فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 21-23

آیه و ترجمه

أَمْ لَهُمْ شرَکؤُا شرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَ لَوْ لا کلِمَةُ الْفَصلِ لَقُضیَ بَیْنهُمْ وَ إِنَّ الظلِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ(21 )

تَرَی الظلِمِینَ مُشفِقِینَ مِمَّا کسبُوا وَ هُوَ وَاقِعُ بِهِمْ وَ الَّذِینَءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لهَُم مَّا یَشاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِک هُوَ الْفَضلُ الْکَبِیرُ(22 )

ذَلِک الَّذِی یُبَشرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ قُل لا أَسئَلُکمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبی وَ مَن یَقْترِف حَسنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شکُورٌ(23 )

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 402@@@

ترجمه:

21 - آیا معبودانی دارند که آئینی برای آنها بی اذن خداوند تشریع کرده اند؟ اگر مهلت مقرری برای آنها نبود در میانشان داوری می شد (و دستور عذاب صادر می گشت ) و برای ظالمان عذاب دردناکی است.

22 - در آن روز ستمگران را می بینی که از اعمالی که انجام داده اند سخت بیمناکند، اما آنها را فرو می گیرد، اما کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در بهترین باغهای بهشتند، و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است این است فضل بزرگ.

23 - این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نوید می دهد، بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم و هر کس عمل نیکی انجام دهد بر نیکی اش می افزائیم، چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است.

شان نزول:

در تفسیر مجمع البیان شأن نزولی برای آیات 23 تا 26 این سوره از پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده است که حاصلش چنین است:

هنگامی که پیامبر وارد مدینه شد و پایه های اسلام محکم گردید، انصار گفتند ما خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله می رسیم و عرض ‍ می کنیم: اگر مشکلات مالی پیدا شد این اموال ما بدون هیچگونه قید و شرط در اختیار تو قرار دارد، هنگامی که این سخن را خدمتش عرض ‍ کردند آیه قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی: ((بگو من مزدی از شما در برابر رسالت جز محبت نزدیکانم نمی طلبم )) نازل شد، و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بر آنها تلاوت کرد سپس ‍ فرمود نزدیکان مرا بعد از من دوست دارید، آنها با خوشحالی و رضا و تسلیم از محضرش بیرون آمدند، اما منافقان گفتند این سخنی است که او بر خدا افترا بسته،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 403@@@

و هدفش این است که ما را بعد از خود در برابر خویشاوندانش ذلیل کند آیه بعد نازل شد ام یقولون افتری علی الله کذبا، و به آنها پاسخ گفت، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به سراغ آنان فرستاد و آیه را بر آنها تلاوت کرد، گروهی پشیمان شدند و گریه کردند و سخت ناراحت گشتند آیه سوم نازل گردید: و هو الذی یقبل التوبة عن عباده.

پیامبر به سراغ آنها فرستاد و آنها را بشارت داد که توبه خالصانه آنان مقبول درگاه خدا است.**(مجمع البیان ) جلد 9 صفحه 29.***

تفسیر:

مودت اهل بیت (علیه السلام ) پاداش رسالت است

از آنجا که در آیه 13 همین سوره سخن از تشریع دین از ناحیه پروردگار به وسیله پیامبران اولوالعزم بود در ادامه آن در نخستین آیه مورد بحث برای نفی تشریع دیگران، و اینکه هیچ قانونی در برابر قانون الهی رسمیت ندارد، و اصولا حق قانونگذاری مخصوص خدا است می فرماید: ((آیا آنها معبودانی دارند که دین و آئینی بی اذن خداوند برای آنان تشریع کرده اند )) (ام لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین ما لم یاذن به الله ).

در حالیکه خالق و مالک و مدبر عالم هستی تنها او است، و به همین دلیل حق قانونگذاری نیز مخصوص ذات پاک او است، و هیچکس ‍ بدون اذن او نمی تواند در قلمرو تشریع او دخالت کند، بنابراین در برابر تشریع او هر چه باشد باطل است.

به دنبال آن با لحنی تهدیدآمیز به تشریع کنندگان باطل هشدار داده می گوید: ((هر گاه فرمان حتمی خداوند دائر به مهلت دادن به اینگونه اشخاص

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 404@@@

نبود در میان آنها داوری می شد )) دستور عذابشان صادر می گشت و مجالی به آنها نمی داد (و لو لا کلمة الفصل لقضی بینهم ).

