فهرست کتاب


برکات و آفات زبان در قرآن و حدیث

ابوالفضل بهشتی‏

شگفتی های زبان

این عضو، به نوبه خود از اعضای بسیار شگفت انگیز بدن انسان به شمار می آید و وظایف سنگین و خطیری بر عهده اوست.
علاوه بر این که، وظیفه چشیدن و تشخیص مزه ها را به خوبی ایفا می کند و مقاصد انسان را بیان می دارد، کمک مؤثری به بلع غذا می کند و در جویدن آن نیز نقش به سزا و مهمی دارد، به طوری که به سهولت لقمه غذا را جابه جاکرده زیر چکش دندان ها و آسیاب دهان قرار می دهد و این مأموریت را به قدری ماهرانه و دقیق انجام می دهد که خود را از ضربات دندان ها حفظ می کند، در حالی که پیوسته کنار آن و چسبیده به آن است!
گاه به هنگام جویدن غذا زبان خود را جویده ام و فریادمان بلند شده و فهمیده ایم که اگر آن مهارت در زبان نبود چه بر سر ما می آمد؟! و ایفای این رسالت نیاز به تولید رطوبتی دارد که خود زبان با تولید ترشحاتی تأمین می کند به طوری که در هر شبانه روز باید حدود 300 گرم تا 1100 گرم بزاق ترشح کند؛ جالب تر این که این بزاق ها یکسان نیستند و باید مختلف باشند** محمدی ری شهری شناخت خدا، ص 93.***.
در ضمن بعد از خوردن غذا دهان و دندان ها را رفت و روب و فضای دهان را تمیز می کند و اینها از فواید عادی و طبیعی این عضو است.

سخن گفتن

از مهم ترین کارهای زبان سخن گفتن است که با حرکات سریع و منظم و پی در پی و حرکت در جهات ششگانه انجام می گیرد.
جالب این که خداوند برای تکلم و سخن گفتن وسیله ای در اختیار انسان ها قرار داده که بسیار سهل و آسان و در دسترس همه است؛ نه خستگی می آورد و نه ملالی حاصل می شود و نه هزینه ای دارد.
عجیب تر آن که، مسئله استعداد و توان سخن گفتن که در روح آدمی به ودیعه گذارده شده به گونه ای است که انسان می تواند جمله بندی های فراوانی را به اشکال و صور مختلف برای تعبیر مقاصد متنوع خود انجام دهد و سخنانی که محتوای آن قبلا در اندیشه حاضر می شود، سپس در قالب کلمات و جمله ها قرار می گیرد و مانند گلوله هایی که به طور مسلسل به هدف شلیک می شود و از مخارج دهان بیرون می پرد و این کاری است که از هیچ جانداری جز انسان ساخته نیست.
یکی دیگر از شگفتی های زبان استعداد وضع لغات مختلفی است که با مطالعه هزاران زبان - که در دنیا موجود است - اهمیت آن آشکار می شود و به راستی قدرت و عظمت وصف ناپذیر خدای حکیم و بزرگ از این طریق نمایان می شود، فالعظمة لله الواحد القهار!.
در کنار این شگفتی های متعدد و آثار و برکات ارزشمند و فواید ارزنده زبان - که در فصل های بعدی نیز خواهید دید - از برنده ترین و روان ترین ابزار و آلات شیطانی به شمار می آید و از آن جا که زبان، سهل ترین و ساده ترین و کم خرج ترین وسیله ای است که در اختیار انسان قرار دارد و به علاوه، سرعت عمل آن با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست و عضوی وسیع الجولان و مجال آن دامن گستر و سرکشی آن از سایر اعضا بیشتر است، سخت باید مراقب آن بود و از این نظر می توان آن را به موادی که قابلیت و قدرت انفجار شدید دارد تشبیه نمود. همان طور که انسان از چنان موادی به دقت مراقبت و حراست می کند باید همواره مراقب این عضو حساس خویش نیز باشد.
آری، این عضو با این حساسیت، اگر کنترل نشود و آزاد و رها گردد، شیطان با به کار بستن آن در مسیر انحراف، صاحبش را نیز به وادی ضلالت و گمراهی خواهد کشاند. از این رو، در معارف دینی و سخنان گهربار و حکیمانه معصومین (علیهم السلام) درباره موقعیت مهم زبان در میان سایر اعضا، گوش زدها، تعابیر و هشدارهای مفید و روشنگر و تکان دهنده ای دیده می شود، به طوری که علمای اخلاق اهمیت خاصی برای اصلاح زبان قائل شده اند تا آن جا که اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضایل و ملکات برجسته اخلاقی می دانند که به گوشه هایی از آن سخنان ارزشمند اشاره می کنیم:

