فهرست کتاب


مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد اول

سید محمد تقی موسوی اصفهانی‏ سید مهدی حائری قزوینی‏

نسخه نویسی ها و تألیفات او

از جمله فعالیت های مؤلف که در کنار کارهای ارزنده علمی خود انجام داده، نسخه برداشتن از روی کتاب های گران بهایی است که به مطالعه و درس آنها نیاز داشته است، از جمله کتاب نصیب الصبیان را به سال 1310 و کتاب المفصل زمخشری را به سال 1319 و کتاب توضیح الالغاز فاضل ایجی را در سال 1317 و شرح الکافیه خبیصی، و کتابی در نحو را در سال 1317 استنساخ کرده است.
و اما مؤلفات او عبارت است از:
- تفسیر قرآن کریم/ عربی.
- تذکره الطالبین فی ترجمه آداب المتعلمین؛ بیش از دویست بیت مثنوی است که بنا به درخواست میرزا احمد ادیب جواهری در سال 1319 آن را به نظم در آورده است.**به طوری که در امالی حبیب آبادی آمده، ولی در فهرست مشار آمده: به سال 1317 در تهران چاپ شده و در نقباء البشر گفته است: مؤلف، آن را در شانزده سالگی به نظم درآورده و در سال 1317 چاپ شده است.***
- مکیال المکارم فی الفوائد الدعاء للقائم (علیه السلام)، که همین کتاب است.
- ابواب الجنات فی آداب الجمعات؛ فارسی، آن را به سال 1326 در 25 سالگی تمام کرده است.
- بساتین الجنان فی المعانی و البیان؛ شرح عربی بر ارجوزه آقا محمد است، و در ماه صفر سال 1319 تألیف آن را به پایان رسانیده است.
- آداب صلاه اللیل؛ عربی است و آن را به درخواست یکی از فضلا تألیف کرده است.
- وظیفه الانان فی زمن غیبه الامام؛ فارسی است و در دو جزء و دو بار چاپ شده است.
- نور الابصار فی فضیله الانتظار؛ فارسی است.
- کنز الغنائم فی فوائد الدعاء للقائم؛ فارسی است (اخیراً این دو کتاب به نام راز نیایش منتظران چاپ شده است.)
- سراج القبور؛ در آداب نماز شب.
- توضیح الشواهد؛ در توضیح شواهد کتاب جامع الشواهد
- ترغیب الطلاب، در نحو.
- انیس المتادبین؛ در شرح هدایه الطالبین.
- کتاب المنابر؛ در مواعظ.
- دیوان شعر؛ تخلص او تقی است.
- محاسن الادیب فی دقائق الاعاریب؛ در چهارم جمادی الاخره سال 1319 تألیف آن پایان یافته است.

شعر او

سید بزرگوار ما (رحمة الله تعالی) در ساعت های فراغت قصاید و ابیاتی می سروده و اشعار خود را به خاندان عصمت و به ویژه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص داده است. اشعار او در لابلای تالیفات و نوشته هایش پراکنده می باشد. و تخلص او تقی و احیانا شرعی زاده بوده است. نمونه ای از اشعار او چنین است:
درباره حضرت حجة بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

ای وصل تو غایة المراد دل ما - وی ذکر تو زیب و زیور محفل ما
اندر دل ما لشکر غم منزل کرد - ز آن روز که دور گشتی از منزل ما

و نیز از سروده های او است:

یارب فرجی که ما اسیریم - یارب کرمی که ما فقیریم
ماییم لئیم و تو کریمی - ما غرق گناه و تو رحیمی

و در قصیده ای طولانی آورده است:

گر همی جویی وصال یار را - کن برون از قلب خود اغیار را
چون که آن یعقوب شیخ المرسلین - حب یوسف گشت در قلبش مکین
چونکه غیر آمد به دل دلدار رفت - شد مقام ظاهر و اسرار رفت
حق تعالی خواست بیدارش کند - فارغ از هر چیز جز یارش کند
مبتلایش کرد بر درد فراق - ماه روی یوسفش شد در محاق