در عین حال آنها نباید این حقیقت را فراموش کنند که ((برای ظالمان عذاب دردناکی است )) (و ان الظالمین لهم عذاب الیم ).

منظور از ((کلمة الفصل )) مهلت مقرری است که خداوند به اینگونه افراد داده تا آزادی عمل داشته باشند و اتمام حجت بر آنها بشود.

تعبیر به ((ظالمین )) درباره مشرکانی که عقیده به تشریعهائی در برابر قوانین الهی داشتند به خاطر وسعتی است که در مفهوم ((ظلم )) وجود دارد، و به هر کاری که در غیر موردش صورت گیرد اطلاق می گردد ظاهر این است که منظور از ((عذاب الیم )) عذاب روز قیامت است، چون این تعبیر در قرآن مجید معمولا در این معنی به کار می رود، آیه بعد نیز گواه بر این حقیقت است، و اینکه بعضی از مفسران آن را اعم از عذاب دنیا و آخرت گرفته اند (مانند قرطبی ) بعید به نظر می رسد.

سپس به توضیح کوتاهی درباره ((عذاب ظالمین )) و توضیح بیشتری درباره ((پاداش مؤمنان )) در مقابل آنها، پرداخته، می گوید: ((در آن روز ستمگران را می بینی که از اعمالی که انجام داده اند سخت بیمناکند، اما چه فایده که مجازات اعمالشان آنها را فرو می گیرد )) (تری الظالمین مشفقین مما کسبوا و هو واقع بهم ).

((اما کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند در بهترین و سرسبزترین باغهای بهشت جای دارند )) (و الذین آمنوا و عملوا الصالحات فی روضات الجنات ).

((روضات )) جمع ((روضة )) به معنی محلی است که آب و درخت فراوان

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 405@@@

دارد لذا به باغهای خرم و سرسبز ((روضة )) اطلاق می شود، از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که باغهای بهشت متفاوت است، و مؤمنان صالح العمل در بهترین باغهای بهشت جایشان است، و مفهوم این سخن این است که مؤمنان گنهکار هنگامی که مشمول عفو خدا شوند به بهشت راه می یابند هر چند جای آنها در ((روضات )) نیست.

اما فضل الهی درباره مؤمنان صالح العمل به همین جا ختم نمی شود، آنها چنان مشمول الطاف او هستند که ((هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است )) (لهم ما یشاءون عند ربهم ).

و به این ترتیب هیچ موازنه ای بین ((عمل )) و ((پاداش آنها )) وجود ندارد، بلکه پاداششان از هر نظر نامحدود است، چرا که جمله ((لهم ما یشاءون )) گویای همین حقیقت است.

و از آن جالبتر تعبیر ((عند ربهم )) (نزد پروردگارشان ) می باشد که بیانگر لطف بی حساب خداوند درباره آنها است، چه موهبتی از این بالاتر که به مقام قرب خدا راه یابند؟ همانگونه که درباره شهداء می گوید: بل احیاء عند ربهم یرزقون درباره مؤمنان صالح العمل نیز می فرماید: لهم ما یشاءون عند ربهم.

بی جهت نیست که در پایان آیه می گوید ((این است فضل بزرگ )) (ذلک هو الفضل الکبیر ).

بارها گفته ایم شرح نعمتهای بهشتی در بیان نمی گنجد، برای ما زندانیان جهان ماده قابل تصور نیست که بدانیم در جمله لهم ما یشاءون عند ربهم چه مفاهیمی گنجانیده شده؟ مؤمنان چه چیزها می خواهند؟ و در جوار قرب خداوند چه الطافی یافت می شود.

اصولا هنگامی که خداوند بزرگ چیزی را به عنوان فضل کبیر توصیف

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 406@@@

کند پیداست به قدری عظمت دارد که هر چه فکر کنیم از آن بالاتر است.

و به تعبیر دیگر این بندگان خالص کارشان بجائی می رسد که هر چه اراده کنند فراهم می شود، یعنی پرتوی از قدرت بی پایان پروردگار که انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون (یس - 82 ) در وجودشان پیدا می شود،چه فضیلت و موهبتی از این بالاتر؟

در آیه بعد برای بیان عظمت این پاداش بزرگ می افزاید: ((این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نوید می دهد )) (ذلک الذی یبشر الله عباده الذین آمنوا و عملوا الصالحات ).

