فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

دورانهای آفرینش آسمانها و زمین

آیات فوق نمونه ای از آیات آفاقی و نشانه های عظمت و علم و قدرت خدا در آفرینش زمین و آسمان و آغاز خلقت موجودات است که به پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور می دهد کافران و مشرکان را مخاطب ساخته و از آنها سؤال کند آیا خداوندی را که مبداء این عوالم پهناور و گسترده است هرگز می توانند انکار کنند؟ تا از این طریق وجدان و عقل و هوش آنها را بیدار کند و به داوری طلبد.

می فرماید: ((بگو: آیا شما به آن کسی که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید ))؟!

(قلءانکم لتکفرون بالذی خلق الارض فی یومین ).

((و برای او شبیه و نظیرهائی قائل می شوید )) (و تجعلون له اندادا ).

چه اشتباه بزرگ، و چه سخن بی پایه ای؟

((او پروردگار جهانیان است )) (ذلک رب العالمین ).

آیا کسی که این جهان را هم اکنون تدبیر می کند، او خالق این آسمان و زمین نیست؟ اگر او خالق و مدبر است پس این بتها و معبودهای ساختگی را چگونه در کنار او قرار می دهید؟ شایستگی پرستش تنها برای کسی است که

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 223@@@

خلقت و تدبیر و مالکیت و حکومت جهان از آن او است.

در آیه بعد به آفرینش کوهها، و معادن و برکات زمین، و مواد غذائی پرداخته می فرماید: ((او در زمین کوههائی قرار داد و برکات و منافعی در آن آفرید، و مواد غذائی مختلف آن را مقدر فرمود، اینها همه در چهار روز بود )) (و جعل فیها رواسی من فوقها و بارک فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعة ایام ).

((این مواد غذائی درست به اندازه نیاز نیازمندان و تقاضا کنندگان است )) (سواء للسائلین ).**در اینکه (سواء ) و همچنین (للسائلین ) چه محلی از اعراب دارد؟ و متعلق به چیست؟ احتمالات متعددی داده شده است: نخست اینکه سواء حال باشد برای (اقوات ) و (للسائلین ) متعلق به (سواء ) و نتیجه آن همان تفسیری می شود که در بالا آوردیم، احتمال دیگر اینکه سواء صفت برای ایام بوده باشد، یعنی این چهار دوران مساوی با یکدیگر بوده، و اما (للسائلین ) یا متعلق است به (قدر ) و یا محذوفی، و در تقدیر چنین است: (کائنة للسائلین ) یعنی این چهار روز پاسخی است برای سؤال کنندگان (ولی تفسیر اول از همه روشنتر است ).***

به این ترتیب خداوند نیازمندیهای همه نیازمندان را پیش بینی کرده، و برای همه آنها آنچه لازم بوده است آفریده، و هیچ کم و کاستی در آن وجود ندارد، همانگونه که در آیه 50 سوره طه می گوید: ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی: ((پروردگار ما کسی است که به هر موجودی آنچه آفرینش او اقتضا داشت عطا کرد، و سپس او را در مسیرش هدایت نمود )).

منظور از سائلین در اینجا ممکن است انسانها بوده باشند، یا اعم از انسانها و حیوانات و گیاهان (و اگر به صورت جمع عاقل ذکر شد به اصطلاح از باب ((تغلیب )) است ).

مطابق این تفسیر نه تنها نیاز انسانها بلکه نیاز حیوانات و گیاهان را از

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 224@@@

آغاز در زمین پیش بینی کرده، و آنچه برای ادامه حیات آنها لازم بوده، آفریده است.

در اینجا سؤال مهمی مطرح است و آن اینکه:

چگونه در آیات فوق آفرینش زمین را در دو روز، و کوهها و برکات و غذاها در چهار روز، و در دنباله این آیات، آفرینش آسمانها را نیز در دو روز ذکر کرده که مجموعا هشت روز می شود؟ در حالی که در آیات فراوانی از قرآن مجید آفرینش آسمانها و زمین مجموعا در شش روز، یا به تعبیر دیگر در شش دوران، بیان شده است.**به آیات 54 سوره اعراف 3 _ یونس 7 _ هود 59 _ فرقان 4 _ سجده 38 _ ق 4 _ حدید مراجعه شود.***

مفسران در پاسخ این سؤال دو راه را انتخاب کردند:

راه اول که مشهور و معروف است اینکه: آنجا که می گوید ((اربعة ایام )) (چهار روز ) منظور تتمه چهار روز است، به این ترتیب در دو روز اول از این چهار روز زمین آفریده شد، و در دو روز بعد سایر خصوصیات زمین، به اضافه خلقت آسمانها در دو روز مجموعا شش ‍ روز (شش دوران ) می شود.

