فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

1- امتحان

یکی از سنّت های الهی، امتحان بندگان خداست. این سنّت در امت های گذشته بوده و در امّت اسلامی هم جاری است. امتحان های الهی برای این است که سعادت و شقاوت انسان ها از روی دلیل باشد. با امتحان است که مراتب خوبی و بدی مردم آشکار می گردد و خداوند بر اساس آن با آنان رفتار می کند. از جمله آزمایش های الهی که برای امّت های گذشته بوده است و برای امت اسلامی هم تکرار می شود غیبت حجّت خداست.
جابر گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: فرَج شما چه هنگام خواهد بود؟ فرمود:
هیهات، هیهات لا یکون فرجنا حتی تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا حتّی یذهب الکدر و یبقی الصّفو.(59)
دور است و دور است؛ فرج ما پیش نخواهد آمد تا این که غربال شوید، باز غربال شوید و باز هم غربال شوید تا این که ناخالصی برود و صافی باقی بماند.
و امام کاظم علیه السلام فرمود:
برای صاحب این امر امتحانی است تا جمعی از کسانی که به آن اعتقاد دارند برگردند. غیبت امتحانی از سوی خدای -عزّ و جلّ- است که خلقش را به آن می آزماید.(60)

2-اتمام حجّت

بدون شک حکومتی برتر و شایسته تر از حکومت آل محمد علیهم السلام روی زمین نخواهد بود. تنها آنها هستند که می توانند حکومت عادلانه و مورد رضای خدا و مردم را برقرار کنند امّا این حقیقت برای همه معلوم نیست و عدّه ای معتقدند که می توانند با تکیه بر افکار بشری، حکومتی پدید آورند که به حاکمیت حق و عدالت بینجامد. حال برای آنکه ثابت شود غیر از آل محمد علیهم السلام و غیر از راه و رسم آنها، کسی نمی تواند حکومت عادلانه و حق طلبانه داشته باشد، خدای -تعالی- این فرصت را برای بشر فراهم آورد تا همه افکار و اندیشه های سیاسی و حکومتی و اصناف مختلف مردم به حاکمیّت دست یابند و ضعف آنها آشکار گردد، آن گاه حجّت خدا ظهور کند و به حق و عدالت جامه عمل بپوشاند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
ما یکون هذا الامر حتّی لا یبقی صنف من النّاس الّا و قد ولّوا علی النّاس حتّی لا یقول قائل انّا لو ولّینا لعدلنا ثم یقوم القائم بالحق و العدل.(61)
ظهور تحقق نمی یابد تا اینکه گروهی نماند مگر این که بر مردم حکومت کرده باشد تا کسی نگوید اگر ما حکومت داشتیم به عدالت رفتار می کردیم، آن گاه قائم به حق و عدل قیام می کند.

3-تهدید به قتل

امام مهدی علیه السلام حجّت خداست و باید باقی بماند تا زمین از حجّت خالی نشود. اگر او آخرین وصیّ رسول خدا صلی اللّه علیه و آله نبود ضرورتی بر غیبت او وجود نداشت و چنانچه به شهادت می رسید با وجود امام پس از او زمین از حجّت برخوردار بود، امّا با توجّه به این که او آخرین امام و حجّت الهی است و با وجود شرایط سیاسی زمان او قطعاً به شهادت می رسید غیبت او یک ضرورت تخلّف ناپذیر بود که صورت گرفت.
در روایات متعددّی آمده است که مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است و او خواهد آمد و حاکمان طغیان گر را از میان خواهد برد و حکومت حق و عدل را به پا خواهد کرد. از این رو حاکمان ستمکار زمان ائمّه علیهم السلام حساسیت شدیدی نسبت به امامان معصوم علیهم السلام داشتند و بلکه نابودی آنها را در سر می پروراندند تا مهدی علیه السلام که وعده آمدن او داده شده بود پا به عرصه وجود نگذارد. بر همین اساس بود که ائمّه علیهم السلام را می کشتند در حالی که می توانستند آنها را در محدودیت های دیگری قرار دهند. البته وقتی به زمان امامت او نزدیک شدند وحشت بیشتری وجود آنها را فرا گرفت و برای همین بود که خلفای ستمکار عبّاسی، امام حسن عسکری علیه السلام را به سامره آوردند تا او را تحت کنترل بیشتری قرار دهند و مهدی موعود را به هنگام تولّد و حتّی قبل از آن، در شکم مادر به قتل برسانند تا حکومت جبّاران از سوی او تهدید نشود و مشکل بزرگ آنها برای همیشه حل شود. با این شرایط بود که خدای متعال او را از دیده ها غایب کرد و حجّت خود را از کشته شدن حفظ نمود تا روزی او را حاکم زمین گرداند.
امام حسن عسکری علیه السلام در این باره می فرماید:
بنی امیّه و بنی عبّاس به دو دلیل ما را هدف شمیرهای خود قرار دادند: یکی آن که می دانستند حقّی در خلافت بر مردم ندارند و از ادّعای ما بر حکومت و قرار گرفتن آن در مرکز اصلی خود می ترسیدند. و دیگر اینکه آنها به اخبار فراوانی مبنی بر نابودی حکومت جبّاران و ستمکاران به دست قائم ما برخورد کرده بودند و شک نداشتند که خود از جبّاران و ستمکارانند. از این رو سعی در قتل اهل بیت رسول خدا علیهم السلام و نابودی نسل او داشتند تا این که از تولّد قائم جلوگیری کنند یا او را به قتل برسانند.(62)