فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

5 - فرشتگان

قرآن می گوید: و جائت کل نفس معها سائق و شهید ((در آن روز هر انسانی وارد صحنه محشر می شود در حالی که فرشته ای با او است که او را به سوی حساب سوق می دهد و گواهی از فرشتگان است که بر اعمال او شهادت می دهد )) (ق - 21 ).

6 - زمین

آری زمین که زیر پای ما قرار دارد، و ما همیشه میهمان آن هستیم، و با انواع برکاتش از ما پذیرائی می کند، نیز دقیقا مراقب ما است، و در آن روز همه گفتنی ها را می گوید، چنانکه می خوانیم: یومئذ تحدث اخبارها: ((در آن روز زمین اخبار خود را بازگو می کند )) (زلزال -4 ).

7 - زمان نیز از شهود است

گرچه در متن آیات قرآن به این امر اشاره نشده، ولی در روایات معصومین شاهد بر آن وجود دارد چنانکه از علی (علیه السلام ) می خوانیم: ما من یوم یمر علی ابن آدم الا قال له ذلک الیوم یا ابن آدم! انا یوم جدید، و انا علیک شهید، فقل فی خیرا و اعمل فی خیرا، اشهد لک یوم القیامة: ((هیچ روزی بر فرزند آدم نمی گذرد مگر اینکه به او می گوید: ای فرزند آدم! من روز تازهای هستم و بر تو گواهم، در من سخن خوب بگو، و عمل نیک انجام ده، تا در قیامت به نفع تو گواهی دهم )).**سفینة البحار جلد 2 ماده یوم.***

به راستی عجیب است اینهمه گواهان حق، و شاهدان آن دادگاه بزرگ،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 258@@@

از زمان و مکان گرفته، تا فرشتگان و اعضای پیکر ما و انبیا و اولیا، و برتر از همه ذات پاک خدا، مراقب اعمال ما هستند و گواه بر ما، و ما چه بیخبریم؟!

آیا ایمان به وجود چنین مراقبانی کافی نیست که انسان را کاملا در مسیر حق و عدالت و پاکی و تقوا قرار دهد.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 259@@@

آیه 24-25

آیه و ترجمه

فَإِن یَصبرُوا فَالنَّارُ مَثْوًی لهَُّمْ وَ إِن یَستَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِینَ(24 )

وَ قَیَّضنَا لهَُمْ قُرَنَاءَ فَزَیَّنُوا لهَُم مَّا بَینَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فی أُمَمٍ قَدْ خَلَت مِن قَبْلِهِم مِّنَ الجِْنِّ وَ الانسِ إِنَّهُمْ کانُوا خَسِرِینَ(25 )

ترجمه:

24 - اگر آنها صبر کنند (یا نکنند ) به هر حال دوزخ جایگاه آنهاست، و اگر تقاضای عفو نمایند مورد عفو قرار نمی گیرند!

25 - ما برای آنها همنشینان (زشت سیرتی ) قرار دادیم، و آنها زشتیها را از پیش رو و پشت سر در نظرشان جلوه دادند، و فرمان الهی درباره آنها تحقق یافت، و به سرنوشت اقوام گمراهی از جن و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند، آنها مسلما زیانکار بودند.

تفسیر:

همنشینان بد در تعقیب بحثی که در آیات گذشته پیرامون سرنوشت دشمنان خدا (اعداء الله ) آمد در دو آیه مورد بحث به دو قسمت از مجازات دردناک آنها در آخرت و دنیا اشاره می کند.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 260@@@

نخست خداوند می فرماید: ((اگر آنها صبر و شکیبائی کنند یا نکنند آتش دوزخ قرارگاهشان است )) و رهائی از آن امکان پذیر نیست (فان یصبروا فالنار مثوی لهم ).**آیه در تقدیر چنین است: (فان یصبروا اولا یصبروا فالنار مثوی لهم ).***

((مثوی )) از ماده ((ثوی )) (بر وزن هوی ) به معنی قرارگاه و محل استقرار است.

این آیه در حقیقت شبیه آیه 16 سوره طور است که می گوید: اصلوها فاصبروا او لا تصبروا سواء علیکم: ((در آتش دوزخ وارد شوید، می خواهید صبر کنید یا نکنید تفاوتی برای شما نمی کند )) و همچون آیه 21 سوره ابراهیم سواء علینا ا جزعنا ام صبرنا ما لنا من محیص: ((برای ما یکسان است خواه صبر کنیم یا نکنیم راه نجاتی نیست )).