بشارت می دهد تا رنجهای طاعت و بندگی و مبارزه با هوای نفس و جهاد در برابر دشمنان بر آنها سخت نیاید، و به آن پاداشهای عظیم توان و نیروی بیشتری در راههای پر فراز و نشیب زندگی برای رسیدن به رضای پروردگار پیدا کنند.

و از آنجا که ابلاغ این رسالت از سوی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) گاه این توهم را ایجاد می کرد که او چه اجر و پاداشی در برابر رسالت خود از مردم می طلبد به دنبال این سخن به پیامبر دستور می دهد: ((بگو: من هیچ اجر و پاداشی بر این موضوع از شما درخواست نمی کنم، جز اینکه ذوی القربای مرا دوست دارید )) (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی ).

دوستی ذوی القربی چنانکه مشروحا بیان خواهد شد بازگشت به مسأله ولایت و قبول رهبری ائمه معصومین (علیه السلام ) از دودمان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می کند که در حقیقت تداوم خط رهبری پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و ادامه مسأله ولایت الهیه است، و پر واضح است که قبول این ولایت و رهبری همانند نبوت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) سبب سعادت خود انسانها

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 407@@@

است و نتیجه اش به خود آنها بازگشت می کند.

توضیح اینکه:

مفسران در تفسیر این جمله بحثهای فراوانی دارند و تفسیرهای مختلفی، که هرگاه با ذهن خالی از پیشداوریها به آنها نگاه کنیم می بینیم بر اثر انگیزه های مختلفی از مفهوم اصلی آیه دور شده اند، و احتمالاتی را برگزیده اند که نه با محتوای آیه سازگار است و نه با شأن نزول و سایر قرائن تاریخی و روائی.

رویهمرفته چهار تفسیر معروف برای آیه وجود دارد.

1 - همان که در بالا اشاره شد که منظور از ذوی القربی نزدیکان پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) است و محبت آنها وسیله ای است برای قبول امامت و رهبری ائمه معصومین (علیه السلام ) از دودمان آنحضرت، و پشتوانه ای بر ادای رسالت.

جمعی از مفسران نخستین، و تمام مفسران شیعه این معنا را برگزیده اند، و روایات فراوانی از طرف شیعه و اهل سنت در این زمینه نقل شده که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد.

2 - منظور این است که اجر و پاداش رسالت دوست داشتن اموری است که شما را به ((قرب الهی )) دعوت می کند.

این تفسیر را که جمعی از مفسران اهل سنت انتخاب کرده اند به هیچوجه با ظاهر آیه سازگار نیست، زیرا در این صورت معنی آیه چنین می شود که از شما می خواهم که اطاعت الهی را دوست بدارید، و مودت آن را به دل بسپارید، در حالی که باید گفته شود من از شما اطاعت الهی را می خواهم (نه مودت اطاعت الهی ).

بعلاوه در میان مخاطبین آیه کسی وجود نداشت که دوست ندارد به خدا نزدیک شود حتی مشرکان نیز علاقه داشتند که به خدا نزدیک شوند و اصولا عبادت

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 408@@@

بتها را وسیله ای برای این کار می پنداشتند.

3 - منظور این است که شما بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دارید و صله رحم بجا آورید.

با این تفسیر هیچ تناسبی در میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد، زیرا دوست داشتن بستگان خود چه خدمتی می تواند به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بوده باشد؟ و چگونه ممکن است اجر رسالت قرارداده شود؟!

4 - منظور این است که پاداش من این است که خویشاوندی مرا نسبت به خود محفوظ دارید، و بخاطر اینکه با اکثر قبایل شما رابطه خویشاوندی دارم مرا آزار ندهید (زیرا پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از طریق نسبی با قبایل قریش ارتباط داشت و از طریق سببی (ازدواج ) با بسیاری از قبایل دیگر، و از طریق مادر با جمعی از مردم مدینه از قبیله بنی النجار، و از طرف مادر رضاعی به قبیله بنی سعد ).

این تعبیر بدترین معنائی است که برای آیه شده است چرا که درخواست اجر رسالت از کسانی است که رسالت او را پذیرا شده اند، و هر گاه کسانی رسالت را پذیرا شوند دیگر نیازی به این بحثها نیست، آنها پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) را به عنوان فرستاده الهی احترام می گذارند، احتیاجی ندارد که به خاطر قرابت و خویشاوندیش او را محترم بشمرند، چرا که احترام ناشی از قبول رسالت ما فوق همه اینها است، در واقع این تفسیر را باید از اشتباهات بزرگی شمرد که دامان بعضی از مفسران را گرفته و مفهوم آیه را به کلی مسخ کرده است.

در اینجا برای اینکه به حقیقت محتوای آیه آشناتر شویم بهترین راه آن است که از آیات دیگر قرآن کمک گیریم:

در بسیاری از آیات قرآن مجید می خوانیم: پیامبران می گفتند پاداشی از شما در برابر دعوت رسالت نمی خواهیم، و پاداش ما تنها بر پروردگار عالمیان است ((ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین )).**سوره شعرا آیه 109 _ 127 _ 145 _ 164 _ 180.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 409@@@

و در مورد شخص پیامبر اسلام نیز تعبیرات مختلفی دیده می شود: در یکجا می گوید قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله: ((بگو پاداشی را که از شما خواستم تنها به سود شما است اجر و پاداش من فقط بر خداوند است )) (سبا - 47 ).

و در جای دیگر می خوانیم: قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا: بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچگونه پاداشی از شما مطالبه نمی کنم، مگر کسانی که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند. و بالاخره در مورد دیگری می گوید: قل ما اسئلکم علیه من اجر و ما انا من المتکلفین: ((من از شما پاداشی نمی طلبم و چیزی بر شما تحمیل نمی کنم )) (ص - 86 ).

هرگاه این آیات سهگانه را با آیه مورد بحث در کنار هم بگذاریم نتیجه گیری کردن از آن آسان است: در یکجا به کلی نفی اجر و مزد می کند. در جای دیگر می گوید: من تنها پاداش از کسی می خواهم که راهی به سوی خدا می جوید.

و در مورد سوم می گوید پاداشی را که از شما خواسته ام برای خود شما است.

و بالاخره در آیه مورد بحث می افزاید: مودت در قربی پاداش رسالت من است، یعنی:

من پاداشی از شما خواسته ام که این ویژگیها را دارد: مطلقا چیزی نیست که نفعش عائد من شود، صددرصد به سود خود شما است، و چیزی است که راه شما را به سوی خدا هموار می سازد.

به این ترتیب آیا جز مساله ادامه خط مکتب پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به وسیله رهبران الهی و جانشینان معصومش که همگی از خاندان او بوده اند امر دیگری می تواند

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 410@@@

باشد؟ منتها چون مساله مودت پایه این ارتباط بوده در این آیه با صراحت آمده است.

جالب اینکه غیر از آیه مورد بحث در قرآن مجید در پانزده مورد دیگر کلمه ((القربی )) به کار رفته که در تمام آنها به معنی خویشاوندان و نزدیکان است با اینحال معلوم نیست چرا بعضی اصرار دارند که ((قربی )) منحصرا در اینجا به معنی ((تقرب الی الله )) بوده باشد، و معنی ظاهر و واضح آن را که در همه جا در قرآن در آن به کار رفته است کنار بگذارند؟

این نکته نیز قابل توجه است که در پایان همین آیه مورد بحث می افزاید: ((آن کس که عمل نیکی انجام دهد بر نیکی عملش می افزاییم، چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است و به اعمال بندگان جزای مناسب می دهد )) (و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا ان الله غفور شکور ).

چه حسنه ای از این برتر که انسان خود را همیشه در زیر پرچم رهبران الهی قرار دهد، حب آنها را در دل گیرد، و خط آنها را ادامه دهد، در فهم کلام الهی آنجا که مسائل برای او ابهام پیدا کند از آنها توضیح بخواهد، عمل آنها را معیار قرار دهد، و آنها را الگو و اسوه خود سازد.

روایاتی که در تفسیر این آیه آمده است

شاهد گویای دیگر برای تفسیر فوق اینکه روایات فراوانی در منابع اهل سنت و شیعه از شخص پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده که نشان می دهد منظور از ((قربی )) اهل بیت و نزدیکان و خاصان پیامبرند، به عنوان نمونه:

1 - احمد در فضائل الصحابه با سند خود از سعید بن جبیر از عامر چنین نقل می کند: لما نزلت قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی قالوا: یا رسول الله من قرابتک؟ من هؤلاء الذین وجبت علینا مودتهم؟ قال: علی و فاطمه و ابناهما (علیهم السلام ) و قالها ثلاثا: ((هنگامی که آیه ((قل

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 411@@@

لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی )) نازل شد اصحاب عرض ‍ کردند ای رسول خدا! خویشاوندان تو که مودت آنها بر ما واجب است کیانند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند آن دو، این سخن را سه بار تکرار فرمود ))!**(احقاق الحق) جلد 3 صفحه 2، (قرطبی) نیز این روایت را در ذیل آیه مورد بحث آورده (جلد 8 صفحه 5843).***

2 - در ((مستدرک الصحیحین )) از امام علی بن الحسین (علیه السلام ) نقل شده که وقتی امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) به شهادت رسید، حسن بن علی (علیه السلام ) در میان مردم خطبه خواند که بخشی از آن این بود: انا من اهل البیت الذین افترض الله مودتهم علی کل مسلم فقال تبارک و تعالی لنبیه (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا فاقتراف الحسنة مودتنا اهل البیت: ((من از خاندانی هستم که خداوند مودت آنها را بر هر مسلمانی واجب کرده است، و به پیامبرش ‍ فرموده: قل لا اسئلکم... منظور خداوند از اکتساب حسنه مودت ما اهل بیت است )).**مستدرک صححین جلد 3 صفحه 172 _ محب الدین طبری همین حدیث را در ذخائر صفحه 137 آورده، ابن حجر نیز در (صواعق) صفحه 101 آنرا نقل کرده است.***

3 - ((سیوطی )) در ((الدر المنثور )) در ذیل آیه مورد بحث از مجاهد از ابن عباس نقل کرده که در تفسیر آیه ((قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی )) گفت: ان تحفظونی فی اهل بیتی و تودوهم بی:

((منظور این است که حق مرا در اهل بیتم حفظ کنید، و آنها را به سبب من دوست دارید )).**الدرالمنثور ذیل آیه مورد بحث _ جلد 6 صفحه 7.***

و از اینجا روشن می شود آنچه از ابن عباس بطریق دیگر نقل شده که منظور عدم آزار پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به خاطر قرابتش با قبائل مختلف عرب بوده مسلم نیست، زیرا چنانکه دیدیم مخالف آن نیز از ابن عباس نقل شده است.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 412@@@

4 - ((ابن جریر طبری )) در تفسیرش با سند خود از ((سعید بن جبیر )) و با سند دیگری از ((عمر بن شعیب )) نقل می کند که منظور از این آیه، هی قربی رسول الله (نزدیکان رسول خدا می باشد ).**تفسیر طبری جلد 25 صفحه 16 و 17.***

5 - مرحوم طبرسی مفسر معروف از ((شواهد التنزیل )) حاکم حسکانی که از مفسران و محدثان معروف اهل سنت است از ابی امامه باهلی چنین نقل می کند: پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: ان الله خلق الانبیاء من اشجار شتی، و انا و علی (علیه السلام ) من شجرة واحدة، فانا اصلها، و علی (علیه السلام ) فرعها، و فاطمة (علیه السلام ) لقاحها، و الحسن و الحسین ثمارها، و اشیاعنا اوراقها - تا آنجا که فرمود - لو ان عبدا عبد الله بین الصفا و المروة الف عام، ثم الف عام، ثم الف عام، حتی یصیر کالشن البالی، ثم لم یدرک محبتنا کبه الله علی منخریه فی النار، ثم تلا: قل لا اسئلکم علیه اجرا:

((خداوند انبیاء را از درختان مختلفی آفرید، ولی من و علی (علیه السلام ) را از درخت واحدی، من اصل آنم، و علی شاخه آن، فاطمه موجب باروری آن است، و حسن حسین میوه های آن، و شیعیان ما برگهای آنند... سپس افزود: اگر کسی خدا را در میان صفا و مروه هزار سال، و سپس هزار سال، و از آن پس هزار سال، عبادت کند، تا همچون مشک کهنه شود، اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش می افکند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی )).

جالب این که این حدیث آن چنان اشتهار یافته بود که شاعر معروف کمیت در اشعارش به آن اشاره کرده، می گوید:

وجدنا لکم فی آل حامیم آیة

تاولها منا تقی و معرب

ما برای شما (خاندان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در سوره های حامیم آیه ای یافتیم.

که گروه تقیه کننده آن را تاویل کرده، و گروه آشکار کننده آن را آشکارا بیان کرده اند.**(مجمع البیان) جلد 9 صفحه 29.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 413@@@

6 - و نیز سیوطی در ((الدر المنثور )) از ابن جریر از ابی الدیلم چنین نقل می کند: هنگامی که علی بن الحسین (علیهماالسلام ) را به اسارت آوردند، و بر در دروازه دمشق نگهداشتند، مردی از اهل شام گفت: الحمدلله الذی قتلکم و استاصلکم!: ((خدا را شکر که شما را کشت، و ریشه کن ساخت!

علی بن الحسین (علیهماالسلام ) فرمود: آیا قرآن را خوانده ای؟ گفت آری، فرمود: سوره های حامیم را خوانده ای، عرض کرد نه، فرمود آیا این آیه را نخوانده ای قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؟!

گفت: آیا شما همانها هستید که در این آیه اشاره شده؟ فرمود: آری.**(الدرالمنثور) جلد 6 صفحه 7.***

7 - ((زمخشری )) در ((کشاف )) حدیثی نقل کرده که فخررازی و قرطبی نیز در تفسیرشان از او اقتباس کرده اند: حدیث مزبور به وضوح مقام آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و اهمیت حب آنها را بیان می دارد، می گوید: رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا.

الا و من مات علی حب آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) مغفورا له.

الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا.

الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الایمان.

الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملک الموت بالجنة ثم منکر و نکیر.

الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنة کما تزف العروس الی بیت زوجها.

الا و من مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنة.

الا و من مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکة الرحمة.

الا و من مات علی حب آل محمد مات علی السنة و الجماعة.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 414@@@

الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مکتوب بین عینیه آیس من رحمة الله

الا و من مات علی بغض آل محمد مات کافرا.

الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة:

((هر کس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود بخشوده است )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود با توبه از دنیا رفته )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود مؤمن کامل الایمان از دنیا رفته )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود فرشته مرگ او را بشارت به بهشت می دهد، و سپس منکر و نکیر (فرشتگان مامور سؤال در برزخ ) به او بشارت دهند )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود او را با احترام به سوی بهشت می برند آنچنانکه عروس به خانه داماد )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود در قبر او دو در به سوی بهشت گشوده می شود )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار می دهد )).

((آگاه باشید هر کس با محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته )).

((آگاه باشید هر کس با عداوت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا رود روز قیامت در حالی وارد عرصه محشر می شود که در پیشانی او نوشته شده: مأیوس از رحمت خدا ))!

((آگاه باشید هر کس با بغض آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا برود کافر از دنیا رفته ))!

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 415@@@

((آگاه باشید هر کس با عداوت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از دنیا برود بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد )).**تفسیر کشاف جلد 4 صفحه 220 و 221 _ تفسیر فخر رازی جلد 27 صفحه 165 و 166 _ تفسیر قرطبی جلد 8 صفحه 5843 _ تفسیر ثعلبی ذیل آیه مورد بحث از جلیل بن عبدالله بجلی (طبق نقل المراجعات نامه شماره 19).***

جالب اینکه فخر رازی بعد از ذکر این حدیث شریف که صاحب کشاف آن را به صورت ارسال مسلم ذکر کرده است می افزاید:

آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) کسانی هستند که بازگشت امرشان به او است، کسانی که ارتباطشان محکمتر و کاملتر باشد آل محسوب می شوند، و شک نیست که فاطمه و علی و حسن و حسین محکمترین پیوند را با رسول خدا داشتند، و این از مسلمات و مستفاد از احادیث متواتر است، بنابراین لازم است که آنها را آل پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بدانیم.

سپس می افزاید: گروهی در مفهوم آل اختلاف کرده اند، بعضی آنها را خویشاوندان نزدیک پیامبر می دانند، و بعضی گفته اند آنها امت پیامبرند، اگر این واژه را بر معنی اول حمل کنیم آل پیامبر تنها آنها هستند، و اگر به معنی امت که دعوت او را پذیرفتند بدانیم باز هم خویشاوندان نزدیک رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) آل او محسوب می شوند، بنابراین به هر تقدیر آنها آل هستند و اما غیر آنها در لفظ ((آل )) داخلند یا نه؟ محل اختلاف است.

سپس فخر رازی از صاحب کشاف چنین نقل می کند: ((وقتی این آیه نازل شد عرض کردند ((ای رسول خدا! خویشاوندان تو کیانند که مودتشان بر ما واجب است ))؟ فرمود: ((علی و فاطمه و دو فرزندشان )).

بنابراین ثابت می شود که این چهار تن ذی القربای پیغمبرند و هنگامی که این معنی ثابت شد واجب است از احترام فوق العاده ای برخوردار باشند.

فخر رازی می افزاید: دلائل مختلفی بر این مساله دلالت می کند:

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 416@@@

1 - جمله ((الا المودة فی القربی )) که طرز استدلال به آن بیان شد.

2 - شک نیست که پیامبر فاطمه را دوست می داشت و درباره او فرمود: ((فاطمة بضعة منی یؤذینی ما یؤذیها )): ((فاطمه پاره تن من است آنچه او را آزار دهد مرا آزار داده است ))! و با احادیث متواتر از رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) ثابت شده که او علی و حسن و حسین را دوست می داشت، و هنگامی که این معنی ثابت شود محبت آنها بر تمام امت واجب است چون خداوند فرموده: و اتبعوه لعلکم تهتدون: ((از او پیروی کنید تا هدایت شوید ))**اعراف _ 158.*** و نیز فرموده: فلیحذر الذین یخالفون عن امره: ((کسانی که فرمان او را مخالفت می کنند از عذاب الهی بترسند ))**نور _ 63.*** و نیز فرموده: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله: ((بگو اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد))**آل عمران _ 31.*** و نیز فرموده لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة: ((برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکوئی بود )).**احزاب _ 21.***

3 - دعای برای ((آل )) افتخار بزرگی است و لذا این دعا خاتمه تشهد در نماز قرار داده شده: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد، و ارحم محمدا و آل محمد، و چنین تعظیم و احترامی در حق غیر آل دیده نشده است، بنابراین همه این دلائل نشان می دهد که محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) واجب است.

سرانجام فخر رازی سخنان خود را در این مسأله با اشعار معروف شافعی پایان می دهد:

یا راکبا قف بالمحصب من منی

و اهتف بساکن خیفها و الناهض

سحرا اذا فاض الحجیج الی منی

فیضا کما نظم الفرات الفائض.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 417@@@

ان کان رفضا حب آل محمد:

فلیشهد الثقلان انی رافضی

((ای سواری که عازم حج هستی! در آنجا که در نزدیکی منی ریگ برای رمی جمرات جمع می کنند و مرکز بزرگ اجتماع زائران خانه خداست بایست، و فریاد بزن به تمام کسانی که در مسجد خیف مشغول عبادتند و یا در حال حرکت می باشند.

فریاد بزن به هنگام سحرگاه که حاجیان از مشعر به سوی منی کوچ می کنند و همچون نهری عظیم و خروشان وارد سرزمین منی می شوند.

آری فریاد بزن و بگو: اگر محبت آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) رفض و ترک است، همه جن و انس شهادت دهند که من رافضیم ))!.**تفسیر فخر رازی جلد 27 صفحه 166.***

آری این است مقام آل محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) که ما به دامانشان چنگ زده ایم و آنها را رهبر خویش و راهنمای دین و دنیا پذیرفته ایم، الگو و اسوه خویش می دانیم و تداوم خط نبوت را با امامت آنها می بینیم.

البته غیر از احادیث فوق روایات فراوان دیگری در منابع اسلامی نقل شده که از نظر رعایت اختصار و قناعت به جنبه های تفسیری به هفت روایت فوق اکتفا کردیم، ولی ذکر این نکته را مناسب می دانیم که در بعضی از منابع کلامی مانند ((احقاق الحق )) و شرح مبسوط آن، حدیث معروف فوق در مورد تفسیر آیه قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القری از حدود پنجاه کتاب از کتب اهل سنت نقل شده است که نشان می دهد تا چه اندازه نقل این روایت گسترده و مشهور بوده است قطع نظر از منابع فراوانی که از طرق اهل بیت این حدیث را نقل می کند.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 418@@@