فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 79-81

آیه و ترجمه

اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاَنْعَمَ لِترْکبُوا مِنهَا وَ مِنهَا تَأْکلُونَ(79 )

وَ لَکُمْ فِیهَا مَنَفِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَیهَا حَاجَةً فی صدُورِکمْ وَ عَلَیْهَا وَ عَلی الْفُلْکِ تحْمَلُونَ(80 )

وَ یُرِیکُمْءَایَتِهِ فَأَیءَایَتِ اللَّهِ تُنکِرُونَ(81 )

ترجمه:

79 - خداوند کسی است که چهار پایان را برای شما آفرید تا بعضی را سوار شوید، و از بعضی تغذیه کنید.

80 - و برای شما در آنها منافع قابل ملاحظه ای (غیر از اینها ) است، منظور این است، که به وسیله آنها به مقصدی که در دل دارید برسید، و بر آنها و بر کشتیها سوار می شوید.

81 - او آیاتش را همواره به شما نشان می دهد، کدامیک از آیات او را انکار می کنید؟!

تفسیر:

منافع گوناگون چهار پایان

بار دیگر در این آیات به نشانه های قدرت خداوند و مواهب گسترده اش ‍ نسبت به انسانها باز می گردد، و گوشه دیگری از آن را شرح می دهد، تا هم به عظمت او آشناتر شوند، و هم حس شکرگزاری را که وسیله ای برای معرفت الله است در آنها برانگیزد.

می فرماید: ((خداوند همان کسی است که چهار پایان را برای شما آفرید،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 188@@@

تا بر آنها سوار شوید، و از آنها تغذیه کنید )) (الله الذی جعل لکم الانعام لترکبوا منها و منها تاکلون ).

بعضی از آنها تنها برای تغذیه مورد استفاده قرار می گیرند همچون گوسفند، و بعضی هم برای سواری و هم برای تغذیه مانند شتر که هم کشتی بیابانهای خشک و سوزان است و هم وسیله ای برای تغذیه آدمیان!

((انعام )) جمع ((نعم )) (بر وزن قلم ) در اصل بر شتر اطلاق می شده، ولی بعدا توسعه یافته و به شتر و گاو و گوسفند گفته می شود، این واژه از کلمه ((نعمت )) گرفته شده، به خاطر اینکه یکی از بزرگترین نعمتها برای انسانها چهارپایان محسوب می شود، حتی امروز که آنهمه وسایل نقلیه سریع السیر هوائی و زمینی اختراع شده است باز در بعضی از موارد منحصرا باید از چهارپایان استفاده کرد، در بیابانهای شنزار که عبور وسائل نقلیه در آن بسیار مشکل است، و در بعضی از گذرگاههای باریک کوهستانها تنها وسیله ای که با آن می توان عبور کرد هنوز هم چهارپایانند!

اصولا آفرینش چهارپایان با آن خلقتهای متفاوت، و مخصوصا با آن روح تسلیم و قابلیت برای رام شدن، در حالی که در بسیاری از اوقات نیرومندتر از قویترین انسانها هستند، خود نشانه ای از نشانه های بزرگ خدا است.

حیوانات کوچک و کم جثه ای را سراغ داریم که به خاطر توحش برای انسانها سخت خطرناکند، در حالی که گاهی افسار یک قطار بزرگ از شتران عظیم الجثه را به دست کودکی می سپارند ((و می برد هر جا که خاطر خواه اوست ))!

از این گذشته استفاده های فراوان دیگری نیز از آنها می شود، همانگونه که در آیه بعد به آن اشاره کرده، می فرماید: ((و برای شما در آنها منافع قابل ملاحظهای غیر از اینها است )) (و لکم فیها منافع ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 189@@@

از شیر و پشم و پوست و سایر اجزای آنها استفاده می کنید و حتی فضولات بدن آنها نیز در کشاورزی و غیره قابل استفاده است، خلاصه در تمام وجود این چهارپایان چیزی بی مصرف نیست، تمام مفید و سودمند است، حتی بعضی از مواد داروئی را از بدن چهارپایان می گیرند.

(توجه داشته باشید نکره بودن ((منافع )) برای بیان اهمیت آن است ).

سپس می افزاید: ((منظور دیگر از آفرینش آنها این بوده است که بر آنها سوار شوید و به مقاصدی که در دل دارید برسید )) (و لتبلغوا علیها حاجة فی صدورکم ).

بعضی از مفسران این جمله را به معنی حمل و نقل ((بارها )) به وسیله چهارپایان دانسته اند که در جمله های قبل به آن اشاره نشده است، ولی این احتمال نیز وجود دارد که منظور از ((حاجة فی صدورکم )) (حاجتی که در دل دارید ) مقاصد شخصی و غیر عمومی باشد مانند استفاده های تفریحی، هجرت و سیاحت، مسابقه ها و گاه کسب ابهت و مانند آن.