نظیر این تعبیر در زبان عرب و تعبیرات فارسی نیز وجود دارد که فی المثل گفته می شود: از اینجا تا مکه ده روز طول می کشد، و تا مدینه پانزده روز، یعنی پنج روز فاصله مکه و مدینه است و ده روز فاصله اینجا تا مکه.**طبق این تفسیر آیه تقدیری دارد به این صورت (و قدر فیها اقواتها فی تتمة اربعة ایام ) و یا به تعبیری که در تفسیر کشاف آمده (کل ذلک فی اربعة ایام ).***

البته اگر آیات متعدد آفرینش در شش روز نبود چنین تفسیری پذیرفته نمی شد، ولی از آنجا که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می کنند، و قرینه یکدیگر می شوند، تفسیر بالا بخوبی قابل قبول است.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 225@@@

راه دیگری که تعداد کمی از مفسران آنرا انتخاب کرده اند این است که: اربعة ایام (چهار روز ) مربوط به آغاز خلقت نیست بلکه اشاره به فصول چهارگانه سال است که مبداء پیدایش ارزاق و پرورش مواد غذائی انسانها و حیوانات است.**حدیثی به این مضمون در تفسیر علی بن ابراهیم نیز آمده است.***

ولی این تفسیر علاوه بر اینکه هماهنگی را در میان جمله های آیات فوق تأمین نمی کند چرا که در مورد خلقت زمین و آسمان یوم به معنی دوران آغاز پیدایش است، طبق این تفسیر ((یوم )) در مورد خصوصیات زمین و مواد غذائی به معنی فصول سال می باشد که پیوسته تکرار می گردد.

بعلاوه نتیجه آن این است که از شش روز آفرینش تنها از دو روز مربوط به خلقت زمین، و دو روز مربوط به خلقت آسمانها، بحث شده، اما دو روز باقیمانده که مربوط به خلقت موجوداتی است که میان زمین و آسمان قرار دارند (ما بینهما ) سخنی به میان نیامده است.

به هر حال تفسیر اول از جهاتی مناسبتر به نظر می رسد.

شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که روز در آیات فوق هرگز به معنی روز معمولی نیست، چرا که قبل از آفرینش زمین و آسمان اصلا روز به این معنی وجود نداشت، بلکه منظور از آن دورانهای آفرینش است که گاه میلیونها یا میلیاردها سال به طول انجامیده.

توضیح این معنی را به طور کامل در جلد ششم (ذیل آیه 54 سوره اعراف ) صفحه 200 به بعد آورده ایم.

در اینجا دو نکته دیگر باقی می ماند که باید به آن توجه کرد:

نخست اینکه منظور از ((بارک فیها )) چیست؟ ظاهر این است که اشاره به معادن و منابع زیر زمینی و روی زمینی و درختان و نهرها و منابع آب است که

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 226@@@

مایه برکت و استفاده همه موجودات زنده زمین می باشد.

در اینکه تعبیر به ((فی اربعة ایام )) (در چهار روز ) مربوط به آفرینش ‍ کدامیک از موضوعاتی است که در آیه ذکر شده بعضی از مفسران چنین تصور کرده اند که تنها به مسأله ((اقوات )) (مواد غذائی ) مربوط است، در حالی که چنین نیست، بلکه مربوط به هر سه قسمت مذکور در آیه است (آفرینش کوهها، آفرینش منابع و برکات زمین، و آفرینش مواد غذائی ) زیرا در غیر این صورت بعضی از این امور داخل در ایامی که در آیات فوق آمده است نخواهد بود و این با نظام آیات تناسب ندارد.

