فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 24-25

آیه و ترجمه

فَإِن یَصبرُوا فَالنَّارُ مَثْوًی لهَُّمْ وَ إِن یَستَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِینَ(24 )

وَ قَیَّضنَا لهَُمْ قُرَنَاءَ فَزَیَّنُوا لهَُم مَّا بَینَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فی أُمَمٍ قَدْ خَلَت مِن قَبْلِهِم مِّنَ الجِْنِّ وَ الانسِ إِنَّهُمْ کانُوا خَسِرِینَ(25 )

ترجمه:

24 - اگر آنها صبر کنند (یا نکنند ) به هر حال دوزخ جایگاه آنهاست، و اگر تقاضای عفو نمایند مورد عفو قرار نمی گیرند!

25 - ما برای آنها همنشینان (زشت سیرتی ) قرار دادیم، و آنها زشتیها را از پیش رو و پشت سر در نظرشان جلوه دادند، و فرمان الهی درباره آنها تحقق یافت، و به سرنوشت اقوام گمراهی از جن و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند، آنها مسلما زیانکار بودند.

تفسیر:

همنشینان بد در تعقیب بحثی که در آیات گذشته پیرامون سرنوشت دشمنان خدا (اعداء الله ) آمد در دو آیه مورد بحث به دو قسمت از مجازات دردناک آنها در آخرت و دنیا اشاره می کند.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 260@@@

نخست خداوند می فرماید: ((اگر آنها صبر و شکیبائی کنند یا نکنند آتش دوزخ قرارگاهشان است )) و رهائی از آن امکان پذیر نیست (فان یصبروا فالنار مثوی لهم ).**آیه در تقدیر چنین است: (فان یصبروا اولا یصبروا فالنار مثوی لهم ).***

((مثوی )) از ماده ((ثوی )) (بر وزن هوی ) به معنی قرارگاه و محل استقرار است.

این آیه در حقیقت شبیه آیه 16 سوره طور است که می گوید: اصلوها فاصبروا او لا تصبروا سواء علیکم: ((در آتش دوزخ وارد شوید، می خواهید صبر کنید یا نکنید تفاوتی برای شما نمی کند )) و همچون آیه 21 سوره ابراهیم سواء علینا ا جزعنا ام صبرنا ما لنا من محیص: ((برای ما یکسان است خواه صبر کنیم یا نکنیم راه نجاتی نیست )).

سپس برای تأکید این مطلب می افزاید: ((و اگر آنها تقاضای رضایت و عفو پروردگار کنند بجائی نمی رسد و مورد عفو قرار نمی گیرند )) (و ان یستعتبوا فما هم من المعتبین ).

((یستعتبون )) در اصل از ((عتاب )) گرفته شده که به معنی اظهار خشونت است، و مفهومش این است که شخص گنهکار خود را تسلیم سرزنشهای صاحب حق کند تا او را مورد عفو قرار دهد و راضی گردد، و لذا این ماده (استعتاب ) به معنی استرضاء و تقاضای عفو نیز به کار می رود.**(مفردات راغب ) و (لسان العرب ) در ماده (عتبة ).***

سپس به مجازات دردناک دنیوی آنها اشاره کرده، می فرماید: ((ما برای آنها دوستان و همنشینان بداندیش و زشت سیرتی قرار دادیم، که همه چیز را در نظر آنان زینت دادند ))، و زشتیها را زیبائی، و بدیها را نیکی معرفی نمودند

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 261@@@

(و قیضنا لهم قرناء فزینوا لهم ما بین ایدیهم و ما خلفهم ).

((قیضنا )) از ماده ((قیض )) (بر وزن فیض ) در اصل به معنی پوست روی تخم مرغ است، سپس در مواردی که افرادی کاملا بر انسان مسلط می شوند، مانند تسلط پوست بر تخم مرغ به کار رفته است، اشاره به اینکه این دوستان تبهکار و فاسد آنها را از هر سو احاطه می کنند، افکارشان را می دزدند، و چنان بر آنان چیره می شوند که حس تشخیص ‍ خود را از دست دهند، و زشتیها در نظر آنها زیبا می گردد، و چه دردناک است چنین حالتی برای انسان زیرا به آسانی در گرداب فساد فرو می رود، و درهای نجات به روی او بسته می شود.

