فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

مزرعه دنیا و آخرت

از آنجا که در آیات قبل بحثی از عذاب شدید خداوند به میان آمد، و نیز تقاضائی از ناحیه منکران معاد مطرح شده بود که چرا قیامت زودتر برپا نمی شود؟ نخستین آیه مورد بحث برای آمیختن آن ((قهر )) با ((لطف )) و برای پاسخگوئی به شتاب کردن بی معنی منکران معاد می فرماید: ((خداوند نسبت به بندگانش لطیف است، و دارای لطف و مرحمت )) (الله لطیف بعباده ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 396@@@

اگر در یکجا تهدید به عذاب شدید می کند در جای دیگر وعده لطف می دهد، آن هم لطفی نامحدود و گسترده، و اگر در مجازات جاهلان مغرور تعجیل نمی کند آن هم از لطف او است.

سپس یکی از مظاهر بزرگ لطف عمیقش را که روزی گسترده او است مطرح کرده می گوید: ((هر کس را بخواهد روزی می دهد )) (یرزق من یشاء ).

منظور این نیست که گروهی از روزی او محرومند، بلکه منظور توسعه روزی است درباره هر کس بخواهد، همانگونه که در آیه 26 سوره رعد آمده است: الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر: ((خداوند روزی را بر هر کس بخواهد وسیع و برای هر کس بخواهد تنگ می سازد )).

در چند آیه بعد از همین سوره نیز می خوانیم: گستردگی و محدودیت روزی او روی حساب معینی است، چرا که ((اگر خداوند روزی را برای همه گسترده سازد در زمین طغیان خواهند کرد )): ((و لو بسط الله الرزق لعباده لبغوا فی الارض )) (آیه 27 - همین سوره ).

روشن است که ((روزی )) در اینجا هم ارزاق معنوی را شامل می شود و هم مادی را، هم جسمانی و هم روحانی، هنگامی که مبداء لطف او است و روزی دهنده نیز او است، پس چرا به سراغ بتهائی می روید که نه رازقند و نه لطیف، نه گرهی به کار کسی می زنند و نه گرهی می گشایند؟!

و در پایان آیه می افزاید: ((او قوی و شکست ناپذیر است )) (و هو القوی العزیز ).

اگر وعده روزی و لطف به بندگان می دهد قادر بر انجام این امر می باشد و به همین دلیل هرگز در وعده های او تخلف نیست.

توجه به این نکته لازم است که ((لطیف )) دو معنی دارد: یکی همان که در بالا گفتیم یعنی صاحب لطف و محبت و مرحمت، و دیگر آگاه بودن از امور

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 397@@@

دقیق و پنهانی، و از آنجا که روزی دادن به همه بندگان نیاز به این دارد که از تمام آنها در هر گوشه و کنار در سراسر آسمان و زمین آگاه و با خبر باشد در آغاز به لطیف بودنش اشاره می کند و سپس به مقام رزاقیت و لذا در آیه 6 سوره هود بعد از آنکه می گوید: ((روزی همه جنبندگان روی زمین بر خدا است )) اضافه می کند: و یعلم مستقرها و مستودعها ((او قرارگاه و محل نقل و انتقال همه آنها را می داند )).

البته میان این دو معنی نه تنها تناقضی نیست، بلکه مکمل یکدیگرند، لطیف کسی است که هم از نظر آگاهی کامل باشد، و هم از نظر لطف و محبت در حق بندگان، و از آنجا که خداوند هم به خوبی از نیازهای بندگانش آگاه است و هم به بهترین وجه به نیازهایشان پاسخ می گوید از همه کس شایسته تر برای این نام است.

به هر حال در آیه فوق به چهار وصف از اوصاف پروردگار اشاره شده: مقام لطف، و رازقیت، و قوت، و عزت، که بهترین دلیل بر مقام ((ربوبیت )) است چرا که ((رب )) (مالک و مدبر ) باید واجد این صفات باشد.

