فهرست کتاب


دعاهای قرآن

حسین واثقی‏

دعای همسر فرعون

در سوره تحریم، به ناسازگاری بعضی از همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشاره شده است و در پایان سوره چند نمونه مثبت و منفی از زنان خوش بخت و بدبخت یاد می شود، دو نمونه منفی و بدعاقبت همسران نوح و لوط هستند، آن دو با این که با دو پیامبر الهی در زیر یک سقف زندگی می کردند، از چنین زمینه ای بهره نگرفتند تا به کمال معنوی برسند بلکه به آن دو پیامبر خیانت کردند و اهل آتش شدند. در مقابل از دو نمونه مثبت یاد می شود. یکی مریم، و دیگری آسیه، همسر فرعون، آسیه در خانه فرعون بود و با او زندگی می کرد، اما ادعای خدایی او را باور نداشت بلکه یک انسان موحد بود که خداوند در قرآن کریم از او به عنوان نمونه و مثل برای مؤمنان یاد می کند. گویند وقتی فرعون دانست که همسرش خداپرست است به دستور او شکنجه اش کردند تا زیر شکنجه جان داد.
ملکه موحد فرعون در زیر شکنجه این گونه خدا را می خواند و دعا می کرد:
رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین **تحریم (66) آیه 11.***؛
بارالها، برای من نزد خودت در بهشت خانه ای بساز، و مرا از فرعون و کردارش نجات ده، و مرا از قوم ستمکار رهایی بخش.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ( سه نفر یک چشم بر هم زدن وحی کافر نشدند، مؤمن آل یاسین، علی بن ابیطالب، آسیه همسر**نور الثقلین ج 5، ص 377. ***فرعون).
در حدیث دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله آسیه همسر فرعون را یکی از چهار زن برتر بهشتیان شمرد.

دعاهای حضرت زکریا علیه السلام برای درخواست فرزند

زکریا یکی از پیامبران الهی است. او یک عمر توحید و خداپرستی و پاکی و درستی را تبلیغ کرد و مردم را به راه راست هدایت نمود. آنگاه که به سن پیری رسید فکر می کرد به زودی مرگ به سراغ او خواهد آمد و در غمی جانکاه فرو رفت.
غم و اندوه زکریا برای آن بود که فرزندی نداشت واز نزدیکان او هم کسی نبود که راه او را ادامه دهد و از این نظر بسیار اندوهگین شد که مشعل هدایتی که از دیرباز در خاندان او و به دست پدران او بوده است به خاموشی گراید.
پیری خود و عقیم بودن همسر، او را از چشم داشتن به الطاف الهی باز نداشت او این خواسته و آرزوی خود را در موارد گوناگون از خداوند درخواست کرد در سه جای قرآن کریم از آن یاد شده است:
الف) حنه همسر عمران در حالی که حاملگی نذر کرده بود فرزندی که به دنیا می آورد خدمتگزار بیت المقدس شود. وقتی که زایمان کرد دختر زایید و گفت: ( خداوندا دختر زاییدم - گرچه آرزو داشتم پسر باشد - و او را مریم نامیدم، و از شیطان رجیم به تو پناه دادم).
خداوند هم نذر او را قبول کرد. زکریا که شوهر خاله مریم و بزرگ بیت المقدس بود سرپرستی مریم رابه عهده گرفت و او را بزرگ کرد و در میان مسجد برای او محرابی ساخت که مریم در آن به عبادت می پرداخت. زکریا هرگاه برای سرکشی به مریم به محراب او داخل میشد مشاهده می کرد طعام گوارا و میوه های غیر فصل نزد مریم موجود است، از مریم می پرسید: ( اینها از کجا برای تو آمده است؟)
جواب می شنید: ( از جانب خداوند متعال آمده و خداوند به هر کس خواهد روزی بی حساب می دهد).
در این هنگام عبادت و معنویت و کمالات مریم، زکریا، را تکان داد و با خود گفت: چه می شد، من چنین فرزندی داشتم و بلافاصله دست به دعا برداشت و گفت:
رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء **آل عمران (3) آیه 38.***؛
سپس در حالی که در محراب نماز می گزارد فرشتگان الهی به او بشارت دادند که خداوند فرزندی به نام یحیی که بزرگ و پاکدامن و پیامبر خواهد بود به تو عطا می کند.
زکریا ناباورانه گفت: ( کجا من پسری خواهم داشت، چرا که خود پیرو و همسرم ناز است؟)
جواب آمد: ( خداوند انجام میدهد آنچه را خواهد).
ب) در آغاز سوره مریم آمده است: یاد کن رحمت پروردگارت را بر حضرت زکریا آن گاه که آهسته پروردگارش را خواند و گفت:
رب انی و هن العظم منی و اشتعل الرأس شیبا و لم اکن بدعائک رب شقیا* و این خفت المولی من ورائی و کانت امرأتی عاقراً فهب لی من لدنک ولیا * یرثنی و یرث من آل یعقوب و اجعله رب رضیا **مریم (19) آیات 3 - 5.***؛
بارالها، استخوانم سست شده و موی سپید سرم را فرا گرفته است، تا کنون هرگاه تو را خوانده امت بد عاقبت نبوده ام من از اموال پس از خود می ترسم، همسرم نیز عقیم است. فرزندی به من عطا کرد از جانب خود که وارث من و وارث آل یعقوب باشد، و او را پسندیده بدار.
از جانب خداوند ندا آمد: ( ای زکریا تو را بشارت می دهیم به پسری که نامش یحیی است و پیش از این همنامی نداشته است).
زکریا گفت: ( پروردگارا، کجا من پسری خواهم داشت در حالی که همسر نازاست؟)
جواب آمد: ( خدای تو اینچنین می خواهد و برای او آسان است پیشتر تو را آفریدم در حالی که چیزی نبودی) .
خداوند یحیی را با کتاب و حکمت به زکریا عطا فرمود.
ج) در سوره انبیاء، در مقام یاد پیامبران اشاره به زندگی و بندگی شان، آنگاه که نوبت به زکریا می رسد، خداوند می فرماید: آنگاه که زکریا پروردگارش را ندا داد و گفت:
رب لاتذرنی فردا و انت خیر الوارثین**انبیاء، (21) آیه 89***؛
بارالها، مرا تنها نگذار و تو بهترین وارثانی.
و خداوند فرماید: ( ما دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را به صلاح آوردیم، آنان در کارهای خیر شتاب داشتند و با امید و بیم ما را می خواندند و در برابر ما خاشع بودند).

