فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

علائم قطعی ظهور

علائمی برای ظهور منجی عالم بیان شده است که تحقق آنها قبل از ظهور، تخلف ناپذیر است و از میان آنها پنج مورد بیش از همه مورد توجه و تاکید قرار گرفته اند که ما به بیان و شرح آنها می پردازیم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
قبل قیام قائم علیه السّلام خمس علامات محتومات: الیمانیّ و السّفیانی و الصّیحة و قتل النّفس الزّکیه و الخسف بالبیداء.(148)
پیش از قیام قائم علیه السلام، پنج علامت قطعی خواهد بود: قیام مرد یمنی، خروج سفیانی، صیحه آسمانی و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در زمین بیابان. بین مکه و مدینه

الف) قیام یمانی

قیام اصلاح طلبانه شخصیت فرزانه مرد یمنی در روایات زیادی مورد توجه قرار گرفته است اگر چه این قیام الهی از نشانه های قطعی ظهور مصلح جهان معرفی گردیده است امّا توضیح زیادی در مورد او وارد نشده است و ما هم به ذکر یک روایت و توضیح کوتاهی اکتفا می کنیم.
امام باقر علیه السلام فرمود:
خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز است... و درمیان پرچم ها، پرچمی هدایت یافته تراز مرد یمنی نیست. پرچم او پرچم هدایت است زیرا او شما را به سوی صاحبتان فرا می خواند. وقتی خروج می کند فروش اسلحه را بر مردم تحریم می کند. آن گاه که قیام کرد به سوی او بشتاب که پرچم او پرچم هدایت است و جایز نیست مسلمانی از او روی گرداند و اگر چنین کند از اهل آتش است زیرا او به سوی حق و راه مستقیم هدایت می کند.(149)
در میان همه پرچم ها، پرچم مرد یمانی و پرچم مرد خراسانی از وجهه الهی و اهمیت خاصی برخوردارند. البته پرچم مرد یمنی به مراتب هدایت یافته تر از پرچم خراسانی در ایران است. امّا این که چرا این پرچم هدایت یافته تر است در حالی که ایرانیان نقش بزرگی در پیروزی و تثبیت حکومت عادلانه امام مهدی علیه السلام دارند و حتی فرمانده نظامی او شعیب بن صالح از اهل خراسان است و نیروهای ایرانی جمع زیادی از اصحاب 313 نفره و یاران رزمنده او تشکیل می دهند، ممکن است به خاطر آن باشد که یمانی بدون ملاحظه کاری مورد توجه خراسانی که به مسائل جهانی و رعایت امور جاری در دنیا دارد به اسلام عمل کند. از شائبه ها و ناخالصی هایی که گاهی به اسم اسلام بر ایرانیان سایه می افکند به دور بوده و احکام اسلام را با قاطعیت به مورد اجرا گذارد.

