فهرست کتاب


دعاهای قرآن

حسین واثقی‏

دعاهای حضرت یوسف علیه السلام

1. یکی از پیامبران الهی یوسف است. داستان یوسف در قرآن کریم بلند و پرنکته است. حسد برادران را وادار می کند که او را به چاه بیندازند. قافله ای
سر می رسد و دلو را در چاه می افکنند تا آب بکشند و استفاده کنند. ناباورانه می نگرند به جای آب، نوجوانی زیبا از چاه سر برآورد. او را به بردگی می گیرند و در مصر به فروش می رسانند. یوسف به عنوان برده به کاخ عزیز مصر راه می یابد و زلیخا همسر عزیز شیفته یوسف می شود و می خواهد از او کام گیرد.
یوسف پاکدامن پیغمبر زاده، به گناه تن نمی دهد. او را تهدید به زندان می کنند. یوسف دست به دعا برمیدارد و می گوید:
رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه و الاتصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین **یوسف (12) آیه 33.***؛
بارالها، زندان برای من دوست داشتنی تر است از گناهی که مرا به سوی آن فرا می خوانند، اگر مکر زنان را از من مگردانی با آنان درآمیزم و از جاهلان خواهم بود.
خداوند هم دعای او را مستجاب فرمود و مکر زنان دربار را از او بگرداند. پس یوسف را زندانی کردند.
2. یوسف مدتی را در زندان می گذراند. سالها و حکایت ها می گذرد تا آن که برای تعبیر خواب پادشاه مصر در زندان به نزد او می آیند. یوسف از موقعیت استفاده می کند، از بی گناهی خود می گوید، و از سبب زندانی شدن خود جویا می شود.
پیام او را به پادشاه می رسانند. پادشاه زنان را حضار می کند. همه زنان، به ویژه زلیخا همسر پادشاه، برگناهکاری خود و بیگناهی یوسف گواهی میدهند. یوسف از زندان آزاد، مقرب دربار و وزیر دارایی و اقتصاد می شود. در کنعان مردم دچار قحطی می شوند و برای تهیه آذوقه به سوی مصر رو می آورند، مصر که با تدبیر یوسف دارای انبارهای بزرگ غله شده است پذیرایی فرزندان یعقوب می شوند.
یوسف، پدر و مادرش را احترام می کند و بر تخت می نشاند، و برادرانش در برابر او به خاک در می افتند و برای خداوند سجده می گزارند با پدید آمدن چنین صحنه ای، خوابی که یوسف در نوجوانی دیده بود و به پدرش بازگو کرده بود تعبیر می شود. در چنین شرایطی یوسف دست به دعا برمیدارد و با خداوند چنین مناجات می کند:
رب قد آتیتنی من الملک و علمتنی من تأویل الاحادیث فاطر السموات و الارض انت ولیی فی الدنیا و الاخرة توفنی مسلما و الحقنی بالصالحین **یوسف (12) آیه 101***؛
بارالها، تو به من ریاست دادی، و تعبیر خواب را تو به من آموختی، ای آفریننده آسمانها، و زمین، تو ولی و سرپرست منی در دنیا و آخرت، مرا مسلمان بمیران و به نیکوکارانم بپیوند.

دعای حضرت یونس علیه السلام

حضرت یونس یکی از پیامبران الهی بود او زمانی دراز مردم را به توحید و یکتاپرستی فرا خواند. لیکن این دعوت و تبلیغ طولانی مردم را به راه نیاورد و آنان همچنان بر کفر خود لجاجت می کردند. در این هنگام که یونس از جهل و کفر آنان به خشم آمده بود پیش از آن که از خداوند اجازه گیرد از شهر خارج شد و سر به بیابان گذاشت. رفت تا به دریا رسید. به قدرت الهی یک ماهی بزرگ دهان باز کرد و یونس را بلعید. یونس بدون آن که در شکم ماهی هضم شود زندانی شد و دانست این سزای آن است که بدون اذن الهی، مأموریت خود را رها کرده است.
در چنین شرایطی با دلی شکسته و قطع امید از همه جا، دعا کرد و گفت:
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین **انبیاء (21) 87.***؛
خدایا، معبودی به جز تو نیست، منزهی از هر عیب به درستی که من از کسانی هستم که بر خود ستم کردم.
خداوندا در قرآن کریم می فرماید: ( ما دعای او را مستجاب کردیم.
و او را از غم نجات دادیم، و این چنین همه مؤمنان را نجات میدهیم).
حضرت یونس که از شکم ماهی و دریای عمیق نجات یافته بود، به محل مأموریت خود باز آمد و مردم هم که در غیاب او به خود آمده بودند به گرد او جمع شدند و راه پاکی و خداپرستی در پیش گرفتند.

چند نکته

1. خداوند در پایان داستان یونس می فرماید: ( و کذلک ننجی المؤمنین؛ ما این چنین مؤمنان را از غم و گرفتاری نجات می دهیم) گویا داستان یونس برای این در قرآن آمده است که این قانون کلی و سنت همیشگی الهی بازگو شود: نجات مؤمنان گرفتار، برنامه دائمی خداست، که در همه زمانها و مکانها و در تمام نسل ها جاری است.
پر واضح است که این بشارت و مژده ای برای همه ماست.
پیامبر گرامی ما فرمود: ( آیا شما را راهنمایی کنم به اسم اعظم الهی، که هر گاه خداوند با آن اسم خوانده شود جواب دهد، و هر گاه با آن اسم از خداوند درخواست شود پاسخ دهد؟ آن دعای یونس است که در تاریکی ها خواند: ( لااله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین).
مردی پرسید: ای رسول خدا! آیا این دعا مخصوص یونس بود یا برای همه مؤمنان است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ( آیا نشنیدی بقیه آیه را: ( و کذلک ننجی المؤمنین) **قوارع القرآن، ص 67***؛
2. عارفان الهی به دعای حضرت یونس اهمیت فراوان میدهند، و بدان اهتمام ورزند و آن را ذکر یونسیه نامند.
3. دعاهای معصومان علیهم السلام ریشه قرآنی دارد. چرا که آنان فرزندان قرآنند و از معرفت زلال قرآنی بهره مندند. امام حسین علیه السلام با اقتباس از دعای حضرت یونس، در دعای عرفه گوید:
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المستغفرین لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الموحدین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الخائفین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الوجلین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الراجین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الراغبین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المهللین لا اله الا انت سبحانک انی کنت من السائلین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المسبحین. لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المکبرین. لا اله الا انت سبحانک ربی و رب آبائی الاولین ؛
به جز تو خدایی نیست، منزهی از عیب من از ستمکارانم به جز تو خدایی نیست منزهی تو، من از استغفار کنندگانم. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو، من از یکتا پرستانم. به جز تو خدایی نیست، منزهی، من از بیمناکان از عذاب توام. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو من از افراد ترسانم. به جز تو خدایی نیست منزهی تو، من از امیدوارانم. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو من از آرزومندم. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو، من از لااله الا الله گویانم. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو من از گدایانم به جز تو خدایی نیست، منزهی تو، من از تسبیح گویانم. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو، من از الله اکبر گویانم. به جز تو خدایی نیست، منزهی تو که پروردگار من و پروردگار پدران پیشین منی.