فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

4- تنوع

نداهای آسمانی محتوای مختلفی دارند و با الفاظ متفاوتی در آسمان طنین انداز می شوند که به برخی از آنها اشاره گردید و به بعضی دیگر نیز اشاره می کنیم. البته برخی نداها صرفاً برای اعلام ظهور حجّت خدا هستند امّا برخی برای اعلام حقانیت و بعضی دیگر بیانگر قیام او و یا اطاعت از آن حضرت می باشند. امام رضا علیه السلام فرمود:
در ماه رجب سه ندا در آسمان طنین انداز می شود. یکی می گوید:
الا لعنة اللّه علی الظّالمین
و منادی دوم می گوید:
ازفت الازفة یا معشر المؤمنین
ای گروه مؤمنین آن حادثه نزدیک فرا رسید.
و منادی سوم گوید:
انّ اللّه بعث فلاناً فاسمعوا له و اطیعوا.(165)
خداوند مهدی را بر انگیخت، به او گوش فرا دهید و از او اطاعت نمایید.
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
وقتی منادی از آسمان ندا دهد: حق با آل محمد علیهم السلام است، در این هنگام مهدی بر سر زبان ها آید.(166)
هم چنین امام رضا علیه السلام درباره امام مهدی علیه السلام می فرماید:
او کسی است که منادی از آسمان برای او ندا می دهد که همه مردم می شنوند:
الا انّ حجّة اللّه قد ظهر عند بیت اللّه فاتّبعوه، فانّ الحق معه و فیه.(167)
آگاه باشید که حجّت خدا در خانه خدا ظهور کرد، او را اطاعت کنید، به راستی که حق با او و در اوست.
پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود:
وقتی زمان خروج قائم فرا می رسد ندا کننده ای از آسمان ندا می دهد:
ایّها الناس: انّ اللّه قطع عنکم مدّة الجبّارین و ولیّ الامر خیر امّة محمّد صلی اللّه علیه و آله فالحقوا بمکّة(168)
ای مردم! خداوند سلطه خود کامگان را از شما برداشت و حکومت را، بهترین امت محمد صلی اللّه علیه و آله به دست گرفت؛ خود را به مکّه رسانید.
نکته مهمی که در کنار نداهای آسمانی وجود دارد شک و تردیدی است که شیطان در دل مردم می اندازد. امام باقر علیه السلام می فرماید:
در اوّل روز، ندای آسمانی بلند می شود که بدانید حق با علی و شیعه اوست. سپس ابلیس در آخر شب از زمین ندا می دهد: آگاه باشید که حق با عثمان سفیانی و شیعه اوست و در این جاست که عدّه ای در شک و تردید قرار می گیرند.(169)
یکی از عوامل مخالفت با امام مهدی علیه السلام همین ندای شیطانی است که عدّهای را به تردید می اندازد و آنها را در برابر امام علیه السلام به مخالفت وا می دارد. زراره گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چه کسی با قائم مخالفت می کند در حالی که نام او برده می شود؟ فرمود: ابلیس آنها را رها نمی کند تا این که در پایان شب ندای می دهد و مردم را به شک
می اندازد.(170)
البته حق معلوم است زیرا ندای جبرئیل در آسمان می پیچد و ندای ابلیس از زمین بر می خیزد. از طرفی ندای حق دل نشین و مطابق روایاتی است که از معصومین علیهم السلام وارد شده است و ندای ابلیس بر خلاف آنهاست. امّا کسانی که از دلی بیمار برخوردارند ندای ابلیس را پی گیری می کنند و به آن دامن می زنند تا بلکه بتوانند با کفر جهانی و عامل آن که سفیانی است همراهی کرده و عدّه ای را به انحراف بکشانند.

د) قتل نفس زکیه

قتل نفس زکیه، پانزده شب قبل از قیام مصلح جهان روی می دهد.(171) امّا این که او کیست و چگونه و برای چه کشته می شود، امام باقر علیه السلام می فرماید:
قائم علیه السلام به اصحاب خود می فرماید: مردم مکّه مرا نمی خواهند امّا من کسی را به سوی آنها می فرستم تا آن گونه که سزاوار مثل من است بر آنها اتمام حجّت کند. آن گاه مردی از اصحاب خود را فرا می خواند و به او می فرماید: به مکّه برو و بگو: ای اهل مکّه! من فرستاده فلان مهدی به سوی شما هستم و می فرماید: ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم، ما از فرزندان محمد و پیامبرانیم که مورد ظلم و آزار و قهر قرار گرفتیم و حق ما از زمانی که پیامبر ما رحلت کرد تا امروز از ما گرفته شد. پس ما برای گرفتن حق خود از شما یاری می خواهیم و شما هم ما را یاری کنید. وقتی این جوان سخنان او را نزد اهل مکّه بیان می کند به او حمله کرده و در بین رکن و مقام سر از تن او جدا می کنند و این همان نفس زکیه است.(172)
و در حدیث دیگری می فرماید:
جوانی از آل محمد صلی اللّه علیه و آله در بین رکن و مقام کشته می شود که اسم او محمد بن الحسن، نفس زکیه است.(173)
منظور از نفس زکیه انسانی پاک و بی گناه است. زیرا مردم مکّه بدون هیچ عذری او را به قتل می رسانند و در واقع جنگ نه از سوی امام علیه السلام که از سوی مردم مکّه آغاز می گردد. گویا محمد بن الحسن اولین شهید قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام است که شهادتش یادآور شهادت فرستاده امام حسین علیه السلام یعنی مسلم بن عقیل است و همان گونه که مسلم، از برگزیدگان یاران امام حسین علیه السلام بود، محمد بن الحسن هم از یاران برازنده امام مهدی علیه السلام است که او را برای این مأموریت انتخاب می کند. نفس زکیه از جوانان برومند و خود ساخته ای است که یک عمر، خود را برای این ماموریت الهی آماده می کند و ضمن کسب توفیق پیش گامی در قیام امام مهدی علیه السلام اگویی شایسته برای جوانان حق طلب مسلمان می گردد. درود خدا بر او باد.

ه) فرو رفتن سپاه سفیانی در زمین

یکی از نشانه های حتمی ظهور امام عصر علیه السلام فرو رفتن سپاه سفیانی در بیابان های بین مکّه و مدینه است. وقتی سفیانی از ظهور حضرت مهدی علیه السلام آگاه می گردد، سپاهی به سوی او در مدینه می فرستد تا با کشتن آن حضرت ختم مهدویت را اعلام کند. به نظر می رسد این خواسته همه استعمارگران و مخالفان و معاندان قدرتمند هنگامه ظهور است که ناکام می ماند. وقتی سپاه اعزامی سفیانی به مدینه می رسند می فهمند که حضرت مهدی علیه اسلام به مکّه رفته است. از این رو راهی مکّه می شوند تا با او وارد جنگ شوند. امّا به جز دو نفر از آنها همه در دشت میان مدینه و مکّه در زمین فرو می روند. البته فرو رفتن لشکر سفیانی یک حادثه عادی نیست بلکه به فرمان خدا آنها را در خود فرو می برد تا اراده الهی بر دشمنان آشکار گردد. امام صادق علیه السلام فرمود:
سالار ما قائم علیه السلام بر دیوار کعبه تکیه می دهد آن گاه مردی که چهره اش به عقب برگشته است نزد او می آید و می گوید: ای سرور من! بشارتی برای شما دارم. فرشته ای به من دستور داده است که نزد شما بیایم و هلاکت سپاه سفیانی را بشارت دهم. قائم علیه السلام به او می فرماید: ماجرای خود و برادرت را بیان کن.
آن مرد می گوید: من و برادرم در لشکر سفیانی بودیم و همه جا از دمشق تا بغداد را خراب کردیم و تل خاکی باقی گذاردیم. کوفه و مدینه را هم ویران کردیم و منبر پیامبر صلی اللّه و عیله و آله را هم شکستیم و مرکب های خود را در مسجد رسول اللّه بستیم. از آنجا برای تخریب خانه خدا و کشتن اهل آن خارج شدیم. امّا به دشت پهنی رسیدیم که استراحت کنیم، ناگاه کسی ندا داد؛ ای بیابان! ستمکاران را نابود گردان. در این هنگام زمین گشوده شد و تمام سپاه را بلعید و به خدا قسم کسی جز من و برادرم بر روی زمین باقی نماند. فرشته ای بر صورت ما زد و چهره ما چنان که می بینید برگشت و به برادرم گفت: وای بر تو! به سوی سفیانی در دمشق برو و او را از ظهور مهدی آل محمد علیهم السلام با خبر کن و بگو خداوند سپاهت را در میان مکّه و مدینه نابود ساخت. وبه من گفت: تو هم به مکّه نزد مهدی برو و او را به هلاکت ستمکاران بشارت ده و به دست او توبه کن که از تو می پذیرد. آن گاه فائم علیه السلام با دست خود بر چهره او می کشد و به حال اوّل باز می گردد و با او بیعت می کند و جزء یارانش می گردد.(174)