فهرست کتاب


پرچم هدایت «سیمای شکوهمند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف»

محمد رضا اکبری‏

فلسفه غیبت

غیبت وای عصر علیه السلام از اموری است که بر اساس حکمت های الهی صورت گرفته است، چه آن حکمت ها را بدانیم یا ندانیم و یا اجازه دانستن آنها را داشته باشیم یا نداشته باشیم. از روایات استفاده می شود که غیبت، حکمت های مختلفی دارد و برخی از آنها ذکر شده اند امّا برخی ار آنها نه تنها بیان نشده اند بلکه در روایاتی تصریح شده است که مصلحت نیست کسی از آنها آگاهی یابد. عبداللّه بن فضل هاشمی گوید: از جعفر بن محمد علیه السلام شنیدم که می فرمود:
برای صاحب این امر غیبتی است که حتماً پیش خواهد آمد و اهل باطل در آن به تردید می افتند.
عرض کردم: چرا چنین غیبتی پیش خواهد آمد؟
فرمود: به خاطر چیزی که ما اجازه بیان آن را نداریم.
عرض کردم: پس چه حکمتی در غیبت اوست؟
حضرت فرمود: حکمت آن همان حکمتی است که در غیبت حجّت های الهی گذشته بوده است. حکمت غیبت او کشف نمی گردد مگر بعد از آن که ظهور کند همان گونه که حکمت کارهای خضر از سوراخ کردن کشتی، کشتن کودک و ساختن دیوار برای موسی کشف نگردید مگر هنگام جدایی او از موسی علیه السلام. ای عبداللّه بن فضل! این امر یک امر الهی و سرّی از اسرار خدا و غیبی از امور غیبی اوست و وقتی ما دانستیم که او حکیم است می پذیریم که همه افعال او بر اساس حکمت است اگر چه علت آن برای ما روشن نباشد.(57)
هم چنین حضرت مهدی علیه السلام در توقیع خود به اسحاق بن یعقوب فرمود: امّا درباره علّتی که غیبت برای آن واقع شد خدای -عزّ و جلّ- می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزی سؤال نکنید که اگر برای شما آشکار گردد شما را ناراحت می کند.»(58)
از روایاتی که بیان شد معلوم گردید علّت اصلی غیبت برای ائمّه علیهم السلام معلوم است امّا فهم آن به مصلحت مردم نمی باشد. در عین حال به برخی از حکمت های غیبت اشاره شده است که به آنها می پردازیم.

1- امتحان

یکی از سنّت های الهی، امتحان بندگان خداست. این سنّت در امت های گذشته بوده و در امّت اسلامی هم جاری است. امتحان های الهی برای این است که سعادت و شقاوت انسان ها از روی دلیل باشد. با امتحان است که مراتب خوبی و بدی مردم آشکار می گردد و خداوند بر اساس آن با آنان رفتار می کند. از جمله آزمایش های الهی که برای امّت های گذشته بوده است و برای امت اسلامی هم تکرار می شود غیبت حجّت خداست.
جابر گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: فرَج شما چه هنگام خواهد بود؟ فرمود:
هیهات، هیهات لا یکون فرجنا حتی تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا حتّی یذهب الکدر و یبقی الصّفو.(59)
دور است و دور است؛ فرج ما پیش نخواهد آمد تا این که غربال شوید، باز غربال شوید و باز هم غربال شوید تا این که ناخالصی برود و صافی باقی بماند.
و امام کاظم علیه السلام فرمود:
برای صاحب این امر امتحانی است تا جمعی از کسانی که به آن اعتقاد دارند برگردند. غیبت امتحانی از سوی خدای -عزّ و جلّ- است که خلقش را به آن می آزماید.(60)

2-اتمام حجّت

بدون شک حکومتی برتر و شایسته تر از حکومت آل محمد علیهم السلام روی زمین نخواهد بود. تنها آنها هستند که می توانند حکومت عادلانه و مورد رضای خدا و مردم را برقرار کنند امّا این حقیقت برای همه معلوم نیست و عدّه ای معتقدند که می توانند با تکیه بر افکار بشری، حکومتی پدید آورند که به حاکمیت حق و عدالت بینجامد. حال برای آنکه ثابت شود غیر از آل محمد علیهم السلام و غیر از راه و رسم آنها، کسی نمی تواند حکومت عادلانه و حق طلبانه داشته باشد، خدای -تعالی- این فرصت را برای بشر فراهم آورد تا همه افکار و اندیشه های سیاسی و حکومتی و اصناف مختلف مردم به حاکمیّت دست یابند و ضعف آنها آشکار گردد، آن گاه حجّت خدا ظهور کند و به حق و عدالت جامه عمل بپوشاند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
ما یکون هذا الامر حتّی لا یبقی صنف من النّاس الّا و قد ولّوا علی النّاس حتّی لا یقول قائل انّا لو ولّینا لعدلنا ثم یقوم القائم بالحق و العدل.(61)
ظهور تحقق نمی یابد تا اینکه گروهی نماند مگر این که بر مردم حکومت کرده باشد تا کسی نگوید اگر ما حکومت داشتیم به عدالت رفتار می کردیم، آن گاه قائم به حق و عدل قیام می کند.