چند حدیث

1. در تاریخ آمده است که: ( رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه حضرت علی علیه السلام را در جنگ ها به میدان می فرستاد دعا می کرد و می گفت: ( رب لاتذرنی فردا و انت خیر الوارثین) بارالها مرا تنها مگذار - یعنی علی را از من مگیر - و تو بهترین وارثانی) **مروج الذهب، ج 2، ص 422.***.
2. مرحوم کلینی از حارث نصری حکایت می کند که او گوید: به ( امام صادق علیه السلام گفتم: خاندان من همه منقرض شده اند و من هم فرزندی ندارم (کنایه از این که به من دعایی تعلیم کن تا به برکت آن فرزند دار شوم).
حضرت فرمود: در سجده بگو: رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء رب لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین .
حارث گوید: من به دستور حضرت عمل کردم و در سجده ام این دو آیه را خواندم. خداوند به من دو پسر به نامهای علی و حسین عطا کرد) **کافی ج 6، ص 8 و نیز مجمع البیان ج 7، ص 61.***؛
3. علی بن محمد صیمری کاتب گوید: ( با دختر جعفر بن محمد کاتب ازدواج کردم و او را بسیار دوست داشتم اما از این ازدواج فرزندی نصیبم نشد. به سراغ امام هادی علیه السلام رفتم و داستان خود را برای او باز گفتم. او تبسم کرد و فرمود: انگشتری فراهم کن که نگینش فیروز باشد و بر آن بنویس (رب لاتذرنی فردا و انت خیرالوارثین). صیمری گوید به دستور حضرت عمل کردم، یک سال نگذشت که از آن همسر پسری روزی ام**نورالثقلین ج 3، ص 456. ***شد).
روایات دیگری هم درباره نحوه طلب فرزند از خداوند آمده است **کافی ج 6، ص 7 - 10 نور الثقلین ج 3، ص 456.***.