فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

1 - اختیار و عدالت

جمله ((و ما ربک بظلام للعبید )) دلیل روشنی است بر مسأله اختیار، و آزادی اراده، و بیانگر این حقیقت است که خداوند نه بی جهت کسی را کیفر می دهد، و نه بر مجازات کسی بدون دلیل می افزاید، برنامه او عدالت محض است، چرا که سرچشمه ظلم، کمبودها و نقصانها، جهل و ناآگاهی، و یا هوای نفس است، و ذات پاک او از همه این امور منزه می باشد.

تعبیر به ((ظلام )) که صیغه مبالغه و به معنی ((بسیار ظلم کننده )) است، در اینجا و در بعضی دیگر از آیات قرآن ممکن است اشاره به این باشد که مجازات بی دلیل از سوی خداوند بزرگ همیشه مصداق ظلم بسیار خواهد بود، چرا که از او هرگز چنین انتظاری نیست.

بعضی نیز گفته اند که چون او بندگان فراوانی دارد اگر بر هر کس مختصر ستمی کند مصداق ((ظلام )) خواهد بود (این دو تفسیر با هم منافاتی ندارد ).

به هر حال قرآن، در این آیات بینات خود قلم بطلان بر مکتب جبر را که مایه اشاعه فساد، و امضای انواع زشتیها، و نفی هر گونه تعهد و مسئولیت است می کشد، همگان را در برابر اعمالشان مسئول می شمرد، و نتائج اعمال هر کس

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 309@@@

را در درجه اول متوجه خود او می داند.

لذا در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام ) می خوانیم که یکی از یارانش سؤال کرد:

هل یجبر الله عباده علی المعاصی: ((آیا خداوند بندگان را بر گناه مجبور می کند ))؟

فقال: لا، بل یخیرهم و یمهلهم حتی یتوبوا.

فرمود: ((نه بلکه آنها را آزاد می گذارد و مهلت می دهد تا از گناه خویش ‍ توبه کنند )).

مجددا سؤال می کند: هل کلف عباده ما لا یطیقون؟ ((آیا بندگان خود را تکلیف مالایطاق می کند ))؟

امام (علیه السلام ) فرمود: کیف یفعل ذلک و هو یقول: ((و ما ربک بظلام للعبید )): ((چگونه چنین کاری را می کند در حالی که خودش ‍ فرموده: پروردگار تو به بندگان ظلم و ستم روا نمی دارد ))؟

سپس امام (علیه السلام ) افزود: پدرم موسی بن جعفر (علیه السلام ) از پدرش جعفر بن محمد (علیهماالسلام ) چنین نقل فرمود: من زعم ان الله یجبر عباده علی المعاصی او یکلفهم ما لا یطیقون فلا تاکلوا ذبیحته، و لا تقبلوا شهادته، و لا تصلوا ورائه، و لا تعطوه من الزکاة شیئا: ((کسی که گمان کند خداوند بندگان را مجبور بر گناه می کند، یا تکلیف ما لایطاق می نماید، از گوشت حیوانی که او ذبح می کند نخورید، شهادتش را نپذیرید، پشت سرش نماز نخوانید و از زکات نیز چیزی به او ندهید ))! (خلاصه احکام اسلام را بر او جاری نکنید ).**عیون اخبار الرضا، مطابق نقل نور الثقلین جلد 4 صفحه 555.***

حدیث فوق ضمنا اشاره ای است به این نکته ظریف که مکتب جبر سر از ((تکلیف به ما لایطاق )) در می آورد، چرا که اگر انسان از یکسو مجبور به گناه

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 310@@@

باشد، و از سوی دیگر او را از آن نهی کنند مصداق روشن تکلیف به ما لایطاق است.

2 - گناه و سلب نعمت

امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) می فرماید: و ایم الله! ما کان قوم قط فی غض نعمة من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لان الله لیس ‍ بظلام للعبید: ((به خدا سوگند هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمی دارد ))!

سپس افزود:

و لو ان الناس حین تنزل بهم النقم، و تزول عنهم النعم، فزعوا الی ربهم بصدق من نیاتهم، و وله من قلوبهم، لرد علیهم کل شارد و اصلح لهم کل فاسد:

((هر گاه مردم موقعی که بلاها نازل می شود، و نعمتهای الهی از آنها سلب می گردد، با صدق نیت رو به درگاه خدا آورند، و با قلبهائی آکنده از عشق و محبت به خدا از او درخواست حل مشکل کنند، خداوند آنچه را از دستشان رفته به آنها باز می گرداند، و هرگونه فسادی را برای آنها اصلاح می کند )).**نهج البلاغه خطبه 188.***

و از این بیان رابطه گناهان با سلب نعمتها به خوبی آشکار می شود.

3 - چرا اینهمه بهانه می گیرند

بدون شک زبان عربی از غنی ترین و پرمایه ترین زبانهای دنیا است اما با اینحال عظمت قرآن از این نظر نیست که به زبان عربی است، بلکه عربی بودن آن به خاطر این است که خداوند هر پیامبری را به زبان قوم خود می فرستد،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 311@@@

تا در درجه اول آنها ایمان بیاورند و بعد دامنه آئین او به دیگران گسترش ‍ پیدا کند.

اما بهانه جویانی که مانند کودکان هر روز مطلب غیر منطقی تازه ای را مطرح می کردند، و با حرفهای کودکانه و ضد و نقیض خود نشان می دادند که به دنبال حق طلبی نیستند، یکروز می گفتند چرا این قرآن تنها به زبان عرب نازل شده؟ آیا بهتر نبود همه یا قسمتی از آن به غیر این زبان بود تا دیگران نیز بهره گیرند؟ (در حالی که آنها هدف دیگری داشتند منظورشان این بود که توده مردم عرب از جاذبه فوق العاده محروم گردند ).

و اگر این خواسته آنها انجام می شد، می گفتند: چگونه او عرب است و کتابش غیر عربی؟

خلاصه هر روز به بهانه ای خود و دیگران را سرگرم و از راه حق باز می داشتند.

اصولا ((بهانه جویی )) همیشه دلیل بر این است که انسان درد دیگری دارد که نمی خواهد آن را فاش بگوید، درد این گروه نیز این بود که توده های مردم سخت مجذوب قرآن شده بودند، و لذا منافع آنها سخت به خطر افتاده بود، برای خاموش کردن نور اسلام به هر وسیله ای متوسل می شدند.

پایان جزء 24 قرآن مجید

آغاز جزء 25 قرآن مجید آیه 47 سوره فصلت



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 314@@@