در آیه بعد با یک تشبیه لطیف، مردم جهان را در برابر روزیهای پروردگار و چگونگی استفاده از آن، به کشاورزانی تشبیه می کند که گروهی برای آخرت کشت می کنند، و گروهی برای دنیا، و نتیجه هر یک از این دو زراعت را مشخص می کند، می فرماید: ((کسی که زراعت آخرت را طالب باشد به او برکت می دهیم و بر محصولش می افزائیم )) (من کان یرید حرث الاخرة نزد له فی حرثه ).

((و آنها که فقط برای دنیا کشت کنند و تلاش و کوشششان برای بهره گیری از این متاع زود گذر و فانی باشد تنها کمی از آنچه را می طلبند به آنها می دهیم اما در آخرت هیچ نصیب و بهره ای نخواهند داشت )) (و من کان یرید حرث الدنیا

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 398@@@

نؤته منها و ما له فی الاخرة من نصیب ).**واژه (حرث ) به طوری که راغب در مفردات می گوید: در اصل به معنی پاشیدن بذر در زمین و مهیا ساختن آن برای زراعت است، و در قرآن مجید نیز کرارا در این معنی به کار رفته، ولی معلوم نیست چرا جمعی از مفسران آن را به معنی (عمل و کسب ) تفسیر کرده اند؟!***

تشبیه جالب و کنایه زیبائی است: انسانها همگی زارعند و این جهان مزرعه ماست، اعمال ما بذرهای آن، و امکانات الهی بارانی است که بر آن می بارد، اما این بذرها بسیار متفاوت است، بعضی محصولش ‍ نامحدود، جاودانی و درختانش همیشه خرم و سرسبز و پر میوه، اما بعضی دیگر محصولاتش بسیار کم، عمرش کوتاه و زودگذر، و میوه هائی تلخ و ناگوار دارد.

تعبیر به ((یرید )) (می خواهد و اراده می کند ) در حقیقت اشاره به تفاوت نیتهای مردم است، و مجموع آیه شرحی است پیرامون آنچه در آیه قبل از مواهب و روزیهای پروردگار آمده که گروهی از این مواهب به صورت بذرهائی برای آخرت استفاده می کنند و گروهی برای تمتع دنیا.

جالب اینکه در مورد کشتکاران آخرت می گوید: نزد له فی حرثه (زراعت او را افزون می کنیم ) ولی نمی گوید از تمتع دنیا نیز بی نصیبند، اما در مورد کشتکاران دنیا می گوید: ((مقداری از آن را که می خواهند به آنها می دهیم، بعد می افزاید در آخرت هیچ نصیب و بهره ای ندارند )).

به این ترتیب نه دنیاپرستان به آنچه می خواهند می رسند و نه طالبان آخرت از دنیا محروم می شوند، اما با این تفاوت که گروه اول با دست خالی به سرای آخرت می روند و گروه دوم با دستهای پر!

نظیر همین معنی در آیه 18 و 19 سوره اسراء به شکل دیگری آمده است: ((من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما تشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 399@@@

یصلاها مذموما مدحورا و من اراد الاخرة و سعی لها سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکورا:

((کسی که زندگی زودگذر را می طلبد آن مقدار از آن را که بخواهیم به هر کس اراده کنیم می بخشیم، سپس دوزخ را برای او قرار می دهیم، در آن وارد می شود در حالی که مذموم و رانده شده در گاه خدا است، و آن کس که سرای آخرت را می طلبد و کوشش خود را برای آن انجام دهد و ایمان داشته باشد به تلاشهای او پاداش داده خواهد شد )).

تعبیر به ((نزد له فی حرثه )) هماهنگ است با آنچه در آیات دیگر قرآن آمده، از جمله من جاء بالحسنة فله عشر امثالها: ((کسی که کار نیکی انجام دهد ده برابر پاداش او است )) (انعام - 160 ) و ((لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله )) ((خدا پاداش آنها را به طور کامل می دهد، و از فضلش بر آنها می افزاید )) (فاطر - 30 ).

