فهرست کتاب


دیوان اشعار

شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی

زبان حال مادر حضرت علی اصغر علیه السلام

مثنوی

خیر مقدم، علی اصغر ز سفر می آید - لَو حَشَ الله**جمله دعایی است که در مقام تحسین بکار می رود، اصل آنلا او حشه الله است که به معنیخدا او را دلتنگ و تنها نگذارد می باشد.
*** که به همراه پدر می آید
ناز پرورد من آمد، سوی گهواره ناز - می سزد گر بنهم بر قدمش روی نیاز
طوطی من! سخنی از چه زبان بسته شدی؟ - سفری بیش نرفتی، که چنین خسته شدی
ناز آغاز کن و جلوه کن از آغوشم - که من این جلوه به ملک دو جهان نفروشم
ای جگر تشنه که با سوز جگر آمده ای - خشک لب رفتی و با دیده تر آمده ای
از چه آغشته به خونی تو به آغوش پدر - تو که رفتی به سلامت به سر دوش پدر
آخر ای غنچه پژمرده که سیرابت کرد؟ - نغمه تیر، تو را از چه چنین خوابت کرد؟
از چه ای بلبل شیدا تو چنین خاموشی؟ - یا که از سوز عطش باز مگر مدهوشی؟
گل من! خار خدنگ که گلوی تو درید؟ - گوش تا گوش تو را تیر جفای که درید؟
پنجه ظلم که ای غنچه گل خوارت کرد؟ - کاین ستم بر تو و بر مادر غمخوارت کرد؟
چه شد ای بلبل خوشخوان ز نوا افتادی - ز آشیان رفتی و در دام بلا افتادی؟
چه شد ای روح روانم جان سیر شدی؟ - بهر یک قطره آبی هدف تیر شدی؟
بودم امید که تا بال و پری باز کنی - نه که از دست من غمزده پرواز کنی
آرزو داشتم از شیر تو را باز کنم - برگ عیشی ز گل روی تو من ساز کنم
ناوک خصم، تو را عاقبت از شیر گرفت - دست تقدیر ز شیرت به چه تدبیر گرفت
اگرت آب نداد و مرا شیر نبود - نازنین حلق تو را طاقت این تیر نبود
تیر کین با تو چه ای کودک معصومم کرد؟ - این قدر هست که از روی تو محرومم کرد
وای بر حرمله که اندیشه ز خون تو نکرد - رحم بر کودکی و سوز درون تو نکرد
ای دریغا که شدی کشته بی شیری من - پس از این تا چه کند داغ تو و پیری من
وای بر حال دل مادر بیچاره تو - پس از این مادر و قنداقه و گهواره تو
چشم از مادر غمدیده چرا پوشیدی؟ - مگر ای شیره جان، شیر که را نوشیدی؟
یادی از مادر بی شیر و ز پستان نکنی - خنده بر روی من، ای غنچه خندان نکنی
داد از ناوک بیداد که خاموشت کرد - مادر غمزده را نیز فراموشت کرد
طاقتم طاق شد، آن طاقه ریحانم کو؟ - طوطی شهد دهان شکر افشانم کو؟
حیف و صد حیف که برگ گل نسرینم رفت - ناز پرورده من، اصغر شیرینم رفت

ایضاً زبان حال مادر حضرت علی اصغر علیه السلام

لاله باغ دل من، علی جان، علی جان - شمع دل محفل من، علی جان، علی جان
طوطی من کز بر من پریدی، چه دیدی - غرقه به خون، بسمل من، علی جان، علی جان
خرمن عمر تو چو رفت بر باد، ز بیداد - سوخت ز غم حاصل من، علی جان، علی جان
گوهر تابنده من ز کف شد، تلف شد - دولت مستعجل من، علی جان، علی جان
تاب و توانایی من ز دل رفت، به گِل رفت، - مایه آب و گل من، علی جان، علی جان
حلق تو را تیر ستم دریده، بریده - زخم غمت قاتل من، علی جان، علی جان
روز من از سوز غمت چو شب تار، مپندار - تیره تر از منزل من، علی جان، علی جان
حرمله برکند مرا ز بنیاد، چو بنهاد - داغ تو را بر دل من، علی جان، علی جان
یوسف من! گرگ اجل تو را برد، مرا خورد - وه ز دل غافل من، علی جان، علی جان
لایق آن دسته گل ستوده، نبوده - دامن ناقابل من، علی جان، علی جان
خنده ای ای غنچه من که شاید، گشاید - عقده این مشکل من، علی جان، علی جان
بار دگر پنجه بزن به رویم، چه گویم - زین هوس باطل من، علی جان، علی جان
عمر من سوخته جان، به سر رفت، هدر رفت - زحمت بی حاصل من، علی جان، علی جان
هم سفرم بودی و بی تو اکنون، ز دل خون - می چکد از محمل من، علی جان، علی جان

زبان حال مادر حضرت علی اصغر علیه السلام

مستزاد

سبزه دامن من، تازه گل احمر من - تشنه لب، اصغر من
رفت افروخته دل، سوخته جان از بر من - کودک گُلبَرِ من
گل نو رسته شاداب، چرا پژمرده؟ - وز چه رو افسرده؟
بوستان خرم و خشکیده، نهال تر من - شاخ طوبی بر من
غنچه بسته دهن، باز شد از خار خدنگ - خنده زد با دل تنگ
برد یکباره قرار از دل و هوش از سر من - روح از پیکر من
کودک من که در آغوش پدر رفت برون - آمد آغشته به خون
در حجاب شفق افتاده مه انور من - آه از اختر من
درّ یکدانه شاداب، عقیق آسا شد - گوهری والا شد
چرخ، یاقوت روان ریخته در ساغر من - از دو چشم تر من
کودک من چو گل نسترن از باغ گذشت - ارغوانی برگشت
چرخ نیلوفری از گلشن فرخ فر من - برد بار و بر من
طائر سدره نشین از چه زمین گیر شده؟ - هدف تیر شده؟
شده دست ستم حله غارتگر من - ریخت بال و پر من
ای همای ازل! ای هدهد اقلیم الست! - ه تو را بال شکست؟
تا ابد داغ غمت بر دل غم پرور من - دل پر اخگر من
از کمانخانه تقدیر تو را تیر آمد - به من پیر آمد
وای بر این دل بیمار و تن لاغر من - ز آنچه آمد سر من
سینه غمزاده ام تا که تو را مأوا بود - سینه سینا بود
ای دریغا چه شد آن جلوه خوش منظر من - نیر اکبر من
از زلال لب شیرین تو دور افتادم - تا به گور افتادم
خضر، حاشا که بدین چشمه شود رهبر من - ای لبت کوثر من
شیره جان من، از شیر مگر سیر شدی - یا گلوگیر شدی
خاک بر فرق من و شیر من و شکر من - ای سر و سرو من
بلبل خوش سخنم، طوطی شیرین دهنم - نغمه ای زن که منم
ورنه این سان که تو باز آمده ای از در من - نشود باور من
نازنین حلق تو گر تشنه و بی شیر نبود - لایق تیر نبود
بستان داد من از حرمله، ای داور من - که تویی یاور من
تو ز کف رفتی و افتاد مرا پایه عمر - رفت سرمایه عمر
زیب دوش و بر من، رفت زر و زیور من - صدف گوهر من