حفظ و کنترل زبان در کلام معصومین (علیهم السلام)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
یعذب الله اللسان بعذاب لا یعذب به شیئا من الجوارح...** اصول کافی، ج 2، ص 115، ح 16.***؛
خداوند زبان را به عذابی عذاب کند که هیچ یک از اعضا و جوارح را آن گونه عذاب نکند. زبان گوید: پروردگارا! مرا عذابی کردی که هیچ یک از سایر اعضا و جوارح را چنین عذابی ننمودی؟
خطاب می رسد: کلمه ای از تو سر زد که به مشرق و مغرب رسید و به واسطه آن خون های محترم ریخته شد و مال ها غارت گشت و ناموس ها و آبروها بر باد رفت، و به عزت خودم قسم! تو را عذابی نمایم که هیچ یک از جوارح و اعضا را چنین عذاب نکنم.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله):
اذا أصبح ابن آدم أصبحت الأعضاء کلها تستکفی اللسان أی تقول: اتق الله فینا فانک ان استقمت استقمنا و ان اعوججت اعوججنا**ملا محسن فیض کاشانی، محجةالبیضاء، ج 5، ص 153.***؛
آدمیان چون صبح کنند همه اعضا و جوارح شان خطاب به زبان گویند: در حق ما از خدا بترس، که اگر راست باشی، همه ما راست (و در امان) هستیم و اگر تو کج شوی، همه ما کج می شویم.
پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله):
ان أکثر خطایا ابن آدم فی لسانه **همان، ص 194.***؛
بیشترین لغزش های انسان از زبان اوست.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله):
من یتکفل لی بمابین لحییه ورجلیه أتکفل له بالجنة** ملا محمدتقی نراقی: جامع السعاداة، ج 2، ص 341. سید عبدالله شبر، الاخلاق، ص 129.***؛
هر کس برای من عهده دار حفظ زبان و عضو جنسی خویش شود، من بهشت را برای او متعهد می شوم.
از پیامبر گرامی اسلام درباره بیشتر آنچه باعث ورود به آتش جهنم می شود سؤال شد. حضرت فرمود:
الاجوفان: الفم و الفرج **- (علامه) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 71، ص 78. کافی، ج 2، ص 115، ح 13.***؛
دو فضای تو خالی: دهان و عضو تناسلی زن. (عدم حفظ زبان و ناموس).

