فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 44-46

آیه و ترجمه

وَ مَن یُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلیٍّ مِّن بَعْدِهِ وَ تَرَی الظلِمِینَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب یَقُولُونَ هَلْ إِلی مَرَدٍّ مِّن سبِیلٍ(44 )

وَ تَرَاهُمْ یُعْرَضونَ عَلَیْهَا خَشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ یَنظرُونَ مِن طرْفٍ خَفِیٍّ وَ قَالَ الَّذِینَءَامَنُوا إِنَّ الخَْسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَمَةِ أَلا إِنَّ الظلِمِینَ فی عَذَابٍ مُّقِیمٍ(45 )

وَ مَا کانَ لهَُم مِّنْ أَوْلِیَاءَ یَنصرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَ مَن یُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سبِیلٍ(46 )

ترجمه:

44 - کسی را که خدا گمراه کند ولی و یاوری بعد از او نخواهد داشت، و ظالمان را (روز قیامت ) می بینی که وقتی عذاب الهی را مشاهده می کنند، می گویند: آیا راهی به سوی بازگشت (و جبران ) وجود دارد؟!

45 - و آنها را می بینی که بر آتش عرضه می شوند در حالی که از شدت مذلت خاشعند، و زیر چشمی (به آن ) نگاه می کنند، و کسانی که ایمان آورده اند می گویند زیان کاران واقعی آنها هستند که خود و خانواده خویش را روز قیامت از دست داده اند آگاه باشید که ظالمان (امروز ) در عذاب دائمند.

46 - آنها جز خدا اولیاء و یاورانی ندارند که یاریشان کند، و هر کس را خدا گمراه سازد راه نجاتی برای او نیست.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 473@@@

تفسیر:

آیا راه بازگشتی وجود دارد؟

در آیات گذشته سخن از ظالمان و بیدادگران و متجاوزان بود، آیات مورد بحث به سرانجام کار این گروه و گوشه هائی از مجازاتهای آنان اشاره می کند.

نخست آنها را از گمراهانی می شمرد که هیچ ولی و سرپرستی ندارند، می فرماید: ((کسی را که خدا گمراه کند ولی و یاوری بعد از او نخواهد داشت )) (و من یضلل الله فما له من ولی من بعده ).

برای آنها که آشنا به تعبیرات قرآن در زمینه هدایت و ضلالتند این مطلب کاملا روشن است که نه هدایت جنبه اجباری دارد، نه ضلالت، بلکه نتیجه مستقیم اعمال انسانها است، گاه انسان کاری انجام می دهد که خدا توفیقش را از او سلب کرده و نور هدایت را از قلب او می گیرد، و او را در ظلمات گمراهی رها می سازد.

این عین اختیار است،همانگونه که اگر کسی به خاطر اصرار در شرب خمر گرفتار انواع بیماریها شد این اثرات شوم مطلب ناخواسته ای نبوده، با دست خودش آن را فراهم ساخته، کار خداوند تسبیب به اسباب و بخشیدن اثر به اشیاء است، و به همین جهت گاه نتیجه ها را به او نسبت می دهند.**شرح مبسوطی در این زمینه در جلد نوزدهم ذیل آیه 36 سوره زمر آورده، و تمام جوانب این مسأله را روشن ساخته ایم.***

به هر حال این یکی از دردناکترین مجازاتهای این ظالمان است، سپس ‍ می افزاید: ((ظالمان را در روز قیامت می بینی که وقتی عذاب الهی را مشاهده می کنند سخت پشیمان می شوند، و می گویند: آیا راهی به سوی بازگشت و جبران این بدبختیها وجود دارد ))؟! (و تری الظالمین لما راوا العذاب یقولون هل الی مرد من سبیل ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 474@@@

بارها قرآن مجید از تقاضای بازگشت کافران و ظالمان سخن گفته، که گاه در آستانه مرگ است، مانند آنچه در آیه 99 و 100 سوره مؤمنون آمده ((حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت )): ((زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد می گوید پروردگارا! مرا بازگردانید، شاید در آنچه ترک کردم و کوتاهی نمودم عمل صالحی انجام دهم )).