ب) خروج سفیانی

علامت حتمی دیگر ظهور مصلح جهان، تحرکات سفیانی و حکومت اوست. سفیانی از بنی امیه و از فرزندان ابو سفیان است. بنابراین اسم او سفیانی نیست بکه نام او عثمان و نام پدرش عنبسه است و اطلاق نام سفیانی بر او به خاطر نسبتی است که با ابوسفیان دارد.
بحث درباره شخصیت سفیانی و تحرکات نظامی سیاسی او جز از طریق روایات ممکن نیست و تعیین قطعی شخص او جز با قیامش میسر نخواهد بود.
سفیانی دارای قیافه ای زشت و چهره ای آبله روست و از شخصیت و روحیه جنایتکارانه و خونخواری برخودار است.
امام باقر علیه السلام فرمود:
اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردم را دیده ای. او دارای رنگی بور و سرخ و کبود است.(150)
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
فرزند هند جگر خوار از وادی یابس دره خشک از نواحی دمشق خروج می کند. او مردی است چهار شانه، با قیافه ای وحشتناک و سری بزرگ که بر صورت او آبله نمایان است. وقتی او را می بینی گمان می کنی که دارای یک چشم است. اسمش عثمان و نام پدرش عنبسه است. او فرزند ابو سفیان است. وارد سرزمین «قرار و معین»(151) می شود و بر منبر قرار می گیرد.(152)
سفیانی شش ماه می جنگد تا به حاکمیت دست می یابد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
سفیانی از نشانه های حتمی ظهور است و خروج او از اول تا پایان، پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه می جنگد و وقتی بر پنج شهر دست یافت نه ماه حکومت می کند و یک روز هم بیشتر نخواهد شد.(153)
آن پنج شهر بنا بر روایات: دمشق، اردن، حمص، حلب و قنسرین می باشد که از شهرهای سوریه، اردن و لبنان هستند.
امام صادق علیه السلام درباره تاریخ حرکت سفیانی می فرماید:
از نشانه های قطعی، خروج سفیانی در ماه رجب است.(154)
و امیر المؤمنین علیه السلام درباره پرچم او فرمود:
سفیانی با پرچمی قرمز خروج می کند.
وقتی سفیانی بر پنج شهری که ذکر شد تسلط یافت با یک لشکر به عراق حمله می کند و جنایات بزرگی به وجود می آورد. او به شدت با اهل بیت علیهم السلام و شیعیان آنها دشمن است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
ما و آل ابوسفیان دو خانواده ای هستیم که به خاطر حب و بغض خدا با یکدیگر دشمنی می کنیم. ما گفتیم خدا راست می گوید و آنها گفتند: خدا دروغ می گوید. ابو سفیان با رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله جنگید و معاویه با علی بن ابی طالب علیه السلام و یزید بن معاویه با حسین بن علی علیهما السلام جنگید و سفیانی با قائم علیه السلام می جنگد.(155)
امام باقر علیه السلام فرمود:
یک فرو رفتگی در یکی از قریه های دمشق روی می دهد و گروهی از مسجد آن قریه سقوط می کنند، در این حال ترک ها به آن تجاوز می کنند و در جزیره ای فرود می آیند. غربی ها نیز می آیند تا در رمله فرود آیند. این سال، سال اختلاف در همه سرزمین های اعراب است. مردم شام سه دسته می شوند و زیر پرچم سه نفر به نام اصهب، ابقع و سفیانی قرار می گیرند... . سفیانی بر آن دو گروه پیروز می شود و قصدی جز کشتن آل محمّد علیهم السلام و شیعیان آنها ندارد. از این رو لشکری به کوفه می فرستد و عدّه ای از شیعیان آن را به قتل می رساند. ودست وپای آنها را قطع می کند.(156)
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
سپاه سفیانی وارد کوفه می شود و کسی را رها نمی کند مگر این که او را به قتل می رساند. اگر مردی از آنها به گوهری گرانبها برخورد کند به آن توجهی ندارد امّا اگر کودک خرد سالی را ببیند او را دستگیر کرده و به قتل می رساند.(157)
هم چنین امام صادق علیه السلام می فرماید:
گویا سفیانی یا همراه او را می بینم که در کوفه مستقر شده است و کسی ندا می دهد: هر کس سر شیعه علی را بیاورد هزار درهم برای او خواهد بود. در این هنگام همسایه بر همسایه اش می پرد و می گوید: این از شیعیان علی است و سر او را می برد و هزار درهم می گیرد.(158)
جنایات سفیانی نسبت به مردان و زنان و کودکان کوفه تکان دهنده است و وقتی سپاه او وارد بغداد می شود هفتاد هزار مرد را می کشد و شکم سیصد زن را پاره می کند.(159)
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:
سفیانی هفتاد هزار نفر را به کوفه و بصره در عراق اعزام می کند و شهرها و مناطق را دور می زند، اهل علم را می کشد، قرآن ها را آتش می زند، مساجد را خراب می کند، حرام خدا را حلال مرده و به نواختن موسیقی و تار و طنبور در بازار و نوشیدن شراب در راه ها فرمان می دهد. فحشا را برای نیروهای خود حلال و آنچه را خداوند بر آنها واجب کرده است حرام می کند و کسی را از هیچ ظلم و گناهی باز نمی دارد بلکه بر تمرّد و سرکشی و طغیان گری می افزاید... کودکان را جمع آوری می کند و روغن را به جوش می آورد تا آنان را در آن اندازد که آنان می گویند:
اگر پدران ما در برابر تو سرکشی کرده اند گناه ما چیست؟ پس دو نفر از آنها را که حسن و حسین نامیده می شوند را به دار می زند. آن گاه به کوفه می رود و با کودکان کوفه به همان صورت رفتار می کند و دو کودک را که حسن و حسین نام دارند بر درب مسجد به دار می زند که خون آنها مثل یحیی بن زکریا به جوش می آید. وقتی این منظره را می بیند به بلا و هلاکت خود پی می برد و به شام فرار می کند. وقتی وارد دمشق می شود به می گساری و معصیت می پردازد و به یارانش دستور می دهد شراب بنوشند و گناه کنند و سفیانی در حالی که سلاحی به همراه دارد زن حامله ای را گرفته و او ر ابه بعضی از یارانش می سپارد و دستور می دهد در میان راه مورد فحشا قرار گیرد و او پس از انجام فحشا شکمش را پاره می کند و جنین را از آن بیرون می آورد و هیچ کس توان تغییر این اعمال را ندارد. در این جا فرشته ها مضطرب می شوند و خداوند به جبرئیل علیه السلام دستور می دهد که بر دیوار مسجد دمشق ندا دهد:
الا قد جاءکم الغوث یا امّة محمّد، قد جاءکم الغوث یا امّة محمّد، قد جاءکم الفرج و هو المهدی علیه السلام، خارج من مکّة فاجیبوه.(160)
ای امت محمد! آگاه باشید که فریادرس شما آمد، ای امت محمد! همانا فریاد رس شما آمد، فرج شما فرا رسید و او مهدی علیه السلام است. در خارج مکّه مدینه است او را اجابت کنید.
وقتی سفیانی آگاه می شود امام مهدی علیه السلام ظهور کرده است لشکری را به مدینه اعزام می کند تا با او مبارزه کند و به مهدویت پایان بخشد همان گونه که گذشتگان او و بنی عباس چنین تفکر باطلی را در سر می پروراندند. امّا وقتی لشکر سفیانی به مدینه می رسد امام علیه السلام را در آنجا نمی بیند و متوجه می شود که او به مکّه رفته است. آن گاه پس از جنایات زیادی که در مدینه مرتکب می شوند راهی مکّه می گردند که در پهن دشت میان مدینه و مکّه در زمین فرو می روند و ما این واقعه فرو رفتن در زمین را به عنوان یک نشانه حتمی ظهور مورد بحث قرار خواهیم داد.
فرو رفتن لشکر متجاوز سفیانی در زمین، نقطه شروع شکست آن جرثومه سراسر شرارت است و دیری نخواهد گذشت که با فتح کشورهای اسلامی و ورود امام مهدی علیه السلام به فلسطین، سفیانی به دست آن مصلح مقتدر به قتل می رسد و شعله های شرارت او به کلی خاموش می شود.