و از آنجا که اینها همه وسیله مسافرت در خشکی هستند، در پایان آیه می افزاید: ((و بر این چهارپایان و بر کشتیها سوار می شوید )) (و علیها و علی الفلک تحملون ).**درباره منافع حیوانات در جلد 11 صفحه 158 به بعد (ذیل آیه 5 سوره نحل ) مشروحا بحث کردیم.***

تعبیر به ((علیها )) (بر چهارپایان با اینکه قبلا از آنها سخن به میان آمده مقدمهای است برای ذکر ((فلک )) (کشتیها ) یعنی خداوند در صحرا و دریا وسیله مسافرت و حمل و نقل بارها را در اختیار شما گذاشت تا به سهولت بتوانید به مقاصد خود برسید.

در کشتیها خاصیتی آفرید که با تمام ثقل و سنگینی بر روی آب باقی بماند،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 190@@@

و جریان بادها را آنچنان منظم قرار داده که می توان از آنها در مسیرهای معینی پیوسته استفاده کرد و ((با آن به دیدار آشنا رسید )).

در آخرین آیه مورد بحث برای تأکید و گرفتن اقرار از همگان می فرماید: ((خدا آیاتش را همواره به شما نشان می دهد، بگوئید کدامیک از آیات خدا را می توانید انکار کنید ))؟! (و یریکم آیاته فای آیات الله تنکرون ).

آیا آیات و نشانه های او را در ((آفاق )) می توانید انکار کنید یا آیات او را در انفس؟ آیا آیات او را در آفرینش خود از خاک و سپس پیمودن مراحل جنینی، و مراحل بعد از تولد را می توانید انکار کنید، یا نشانه های او را در مساله حیات و مرگ؟

و آیا آیات الهی را در آسمان و زمین و آفرینش شب و روز می توان با دیده انکار نگریست؟ و یا آفرینش وسائلی برای ادامه حیات همچون انعام و چهارپایان؟

بر هر کجا که بنگرید آثار خدا نمایان است، ((کور باد چشمی که او را نبیند )).

به راستی با اینکه آیات و نشانه های او برای همگان روشن است چرا گروهی راه انکار را پیش می گیرند؟

مفسر بزرگ مرحوم طبرسی در پاسخ این سؤال می گوید: این انکار ممکن است از سه امر ناشی گردد:

1 - ((هوا پرستی )) که سبب می شود انسان با شبهات بی اساس ‍ چهره حق را بپوشاند (و به هوی و هوس خویش ادامه دهد، چرا که قبول حق او را محدود می سازد، از یکسو وظائفی برای او تعیین می کند، و از سوی دیگر محدودیتهائی اما هواپرستانی که نمیخواهند نه آن وظائف را بپذیرند و نه این محدودیتها را به انکار حق برمی خیزند هر چند دلائل آن روشن و آشکار باشد ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 191@@@

2 - ((تقلید و پیروی کورکورانه )) (از دیگران مخصوصا از پیشینیان ) که آن نیز پرده بر چهره حق می افکند.

3 - ((پیشداوریهای غلط )) و اعتقادهای فاسد پیشین که در ذهن رسوخ یافته مانع از بررسی و مطالعه بیطرفانه در آیات حق می گردد، لذا از درک آنها عاجز می ماند.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 192@@@

آیه 82-85

آیه و ترجمه

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فی الاَرْضِ فَیَنظرُوا کَیْف کانَ عَقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کانُوا أَکثرَ مِنهُمْ وَ أَشدَّ قُوَّةً وَءَاثَاراً فی الاَرْضِ فَمَا أَغْنی عَنهُم مَّا کانُوا یَکْسِبُونَ(82 )

فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسلُهُم بِالْبَیِّنَتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا کانُوا بِهِ یَستهْزِءُونَ(83 )

فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسنَا قَالُواءَامَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ کفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشرِکِینَ(84 )

فَلَمْ یَک یَنفَعُهُمْ إِیمَنهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسنَا سنَّت اللَّهِ الَّتی قَدْ خَلَت فی عِبَادِهِ وَ خَسِرَ هُنَالِک الْکَفِرُونَ(85 )

ترجمه:

82 - آیا آنها روی زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چه شد؟

همانها که نفراتشان از اینها بیشتر، و قوت و آثارشان در زمین فزونتر بود، هرگز آنچه را به دست می آوردند نتوانست آنها را (در برابر عذاب الهی ) بی نیاز سازد.

83 - هنگامی که رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند به معلوماتی که خود داشتند خوشحال بودند (و غیر آن را هیچ می شمردند ) ولی آنچه را (عذاب )

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 193@@@

به سخریه می گرفتند بر آنها فرود آمد!

84 - هنگامی که شدت عذاب ما را دیدند گفتند: هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوریم و به معبودهائی که شریک او می شمردیم کافر شدیم.

85 - اما هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند ایمان آنها به حالشان سودی نداشت، این سنت الهی در مورد بندگان پیشین او است، و کافران در آن هنگام زیانکار شدند.

تفسیر: