فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

2-اتمام حجّت

بدون شک حکومتی برتر و شایسته تر از حکومت آل محمد علیهم السلام روی زمین نخواهد بود. تنها آنها هستند که می توانند حکومت عادلانه و مورد رضای خدا و مردم را برقرار کنند امّا این حقیقت برای همه معلوم نیست و عدّه ای معتقدند که می توانند با تکیه بر افکار بشری، حکومتی پدید آورند که به حاکمیت حق و عدالت بینجامد. حال برای آنکه ثابت شود غیر از آل محمد علیهم السلام و غیر از راه و رسم آنها، کسی نمی تواند حکومت عادلانه و حق طلبانه داشته باشد، خدای -تعالی- این فرصت را برای بشر فراهم آورد تا همه افکار و اندیشه های سیاسی و حکومتی و اصناف مختلف مردم به حاکمیّت دست یابند و ضعف آنها آشکار گردد، آن گاه حجّت خدا ظهور کند و به حق و عدالت جامه عمل بپوشاند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
ما یکون هذا الامر حتّی لا یبقی صنف من النّاس الّا و قد ولّوا علی النّاس حتّی لا یقول قائل انّا لو ولّینا لعدلنا ثم یقوم القائم بالحق و العدل.(61)
ظهور تحقق نمی یابد تا اینکه گروهی نماند مگر این که بر مردم حکومت کرده باشد تا کسی نگوید اگر ما حکومت داشتیم به عدالت رفتار می کردیم، آن گاه قائم به حق و عدل قیام می کند.

3-تهدید به قتل

امام مهدی علیه السلام حجّت خداست و باید باقی بماند تا زمین از حجّت خالی نشود. اگر او آخرین وصیّ رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نبود ضرورتی بر غیبت او وجود نداشت و چنانچه به شهادت می رسید با وجود امام پس از او زمین از حجّت برخوردار بود، امّا با توجّه به این که او آخرین امام و حجّت الهی است و با وجود شرایط سیاسی زمان او قطعاً به شهادت می رسید غیبت او یک ضرورت تخلّف ناپذیر بود که صورت گرفت.
در روایات متعددّی آمده است که مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است و او خواهد آمد و حاکمان طغیان گر را از میان خواهد برد و حکومت حق و عدل را به پا خواهد کرد. از این رو حاکمان ستمکار زمان ائمّه علیهم السلام حساسیت شدیدی نسبت به امامان معصوم علیهم السلام داشتند و بلکه نابودی آنها را در سر می پروراندند تا مهدی علیه السلام که وعده آمدن او داده شده بود پا به عرصه وجود نگذارد. بر همین اساس بود که ائمّه علیهم السلام را می کشتند در حالی که می توانستند آنها را در محدودیت های دیگری قرار دهند. البته وقتی به زمان امامت او نزدیک شدند وحشت بیشتری وجود آنها را فرا گرفت و برای همین بود که خلفای ستمکار عبّاسی، امام حسن عسکری علیه السلام را به سامره آوردند تا او را تحت کنترل بیشتری قرار دهند و مهدی موعود را به هنگام تولّد و حتّی قبل از آن، در شکم مادر به قتل برسانند تا حکومت جبّاران از سوی او تهدید نشود و مشکل بزرگ آنها برای همیشه حل شود. با این شرایط بود که خدای متعال او را از دیده ها غایب کرد و حجّت خود را از کشته شدن حفظ نمود تا روزی او را حاکم زمین گرداند.
امام حسن عسکری علیه السلام در این باره می فرماید:
بنی امیّه و بنی عبّاس به دو دلیل ما را هدف شمیرهای خود قرار دادند: یکی آن که می دانستند حقّی در خلافت بر مردم ندارند و از ادّعای ما بر حکومت و قرار گرفتن آن در مرکز اصلی خود می ترسیدند. و دیگر اینکه آنها به اخبار فراوانی مبنی بر نابودی حکومت جبّاران و ستمکاران به دست قائم ما برخورد کرده بودند و شک نداشتند که خود از جبّاران و ستمکارانند. از این رو سعی در قتل اهل بیت رسول خدا علیهم السلام و نابودی نسل او داشتند تا این که از تولّد قائم جلوگیری کنند یا او را به قتل برسانند.(62)