بعد از پایان سخنان مربوط به آفرینش زمین و مراحل تکاملی آن به بحث از آفرینش آسمانها پرداخته می فرماید: ((سپس اراده آفرینش ‍ آسمان نمود در حالی که به صورت دود بودند، در این هنگام به آسمان و زمین فرمود: به وجود آئید و شکل گیرید، چه از روی طاعت و چه اکراه )) (ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها ).

((آنها گفتند ما از روی طاعت و امتثال فرمان می آئیم )) (قالتا اتینا طائعین ).

((در این هنگام خداوند آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید و کامل کرد )) (فقضاهن سبع سموات فی یومین ).

((و در هر آسمان آنچه را می خواست امر و فرمان داد )) و موجودات و مخلوقات مختلف را در آنها آفرید و به آنها نظام بخشید (و اوحی فی کل سماء امرها ).

و آسمان پائین را با چراغهای ستارگان زینت بخشیدیم، و با شهابها از استراق سمع شیاطین حفظ کردیم )) (و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 227@@@

آری ((این است تقدیر خداوند قادر و دانا )) (ذلک تقدیر العزیزالعلیم ).

در این دو آیه نکات مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد:

1 - تعبیر به ((ثم )) (سپس ) معمولا برای تأخیر در زمان می آید، ولی گاه به معنی تأخیر در بیان می باشد.

اگر به معنی اول باشد مفهومش این است که آفرینش آسمانها بعد از خلقت زمین و آفرینش کوهها و معادن و مواد غذائی صورت گرفته است، ولی اگر به معنی دوم باشد هیچ مانعی ندارد که آفرینش آسمانها قبلا صورت گرفته، و زمین بعد از آن، ولی به هنگام بیان کردن نخست از زمین و ارزاق و منابع آن که مورد توجه و نیاز انسانهاست شروع کرده، سپس به شرح آفرینش آسمان پرداخته است معنی دوم گذشته از اینکه با اکتشافات علمی هماهنگتر است با آیات دیگر قرآن نیز موافقت دارد چرا که در سوره نازعات چنین می فرماید أأنتم اشد خلقا ام السماء بناها رفع سمکها فسواها و اغطش لیلها و اخرج ضحاها و الارض بعد ذلک دحاها اخرج منها مائها و مرعاها و الجبال ارساها متاعا لکم و لانعامکم:

((آیا زنده شدن شما بعد از مرگ مهمتر است، یا آفرینش آسمان؟ خداوند آن را بیان کرد و برافراشت و منظم ساخت، شب آن را تاریک، و روز آن را آشکار ساخت، و زمین را بعد از آن گسترد، آبهای درونی آن و گیاهان و چراگاههای آن را خارج نمود، و کوهها را بعد از آن پا بر جا ساخت، تا وسیله زندگی برای شما و چهارپایانتان فراهم گردد )) (نازعات 27 - 33 ).

این آیات به خوبی روشن می سازد که گسترش زمین و جوشیدن چشمه ها و پیدایش درختان و مواد غذائی، همه بعد از آفرینش آسمانها صورت گرفته است، در حالی که اگر ((ثم )) را به تأخیر زمانی تفسیر کنیم باید بگوئیم همه اینها قبل از آفرینش آسمان صورت گرفته، و از آنجا که کلمه بعد ذلک به روشنی همه اینها

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 228@@@

را بعد از آن می شمرد، تفسیر ثم به تأخیر بیانی روشن به نظر می رسد.**اینکه از ابن عباس نقل شده که می گوید: آفرینش زمین قبلا بوده اما (دحو الارض ) بعدا بوده هیچ مشکلی را حل نمی کند گوئی (ابن عباس ) به دنباله آیه که از آفرینش کوهها و مواد غذائی سخن می گوید عنایت نکرده است (دقت کنید ).***

2 - ((استوی )) از ماده ((استواء )) در اصل به معنی اعتدال یا مساوات دو چیز با یکدیگر است، ولی به طوری که بعضی از ارباب لغت و مفسران گفته اند این ماده هنگامی که با ((علی )) متعدی شود به معنی استیلاء و سلطه بر چیزی است، مانند الرحمن علی العرش ‍ استوی ((خداوند بر عرش استیلا دارد )) (طه - 5 ).

و هنگامی که با ((الی )) متعدی شود به معنی قصد می آید، مانند آیه مورد بحث که می فرماید: ثم استوی الی السماء: ((سپس اراده آفرینش آسمان کرد )).

