغر من
رفت افروخته دل، سوخته جان از بر من - کودک گُلبَرِ من
گل نو رسته شاداب، چرا پژمرده؟ - وز چه رو افسرده؟
بوستان خرم و خشکیده، نهال تر من - شاخ طوبی بر من
غنچه بسته دهن، باز شد از خار خدنگ - خنده زد با دل تنگ
برد یکباره قرار از دل و هوش از سر من - روح از پیکر من
کودک من که در آغوش پدر رفت برون - آمد آغشته به خون
در حجاب شفق افتاده مه انور من - آه از اختر من
درّ یکدانه شاداب، عقیق آسا شد - گوهری والا شد
چرخ، یاقوت روان ریخته در ساغر من - از دو چشم تر من
کودک من چو گل نسترن از باغ گذشت - ارغوانی برگشت
چرخ نیلوفری از گلشن فرخ فر من - برد بار و بر من
طائر سدره نشین از چه زمین گیر شده؟ - هدف تیر شده؟
شده دست ستم حله غارتگر من - ریخت بال و پر من
ای همای ازل! ای هدهد اقلیم الست! - ه تو را بال شکست؟
تا ابد داغ غمت بر دل غم پرور من - دل پر اخگر من
از کمانخانه تقدیر تو را تیر آمد - به من پیر آمد
وای بر این دل بیمار و تن لاغر من - ز آنچه آمد سر من
سینه غمزاده ام تا که تو را مأوا بود - سینه سینا بود
ای دریغا چه شد آن جلوه خوش منظر من - نیر اکبر من
از زلال لب شیرین تو دور افتادم - تا به گور افتادم
خضر، حاشا که بدین چشمه شود رهبر من - ای لبت کوثر من
شیره جان من، از شیر مگر سیر شدی - یا گلوگیر شدی
خاک بر فرق من و شیر من و شکر من - ای سر و سرو من
بلبل خوش سخنم، طوطی شیرین دهنم - نغمه ای زن که منم
ورنه این سان که تو باز آمده ای از در من - نشود باور من
نازنین حلق تو گر تشنه و بی شیر نبود - لایق تیر نبود
بستان داد من از حرمله، ای داور من - که تویی یاور من
تو ز کف رفتی و افتاد مرا پایه عمر - رفت سرمایه عمر
زیب دوش و بر من، رفت زر و زیور من - صدف گوهر من

مرثیه عبدالله رضیع حضرت علی اصغر علیه السلام

قصیده

کنار مادر گیتی ز طفل اشک بود تر - به یاد خشکی حلقوم و تشنه کامی اصغر
رضیع ثدی **رضیع: شیرخوار. ثدی: پستان.
*** امامت، مسیح مهد کرامت - شفیع روز قیامت، ولی خالق اکبر
به محفل ازلی شمع جمع و شاهد وحدت - به حسن لم یزلی ثانی و شبیه پیمبر
یگانه کوکب دری آستان ولایت - به طلعت آیتالله نور را شده مظهر
چه شیر خواره که شیر فلک مسخر و خوارش - چه طفل شیر که صد عقل را شده رهبر
به چهره، رشک گل و مل، به طره رونق سنبل **مل: باده، شراب. سنبل: خوشه گندم.
*** - به شور و نغمه، ز بلبل هزار بار نکوتر
لبش چو گوهر رخشان عقیق و لعل درخشان - نه از یمن نه بَدَخشان **بدخشان: ولایتی در شرق افغانستان که بسیار خوش و آب و هواست.
*** ز کنز مخفی داور
دریغ و درد که یاقوت لعل روح فزایش - چو کهربا شد و بر جان دوستان زده آذر
لبی که غنچه سیراب از او گرفته طراوت - چنان فسرده شد از تشنگی که لا یَتَصوَّر
ز قحط آب، لبی خشک ماند در لب دریا - که سلسبیل لبش بود، رشک چشمه کوثر
لبی ز سوز عطش زد شرر به خرمن هستی - که بود مبدأ عین الحیواه خضر و سکندر
نداشت شیر، چو آن بچه شیر بیشه هیجاء - شد آبش از دم پیکان آبدار مقدر
لبان او به تبسم ز ذوق باده وحدت - زبان او مترنم ز شوق جلوه دلبر
درید خار خدنگ آن گلوی چون گل و سر زد - ز بازوی پدر و خون ز چشم مادر و خواهر
در عدن زنگار بدن، عقیق یمن شد - چو شد گلو هدف ناوک برنده چو خنجر
خلیل دشت بلا خون همی فشاند به بالا - که این ذبیح من ای دوست تحفه ای است محقر
ز اشک پردگیان و ز شور نوحه سرایان - سزد که چشم فلک کور باد گوش کر