نوّاب خاصّ امام زمان علیه السلام

نایبان زمان غیبت صغری که توسط امام زمان علیه السلام انتخاب می شدند، نایب خاص و فقهای واجد شرایط زمان غیبت کبری، نایب عام آن حضرت محسوب می شوند.
اولّین نایب منتخب امام عصر علیه السلام «عثمان بن سعید» بود. او مردی عادل، موثّق، پارسا و از مفاخر شیعه و دانشمدان زمان خود بود که سخنان امام علیه السلام را به شیعیان می رساند و پیش از امام زمان علیه السلام نیز مورد تأیید امام دهم و یازدهم بود و امام زمان علیه السلام نیز وکالت قبلی او را از سوی پدرش تأیید و تمدید کرد. وقتی عمر گرانمایه او به پایان رسید، حضرت، فرزندش «محمد بن عثمان» را به نیابت از خود برگزید. او نیز مردی دانشمند، عادل و مورد اعتماد بود و به خوبی وظایف خود را انجام می داد.وقتی پدرش رحلت کرد ولی عصر علیه السلام طی نامه ای این گونه به او تسیلت گفت:
«... ما از خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم. تسلیم فرمان او و راضی به قضای او هستیم. پدرت حیات و مرگی سعادتمندانه و شایسته داشت. خداوند او را مورد رحمت خود قرار داد و به اولیائش ملحق گرداند. او همواره در انجام دستورات ما ائمّه علیهم السلام کوشا بود و در آنچه او را به خدا و آنها نزدیک می کرد تلاش می نمود. خداوند چهره او را شاد و خرّم کند و از لغزش و خطای او درگذرد.
خداوند پاداش تو را زیاد نماید و عزای او را برای تو نیکو قرار دهد. تو و ما هر دو مصیبت زده شدیم و فراقش ما را اندوهگین ساحت. خداوند او را در جایی که بازگشت کرده است، شاد گرداند.
از کمال سعادت او این بود که خداوند فرزندی مثل تو به او عطا فرمود تا بعد از او بماند و جانشین وی گردد و برایش طلب رحمت کند. خدا را سپاس، دل ها به وجود تو و آنچه خدا در تو و نزد تو قرار داده است شادمانند. خداوند یاریت دهد و به تو توان و توفیق بخشد و نگهدار، حافظ، کفایت کننده و یاورت باشد.»(63)
با وفات محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی، عهده دار نیابت افتخارآمیز امام عصر علیه السلام گردید. او نیز همانند دو نایب قبلی فردی ممتاز بود و همه مردم او را به علم و عدالت و امانت داری می ستودند.
پیش از آن که محمد بن عثمان رحلت کند امام زمان علیه السلام به او دستور داد جانشین خود را به مردم معرفی کند. از این رو بزرگان شیعه را دعوت کرد و در جمع آنها فرمود:
«اگر من از دنیا رفتم امر نیابت با حیسن بن روح نوبختی خواهد بود، به من دستور رسید او را جانشین پس از خود قرار دهم، به او مراجعه کنید و در کارها بر او اعتماد و تکیه داشته باشید.»(64)
هم چنین وقتی لحظه های آخر عمر خود را طی می کرد بزرگان شیعه نزد او اجتماع کردند و از او پرسیدند: اگر برای تو پیشامدی شد چه کسی جانشین تو خواهد بو؟ و او جواب داد: حسین بن روح نوبختی جانشین من و سفیر میان شما و صاحب الامر خواهد بود. او وکیل، مورد اعتماد و امین صاحب الامر است در کارهای خود به او مراجعه نمایید و در کارهای مهم خود به او اعتماد کنید. به من دستور رسید او را معرفی کنم و این پیام را به شما رساندم.(65)
پس از گذشت بیست و یک سال از نیابت حسین بن روح، در سال 326 هجری بدرود حیات گفت و نوبت به چهارمین نایب خاصّ صاحب الامر علیه السلام یعنی «علی بن محمد سمری» رسید. او نیز از بزرگان، دانشمندان و پرهیزکاران مورد اعتمادی بود که وظیفه ارتباط بین مردم و امام عصر علیه السلام را به عهده گرفت تا این که زمان رحلت او نیز فرا رسید. پس از او دیگر کسی به عنوان نایب خاصّ امام علیه السلام به بزرگان شیعه معرفی نشد بلکه او نامه ای را از آن حضرت دریافت کرد که در آن آمده بود:
«ای علی بن محمد سمری! خداوند پاداش برادران دینی ات را در رحلت تو، بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر وفات خواهی کرد، به کارهایت رسیدگی نما و به کسی به عنوان جانشین خود وصیت نکن، زیرا زمان غیبت کامل فرارسیده و دیگر ظهوری جز با گذشت مدتّی طولانی و سخت شدن دل ها و پر شدن زمین از ظلم و جور نخواهد بود.»(66)