به هر حال آیه فوق ترسیم گویائی از بینش اسلامی درباره زندگی دنیا است، دنیائی که مطلوب بالذات است، و دنیائی که مقدمه جهان دیگر و مطلوب بالغیر، اسلام به دنیا به عنوان یک مزرعه می نگرد که محصولش ‍ در قیامت چیده می شود.

تعبیراتی که در لسان روایات یا بعضی دیگر از آیات قرآن آمده تأیید و تأکیدی بر همین معنا است.

مثلا در آیه 261 سوره بقره انفاق کنندگان را تشبیه به بذری می کند که از آن هفت خوشه برمی خیزد، و از هر خوشه ای یکصد دانه، و گاه بیشتر، این نمونه بذر افشانی آخرت است.

و در حدیثی از پیامبر می خوانیم: و هل تکب الناس علی مناخرهم فی النار الا حصائد السنتهم: ((آیا چیزی مردم را به رو در آتش می افکند جز

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 400@@@

محصولات درو شده زبانهای آنها.**(محجة البیضاء ) جلد 5 صفحه 193 (کتاب آفات اللسان ).***

و در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) آمده است: ان المال و البنین حرث الدنیا، والعمل الصالح حرث الاخرة و قد یجمعهما الله لاقوام: ((مال و فرزندان کشت دنیا هستند و عمل صالح کشت آخرت، و گاه خداوند این هر دو را برای قومی جمع می کند )).**(کافی ) مطابق نقل (نور الثقلین ) جلد 4 صفحه 569.***

این نکته را نیز از آیه فوق می توان استفاده کرد که دنیا و آخرت هر دو نیاز به تلاش و سعی و کوشش دارد، و هیچکدام بی زحمت و رنج به دست نمی آید، همانگونه که هیچ بذر و محصولی بی رنج و زحمت نیست، چه بهتر که انسان با رنج و زحمتش درختی پرورش دهد که بارش شیرین و همیشگی و دائم و برقرار باشد، نه درختی که زود خزان می شود و نابود می گردد.

این سخن را با حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) پایان می دهیم: فرمود: من کانت نیته الدنیا فرق الله علیه امره، و جعل الفقر بین عینیه، و لم یاته من الدنیا الا ما کتب له، و من کانت نیته الاخرة جمع الله شمله، و جعل غناه فی قلبه، و اتته الدنیا و هی راغمة!: ((کسی که نیتش دنیا باشد خداوند کار او را پریشان می سازد، فقر را در برابر او قرار می دهد و جز آنچه برای او مقرر شده چیزی از دنیا به چنگ نمی آورد، و کسی که نیتش سرای آخرت باشد خداوند پراکندگی او را به جمعیت مبدل می سازد، و غنا و بی نیازی را در قلبش قرار می دهد، دنیا تسلیم او می گردد و به سراغ او می آید )).**مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث.***

اینکه در میان علما مشهور است الدنیا مزرعة الاخرة در حقیقت اقتباسی از مجموع بیانات فوق است.



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 401@@@

آیه 21-23

آیه و ترجمه

أَمْ لَهُمْ شرَکؤُا شرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَ لَوْ لا کلِمَةُ الْفَصلِ لَقُضیَ بَیْنهُمْ وَ إِنَّ الظلِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ(21 )

تَرَی الظلِمِینَ مُشفِقِینَ مِمَّا کسبُوا وَ هُوَ وَاقِعُ بِهِمْ وَ الَّذِینَءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لهَُم مَّا یَشاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِک هُوَ الْفَضلُ الْکَبِیرُ(22 )

ذَلِک الَّذِی یُبَشرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ قُل لا أَسئَلُکمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبی وَ مَن یَقْترِف حَسنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شکُورٌ(23 )

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 402@@@

ترجمه:

21 - آیا معبودانی دارند که آئینی برای آنها بی اذن خداوند تشریع کرده اند؟ اگر مهلت مقرری برای آنها نبود در میانشان داوری می شد (و دستور عذاب صادر می گشت ) و برای ظالمان عذاب دردناکی است.

22 - در آن روز ستمگران را می بینی که از اعمالی که انجام داده اند سخت بیمناکند، اما آنها را فرو می گیرد، اما کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در بهترین باغهای بهشتند، و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است این است فضل بزرگ.

23 - این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نوید می دهد، بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم و هر کس عمل نیکی انجام دهد بر نیکی اش می افزائیم، چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است.

شان نزول:

در تفسیر مجمع البیان شأن نزولی برای آیات 23 تا 26 این سوره از پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده است که حاصلش چنین است:

هنگامی که پیامبر وارد مدینه شد و پایه های اسلام محکم گردید، انصار گفتند ما خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله می رسیم و عرض ‍ می کنیم: اگر مشکلات مالی پیدا شد این اموال ما بدون هیچگونه قید و شرط در اختیار تو قرار دارد، هنگامی که این سخن را خدمتش عرض ‍ کردند آیه قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی: ((بگو من مزدی از شما در برابر رسالت جز محبت نزدیکانم نمی طلبم )) نازل شد، و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بر آنها تلاوت کرد سپس ‍ فرمود نزدیکان مرا بعد از من دوست دارید، آنها با خوشحالی و رضا و تسلیم از محضرش بیرون آمدند، اما منافقان گفتند این سخنی است که او بر خدا افترا بسته،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 403@@@

و هدفش این است که ما را بعد از خود در برابر خویشاوندانش ذلیل کند آیه بعد نازل شد ام یقولون افتری علی الله کذبا، و به آنها پاسخ گفت، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به سراغ آنان فرستاد و آیه را بر آنها تلاوت کرد، گروهی پشیمان شدند و گریه کردند و سخت ناراحت گشتند آیه سوم نازل گردید: و هو الذی یقبل التوبة عن عباده.

پیامبر به سراغ آنها فرستاد و آنها را بشارت داد که توبه خالصانه آنان مقبول درگاه خدا است.**(مجمع البیان ) جلد 9 صفحه 29.***

تفسیر:

مودت اهل بیت (علیه السلام ) پاداش رسالت است

از آنجا که در آیه 13 همین سوره سخن از تشریع دین از ناحیه پروردگار به وسیله پیامبران اولوالعزم بود در ادامه آن در نخستین آیه مورد بحث برای نفی تشریع دیگران، و اینکه هیچ قانونی در برابر قانون الهی رسمیت ندارد، و اصولا حق قانونگذاری مخصوص خدا است می فرماید: ((آیا آنها معبودانی دارند که دین و آئینی بی اذن خداوند برای آنان تشریع کرده اند )) (ام لهم شرکاء شرعوا لهم من الدین ما لم یاذن به الله ).

در حالیکه خالق و مالک و مدبر عالم هستی تنها او است، و به همین دلیل حق قانونگذاری نیز مخصوص ذات پاک او است، و هیچکس ‍ بدون اذن او نمی تواند در قلمرو تشریع او دخالت کند، بنابراین در برابر تشریع او هر چه باشد باطل است.

به دنبال آن با لحنی تهدیدآمیز به تشریع کنندگان باطل هشدار داده می گوید: ((هر گاه فرمان حتمی خداوند دائر به مهلت دادن به اینگونه اشخاص

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 404@@@

نبود در میان آنها داوری می شد )) دستور عذابشان صادر می گشت و مجالی به آنها نمی داد (و لو لا کلمة الفصل لقضی بینهم ).

در عین حال آنها نباید این حقیقت را فراموش کنند که ((برای ظالمان عذاب دردناکی است )) (و ان الظالمین لهم عذاب الیم ).

منظور از ((کلمة الفصل )) مهلت مقرری است که خداوند به اینگونه افراد داده تا آزادی عمل داشته باشند و اتمام حجت بر آنها بشود.

تعبیر به ((ظالمین )) درباره مشرکانی که عقیده به تشریعهائی در برابر قوانین الهی داشتند به خاطر وسعتی است که در مفهوم ((ظلم )) وجود دارد، و به هر کاری که در غیر موردش صورت گیرد اطلاق می گردد ظاهر این است که منظور از ((عذاب الیم )) عذاب روز قیامت است، چون این تعبیر در قرآن مجید معمولا در این معنی به کار می رود، آیه بعد نیز گواه بر این حقیقت است، و اینکه بعضی از مفسران آن را اعم از عذاب دنیا و آخرت گرفته اند (مانند قرطبی ) بعید به نظر می رسد.

سپس به توضیح کوتاهی درباره ((عذاب ظالمین )) و توضیح بیشتری درباره ((پاداش مؤمنان )) در مقابل آنها، پرداخته، می گوید: ((در آن روز ستمگران را می بینی که از اعمالی که انجام داده اند سخت بیمناکند، اما چه فایده که مجازات اعمالشان آنها را فرو می گیرد )) (تری الظالمین مشفقین مما کسبوا و هو واقع بهم ).

((اما کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند در بهترین و سرسبزترین باغهای بهشت جای دارند )) (و الذین آمنوا و عملوا الصالحات فی روضات الجنات ).

((روضات )) جمع ((روضة )) به معنی محلی است که آب و درخت فراوان

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 405@@@

دارد لذا به باغهای خرم و سرسبز ((روضة )) اطلاق می شود، از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که باغهای بهشت متفاوت است، و مؤمنان صالح العمل در بهترین باغهای بهشت جایشان است، و مفهوم این سخن این است که مؤمنان گنهکار هنگامی که مشمول عفو خدا شوند به بهشت راه می یابند هر چند جای آنها در ((روضات )) نیست.

اما فضل الهی درباره مؤمنان صالح العمل به همین جا ختم نمی شود، آنها چنان مشمول الطاف او هستند که ((هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است )) (لهم ما یشاءون عند ربهم ).

و به این ترتیب هیچ موازنه ای بین ((عمل )) و ((پاداش آنها )) وجود ندارد، بلکه پاداششان از هر نظر نامحدود است، چرا که جمله ((لهم ما یشاءون )) گویای همین حقیقت است.

و از آن جالبتر تعبیر ((عند ربهم )) (نزد پروردگارشان ) می باشد که بیانگر لطف بی حساب خداوند درباره آنها است، چه موهبتی از این بالاتر که به مقام قرب خدا راه یابند؟ همانگونه که درباره شهداء می گوید: بل احیاء عند ربهم یرزقون درباره مؤمنان صالح العمل نیز می فرماید: لهم ما یشاءون عند ربهم.

بی جهت نیست که در پایان آیه می گوید ((این است فضل بزرگ )) (ذلک هو الفضل الکبیر ).

بارها گفته ایم شرح نعمتهای بهشتی در بیان نمی گنجد، برای ما زندانیان جهان ماده قابل تصور نیست که بدانیم در جمله لهم ما یشاءون عند ربهم چه مفاهیمی گنجانیده شده؟ مؤمنان چه چیزها می خواهند؟ و در جوار قرب خداوند چه الطافی یافت می شود.

اصولا هنگامی که خداوند بزرگ چیزی را به عنوان فضل کبیر توصیف

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 406@@@

کند پیداست به قدری عظمت دارد که هر چه فکر کنیم از آن بالاتر است.

و به تعبیر دیگر این بندگان خالص کارشان بجائی می رسد که هر چه اراده کنند فراهم می شود، یعنی پرتوی از قدرت بی پایان پروردگار که انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون (یس - 82 ) در وجودشان پیدا می شود،چه فضیلت و موهبتی از این بالاتر؟

در آیه بعد برای بیان عظمت این پاداش بزرگ می افزاید: ((این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند به آن نوید می دهد )) (ذلک الذی یبشر الله عباده الذین آمنوا و عملوا الصالحات ).

بشارت می دهد تا رنجهای طاعت و بندگی و مبارزه با هوای نفس و جهاد در برابر دشمنان بر آنها سخت نیاید، و به آن پاداشهای عظیم توان و نیروی بیشتری در راههای پر فراز و نشیب زندگی برای رسیدن به رضای پروردگار پیدا کنند.

و از آنجا که ابلاغ این رسالت از سوی پیامبر بزرگوار اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) گاه این توهم را ایجاد می کرد که او چه اجر و پاداشی در برابر رسالت خود از مردم می طلبد به دنبال این سخن به پیامبر دستور می دهد: ((بگو: من هیچ اجر و پاداشی بر این موضوع از شما درخواست نمی کنم، جز اینکه ذوی القربای مرا دوست دارید )) (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی ).

دوستی ذوی القربی چنانکه مشروحا بیان خواهد شد بازگشت به مسأله ولایت و قبول رهبری ائمه معصومین (علیه السلام ) از دودمان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می کند که در حقیقت تداوم خط رهبری پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و ادامه مسأله ولایت الهیه است، و پر واضح است که قبول این ولایت و رهبری همانند نبوت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) سبب سعادت خود انسانها

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 407@@@

است و نتیجه اش به خود آنها بازگشت می کند.

توضیح اینکه:

مفسران در تفسیر این جمله بحثهای فراوانی دارند و تفسیرهای مختلفی، که هرگاه با ذهن خالی از پیشداوریها به آنها نگاه کنیم می بینیم بر اثر انگیزه های مختلفی از مفهوم اصلی آیه دور شده اند، و احتمالاتی را برگزیده اند که نه با محتوای آیه سازگار است و نه با شأن نزول و سایر قرائن تاریخی و روائی.

رویهمرفته چهار تفسیر معروف برای آیه وجود دارد.

1 - همان که در بالا اشاره شد که منظور از ذوی القربی نزدیکان پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) است و محبت آنها وسیله ای است برای قبول امامت و رهبری ائمه معصومین (علیه السلام ) از دودمان آنحضرت، و پشتوانه ای بر ادای رسالت.

جمعی از مفسران نخستین، و تمام مفسران شیعه این معنا را برگزیده اند، و روایات فراوانی از طرف شیعه و اهل سنت در این زمینه نقل شده که بعدا به آن اشاره خواهیم کرد.

2 - منظور این است که اجر و پاداش رسالت دوست داشتن اموری است که شما را به ((قرب الهی )) دعوت می کند.

این تفسیر را که جمعی از مفسران اهل سنت انتخاب کرده اند به هیچوجه با ظاهر آیه سازگار نیست، زیرا در این صورت معنی آیه چنین می شود که از شما می خواهم که اطاعت الهی را دوست بدارید، و مودت آن را به دل بسپارید، در حالی که باید گفته شود من از شما اطاعت الهی را می خواهم (نه مودت اطاعت الهی ).

بعلاوه در میان مخاطبین آیه کسی وجود نداشت که دوست ندارد به خدا نزدیک شود حتی مشرکان نیز علاقه داشتند که به خدا نزدیک شوند و اصولا عبادت

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 408@@@

بتها را وسیله ای برای این کار می پنداشتند.

3 - منظور این است که شما بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دارید و صله رحم بجا آورید.

با این تفسیر هیچ تناسبی در میان رسالت و پاداش آن وجود ندارد، زیرا دوست داشتن بستگان خود چه خدمتی می تواند به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بوده باشد؟ و چگونه ممکن است اجر رسالت قرارداده شود؟!

4 - منظور این است که پاداش من این است که خویشاوندی مرا نسبت به خود محفوظ دارید، و بخاطر اینکه با اکثر قبایل شما رابطه خویشاوندی دارم مرا آزار ندهید (زیرا پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از طریق نسبی با قبایل قریش ارتباط داشت و از طریق سببی (ازدواج ) با بسیاری از قبایل دیگر، و از طریق مادر با جمعی از مردم مدینه از قبیله بنی النجار، و از طرف مادر رضاعی به قبیله بنی سعد ).