گاه ماده ((قیضنا )) در مورد تبدیل چیزی به چیزی نیز به کار رفته است بنابراین معنی و تفسیر آیه چنین می شود که دوستان صالح را از آنها می گیریم و بجای آنها دوستان فاسد به آنان می دهیم.

همین معنی به صورت گویاتری در آیات 36 و 37 سوره زخرف آمده است: و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین و انهم لیصدونهم عن السبیل و یحسبون انهم مهتدون: ((بر آنها که از یاد خداوند رحمن رویگردان شوند شیاطین را می سازیم که همواره با آنان قرین هستند، این شیاطین آنها را از راه حق باز می دارند در حالی که گمان می کنند هدایت یافته اند )).

و به راستی هنگامی که به جمع ظالمان و مفسدان و تبهکاران نظر می افکنیم جای پای این شیاطین را در زندگی آنها بخوبی مشاهده می کنیم، اطرافیان اغواگر که آنها را از هر سو محاصره کرده بر مغز و فکر آنها چیره می شوند، و حقایق را در نظرشان وارونه جلوه می دهند.

جمله ما ((بین ایدیهم و ما خلفهم )) (آنچه پیش رو و پشت سر آنها است ) ممکن است اشاره به احاطه همه جانبه این شیاطین و تزیین آنها باشد.

این احتمال نیز داده شده است که منظور از ((ما بین ایدیهم )) لذات و زرق

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 262@@@

و برق دنیا است و از ((ما خلفهم )) انکار قیامت و روز رستاخیز است.

این تفسیر نیز ممکن است که ((ما بین ایدیهم )) اشاره به وضع دنیای آنها باشد، ((و ما خلفهم )) آینده ای که برای آنها و فرزندانشان در پیش ‍ است و معمولا بسیاری از جنایات را به خاطر تامین آینده آنها می کنند.

سپس می افزاید: ((به سبب این وضع اسفبار، فرمان عذاب الهی درباره آنها تحقق یافت، و به سرنوشت اقوام گمراهی از جن و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند )) (و حق علیهم القول فی امم قد خلقت من قبلهم من الجن و الانس ).**(فی امم ) متعلق است به فعل محذوفی، و در تقدیر چنین است: کائنین فی امم قد خلت... این احتمال نیز داده شده که (فی ) در اینجا به معنی (مع ) باشد.***

سپس آیه را با این جمله پایان می دهد ((آنها مسلما زیانکار بودند )) (انهم کانوا خاسرین ).

این تعبیرات در حقیقت نقطه مقابل تعبیراتی است که در آیات بعد در مورد مؤمنان با استقامت می خوانیم که یاران آنها در این دنیا و آخرت فرشتگانند و به آنها بشارت می دهند که هیچ غم و اندوهی برای آنها نخواهد بود.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 263@@@

آیه 26-29

آیه و ترجمه

وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسمَعُوا لهَِذَا الْقُرْءَانِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکمْ تَغْلِبُونَ(26 )

فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا عَذَاباً شدِیداً وَ لَنَجْزِیَنهُمْ أَسوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ(27 )

ذَلِک جَزَاءُ أَعْدَاءِ اللَّهِ النَّارُ لهَُمْ فِیهَا دَارُ الخُْلْدِ جَزَاءَ بمَا کانُوا بِئَایَتِنَا یجْحَدُونَ(28 )

وَ قَالَ الَّذِینَ کفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضلانَا مِنَ الجِْنِّ وَ الانسِ نجْعَلْهُمَا تحْت أَقْدَامِنَا لِیَکُونَا مِنَ الاَسفَلِینَ(29 )

ترجمه:

26 - کافران گفتند: گوش به این قرآن فرا ندهید، و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید تا پیروز شوید!

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 264@@@

27 - به طور مسلم به کافران عذاب شدیدی می چشانیم، و آنها را به بدترین اعمالی که انجام می دادند جزا می دهیم.

28 - کیفر دشمنان خدا آتش است که در آن سرای جاویدشان است، جزائی است در مقابل اینکه آیات ما را انکار می کردند.

29 - کافران گفتند: پروردگارا! آنهائی را که از جن و انس ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا زیر پای خود بگذاریم (و لگدمالشان کنیم ) تا از پستترین مردم باشند!

تفسیر:

جنجال کنید تا صدای دلنواز قرآن را نشنوند!

به تناسب بحثهائی که درباره بعضی اقوام پیشین، قوم عاد و ثمود، در آیات گذشته آمد، و نیز به تناسب همنشینان بد سیرتی که حقایق را در نظر انسان وارونه جلوه می دهند، آیات مورد بحث گوشه ای از انحراف و بداندیشی مشرکان عصر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) را مجسم می سازد.

در بعضی از روایات آمده است که هر گاه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در مکه صدای خود را به تلاوت قرآن مجید و کلمات شیرین و جذاب و پر محتوای خداوند بلند می کرد مشرکان مردم را از او دور می کردند، و می گفتند: سوت و صفیر بکشید، و صدا را به شعر بلند کنید تا سخنان او را نشنوند!.**(تفسیر مراغی ) جلد 24 صفحه 125 و (تفسیر روح المعانی ) جلد 24 صفحه 106.***

قرآن مجید در آیات فوق به این معنی اشاره کرده، می گوید: ((کافران گفتند: گوش به این قرآن فرا ندهید و به هنگام تلاوت آن لغو و باطل سر دهید و جنجال کنید تا غالب شوید ))! (و قال الذین کفروا لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فیه لعلکم تغلبون ).

این یک روش قدیمی برای مبارزه در برابر نفوذ حق است که امروز نیز به صورت گسترده تر و خطرناکتری ادامه دارد که برای منحرف ساختن افکار مردم

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 265@@@

و خفه کردن صدای منادیان حق و عدالت، محیط را آنچنان پر از جنجال می کنند، که هیچکس صدای آنها را نشنود، و با توجه به اینکه ((و الغوا )) از ماده ((لغو )) معنی گسترده ای دارد و هر گونه کلام بیهوده ای را شامل می شود، وسعت این برنامه روشن خواهد شد.

گاه با جار و جنجال و سوت و صفیر.

گاه با داستانهای خرافی و دروغین.

گاه با افسانه های عشقی و هوس انگیز!

گاه از مرحله سخن نیز فراتر رفته، مراکز سرگرمی و فساد، و انواع فیلمهای مبتذل، و مطبوعات بی محتوای سرگرم کننده، و بازیهای دروغین سیاسی و هیجانهای کاذب، و خلاصه هر چیزی که افکار مردم را از محور حق منحرف سازد به وجود می آورند.

و از همه بدتر اینکه گاه بحثهای بیهوده ای در میان دانشمندان یک قوم مطرح می کنند و چنان آنها را به قیل و قال درباره آن وا می دارند که هر گونه مجال تفکر در مسائل بنیادی از آنها گرفته شود.

ولی آیا مشرکان توانستند با این اعمالشان بر قرآن غلبه کنند؟ نه! آنها و شیطنتهایشان بر باد رفت، و قرآن روز به روز گسترده تر و پربارتر شد و در سراسر جهان درخشیدن گرفت.

آیه بعد به مجازات شدید این گونه افراد اشاره کرده می فرماید: ((به طور مسلم به کافران - و در صف مقدم آنها، افرادی که مردم را از شنیدن آیات الهی باز می داشتند - عذاب شدیدی می چشانیم )) (فلنذیقن الذین کفروا عذابا شدیدا ).

این عذاب ممکن است در دنیا به صورت اسارت و کشته شدن به دست لشکریان ظفرمند اسلام باشد، و یا در آخرت، و یا هر دو.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 266@@@

((و آنها را به بدترین اعمالی که انجام می دادند کیفر می دهیم )) (و لنجزینهم اسوء الذی کانوا یعملون ).

چه عملی بدتر از کفر و شرک، و انکار آیات الهی، و مانع شدن مردم از شنیدن سخنان حق است؟

با این که مجازات همه اعمال خود را خواهند دید چرا تنها روی ((اسوء )) (بدترین آنها ) تکیه شده است؟

این تعبیر ممکن است به خاطر این باشد که موضوع مجازات را با تأکید و تهدید جدی تری روشن سازد و نیز اشاره ای باشد به مانع شدن مردم از شنیدن صدای پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بزرگ خدا.