و گاه در قیامت است، در آن هنگامی که در کنار دوزخ قرار می گیرند، مانند و لو تری اذ وقفوا علی النار فقالوا یا لیتنا نرد و لا نکذب بایات ربنا و نکون من المؤمنین: ((اگر حال آنها را ببینی هنگامی که در برابر آتش ‍ ایستاده اند و می گویند: ای کاش به دنیا باز می گشتیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی کردیم، و از مؤمنان بودیم )) (انعام 27 ).

ولی این تقاضا به هر صورت باشد با پاسخ منفی روبرو خواهد شد، چرا که بازگشت امکان پذیر نیست، و این یک سنت غیر قابل تغییر الهی است، همانگونه که انسان از پیری به جوانی، و از جوانی به کودکی، و از کودکی به عالم جنین باز نمی گردد، سیر قهقرائی از عالم برزخ و آخرت به دنیا نیز امکان پذیر نیست.

آیه بعد سومین مجازات این گروه را چنین بیان می کند: ((در آن روز آنها را می بینی که بر آتش عرضه می شوند، در حالی که از شدت مذلت خاشعند، و زیر چشمی و مخفیانه به آن نگاه می کنند (و تراهم یعرضون علیها خاشعین من الذل ینظرون من طرف خفی).**(طرف) (بر وزن برف) مصدر است و به معنی گردش چشم می باشد، و (طرفة العین) یعنی _ یک گردش چشم _ ضمنا ضمیر در (علیها) به عذاب باز می گردد، درست است که عذاب مذکر است ولی چون در اینجا به معنی نار و جهنم می باشد ضمیر مؤنث به آن بازگشته است.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 475@@@

حالت وحشت و اضطراب شدیدی بر تمام وجودشان حاکم است، و ذلت و تسلیم سر تا پای آنها را فرا گرفته، و دیگر خبری از آنهمه گردنکشی و ستیزه جوئی و طغیان و ظلم و استبداد و ایذا و آزار مظلومان نیست، و زیر چشمی به آتش دوزخ می نگرند!

این ترسیمی است از حالت کسی که شدیدا از چیزی می ترسد و نمی خواهد آن را با تمام چشمش ببیند و در عین حال نمی تواند از آن غافل بماند، ناچار پیوسته مراقب آن است اما با گوشه چشم!

بعضی از مفسران گفته اند که ((طرف خفی )) در اینجا به معنی نگاه کردن آنها با چشم نیم باز است، چرا که از شدت وحشت قدرت بر گشودن چشم ندارند، یا چنان وارفته و بی رمقند که حتی حال گشودن چشم را به طور کامل ندارند!

هنگامی که حال انسان قبل از ورود در آتش چنین باشد، چه بر او خواهد گذشت هنگامی که وارد دوزخ شود، و در میان عذاب دردناکش قرار گیرد؟

آخرین مجازاتی که در اینجا بیان شده شنیدن ملامت و سرزنش دردناک مؤمنان است، چنانکه در پایان آیه آمده است: ((کسانی که ایمان آورده اند می گویند: زیانکاران واقعی آنها هستند که سرمایه های جان و خانواده خود را در روز قیامت از دست داده، و زیان کرده اند )) (و قال الذین آمنوا ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیامة ).

چه زیانی از این بالاتر که انسان هستی خویشتن را از دست دهد، و سپس ‍ همسر و فرزند و بستگان خود را، و در درون عذاب الهی گرفتار آتش ‍ حسرت و فراق نیز بشود.

سپس می افزایند: ((ای اهل محشر! همه بدانید که ظالمان و ستمگران امروز در عذاب دائم خواهند بود )) (الا ان الظالمین فی عذاب مقیم ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 476@@@

عذابی که امید قطع آن نیست، و زمانی و مدتی برای آن تعیین نشده، عذابی که درون جان و بیرون تن همه را می سوزاند!