این تعبیر بدترین معنائی است که برای آیه شده است چرا که درخواست اجر رسالت از کسانی است که رسالت او را پذیرا شده اند، و هر گاه کسانی رسالت را پذیرا شوند دیگر نیازی به این بحثها نیست، آنها پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) را به عنوان فرستاده الهی احترام می گذارند، احتیاجی ندارد که به خاطر قرابت و خویشاوندیش او را محترم بشمرند، چرا که احترام ناشی از قبول رسالت ما فوق همه اینها است، در واقع این تفسیر را باید از اشتباهات بزرگی شمرد که دامان بعضی از مفسران را گرفته و مفهوم آیه را به کلی مسخ کرده است.

در اینجا برای اینکه به حقیقت محتوای آیه آشناتر شویم بهترین راه آن است که از آیات دیگر قرآن کمک گیریم:

در بسیاری از آیات قرآن مجید می خوانیم: پیامبران می گفتند پاداشی از شما در برابر دعوت رسالت نمی خواهیم، و پاداش ما تنها بر پروردگار عالمیان است ((ما اسئلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العالمین )).**سوره شعرا آیه 109 _ 127 _ 145 _ 164 _ 180.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 409@@@

و در مورد شخص پیامبر اسلام نیز تعبیرات مختلفی دیده می شود: در یکجا می گوید قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله: ((بگو پاداشی را که از شما خواستم تنها به سود شما است اجر و پاداش من فقط بر خداوند است )) (سبا - 47 ).

و در جای دیگر می خوانیم: قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا: بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچگونه پاداشی از شما مطالبه نمی کنم، مگر کسانی که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند. و بالاخره در مورد دیگری می گوید: قل ما اسئلکم علیه من اجر و ما انا من المتکلفین: ((من از شما پاداشی نمی طلبم و چیزی بر شما تحمیل نمی کنم )) (ص - 86 ).

هرگاه این آیات سهگانه را با آیه مورد بحث در کنار هم بگذاریم نتیجه گیری کردن از آن آسان است: در یکجا به کلی نفی اجر و مزد می کند. در جای دیگر می گوید: من تنها پاداش از کسی می خواهم که راهی به سوی خدا می جوید.

و در مورد سوم می گوید پاداشی را که از شما خواسته ام برای خود شما است.

و بالاخره در آیه مورد بحث می افزاید: مودت در قربی پاداش رسالت من است، یعنی:

من پاداشی از شما خواسته ام که این ویژگیها را دارد: مطلقا چیزی نیست که نفعش عائد من شود، صددرصد به سود خود شما است، و چیزی است که راه شما را به سوی خدا هموار می سازد.

به این ترتیب آیا جز مساله ادامه خط مکتب پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به وسیله رهبران الهی و جانشینان معصومش که همگی از خاندان او بوده اند امر دیگری می تواند

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 410@@@

باشد؟ منتها چون مساله مودت پایه این ارتباط بوده در این آیه با صراحت آمده است.

جالب اینکه غیر از آیه مورد بحث در قرآن مجید در پانزده مورد دیگر کلمه ((القربی )) به کار رفته که در تمام آنها به معنی خویشاوندان و نزدیکان است با اینحال معلوم نیست چرا بعضی اصرار دارند که ((قربی )) منحصرا در اینجا به معنی ((تقرب الی الله )) بوده باشد، و معنی ظاهر و واضح آن را که در همه جا در قرآن در آن به کار رفته است کنار بگذارند؟

این نکته نیز قابل توجه است که در پایان همین آیه مورد بحث می افزاید: ((آن کس که عمل نیکی انجام دهد بر نیکی عملش می افزاییم، چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است و به اعمال بندگان جزای مناسب می دهد )) (و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا ان الله غفور شکور ).

چه حسنه ای از این برتر که انسان خود را همیشه در زیر پرچم رهبران الهی قرار دهد، حب آنها را در دل گیرد، و خط آنها را ادامه دهد، در فهم کلام الهی آنجا که مسائل برای او ابهام پیدا کند از آنها توضیح بخواهد، عمل آنها را معیار قرار دهد، و آنها را الگو و اسوه خود سازد.