فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 53-54

آیه و ترجمه

سنرِیهِمْءَایَتِنَا فی الاَفَاقِ وَ فی أَنفُسِهِمْ حَتی یَتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الحَْقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّک أَنَّهُ عَلی کلِّ شیْءٍ شهِیدٌ(53 )

أَلا إِنهُمْ فی مِرْیَةٍ مِّن لِّقَاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِکلِّ شیْءٍ محِیط(54 )

ترجمه:

53 - به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می دهیم تا آشکار گردد که او حق است، آیا کافی نیست که او بر همه چیز شاهد و گواه است.

54 - آگاه باشید: آنها از لقای پروردگارشان در شک و تردیدند، ولی خداوند به همه چیز احاطه دارد.

تفسیر:

نشانه های حق در جهان بزرگ و کوچک

در این دو آیه که سوره فصلت با آن پایان می گیرد، به دو مطلب مهم که در حقیقت یک نوع جمع بندی از بحثهای این سوره است اشاره شده آیه اول درباره توحید (یا قرآن ) سخن می گوید و آیه دوم درباره معاد.

در آیه اول می فرماید: ((ما به زودی آیات و نشانه های خود را در آفاق و اطراف جهان، و همچنین در درون جان خود آنها، به آنان، نشان می دهیم،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 330@@@

تا برای آنها روشن شود که خداوند حق است )) (سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ).

((آیات آفاقی )) همچون آفرینش خورشید و ماه و ستارگان با نظام دقیقی که بر آنها حاکم است، و آفرینش انواع جانداران و گیاهان و کوهها و دریاها با عجائب و شگفتیهای بی شمارش، و موجودات گوناگون اسرار آمیزش، که هر زمان اسرار تازه ای از خلقت آنها کشف می شود، و هر یک آیه و نشانه است بر حقانیت ذات پاک او.

و ((آیات انفسی )) همچون آفرینش دستگاههای مختلف جسم انسان و نظامی که بر ساختمان حیرت انگیز مغز و حرکات منظم قلب و عروق و بافتها و استخوانها، و انعقاد نطفه و پرورش جنین در رحم مادران، و از آن بالاتر اسرار و شگفتیهای روح انسان می باشد، که هر گوشه ای از آن کتابی است از معرفت پروردگار و خالق جهان.

درست است که این آیات قبلا به اندازه کافی از سوی پروردگار ارائه شده، اما با توجه به جمله ((سنریهم )) که ((فعل مضارع )) و دلیل بر استمرار است، این ارائه به طور مستمر ادامه دارد، و اگر انسان صدها هزار سال نیز عمر کند هر زمان کشف تازه و ارائه جدیدی از آیات الهی خواهد داشت، چرا که اسرار این جهان پایان پذیر نیست!

تمام کتابهای علوم طبیعی و انسانشناسی در تمام ابعادش (علم تشریح، فیزیولوژی، روانشناسی، روانکاوی ) و علوم مربوط به شناخت گیاهان و حیوانات، و مواد آلی طبیعت، و هیئت، و غیر آن، در حقیقت همه کتب توحید و معرفة الله هستند، چرا که عموما پرده از روی اسرار شگفتانگیزی بر می دارند که بیانگر علم و حکمت و قدرت بیپایان آفریننده اصلی این جهان است.

گاه یکی از این علوم، بلکه یک رشته از دهها رشته از یکی از این علوم،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 331@@@

تمام عمر یک دانشمند را به خود اختصاص می دهد، و در پایان می گوید: افسوس که هنوز از این رشته چیزی نمی دانم، و آنچه تا به حال دانسته ام مرا به عمق نادانیم رهنمون گردیده!

و در پایان این آیه این بیان لطیف و جالب را با جمله زیبا و پر معنای دیگری تکمیل کرده، می افزاید: ((آیا برای آنها کافی نیست که خداوند شاهد و گواه بر هر چیز است )) (او لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید ).**ترکیب این جمله از آیه به طوری که بسیاری از مفسران گفته اند چنین است که (با ) زائده است و (ربک ) به جای فاعل است، و جمله انه علی کل شیء شهید بدل آن می باشد و معنی چنین است: اولم یکفهم ان ربک علی کل شیء شهید (دقت کنید ).***

چه شهادتی از این برتر و بالاتر که با خط تکوین قدرت خود را بر پیشانی همه موجودات نوشته است، بر صفحه برگهای درختان، در لابلای گلبرگها، در میان طبقات اسرار آمیز مغز، و بر روی پرده های ظریف چشم، بر صفحه آسمان و بر قلب زمین، و خلاصه بر همه چیز نشانه های توحید خود را نوشته و گواهی تکوینی داده است.

