فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

د) قتل نفس زکیه

قتل نفس زکیه، پانزده شب قبل از قیام مصلح جهان روی می دهد.(171) امّا این که او کیست و چگونه و برای چه کشته می شود، امام باقر علیه السلام می فرماید:
قائم علیه السلام به اصحاب خود می فرماید: مردم مکّه مرا نمی خواهند امّا من کسی را به سوی آنها می فرستم تا آن گونه که سزاوار مثل من است بر آنها اتمام حجّت کند. آن گاه مردی از اصحاب خود را فرا می خواند و به او می فرماید: به مکّه برو و بگو: ای اهل مکّه! من فرستاده فلان مهدی به سوی شما هستم و می فرماید: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم، ما از فرزندان محمد و پیامبرانیم که مورد ظلم و آزار و قهر قرار گرفتیم و حق ما از زمانی که پیامبر ما رحلت کرد تا امروز از ما گرفته شد. پس ما برای گرفتن حق خود از شما یاری می خواهیم و شما هم ما را یاری کنید. وقتی این جوان سخنان او را نزد اهل مکّه بیان می کند به او حمله کرده و در بین رکن و مقام سر از تن او جدا می کنند و این همان نفس زکیه است.(172)
و در حدیث دیگری می فرماید:
جوانی از آل محمد صلی اللّه علیه و آله در بین رکن و مقام کشته می شود که اسم او محمد بن الحسن، نفس زکیه است.(173)
منظور از نفس زکیه انسانی پاک و بی گناه است. زیرا مردم مکّه بدون هیچ عذری او را به قتل می رسانند و در واقع جنگ نه از سوی امام علیه السلام که از سوی مردم مکّه آغاز می گردد. گویا محمد بن الحسن اولین شهید قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام است که شهادتش یادآور شهادت فرستاده امام حسین علیه السلام یعنی مسلم بن عقیل است و همان گونه که مسلم، از برگزیدگان یاران امام حسین علیه السلام بود، محمد بن الحسن هم از یاران برازنده امام مهدی علیه السلام است که او را برای این مأموریت انتخاب می کند. نفس زکیه از جوانان برومند و خود ساخته ای است که یک عمر، خود را برای این ماموریت الهی آماده می کند و ضمن کسب توفیق پیش گامی در قیام امام مهدی علیه السلام اگویی شایسته برای جوانان حق طلب مسلمان می گردد. درود خدا بر او باد.

ه) فرو رفتن سپاه سفیانی در زمین

یکی از نشانه های حتمی ظهور امام عصر علیه السلام فرو رفتن سپاه سفیانی در بیابان های بین مکّه و مدینه است. وقتی سفیانی از ظهور حضرت مهدی علیه السلام آگاه می گردد، سپاهی به سوی او در مدینه می فرستد تا با کشتن آن حضرت ختم مهدویت را اعلام کند. به نظر می رسد این خواسته همه استعمارگران و مخالفان و معاندان قدرتمند هنگامه ظهور است که ناکام می ماند. وقتی سپاه اعزامی سفیانی به مدینه می رسند می فهمند که حضرت مهدی علیه اسلام به مکّه رفته است. از این رو راهی مکّه می شوند تا با او وارد جنگ شوند. امّا به جز دو نفر از آنها همه در دشت میان مدینه و مکّه در زمین فرو می روند. البته فرو رفتن لشکر سفیانی یک حادثه عادی نیست بلکه به فرمان خدا آنها را در خود فرو می برد تا اراده الهی بر دشمنان آشکار گردد. امام صادق علیه السلام فرمود:
سالار ما قائم علیه السلام بر دیوار کعبه تکیه می دهد آن گاه مردی که چهره اش به عقب برگشته است نزد او می آید و می گوید: ای سرور من! بشارتی برای شما دارم. فرشته ای به من دستور داده است که نزد شما بیایم و هلاکت سپاه سفیانی را بشارت دهم. قائم علیه السلام به او می فرماید: ماجرای خود و برادرت را بیان کن.
آن مرد می گوید: من و برادرم در لشکر سفیانی بودیم و همه جا از دمشق تا بغداد را خراب کردیم و تل خاکی باقی گذاردیم. کوفه و مدینه را هم ویران کردیم و منبر پیامبر صلی اللّه و عیله و آله را هم شکستیم و مرکب های خود را در مسجد رسول اللّه بستیم. از آنجا برای تخریب خانه خدا و کشتن اهل آن خارج شدیم. امّا به دشت پهنی رسیدیم که استراحت کنیم، ناگاه کسی ندا داد؛ ای بیابان! ستمکاران را نابود گردان. در این هنگام زمین گشوده شد و تمام سپاه را بلعید و به خدا قسم کسی جز من و برادرم بر روی زمین باقی نماند. فرشته ای بر صورت ما زد و چهره ما چنان که می بینید برگشت و به برادرم گفت: وای بر تو! به سوی سفیانی در دمشق برو و او را از ظهور مهدی آل محمد علیهم السلام با خبر کن و بگو خداوند سپاهت را در میان مکّه و مدینه نابود ساخت. وبه من گفت: تو هم به مکّه نزد مهدی برو و او را به هلاکت ستمکاران بشارت ده و به دست او توبه کن که از تو می پذیرد. آن گاه فائم علیه السلام با دست خود بر چهره او می کشد و به حال اوّل باز می گردد و با او بیعت می کند و جزء یارانش می گردد.(174)

فصل هفتم: یاران امام مهدی علیه السلام

امام باقر علیه السلام:
گویا اصحاب قائم را می بینم که بر
مشرق و مغرب زمین مسلط گشته اند.(175)