3 - جمله ((هی دخان )): ((آسمانها در آغاز به صورت دود بود نشان می دهد که آغاز آفرینش آسمانها از توده گازهای گسترده و عظیمی بوده است، و این با آخرین تحقیقات علمی در مورد آغاز آفرینش کاملا هماهنگ است.

هم اکنون نیز بسیاری از ستارگان آسمان به صورت توده فشرده ای از گازها و دخان هستند.

4 - جمله ((فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها )): ((خداوند به آسمان و زمین فرمود به شکل خود در آیید از روی اطاعت یا اکراه )) به این معنی نیست که واقعا سخنی با لفظ گفته شده باشد، بلکه گفته خداوند همان فرمان تکوینی، و اراده او بر امر آفرینش است، و تعبیر به ((طوعا او کرها )) اشاره به این است که اراده قطعی خداوند به شکل گرفتن آسمانها و زمین تعلق یافته بود و در هر صورت می بایست آن مواد به چنین صورت مطلوبی در آینده بخواهند یا نخواهند.

5 - جمله ((اتینا طائعین )): ما از روی اطاعت شکل نهائی به خود گرفتیم اشاره به این است که مواد تشکیل دهنده آسمان و زمین از نظر تکوین و آفرینش

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 229@@@

کاملا تسلیم اراده و فرمان خدا بود، اشکال لازم را به خود پذیرفت، و هیچگونه مقاومتی در برابر این فرمان الهی از خود نشان نداد.

به هر حال روشن است که آن امر و این ((امتثال )) جنبه تکلیفی و تشریعی نداشته، بلکه صرفا از نظر تکوین صورت گرفته است.

6 - جمله ((فقضاهن سبع سماوات فی یومین )): ((آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفرید )) اشاره به وجود دو دوران در آفرینش آسمانها است که هر دورانی از آن میلیونها یا میلیاردها سال به طول انجامیده، و هر دوران به نوبه خود به ادوار دیگری تقسیم می شود، این دو دوران ممکن است دوران تبدیل گازهای فشرده به مایع و مواد مذاب، و دوران تبدیل مواد مذاب به جامد بوده باشد.

قبلا نیز گفته ایم: استعمال ((یوم )) و معادل آن در فارسی (واژه روز ) و در لغات دیگر به معنی ((دوران )) بسیار رائج و متداول است، و حتی در کلمات روزمره ما فراوان دیده می شود، فی المثل می گوئیم انسان در زندگی یکروز گرفتار ناکامی می شود و روز دیگر پیروز می گردد، اشاره به ترکیب زندگی از دورانهای مختلف شکست و پیروزی است.

شرح مبسوطی در این زمینه در جلد 6 صفحه 200 (ذیل آیه 54 سوره اعراف ) ذکر شده است.

7 - عدد ((سبع )) (هفت ) ممکن است در اینجا ((عدد تکثیر )) باشد یعنی آسمانهای فراوان و کرات بیشماری آفریدیم، و نیز ممکن است ((عدد تعداد )) باشد، یعنی عدد آسمانها درست هفت است، با این قید که تمام آنچه از کواکب و ستارگان ثوابت و سیارات را می بینیم طبق گواهی جمله بعد در این آیه جزء آسمان اول است، به این ترتیب عالم آفرینش از هفت مجموعه بزرگ تشکیل یافته که تنها یک مجموعه آن در برابر دیدگان انسانها قرار گرفته، دستگاههای علمی

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 230@@@

و تحقیقاتی انسان به ماوراء این منطقه یعنی غیر از آسمان اول نفوذ نکرده است.

اما شش عالم دیگر چگونه است؟ و از چه تشکیل یافته جز خدا نمی داند.

این تفسیر صحیحتر به نظر می رسد (شرح بیشتر این موضوع را در جلد اول، در تفسیر آیه 29 بقره، تحت عنوان آسمانهای هفتگانه مطالعه فرمائید (چاپ جدید صفحه 165 ).

8 - جمله ((واوحی فی کل سماء امرها )): ((در هر آسمانی فرمان خود را وحی کرد و نظام لازم را به آنها بخشید )) اشاره به این است که تنها با آفرینش آسمانها مسأله تمام نشد، بلکه در هر کدام آنها موجودات و مخلوقات و نظام و تدبیر خاصی مقرر فرمود که هر یک به تنهائی نشانه ای از عظمت و علم و قدرت او است.

