فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

رفتار مهدوی با دشمنان

نوع رفتار امام مهدی علیه السلام با مخالفین، در روایات بسیاری مورد توجه قرار گرفته است و البته نوع رفتار او که با اقتدار، عزت و قاطعیت همراه است نقش مؤثری در پروزی سریع او دارد. امیر المؤنین علیه السلام در عین برخورد جدی و هلاکت باری که با بسیاری از دشمنان داشت عفو و اغماض را همواره مورد توجه قرار می داد. زیرا به پس از خود می اندیشید که حکومت در دست دشمنان قرار می گیرد و تلافی خواهند کرد. امّا امام مهدی علیه السلام که حاکمیت دشمن، شیعیان او را تهدید نمی کند چنین مصلحت اندیشی را ندارد و با قاطعیت تمام عمل می کند و به این قاطعیت مامور است. سیره مصلح جهان بر اجرای ... و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کله للّه(237) است و راهی برای تحقق هدف او جز قاطعیت وجود ندارد که ما به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم. امام جواد علیه السلام فرمود: وقتی ده هزار مرد جنگی در مکّه برای او گرد آمدند، به اذن خدا خروج می کند و همواره دشمنان خدا را می کشد تا این که خداوند راضی شود. عرض کردم: چگونه می فهمد که خداوند راضی شده است؟ فرمود: ترحم بر آنها را در قلب او قرار می دهد.(238)
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:
سیفه کحریق النّار.(239)
شمشیر او مانند شعله آتش است.
و امام باقر علیه السلام فرمود:
لیس شانه الّل السّیف.(240)
شانی جز شمشیر ندارد.
و در حدیث دیگری فرمود: شانی جز قتل دشمنان ندارد.(241)
البته نه تنها شانی جز به هلاکت رساندن دشمن ندارد که راهی هم غیر از این ندارد زیرا تسلیم کردن دنیا و تحقق حاکمیت الهی بر سراسر جهان به صرف موعظه و گفتگو عملی نخواهد بود به ویژه این که هوای نفس بر همه سردمداران دنیا سایه انداخته است و برخوردی را که به انبیا و ائمه پیشین داشتند نسبت به امام مهدی علیه السلام هم خواهند داشت و در نتیجه وعده الهی که پیروزی و حاکمیت اسلام و مستضعفین است عملی نخواهد شد. از این رو با قاطعیت تمام با دشمن رفتار خواهد کرد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
قائم به شدت با اعراب برخورد خواهد کرد و شانی جز شمشیر ندارد، طلب توبه نمی کند و در راه خدا از سرزنش ملامت گران باکی ندارد.(242)
و امام صادق علیه السلام نیز درباره نوع رفتار او فرمود:
و قتی قائم ما خروج می کند بین او و عرب و قریش چیزی جز شمشیر نخواهد بود.(243)
البته مراد حضرت اعرابی هستند که از سر عناد با امام زمان علیه السلام روبرو می شوند و گر نه تعدادی از اصحاب او نیز از اعراب هستند.
پیش از این به فلسفه قاطعیت امام مهدی علیه السلام اشاره کردیم و اکنون به برخی از روایات که در این زمینه وارد شده است می پردازیم.
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
من می توانستم فراریان از جنگ را بکشم و مجروحان جنگی را به قتل برسانم امّا به خاطر عاقبت و آینده اصحابم چنین نکردم که اگر آنها هم زخمی شدند کشته نشوند امّا قائم می تواند فراریان و مجروحان را بکشد.(244)
رفید گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم ای فرزند رسول خدا! قائم به روش علی بن ابی طالب در برابر اهل شام عمل می کند؟ فرمود: نه ای رفید، او در برابر اهل شام به روشی که در نوشته سفید است عمل کرد امّا قائم به روشی که در نوشته سرخ است عمل می کند. عرض کردم: نوشته سرخ چیست؟ حضرت اشاره به قتل آنها کرد.(245)
زراره گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم: قائم به سیره محمد صلی اللّه علیه و آله عمل می کند؟ فرمود: دور است، دور است، او به سیره محمد صلی اللّه علیه و آله عمل نمی کند. رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله بانرمی عمل می کرد و با مردم مدرا می نمود امّا سیره قائم کشتن دشمنان است زیرا در نوشته ای که به همراه دارد امر شده است که دشمن را بکشد و از کسی طلب توبه نکند. وای بر کسی که با او مخالفت کند.(246)
شیوه امام مهدی علیه السلام کوبنده، قاطع و تمام کننده است به طوری که برخی به شک می افتند که اگر او از فرزندان فاطمه است چرا این گونه عمل می کند. امّا نمی دانند که شرایط آخر زمان با شرایط صدر اسلام کاملاً متفاوت است. کفّار حرمتی ندارند چه این که قرآن می فرماید: «همانا بدترین جنبندکان نزد خدا، کسانی هستند که کافر شدند.»(247) بنابراین رعایت آنها در صدر اسلام به خاطر مصالح مسلمین بوده است که مورد آزار بیشتری قرار نگیرند.
امام باقر علیه السلام فرمود:
وقتی مهدی به ثعلبیه می رسد مردی از سادات که قوی تر از او وجود ندارد و شجاع ترین مرد پس از صاحب الامر است به او می گوید: چه می کنی! به خدا قسم شما مثل گله گوسفند مردم را می ترسانی، آیا نوشته ای از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله داری؟ یا به دلیل دیگری این چنین می کنی؟ در این هنگام کسی که مسئول گرفتن بیعت برای صاحب الامر است به او می گوید: به خدا قسم ساکت می شوی یا گردنت را می زنم. قائم به او می فرماید: ساکت باش و خطاب به آن مرد می گوید: به خدا قسم عهدی از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله دارم. صندوقچه مرا بیاورید. آن گاه عهد خود را بیرون می آورد و آن را برای آنها می خواند. در این هنگام آن مرد عرض می کند: خداوند مرا فدای تو گرداند، سر خود را پیش آور تا ببوسم و او سر خود را پیش می آورد و آن مرد بین دو چشم او را می بوسد و می گوید: خداوند مرا فدای تو گرداند بیعت ما را تجدید کن و او بیعت خود را با آنها تجدید می کند.(248)