تعبیر به ((کانوا یعملون )) دلیل بر این است که بیشتر روی اعمالی تکیه می شود که پیوسته آن را ادامه می دادند، و به عبارت دیگر یک لغزش دفعی نبوده بلکه یک برنامه همیشگی برای آنها بوده است.

سپس برای تأکید بیشتر می افزاید: ((این کیفر دشمنان الهی است، آتش ‍ سوزان جهنم ))! (ذلک جزاء اعداء الله النار ).**(النار ) ممکن است (عطف بیان ) یا (بدل ) برای (جزاء ) بوده باشد، یا (خبر ) برای (مبتدای محذوف ) و در تقدیر (هو النار ) است.***

اما نه آتشی موقتی و زودگذر بلکه ((برای آنها در آتش، خانه ابدی است )) (لهم فیها دار الخلد ).

آری ((آنها به این عذاب شدید و دردناک مجازات می شوند، به خاطر این که آیات ما را انکار می کردند )) (جزاء بما کانوا بایاتنا یجحدون ).**(جزاء ) ممکن است مفعول فعل محذوفی باشد (یجزون جزاء ) و یا (مفعول لاجله ).***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 267@@@

نه تنها آیات الهی را انکار می کردند، بلکه دیگران را نیز از شنیدن آن باز می داشتند.

((یجحدون )) از ماده ((جحد )) (بر وزن عهد ) به طوری که راغب در مفردات می گوید در اصل به معنی نفی چیزی است که در دل اثبات آن است، یا اثبات چیزی که در قلب نفی آن است، و به تعبیر دیگر انکار کردن واقعیات با علم به آنها است و این بدترین نوع کفر است (شرح بیشتر پیرامون این موضوع را در جلد 15 صفحه 412 ذیل آیه 14 نمل مطالعه کنید ).

از آنجا که انسان وقتی به بلائی مبتلا می شود مخصوصا اگر بلای سخت و سنگینی باشد به فکر مسبب اصلی می افتد، تا او را پیدا کند و انتقام خود را از او بگیرد، گاه می خواهد اگر دستش برسد عامل اصلی را قطعه قطعه کند، لذا در آخرین آیه مورد بحث به چنین حالتی که برای کفار در دوزخ پیدا می شود اشاره کرده می فرماید: ((کافران می گویند: پروردگارا! آنهائی را که از جن و انس ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر پای خود بگذاریم، لگدمالشان کنیم! تا از پستترین مردم باشند ))! (و قال الذین کفروا ربنا ارنا الذین اضلانا من الجن و الانس ‍ نجعلهما تحت اقدامنا لیکونا من الاسفلین ).

آنها یک عمر بالای سر ما بودند، و ما را به مسیرهای بدبختی کشاندند، اکنون آرزوی ما این است که آنها را زیر پا قرار دهیم، تا سوز دل ما فرونشیند! همان کسانی که به ما می گفتند: گوش به سخنان محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) ندهید، او ساحر است، او مجنون است، و هذیان می گوید، آنها جار و جنجال می کردند تا ما صدای او را نشنویم و آهنگ دلربایش در دل ما مؤثر نشود، از رستم و اسفندیار و افسانه های دیگر به هم می بافتند تا ما را سرگرم کنند، حالا می فهمیم که آب حیات جاویدان در سخنان او جاری بوده، و نغمه های دلنوازش همچون نفس ‍ مسیحا مردگان را

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 268@@@

زنده می کرده، ولی افسوس که دیگر دیر شده است.

بدون شک منظور از جن و انس در اینجا گروه شیاطین و انسانهای اغواگر شیطان صفت هستند، نه دو شخص معین، و تثنیه بودن فعل در جائی که فاعل دو گروه باشد مانعی ندارد، همانگونه که در آیه ((فبای الاء ربکما تکذبان )) آمده است.

بعضی از مفسران در تفسیر جمله ((لیکونا من الاسفلین )) چنین گفته اند: منظور این است که اغواگران جن و انس در پائین ترین درکات جهنم قرار گیرند، ولی ظاهر همان معنی است که قبلا گفته شد و آن اینکه آنها از شدت خشمشان می خواهند این اغواگران که در دنیا برترین مقام را داشتند در آنجا زیر پای پیروانشان قرار گیرند و مقام پستترین را داشته باشند.



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 269@@@