آنچه در بالا گفته شد یکی از دو تفسیر معروف و مشهور این آیه است که بر طبق این تفسیر گفتگوی آیه تمام پیرامون مساله توحید و ظهور آیات حق در آفاق و انفس است.

اما تفسیر دیگر ناظر به اعجاز قرآن است، و خلاصه اش چنین است که خداوند در این آیه می گوید: ما معجزات و نشانه های گوناگون خود را در نقاط مختلف جزیره عرب، و مناطق دیگر جهان، و در مورد خود این مشرکان، به آنها نشان می دهیم، تا بدانند این قرآن بر حق است.

نشانه های آفاقی مانند پیروزی اسلام در میدانهای مختلف نبرد، و در میدان مبارزه منطقی، و سپس نقاط مختلفی که آئین اسلام آنجا را گشود، و بر افکار مردم

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 332@@@

حاکم گردید، و همان جمعیتی که در مکه به هنگام نزول این آیات به ظاهر آنچنان در اقلیت قرار داشتند که توانائی هیچگونه فعالیت مثبتی برای آنها وجود نداشت آری همانها به فرمان پروردگار هجرت کردند و در مدت کوتاهی همه جا زیر پرچم آنها در آمد، و مکتب آنها از سوی گروه عظیمی از مردم سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفت.

و آیات انفسی پیروزی مسلمانان بر مشرکان مکه در جنگ بدر، و در روز فتح مکه، و نفوذ نور اسلام در قلب بسیاری از آنها بود.

این آیات آفاقی و انفسی نشان داد که قرآن مجید بر حق است.

همان خدائی که بر همه چیز شاهد و گواه است بر حقانیت قرآن نیز از این طریق گواهی داد.

هر یک از این دو تفسیر قرائن و مرجحاتی دارد، ولی با توجه به ذیل آیه و آیه بعد تفسیر اول نزدیکتر به نظر می رسد.**تفسیر اول چهار مرجح دارد: نخست اینکه تعبیر آیات بیشتر در مورد دلائل توحید است. دیگر اینکه تعبیر آفاق و انفس با نشانه های توحید سازگارتر می باشد. سوم اینکه ذیل آیه (اولم یکف بربک انه علی کل شیء شهید ) اشاره به مسأله توحید و شهادت تکوینی پروردگار بر حقانیت ذات پاک او است. چهارم در آیه بعد سخن از معاد است و می دانیم مبدأ و معاد غالبا قرین یکدیگرند. تفسیر دوم نیز سه مرجح دارد: نخست اینکه ضمیر انه مفرد غایب است، در حالی که ضمیر در آیاتنا متکلم مع الغیر است، و مناسب این است که هر کدام از این دو ضمیر، مطلب خاصی را دنبال کند، دوم اینکه آیه قبل بالخصوص درباره قرآن بود، و سوم اینکه جمله (سنریهم ) که فعل مضارع است تناسب با این دارد که آیات مزبور بعدا ارائه می شود (البته در لابلای عبارت ما پاسخ این مرجحات آمده است ) (دقت کنید ).***

در تفسیر این آیه اقوال دیگری نیز هست که چون قابل ملاحظه نبود از

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 333@@@

ذکر آنها صرفنظر کردیم.

آخرین آیه این سوره، سرچشمه اصلی بدبختیهای این گروه مشرک و فاسد و ظالم را بیان کرده، می گوید: ((آگاه باشید که آنها از ملاقات پروردگار و رستاخیز در شک و تردیدند )) (الا انهم فی مریة من لقاء ربهم ).

و چون ایمان به حساب و جزا ندارند دست به هر جنایتی می زنند، و تن به هر کار ننگینی می دهند، پرده های غفلت و غرور بر قلب آنها افتاده، و فراموشی ملاقات پروردگار آنها را از اوج عظمت انسانیت به سقوط کشانده است.

اما آنها باید بدانند که ((خداوند به هر چیزی احاطه دارد )) (الا انه بکل شیء محیط ).

همه اعمال و گفتار و نیات آنها در پیشگاه علمش روشن است، و تمام آن برای دادگاه بزرگ قیامت ثبت و ضبط خواهد شد.

((مریه )) (بر وزن ((جزیه )) و هم بر وزن ((قریه )) آمده است ) و به معنی تردید در تصمیم گیری است، و بعضی آن را به معنی شک و شبهه عظیم می دانند، ریشه اصلی این لغت را از ((مریت الناقه )) به معنی فشار دادن پستان شتر بعد از گرفتن شیر است، به این امید که بقایائی در آن باشد، و چون این کار با شک و تردید صورت می گیرد این کلمه به معنی ((شک و تردید )) آمده است.

و اگر به مجادله ((مراء )) گفته می شود، نیز به خاطر این است که انسان می کوشد آنچه را در ذهن طرف است بیرون آورد.

در حقیقت جمله اخیر پاسخی است به بعضی از شبهات کفار در مورد معاد، از جمله اینکه: چگونه ممکن است این خاکهای پراکنده و به هم آمیخته شده از هم جدا گردد؟ و چه کسی می تواند اجزای هر انسانی را جمع کند؟ و از این گذشته چه کسی آگاه از نیات و اعمال و گفتار همه انسانها در طول تاریخ بشر است.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 334@@@

قرآن در پاسخ همه این سؤالات می گوید: خدائی که به همه چیز احاطه دارد تمام این مسائل برای او روشن است، و دلیل بر احاطه علمی او بر همه چیز تدبیر او نسبت به همه اشیاء است، چگونه ممکن است مدبر عالم از وضع جهان بیخبر باشد؟!

بعضی از مفسران این آیه را نیز مربوط به مساله توحید دانسته اند، نه معاد و گفته اند: منظور این است که این استدلالها در زمینه توحید پروردگار این گروه کافر لجوج را سودی نمی بخشد، چرا که آنها روشنترین دلیل توحید یعنی حضور خداوند را در همه جا و شهود او را بر همه چیز منکرند، با اینحال چگونه می توانند از دلائل توحید بهره گیرند؟!.**تفسیر (المیزان ) جلد 17 صفحه 432.***

ولی با توجه به اینکه تعبیر ((لقاء الله )) در قرآن مجید معمولا کنایه از قیامت می باشد این تفسیر بعید به نظر می رسد.

نکته ها:

1 - برهان ((نظم )) و برهان ((صدیقین ))

می دانیم فلاسفه از میان دلائل توحید به دو دلیل اهمیت زیادی می دهند: نخست برهان ((نظم )) سپس برهان ((صدیقین )).

برهان نظم چنانکه از نامش پیداست از نظام عالم هستی و اسرار و دقایق آن به مبدء علم و قدرتی که آن را ایجاد و تدبیر نموده، رهنمون می گردد، و قرآن مجید پر است از استدلال به این دلیل روشن، و در همه جا نمونه هائی از آیات حق را در آسمان و زمین، و عالم حیات، و موجودات مختلف، بیان می کند، و از آن طریق آشکاری به سوی ذات پاکش می گشاید.

این دلیل برای همه قشرها قابل درک است، و هر کس به مقدار فهم و معلومات

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 335@@@

خود می تواند از آن بهره گیرد، بزرگترین دانشمندان به مقدار فهمشان و افراد کم سواد و بی سواد نیز به مقدار درکشان.

ولی برهان ((صدیقین )) برهانی است که با آن از ذات به ((ذات )) می رسند و از وجود واجب تعالی به او پی می برند، و به تعبیر دیگر در اینجا ممکنات و مخلوقات واسطه اثبات وجود او نیستند، بلکه خود ذات او دلیل بر ذات پاکش می شود، و مصداق یا من دل علی ذاته بذاته**از دعای صباح منقول از امیر مؤمنان علی (ع ).*** می گردد، و یا مصداق شهد الله انه لا اله الا هو ((خداوند گواهی می دهد که معبودی غیر از او نیست )).**آل عمران _ 18.***

این استدلال یک استدلال پیچیده فلسفی است که جز آگاهان به مبادی آن نمی توانند به عمق آن پی برند، و منظور ما در اینجا شرح و بسط آن نیست که جای آن کتب فلسفی است، بلکه منظور تنها بیان این حقیقت است که بعضی از مفسران آغاز آیه ((سنریهم آیاتنا فی الافاق )) را اشاره به برهان نظم و علت و معلول دانسته اند، و ذیل آن را ((ا و لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید )) اشاره برهان صدیقین، ولی قرینه روشنی در خود آیه بر این مطلب وجود ندارد.