9 - جمله ((و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا )): ((آسمان پائین را به چراغهای روشن ستارگان زینت بخشیدیم و در آن شهابهائی که پهنه آسمان را از شیاطین حفظ می کنند آفریدیم )) دلیل بر این است که همه ستارگان زینت بخش آسمان اول می باشند و در نظر انسانها همانند چراغهائی هستند که از سقف این آسمان نیلگون آویزان شده است، و نه تنها زینت آسمانند و با تلالا خاص و چشمک زدنهای پر معنی و پی در پی قلب عاشقان اسرار آفرینش را به سوی خود جذب می کنند، و ترانه توحید سر می دهند، بلکه در شبهای تاریک برای گمشدگان بیابانها چراغهائی هستند که هم با روشنائی خود راهنمائی می کنند، و هم سمت و جهت حرکت را معین می سازند.

((شهب )) که در حس ما به صورت ستارگان سریع السیری در آسمان ظاهر می شوند تیرهائی هستند که بر قلب شیاطین می نشینند، و پهنه آسمان را از نفوذ آنها حفظ می کنند (شرح این موضوع را در جلد 11 صفحه 40 به بعد، ذیل آیه 17 سوره حجر، و شرح تکمیلی آن را در جلد 19 ذیل آیه 7 سوره صافات

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 231@@@

مطالعه فرمائید ).

10 - جمله ((ذلک تقدیر العزیز العلیم )): ((این آفرینش و اندازه گیری خداوند قادر دانا است در حقیقت مکملی است برای 9 جمله قبل و مجموعا ((عشره کامله ای )) را تشکیل می دهد و می گوید: تمام آنچه در آسمان و زمین از آغاز آفرینش سپس دوران شکل گیری و نظم دقیق رخ داده، همه برنامه حساب شده ای داشته که از ناحیه آن مبداء بی پایان علم و قدرت تنظیم گردیده، و اندیشه و تفکر در هر کدام راهی به سوی آن مبداء بزرگ می گشاید.



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 232@@@

آیه 13 - 16

آیه و ترجمه

فَإِنْ أَعْرَضوا فَقُلْ أَنذَرْتُکمْ صعِقَةً مِّثْلَ صعِقَةِ عَادٍ وَ ثَمُودَ(13 )

إِذْ جَاءَتهُمُ الرُّسلُ مِن بَینِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلا تَعْبُدُوا إِلا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنَا لاَنزَلَ مَلَئکَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَفِرُونَ(14 )

فَأَمَّا عَادٌ فَاستَکبرُوا فی الاَرْضِ بِغَیرِ الحَْقِّ وَ قَالُوا مَنْ أَشدُّ مِنَّا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشدُّ مِنهُمْ قُوَّةً وَ کانُوا بِئَایَتِنَا یجْحَدُونَ(15 )

فَأَرْسلْنَا عَلَیهِمْ رِیحاً صرْصراً فی أَیَّامٍ نحِساتٍ لِّنُذِیقَهُمْ عَذَاب الخِْزْیِ فی الحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ لَعَذَاب الاَخِرَةِ أَخْزَی وَ هُمْ لا یُنصرُونَ(16 )

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 233@@@

ترجمه:

13 - اگر آنها رویگردان شوند بگو: من شما را به صاعقه ای همانند صاعقه عاد و ثمود تهدید می کنم!.

14 - در آن هنگام که رسولان آنها از پیش رو و پشت سر (و از هر سو ) به سراغشان آمدند و آنها را به پرستش خدای یگانه دعوت کردند آنها گفتند: اگر پروردگار ما می خواست فرشتگانی نازل می کرد، لذا ما به آنچه شما مبعوث به آن هستید کافریم!

15 - اما قوم عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند، و گفتند چه کسی از ما نیرومندتر است؟ آیا آنها نمی دانستند خداوندی که آنها را آفریده از آنها قویتر است، آنها (به خاطر این پندار ) پیوسته آیات ما را انکار می کردند.