بعید نیست گوینده این سخن مؤمنان کامل الایمان، و در صف اول انبیا و اولیا و پیروان خاص آنها باشند، چرا که آنها از گناه یا کند و سرافرازند، و حق دارند چنین سخنانی را در آنجا بگویند، آنها مظلومانی هستند که از دست این ظالمان ناراحتی بسیار دیده اند، و جای آن دارد که در آن روز گوینده چنین سخنانی باشند (در بعضی از روایات اهل بیت (علیه السلام ) نیز به این معنی اشاره شده است ).**نور الثقلین جلد 4 صفحه 586.***

توجه به این نکته نیز لازم است که ((عذاب جاویدان )) برای این ظالمان قرینه بر این است که منظور از آن کافران است، همانگونه که در بعضی دیگر از آیات قرآن این تعبیر آمده است: و الکافرون هم الظالمون: ((کافران ظالمانند )).

آیه بعد نیز گواه بر این حقیقت است که می گوید: ((آنها اولیاء و یاورانی ندارند که آنان را یاری کنند و عذاب الهی را از آنها دفع نمایند )) (و ما کان لهم من اولیاء ینصرونهم من دون الله ).

آنها رشته های ارتباط خود را با بندگان خالص با انبیا و اولیاء بریده اند، لذا در آنجا یار و یاوری ندارند، قدرتهای مادی نیز در آنجا همه از کار می افتد، و به همین دلیل تک و تنها در برابر عذاب الهی قرار می گیرند.

و برای تأکید این معنی در پایان آیه می افزاید: ((هر کس را خداوند گمراه سازد راه نجاتی برای او نیست )) (و من یضلل الله فما له من سبیل ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 477@@@

در آیات قبل خواندیم ((و من یضلل الله فما له من ولی من بعده )): در آنجا نفی ((ولی و سرپرست )) می کند، و در اینجا نفی ((راه نجات )) چرا که برای رسیدن به مقصد هم باید ((راهی )) باشد و هم ((راهنمائی )) اما این گمراهان هم از آن محرومند و هم از این.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 478@@@

آیه 47-50

آیه و ترجمه

استَجِیبُوا لِرَبِّکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتیَ یَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَکُم مِّن مَّلْجَإٍ یَوْمَئذٍ وَ مَا لَکُم مِّن نَّکیرٍ(47 )

فَإِنْ أَعْرَضوا فَمَا أَرْسلْنَک عَلَیهِمْ حَفِیظاً إِنْ عَلَیْک إِلا الْبَلَغُ وَ إِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الانسنَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بهَا وَ إِن تُصِبهُمْ سیِّئَةُ بِمَا قَدَّمَت أَیْدِیهِمْ فَإِنَّ الانسنَ کَفُورٌ(48 )

لِّلَّهِ مُلْک السمَوَتِ وَ الاَرْضِ یخْلُقُ مَا یَشاءُ یهَب لِمَن یَشاءُ إِنَثاً وَ یَهَب لِمَن یَشاءُ الذُّکُورَ(49 )

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَاناً وَ إِنَثاً وَ یجْعَلُ مَن یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ(50 )

ترجمه:

47 - اجابت کنید دعوت پروردگار خود را پیش از آنکه روزی فرا رسد که دیگر بازگشتی برای آن در برابر اراده خدا نیست، و در آن روز نه پناهگاهی دارید و نه مدافعی.

48 - و اگر آنها روی گردان شوند (غمگین مباش ) ما تو را حافظ آنها قرار نداده ایم،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 479@@@

وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است، و هنگامی که ما رحمتی از سوی خود به انسان می چشانیم مغرور و غافل می شود. و اگر بلائی به خاطر اعمالی که انجام داده اند به آنها رسد به کفران می پردازند.

49 - مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین از آن خدا است، هر چه را بخواهد می آفریند و به هر کس اراده کند دختر می بخشد و به هر کس ‍ بخواهد پسر.

50 - یا اگر اراده کند پسر و دختر هر دو به آنها می دهد و هر کس را بخواهد عقیم می گذارد!

تفسیر: