فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

منطق منکران وحی

بعضی از آنها هنگامی که مسأله وحی مطرح می شود پاسخ عجولانه ای به آن می دهند و می گویند: چنین چیزی بر خلاف علم است!

و اگر بپرسیم کجای آن بر خلاف علم است؟ با یک لحن قاطع و غرور آمیز می گویند: همین اندازه که علوم طبیعی چیزی را ثابت نکرد کافی است که آن را انکار کنیم؟ اصولا مطلبی برای ما قابل قبول است که با معیارهای علوم تجربی ثابت شده باشد!

از این گذشته در بررسیها و پژوهشهای علمی درباره جسم و روان انسان به حس مرموزی که بتواند ما را با جهان ماوراء طبیعت مربوط کند برخورد نکرده ایم.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 499@@@

پیامبران از جنس ما بودند، چگونه میتوان باور کرد که آنها احساس یا ادراکی ماورای احساسات و ادراکات ما داشته اند؟

ایراد همیشگی و پاسخ همیشگی

اینگونه برخورد مادیها با مسأله وحی منحصر به این مورد نیست، آنها در برابر تمام مسائل مربوط به ((ماوراء طبیعت )) چنین قیافه ای را به خود می گیرند، و ما نیز در همه جا برای رفع اشتباه آنها می گوئیم:

فراموش نکنید قلمرو علم (البته آنها هر جا علم می گویند به معنی علوم تجربی و طبیعی است ) جهان ماده است، معیارها و ابزارهائی که برای مباحث علمی پذیرفته شده آزمایشگاهها، تلسکوبها، میکروسکوبها و سالنهای تشریح همه در همین محدوده کار می کنند، این علوم با این ابزارها و معیارها مطلقا در مورد خارج از محدوده عالم ماده نمی تواند سخن بگوید، نه نفی و نه اثبات، دلیل آن هم روشن است، و آن اینکه این معیارها توانائی محدود، و قلمرو خاصی دارند.

بلکه ابزار هر یک از علوم طبیعی، نیز برای علم دیگر فاقد توانائی و کاربرد است، فی المثل اگر میکرب سل را در پشت تلسکوبهای عظیم نجومی نبینیم نمی توانیم آن را انکار کنیم، و یا اگر ستاره پلوتون با میکرسکوبها و ذره بینها قابل مشاهده نباشد نباید زیر سؤال قرار گیرد!

ابزار شناخت در هر جا متناسب همان علم است، و ابزار شناخت برای ماوراء طبیعت چیزی جز استدلالات نیرومند عقلی که راه ما را به سوی آن جهان بزرگ باز می کند نخواهد بود.

آنها که علم را از قلمروش خارج می کنند در حقیقت نه عالمند و نه فیلسوف، مدعیانی هستند خطاکار و گمراه.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 500@@@

ما همین اندازه می بینیم که مردانی بزرگ آمدند و مسائلی به ما ارائه کرده اند که از قدرت بشر خارج است و ارتباط آنها را با خارج از جهان ماده مسلم می سازد، اما این ارتباط مرموز چگونه است؟ برای ما روشن نیست، مهم این است که ما می دانیم چنین ارتباطی وجود دارد.

چند حدیث پیرامون مسأله وحی

روایات فراوانی پیرامون مسأله وحی در منابع اسلامی وارد شده که گوشه هایی از این ارتباط اسرار آمیز پیامبران را با مبدء وحی روشن می سازد:

1 - از بعضی از روایات استفاده می شود هنگامی که وحی بر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از طریق فرشته نازل می شد حال پیامبر عادی بود، اما هنگامی که ارتباط مستقیم و بدون واسطه برقرار می گشت، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) سنگینی فوق العاده ای احساس می کرد، تا آنجا که گاه مدهوش می شد، چنانکه در توحید صدوق از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که از حضرتش پرسیدند: الغشیة التی کان تصیب رسول الله (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) اذا نزل علیه الوحی؟ قال ذلک اذا لم یکن بینه و بین الله احد، ذاک اذا تجلی الله له: آن حالت مدهوشی که به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به هنگام وحی دست می داد چه بود؟ فرمود: این در هنگامی بود که در میان او و خداوند هیچکس واسطه نبود و خداوند مستقیما بر او تجلی می کرد!.**(توحید صدوق) طبق نقل بحارالانوار جلد 18 صفحه 256.***

2 - دیگر این که هنگامی که جبرئیل بر آن حضرت (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل می شد بسیار مؤدبانه و توام با احترام بود، چنانکه در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) آمده است: کان جبرئیل اذا اتی النبی قعد بین یدیه قعدة العبید، و کان لا یدخل حتی لیستاذنه: ((هنگامی که جبرئیل خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می آمد همچون بندگان

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 501@@@

در برابر حضرتش می نشست و هرگز بدون اجازه وارد نمی شد ))!.**(علل الشرایع) طبق نقل (بحارالانوار) جلد 18 صفحه 256.***

3 - از روایات دیگری استفاده می شود که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) با یک توفیق الهی (و شهود باطنی ) جبرئیل را به خوبی تشخیص ‍ می داد، چنانکه در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) آمده است: که فرمود: ما علم رسول الله (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) ان جبرئیل من قبل الله الا بالتوفیق: ((پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نمی دانست جبرئیل از طرف خدا است مگر از طریق توفیق الهی)).**(بحارالانوار) جلد 18 صفحه 256.***

4 - در حدیث دیگری که از ابن عباس نقل شده تفسیری برای مسأله مدهوش شدن پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به هنگام نزول وحی دیده می شود که قابل توجه است:

او می گوید کان النبی اذا نزل علیه وحی وجد منه الما شدیدا و یتصدع راسه، و یجد ثقلا (و ذلک ) قوله انا سنلقی علیک قولا ثقیلا، و سمعت انه نزل جبرئیل علی رسول الله (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) ستین الف مره: ((هنگامی که وحی به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل می شد احساس درد شدیدی می کرد و سر مبارکش درد می گرفت، و در خود سنگینی فوق العاده می یافت، و این همان است که قرآن می گوید ما به زودی بر تو گفتار سنگینی القاء می کنیم، سپس می افزاید: من شنیده ام که جبرئیل 60 هزار بار بر رسول خدا نازل شد ))!.**(بحارالانوار) جلد 18 صفحه 261.***



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 502@@@