و در معما چنین گفته:

چیست آن هیئتی که جانش نیست - می زند نعره و زبانش نیست
گاه می گرید و ندارد چشم - گاه می خندید و دهانش نیست

و نیز درباره حضرت حجت (علیه السلام) سروده است:

ز دوری رخت ای پادشاه حسن و جمال - رسیده جان به لب عاشقان تعال تعال
بذکر حسن تو کروبیان عالم قدس - یسبحون له بالغد و والاصال
امام مهدی هادی شهنشه دو جهان - سمی ختم رسل ما حی رسوم ضلال

تعریف او در نوشته ها

تا آنجا که من اطلاع دارم، نخستین کسی که بیوگرافی او را نوشته، دوست ما، عالم فاضل کامل، مرحوم میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی است (1308 - 1396)، که در سه کتاب از تالیفات خود از او یاد کرده. در کتاب خطی خود الامالی ص 129 گفته است:
از علمای بزرگ و سادات جلیل اصفهان بود. در مسجد مرقد مطهر سید اسماعیل نواده امام زین العابدین (علیه السلام)**بلکه نواده حضرت امام حسین مجتبی (علیه السلام) و از اجداد عالی سادات محترم طباطبایی. (مترجم).*** در جای پدرش مرحوم سید میرزا عبدالرزاق موسوی اقامه جماعت می کرد، مرحوم حاج میرزا حسین نایب الصدر بوده و دایی اش حاج میر محمد صادق مدرس. اشعار متوسطی نیز درباره حضرت حجت (علیه السلام) می سرود و تخلصش (تقی) بود، و خط خوبی داشت.
و نیز در کتاب مقالات مبسوطه نوشته است:
بر اساتید بزرگ اصفهان شاگردی کرد تا جایی که از علمای مبرز و کسانی که اجتهادش مسلم بود، گردید. چند سال پیش از فوتش، بین من و او رابطه دوستی برقرار شد و مکرر در خانه اش در محله یزد آباد - از محله های اصفهان - او را ملاقات کردم. سالها با قناعت و عفاف زندگی کرد و چندین بار به مکه مکرمه و عراق برای حج و زیارت ائمه اطهار (علیه السلام) به نیابت از بعضی مؤمنین سفر کرد و در رجب سال 1348 مختصر چیزهایی که داشت فروخت و به عراق رفت و پس از بازگشت به بیماری دچار شد که به زندگی اش خاتمه داد.
و در کتاب مکارم الاثار ذیل وقایع سال 1301 گفته:
سیدی نجیب و فقیهی ادیب بود، و از علمای برجسته اصفهان بود. خط ملیح و شعر خوبی داشت... مردم در نوشتن عریضه برای امام زمان (علیه السلام) و زیارت عاشورا به او معتقد بودند... بارها به خدمتش مشرف شدم و از او بسیار استفاده نمودم...
شیخ ما آیت الله علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز در کتاب نقباء البشر، ص 258 نوشته است:
عالم فاضل و سخنور توانایی است... از علمای بزرگ بود که به وظایف شرعی و امامت جماعت و وعظ و غیر اینها اشتغال داشت.
همچنین مرحوم شیخ الادباء حاج میرزا حسن خان انصاری معروف به شیخ جابری در کتاب خود تاریخ اصفهان ج 3، ص 53 گفته است:
میرزا سید محمد تقی بن میرزا عبدالرزاق احمد آبادی از معاصرین، و دارای تالیفاتی است...
چندین سال با او دوستی داشتیم، و همچون پدرش خوش خط بود. و در جوانی درگذشت. سید فاضل صالح، حاج سید مصلح الدین نیز بیوگرافی مختصری از وی در رجال اصبهان آورده است، مراجعه شود. همچنین زرکلی در الاعلام ج 6، ص 289 و کحاله در معجم المومنین، ج 9، ص 131 و مشاور در مولفین کتب چاپی، ج 2، ص 282 شرح حال ایشان را آوردند و کحاله مدفن وی را به اشتباه همدان ذکر کرده است.