16 - سرانجام تند بادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهائی شوم و پر غبار بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و عذاب آخرت از آن هم خوار کننده تر است و (از هیچ سو ) یاری نمی شوند.

تفسیر:

از صاعقه ای همچون صاعقه عاد و ثمود بترسید!

به دنبال گفتار مؤثری که در زمینه توحید و شناسائی خداوند در آیات گذشته آمد، در آیات مورد بحث مخالفان لجوج را که اینهمه نشانه های روشن و آیات بینات را نادیده می گیرند شدیدا انذار کرده و به آنان هشدار می دهد و می گوید: ((اگر با این همه دلائل روی گردان شوند به آنها بگو: من شما را به صاعقه ای همچون صاعقه قوم عاد و ثمود تهدید می کنم )) (فان اعرضوا فقل انذرتکم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود ).

از آن بترسید که همان صاعقه های مرگبار و آتش زا و در هم کوبنده به سراغ

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 234@@@

شما بیاید و به زندگی ننگین شما خاتمه دهد.**(فاء ) در (فان اعرضوا ) بنا بر آنچه گفته شد (فاء تفریع ) است، و این انذار کوبنده را فرع بر اعراض از آیات توحیدی پیشین قرار می دهد.***

در آغاز این سوره خواندیم بعضی از سران مشرکان مکه مانند ((ولید بن مغیره )) (و به روایتی عتبة بن ربیعه ) برای تحقیق پیرامون قرآن و دعوت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) خدمتش آمدند و سؤالاتی کردند و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در ضمن پاسخ آیات آغاز این سوره را برای آنها تلاوت کرد، هنگامی که به آیات فوق رسید و آنان را به صاعقه ای همچون صاعقه عاد و ثمود تهدید نمود چنان تکان خوردند و در وحشت فرو رفتند که دیگر قادر به ادامه سخن نبودند، برخاستند به سوی گروه خود بازگشتند، و تأثر شدید خود را از این کلمات اضطراب انگیز بیان کردند.

((صاعقه )) به گفته ((راغب )) در ((مفردات )) صدای مهیبی است که در جو ایجاد می شود و آتش یا مرگ یا عذاب همراه دارد به همین جهت است که گاهی صاعقه را به مرگ، و گاه به آتش اطلاق می کنند ).

((صاعقه )) طبق تحقیقات دانشمندان امروز جرقه عظیم الکتریسته است که در میان قطعه ابری که بار مثبت دارد با زمین که بار منفی دارد ایجاد می شود و معمولا به نوک کوهها، درختان و هر شیء مرتفع و در بیابانهای مسطح به انسانها و چارپایان می خورد، حرارت آن به قدری زیاد است که هر چیزی در میان آن قرار گیرد تبدیل به خاکستر می شود، و صدای مهیب و زمین لرزه شدیدی را در همان نقطه به همراه دارد، و می دانیم خداوند گروهی از اقوام سرکش پیشین را به وسیله آن مجازات کرد، و عجیب اینکه با تمام پیشرفتهای علمی که نصیب بشر شده هیچ وسیله ای برای دفع آن وجود ندارد و انسان از مبارزه با آن عاجز است.

اما چرا از میان همه اقوام در اینجا انگشت روی قوم عاد و ثمود گذاشته شده است؟.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 235@@@

این به خاطر آن است که عرب از وضع آنها آگاهی داشته، و آثار ویرانه های شهرهای آنها را با چشم خود دیده بودند، بعلاوه به حکم آنکه یک قوم بیابان گرد بودند از خطرات صاعقه به خوبی آگاهی داشتند.

سپس می افزاید: ((به خاطر بیاورید هنگامی را که پیامبران الهی از هر سو، از پیش رو و پشت سر، به سراغشان آمدند و آنها را به پرستش ‍ خدای یگانه دعوت کردند )) (اذ جائتهم الرسل من بین ایدیهم و من خلفهم الا تعبدوا الا الله ).

تعبیر ((من بین ایدیهم و من خلفهم )) ممکن است اشاره به همان باشد که در بالا گفتیم یعنی پیامبران الهی از تمام وسائل هدایت و تبلیغ استفاده کردند، و از هر دری ممکن بود وارد شدند تا در دل این سیاهدلان نفوذ کنند.

و نیز ممکن است اشاره به پیامبرانی باشد که در زمانهای مختلف در میان این اقوام آمدند و ندای توحید سر دادند.