در دوزخ تن زبان زیان است - مفتاح بهشت بی زبانی است

پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه، و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه **همان.***؛
استقامت و راستی ایمان بنده ای بدون استقامت و راستی قلب او ممکن نیست و آن نیز بدون استقامت و راستی زبان محقق نمی شود.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:
الجمال فی اللسان و الکمال فی العقل **میزان الحکمة، ج 8، ص 492.***؛
جمال و زیبایی (باطنی) انسان در زبان و کمال شخصیت در عقل آدمی است.
نیز آن حضرت فرمود:
و ان لسان المؤمن من وراء قلبه و ان قلب المنافق من وراء لسانه...**نهج البلاغه، (دشتی ره) خطبه 176، ص 238 و حکمت 40، ص 451.***؛
و همانا زبان مؤمن در پس قلب او، و قلب منافق از پس زبان اوست، زیرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنی بگوید نخست می اندیشد؛ اگر نیک بود اظهار می دارد و چنانچه ناپسند بود پنهانش می کند، در حالی که منافق آنچه بر زبانش آمد می گوید و نمی داند چه به سود او و چه حرفی بر ضرر اوست
!
در جای دیگر به جای مؤمن، عاقل و به جای منافق احمق ذکر شده است.
هم چنین فرمود:
نجاةالمؤمن فی لسانه **میزان الحکمة، ج 8، ص 495.***؛
نجات و رستگاری مؤمن در کنترل زبان اوست.
نیز امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:
ضرب اللسان أشد من ضرب السنان **بحارالانوار، ج 68، ص 286.***؛
جراحت های ناشی از زبان، عمیق تر از جراحت های ضربت سرنیزه است.
از این رو گفته اند:
ناوکی که در سینه نشیند بیرون آوردن آن ممکن است؛ اما تیری که از زبان به دلی رسد، بیرون آوردن آن محال می باشد.
هم چنین آن حضرت فرمود:
رب کلمة سلبت نعمة، فاخزن لسانک کما تخزن ذهبک و ورقک **میزان الحکمة، ج 8، ص 497.***؛
چه بسا کلمه ای موجب سلب نعمتی گردد، پس زبانت را کنترل کن همان گونه که سکه های طلا و نوشته هایت را حفظ می کنی.
ضرب المثل معروفی است که می گوید: زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد .
امام علی (علیه السلام) در کلام گهربار دیگر می فرماید:
الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به، فاذا تکلمت به صرت فی و ثاقه، فاخزن لسانک کما تخزن ذهبک و ورقک، فرب کلمة سلبت نعمة و جلبت نقمة**نهج البلاغه، (دشتی ره) حکمت 381، ص 516.***؛
سخن در بند و اختیار توست تا آن را نگفته باشی و چون گفتی، تو در بند آنی، پس زبانت را نگهدار چنان که طلا و اسناد خود را نگاه می داری، زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نقمتی (و بلایی) را جلب می کند.
نیز آن حضرت فرمود:
اعلم أن اللسان کلب عقور ان خلیته عقر**میزان الحکمة، ج 8، ص 498.***؛
آگاه باش همانا زبان چون سگی گزنده و درنده است که اگر رهایش کنی می درد.
هم چنین فرمود:
من سجن لسانه أمن من ندمه **همان، ص 499.***؛
آن کس که زبانش را حفظ کند، دچار ندامت و پشیمانی نمی شود.
نیز آن امام بزرگوار فرمود:
ألمرء مخبوء تحت لسانه، فزن کلامک و اعرضه علی العقل و المعرفة، فان کان لله و فی الله فتکلم و ان کان غیر ذلک فالسکوت خیر منه **نهج البلاغه، حکمت 148؛ بحارالانوار، ج 71، ص 285، ح 39؛ الاخلاق، ص 130، محجة البیضاء، ج 5، ص 196.***؛
مرد در زیر زبان خود پنهان است؛ پس هرچه می گویی با عقل و معرفت بسنج؛ اگر برای خدا باشد بگو وگرنه سکوت بهتر از گفتن است.
بنابراین، نه تنها شخصیت علمی، بلکه شخصیت اخلاقی و اجتماعی و به طور کلی شخصیت انسانی او زیر زبان است و تا سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.
امام زین العابدین (علیه السلام) می فرماید:
ان لسان ابن آدم یشرف علی جمیع جوارحه کل صباح فیقول: کیف أصبحتم؟ فیقولون: بخیر ان ترکتنا، و یقولون: الله الله فینا، و یناشدونه و یقولون: انما نثاب و نعاقب بک ** اصول کافی، ج 2، ص 115، ح 13؛ بحارالانوار، ج 71، ص 478.***؛
هر روز صبح زبان به سایر اعضا می گوید: چگونه داخل صبح شدید و حال شما چگونه است؟ گویند: اگر تو ما را به حال خود بگذاری، امر ما به خیر و خوبی خواهد بود. سپس اضافه می کند: به خدا سوگند! ما را رعایت کن، ما به وسیله تو ثواب می بینیم و یا مجازات می شویم.
امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
ان هذا اللسان مفتاح کل خیر و شر** میزان الحکمة، ج 8، ص 493.***؛
همانا این زبان، کلید هر خیر و نیکی و شر و زشتی است.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
اذا أرادالله بعبد خزیا اجری فضیحته علی لسانه ** همان، ص 498.***؛
هرگاه خداوند بنده ای را (به خاطر مجازات اعمالش) بخواهد خوار کند، او را به زبانش وا می گذارد.
امام حسن عسگری (علیه السلام) می فرماید:
قلب الأحمق فی فمه و فم الحکیم فی قلبه **بحارالانوار، ج 78، ص 374؛ میزان الحکمة، ج 8، ص 494.***؛
قلب احمق در زبانش و دهانش، و دهان و زبان حکیم در قلب اوست.