عوامل پیروزی پیشوای جهان

پیروزی مصلح جهان امری قطعی است که خداوند و معصومین علیهم السلام از آن خبر داده اند. امّا چگونه او فاتح جهان می شود و چه علل و عواملی در پیروزی سریع و حیرت انگیز او نقش دارد نیازمند تحلیل و تحقیق است که به آن می پردازیم.

1- جو اجتماعی قبل از ظهور

جو جامعه جهانی قبل از ظهور جو مناسبی برای پذیرش یک مرد آسمانی است زیرا در آن هنگام ظلم به تمام معنا و در تمام ابعاد، جلوه ها و جهات، دنیا را فرا می گیرد. ظلم حکومت ها به یکدیگر و به مردم تحت حاکمیت خود، ظلم مردم به مردم، ظلم سرمایه داران به مستضعفین، ظلم صاحبان مال و منال به زیردستان، ظلم کفّار به مؤمنین، ظلم جهان خواران به منافع مردم جهان، ظلم مردان به زنان و زنان به مردان، ظلم های اقتصادی، قضایی، اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی، اداری و امثال آن به اوج خود می رسد و انواع فساد، فحشاء، منکرات، جنایات، تجاوز، وحشی گری و قتل و غارت و ناامنی بر زمین سایه می اندازد و اندیشه ها و ارزش های متعالی و روحیه های صالح و خیر خواهانه از میان مردم رخت بر می بندد و معیارهای جاهلی شیطانی و نفسانی رواج پیدا می کند. کافی است به روایات علائم ظهور مراجعه شود تا معلوم گردد وضعیت زمان قبل از ظهور چگونه است. با توجه به ظلم فراگیر و همه جانبه آن زمان تمایل مردم به زندگی کاهش می یابد و گونه ای که مرگ را بر حیات ترجیح می دهند. در چنین زمانی آرامش، اعتماد و امنیت و اطمینان وجود ندارد. بشر حیران و سرگردان است. تمام راه ها را طی کرده و ناکام مانده است. آینده خود را تیره و سیاه می بیند، زندگی را دشوار و چه بسا پوچ تلقی می کند و مردم از یکدیگر و به ویژه ازحکومت ها بی زار می گردند.
حال اگر در چنین موقعیتی یک مرد آسمانی با معجزه های کافی ظهور کند و اعلام نماید تمام شعله های ظلم و ستم را خاموش می کنم و به جای آنها درخت عدل می نشانم، بدی ها و زشتی ها را از میان می برم و جای آنها را به نیکی می دهم، وحدت، سلامت نفس، پرهیزکاری، دین داری و همه ارزش های متعالی را حاکم می کنم و تمام خواسته های صالح را برآورده می سازم و آب سرد و گوارای عدالت را به کام جان های تشنه می ریزم و از این پس گناهان می رود، تجاوز می رود، قلدری و ستمکاری می رود، ناامنی می رود و خلاصه تمام آفاتی که به جسم و جان مردم افتاده است و آنها را رنج می دهد می رود و خوبی ها جایگزین آنها می گردد و همه با توجه به معجزاتی که به ویژه با نداهای آسمانی از او می بینند صداقت و اقتدار و آسمانی بودن را در او مشاهده کنند، نه تنها او نمی جنگد که با جان و دل از او استقبال می کنند و از یاران و هواداران او می گردند و اگر دستگاه حکومتی آنها بخواهد با او وارد جنگ شود مردم با آن به مخالفت بر می خیزند. چرا که نجات جهان آن هم به دست مردی آسمانی و با معجزات فراوان مطرح است.
نتیجه این که جو جامعه جهانی با مصلح و منجی عالم هماهنگ است و مخالفت های محدودی که می شود به سرعت از میان می رود و این فضای هماهنگ، خود از عوامل پیروزی امام مهدی علیه السلام خواهد بود.