اما ببینیم آنها در برابر تلاش عظیم و گسترده این رسولان الهی چه پاسخی گفتند؟!

می فرماید: ((آنها گفتند: اگر پروردگار ما می خواست فرشتگانی نازل می کرد تا دعوت او را به ما ابلاغ کنند نه انسانهائی همانند خود ما )) (قالوا لو شاء ربنا لانزل ملائکة ).

اکنون که چنین است ما به طور مسلم به آنچه شما به آن فرستاده شده اید کافریم، و اصلا اینها را از سوی خداوند نمی دانیم (فانا بما ارسلتم به کافرون )

مفهوم این سخن آن نیست که شما رسولان خدائید و ما به رسالت شما ایمان نمی آوریم، بلکه منظور این است شما اصلا رسالتی ندارید فقط ادعائی بی اساس می کنید و به همین دلیل ما تسلیم سخنان شما نخواهیم شد (بنابراین منظور از جمله ((ما ارسلتم به )) یا استهزاء و سخریه است و یا مقصود این است که طبق ادعای

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 236@@@

شما چنین رسالتی دارید ).

این همان بهانه ای است که قرآن کرارا از منکران دعوت انبیا نقل می کند که انتظار داشتند پیامبر الهی همیشه فرشته ای باشد، گوئی بشر هرگز شایستگی این مقام را ندارد، چنانکه در آیه 7 سوره فرقان نیز آمده است، و قالوا ما لهذا الرسول یاکل الطعام و یمشی فی الاسواق لو لا انزل علیه ملک فیکون معه نذیرا: ((آنها گفتند: چرا این پیامبر غذا می خورد، و در بازارها راه می رود؟ چرا لااقل فرشته ای بر او نازل نشده تا همراه وی مردم را انذار کند ))؟!

بی خبر از آنکه رهبر انسان باید از نوع انسان باشد، تا به دردها و نیازها و مشکلات و مسائل مختلف زندگی او آشنائی داشته باشد، تا بتواند قدوه و اسوه او گردد، لذا قرآن در آیه 8 سوره انعام تصریح می کند که ((اگر او را فرشته قرار می دادیم حتما وی را به صورت انسانی در می آوریم ))! (و لو جعلناه ملکا لجعلناه رجلا ).

در آیات بعد چنانکه روش قرآن است بعد از ذکر اجمال به تفصیل درباره عاد و ثمود پرداخته، می گوید اما قوم عاد در زمین بدون حق تکبر کردند.

(و هر کبری ناحق است ) تا آنجا که گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است ))؟! (فاما عاد فاستکبروا فی الارض بغیر الحق و قالوا من اشد مناقوة ).

می دانیم آنها جمعیتی بودند که در سرزمین احقاف در ناحیه ((حضرموت )) در جنوب ((جزیره عربستان )) زندگی داشتند، و از نظر قدرت جسمانی، و تمکن مالی، و تمدن مادی کم نظیر بودند، قصرهای زیبا و قلعه های محکم می ساختند، مخصوصا بر مکانهای مرتفع بناهائی که نشانه قدرت و وسیله خودنمائی بود بر پا می کردند، مردمانی خشن و جنگجو بودند، و این قدرت ظاهری آنها را سخت مغرور کرده بود چنانکه خود را جمعیتی شکست ناپذیر و برتر از همه می پنداشتند،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 237@@@

و به همین دلیل در برابر خدا و پیامبرشان ((هود )) به طغیان و سرکشی و تکذیب و انکار برخاستند.

اما قرآن در پاسخ این ادعا می گوید: آیا آنها نمی دانستند خداوندی که آنان را آفریده از آنها قویتر است ))؟! (او لم یروا ان الله الذی خلقهم هو اشد منهم قوة ).

نه تنها خالق آنها که خالق تمام آسمانها و زمین است، اصلا این دو قدرت قابل مقایسه نیست، قدرت ناچیز وابسته فانی کجا، و قدرت بی انتهای جاودانی و ذاتی حق کجا؟ و خاک را با آفریننده افلاک چه نسبت؟ ما للتراب و رب الارباب؟.**در واقع این تعبیر شبیه جمله (الله اکبر ) است که خدا را برتر و بالاتر از همه موجودات معرفی می کند، در حالی که اصلا این دو قابل مقایسه نیستند، ولی چون خداوند با زبان ما با ما سخن می گوید این تعبیرات در کلام او دیده می شود.***

در پایان آیه می افزاید: ((آنها بر اثر این پندار بی اساس پیوسته آیات ما را انکار می کردند )) (و کانوا بایاتنا یجحدون ).