سپس برای تأکید این مطلب می افزاید: ((و اگر آنها تقاضای رضایت و عفو پروردگار کنند بجائی نمی رسد و مورد عفو قرار نمی گیرند )) (و ان یستعتبوا فما هم من المعتبین ).

((یستعتبون )) در اصل از ((عتاب )) گرفته شده که به معنی اظهار خشونت است، و مفهومش این است که شخص گنهکار خود را تسلیم سرزنشهای صاحب حق کند تا او را مورد عفو قرار دهد و راضی گردد، و لذا این ماده (استعتاب ) به معنی استرضاء و تقاضای عفو نیز به کار می رود.**(مفردات راغب ) و (لسان العرب ) در ماده (عتبة ).***

سپس به مجازات دردناک دنیوی آنها اشاره کرده، می فرماید: ((ما برای آنها دوستان و همنشینان بداندیش و زشت سیرتی قرار دادیم، که همه چیز را در نظر آنان زینت دادند ))، و زشتیها را زیبائی، و بدیها را نیکی معرفی نمودند

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 261@@@

(و قیضنا لهم قرناء فزینوا لهم ما بین ایدیهم و ما خلفهم ).

((قیضنا )) از ماده ((قیض )) (بر وزن فیض ) در اصل به معنی پوست روی تخم مرغ است، سپس در مواردی که افرادی کاملا بر انسان مسلط می شوند، مانند تسلط پوست بر تخم مرغ به کار رفته است، اشاره به اینکه این دوستان تبهکار و فاسد آنها را از هر سو احاطه می کنند، افکارشان را می دزدند، و چنان بر آنان چیره می شوند که حس تشخیص ‍ خود را از دست دهند، و زشتیها در نظر آنها زیبا می گردد، و چه دردناک است چنین حالتی برای انسان زیرا به آسانی در گرداب فساد فرو می رود، و درهای نجات به روی او بسته می شود.

گاه ماده ((قیضنا )) در مورد تبدیل چیزی به چیزی نیز به کار رفته است بنابراین معنی و تفسیر آیه چنین می شود که دوستان صالح را از آنها می گیریم و بجای آنها دوستان فاسد به آنان می دهیم.

همین معنی به صورت گویاتری در آیات 36 و 37 سوره زخرف آمده است: و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین و انهم لیصدونهم عن السبیل و یحسبون انهم مهتدون: ((بر آنها که از یاد خداوند رحمن رویگردان شوند شیاطین را می سازیم که همواره با آنان قرین هستند، این شیاطین آنها را از راه حق باز می دارند در حالی که گمان می کنند هدایت یافته اند )).

و به راستی هنگامی که به جمع ظالمان و مفسدان و تبهکاران نظر می افکنیم جای پای این شیاطین را در زندگی آنها بخوبی مشاهده می کنیم، اطرافیان اغواگر که آنها را از هر سو محاصره کرده بر مغز و فکر آنها چیره می شوند، و حقایق را در نظرشان وارونه جلوه می دهند.

جمله ما ((بین ایدیهم و ما خلفهم )) (آنچه پیش رو و پشت سر آنها است ) ممکن است اشاره به احاطه همه جانبه این شیاطین و تزیین آنها باشد.

این احتمال نیز داده شده است که منظور از ((ما بین ایدیهم )) لذات و زرق

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 262@@@

و برق دنیا است و از ((ما خلفهم )) انکار قیامت و روز رستاخیز است.

این تفسیر نیز ممکن است که ((ما بین ایدیهم )) اشاره به وضع دنیای آنها باشد، ((و ما خلفهم )) آینده ای که برای آنها و فرزندانشان در پیش ‍ است و معمولا بسیاری از جنایات را به خاطر تامین آینده آنها می کنند.

سپس می افزاید: ((به سبب این وضع اسفبار، فرمان عذاب الهی درباره آنها تحقق یافت، و به سرنوشت اقوام گمراهی از جن و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند )) (و حق علیهم القول فی امم قد خلقت من قبلهم من الجن و الانس ).**(فی امم ) متعلق است به فعل محذوفی، و در تقدیر چنین است: کائنین فی امم قد خلت... این احتمال نیز داده شده که (فی ) در اینجا به معنی (مع ) باشد.***

سپس آیه را با این جمله پایان می دهد ((آنها مسلما زیانکار بودند )) (انهم کانوا خاسرین ).

این تعبیرات در حقیقت نقطه مقابل تعبیراتی است که در آیات بعد در مورد مؤمنان با استقامت می خوانیم که یاران آنها در این دنیا و آخرت فرشتگانند و به آنها بشارت می دهند که هیچ غم و اندوهی برای آنها نخواهد بود.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 263@@@