فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 17 - 18

آیه و ترجمه

وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْنَهُمْ فَاستَحَبُّوا الْعَمَی عَلی الهُْدَی فَأَخَذَتهُمْ صعِقَةُ الْعَذَابِ الهُْونِ بِمَا کانُوا یَکْسِبُونَ(17 )

وَ نجَّیْنَا الَّذِینَءَامَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ(18 )

ترجمه:

17 - اما ثمود را هدایت کردیم، ولی آنها نابینائی را بر هدایت ترجیح دادند، لذا صاعقه، آن عذاب خوار کننده، به خاطر اعمالی که انجام می دادند آنها را فرو گرفت.

18 - و کسانی را که ایمان آوردند و تقوا را پیشه داشتند نجات بخشیدیم.

تفسیر:

سرنوشت قوم سرکش ثمود

بعد از توضیحی که در آیات گذشته پیرامون قوم عاد آمد در دو آیه مورد بحث از قوم ثمود سخن به میان آورده می گوید: ((اما ثمود را هدایت کردیم (پیامبران صالح را با دلائل روشن به سوی آنها فرستادیم ) ولی آنها نابینائی و گمراهی را بر هدایت ترجیح دادند ))! (و اما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمی علی الهدی ).

((لذا صاعقه عذاب خوار کننده به خاطر اعمالی که انجام می دادند دامان آنها را فرو گرفت )) (فاخذتهم صاعقة العذاب الهون بما کانوا یکسبون ).

آنها گروهی بودند که در سرزمین ((وادی القری )) (منطقه ای میان مدینه

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 243@@@

و شام ) زندگی داشتند، خداوند زمینهائی آباد و خرم و سرسبز و باغهائی پر نعمت به آنها داده بود، در کشاورزی ابتکار و قدرت فراوان به خرج می دادند، عمرهائی طولانی، اندامهائی قوی و نیرومند داشتند، در ساختن بناهای محکم و پیشرفته چنان ماهر بودند که قرآن در آیه 82 سوره حجر می گوید: در دل کوهها خانه های امن و امان می ساختند پیامبر بزرگشان با منطق نیرومند و توأم با محبت فراوان، و همراه با معجزه الهی، به سراغ آنان آمد، اما این قوم مغرور و از خود راضی نه تنها دعوت او را نپذیرفتند بلکه برای او و یاران اندکش، ناراحتیهای فراوان به وجود آوردند نتیجه آن این شد که خداوند این مغروران را به عذابی سخت و خوار کننده گرفتار ساخت.

در سوره اعراف آیه 78 می خوانیم زمین لرزه ای شدید آنها را فرو گرفت، و صبحگاهان جسمهای بی جانشان در خانه هاشان باقی مانده بود ((فاخذتهم الرجفة فاصبحوا فی دارهم جاثمین )).

و در سوره حاقه آیه 5 آمده است که ((قوم ثمود به وسیله یک عامل ویرانگر نابود شدند )) ((فاما ثمود فاهلکوا بالطاغیة )).

و در سوره هود آیه 67 می خوانیم که ((قوم ستمگر ثمود به وسیله صیحه آسمانی از میان رفتند، در خانه هاشان به رو افتادند و مردند )) ((و اخذ الذین ظلموا الصیحة فاصبحوا فی دیارهم جاثمین )).

اما در آیات مورد بحث چنانکه دیدیم تعبیر به ((صاعقه )) شده است.

ممکن است در ابتدا تصور شود که میان این تعبیرات منافاتی وجود دارد، ولی کمی دقت نشان می دهد که چهار تعبیر فوق**(رجفه ) و (طاغیه ) و (صیحه ) و (صاعقه ).*** به یک حقیقت بازگشت می کند: زیرا ((صاعقه )) چنانکه قبلا هم اشاره کردیم هم دارای صدای وحشتناکی است

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 244@@@

که از آن میتوان به ((صیحه )) آسمانی تعبیر کرد، و نیز آتش سوزانی همراه دارد، و هم بر نقطه ای که فرود می آید تولید لرزه شدید می کند، و هم یک وسیله ویرانگر است.

در حقیقت بلاغت قرآن ایجاب می کند که ابعاد مختلف یک عذاب را با تعبیرات گوناگون در آیات مختلف بیان کند تا در نفوس انسانها تأثیر عمیقتری بخشد، در واقع آنها با عوامل مختلف مرگ آور در یک حادثه روبرو شدند که هر کدام به تنهائی برای نابودیشان کافی بود ((صیحه ای مرگبار )) ((زمین لرزهای کشنده )) ((آتشی سوزان )) و بالاخره ((صاعقه ای وحشتناک )).

ولی از آنجا که گروهی هر چند اندک به صالح ایمان آورده بودند و ممکن است کسانی سؤال کنند: پس سرنوشت آنها در میان موج وحشتناک صاعقه چه شد؟ آیا آنها نیز به آتش دیگران سوختند؟ قرآن در آیه بعد می افزاید: ((کسانی را که ایمان آوردند و تقوی پیشه داشتند نجات بخشیدیم )) (و نجینا الذین آمنوا و کانوا یتقون ).

این گروه را ایمان و تقوایشان نجات داد، و آن گروه طاغی را کفر و اعمال سوئشان گرفتار عذاب الهی ساخت، و هر کدام می توانند الگوئی برای گروهی از این امت باشند.

بعضی از مفسران گفته اند: از میان آنهمه جمعیت تنها یکصد و ده نفر! به صالح ایمان آوردند، و خداوند آن گروه اندک را حفظ کرد و به موقع نجات داد.

نکته:

انواع هدایت الهی

می دانیم هدایت بر دو گونه است: ((هدایت تشریعی )) که همان ((ارائه طریق )) و نشان دادن راه با تمام نشانه هاست، و ((هدایت تکوینی )) که ((ایصال به مطلوب ))

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 245@@@

و رسانیدن به مقصود است.

در آیات مورد بحث هر دو یکجا جمع شده است نخست می گوید: ((ما قوم ثمود را هدایت کردیم )) این هدایت همان هدایت تشریعی و ارائه طریق است، سپس می افزاید: ((آنها نابینائی را بر هدایت ترجیح دادند )) این همان هدایت تکوینی و ایصال به مقصود است.

به این ترتیب هدایت به معنی اول که وظیفه مسلم انبیای الهی است حاصل شد، اما هدایت به معنی دوم که به اراده و اختیار هر انسانی بستگی دارد از سوی این قوم مغرور و خود خواه حاصل منتفی شد، چرا که آنها گمراهی را بر هدایت ترجیح دادند ((فاستحبوا العمی علی الهدی )).

این خود دلیل روشن و بارزی است بر مسأله آزادی اراده انسان و عدم اجبار او در اعمالش، و عجب اینکه با این صراحت و روشنی آیات باز بعضی از مفسران همچون فخر رازی به خاطر پیشداوریهائی که در مورد ترجیح مکتب جبر داشته اند در اینجا اصرار و پافشاری بر انکار دلالت آیه کرده اند و سخنانی گفته اند که از شأن یک محقق دور است.**به (تفسیر کبیر فخر رازی ) ذیل آیات مورد بحث مراجعه شود.***


@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 246@@@