آری انسان بی مایه و کم ظرفیت هنگامی که مختصر قدرتی در خود احساس کند سر به طغیان بر می دارد، و حتی گاه از بی خردی به مبارزه با قدرت خدا برمی خیزد، و خداوند بزرگ چقدر ساده و آسان با یک اشاره عوامل حیاتشان را به عامل مرگشان تبدیل می کند، چنانکه در همین ماجرای عاد در آیه بعد اضافه می کند: ((سرانجام تند بادی شدید و پر صدا و هول انگیز و سرد و سخت، در روزهائی شوم و پرغبار، بر آنها فرستادیم، تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم )) (فارسلنا علیهم ریحا صرصرا فی ایام نحسات لنذیقهم عذاب الخزی فی الحیوة الدنیا ).

این تند باد عجیب چنانکه در آیات دیگر قرآن آمده چنان آنها را از زمین

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 238@@@

بلند می کرد و زمین می کوبید، همچون تنه های درخت خرما که از ریشه کنده شده باشد.**سوره قمر آیه 19 _ 20، و سوره الحاقه آیه 6 به بعد.***

این تند باد هفت شب و هشت روز می وزید، و تمام زندگی این قوم جبار خود خواه مغرور را در هم می کوبید، و جز ویرانه ای از آن قصرهای پرشکوه و زندگی مرفه و اموال سرشار باقی نماند.

در پایان آیه می گوید: تازه این عذاب دنیا است، ((و عذاب آخرت از آن هم خوار کننده تر است )) (و لعذاب الاخرة اخزی ).

به گونه ای که تمام این مجازاتهای دردناک در مقابل آن جرقه ای است در برابر دریای آتش!

و از همه سختتر اینکه ((هیچکس به یاری آنها نمی شتابد، و از هیچ سو یاری نمی شوند )) (و هم لا ینصرون ).

آری آنها یک عمر تلاش کردند که خود را بزرگ نشان دهند، خداوند هم به هنگام عذاب مجازاتی خوار کننده در این دنیا و جهان دیگر برای آنان قائل شده است، تا بینی این متکبران مغرور را بر خاک بمالد.

((صرصر )) (بر وزن دفتر ) در اصل از ماده صر (بر وزن شر ) به معنی محکم بستن است، و به همین جهت کیسه ای را که در آن پول می گذاردند و در آن را محکم می بستند صره (بر وزن طره ) می نامیدند، سپس به بادهای بسیار سرد یا پر سر و صدا، و یا مسموم و کشنده، اطلاق شده است، و شاید تند باد عجیبی که قوم عاد را در هم کوبید دارای همه این صفات سه گانه بوده است.

((ایام نحسات )) به معنی روزهای نحس و شوم است، و بعضی آن را به معنی روزهای پر گرد و غبار، یا روزهای بسیار سرد دانسته اند، جمع این سه معنی نیز در آیات مورد بحث ممکن است.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 239@@@

امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) به عنوان یک درس بیدار کننده اخلاقی در یکی از خطبه های نهج البلاغه انگشت روی همین داستان قوم عاد گذارده چنین می فرماید: و اتعظوا فیها بالذین قالوا: من اشد منا قوة حملوا الی قبورهم، فلا یدعون رکبانا، و انزلوا الاجداث فلا یدعون ضیفانا، و جعل لهم من الصفیح اجنان، و من التراب اکفان، و من الرفات جیران:

((در این دنیا از کسانی پند گیرید که می گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟ اما همانها را به سوی قبرهایشان حمل کردند، در حالی که اختیاری از خود نداشتند، و درون قبرها وارد شدند، در حالی که میهمان ناخوانده ای بودند، در دل سنگها خانه های قبر برای آنان ساخته شد، و از خاک کفنها، و از استخوانهای پوسیده همسایگان!**(نهج البلاغه ) خطبه 111.***