فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

عدد پیامبران الهی

بسیاری از مفسران به تناسب آیات فوق در اینجا بحثی درباره تعداد پیامبران الهی مطرح کرده اند، و روایات مختلفی در این زمینه نقل شده است.

روایت مشهور در این زمینه عدد یکصد و بیست و چهار هزار را نشان می دهد، در حالی که در بعضی از روایات عدد پیامبران هشت هزار شمرده شده است که چهار هزار از بنی اسرائیل و چهار هزار از غیر آنها بوده اند.**(مجمع البیان ) ذیل آیات مورد بحث.***

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) چنین آمده است که پیغمبر گرامی اسلام فرمود: خلق الله عز و جل ماة الف نبی و اربعة و عشرین الف نبی انا اکرمهم علی الله و لا فخر، و خلق الله عز و جل ماة الف وصی و اربعة و عشرین الف وصی، فعلی اکرمهم علی الله و افضلهم: ((خداوند 124 هزار پیامبر آفرید که من از همه آنها نزد خداوند گرامی ترم در عین حال فخر و مباهاتی نمی کنم.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 184@@@

(و غروری به خود راه نمی دهم ) و خداوند 124 هزار وصی آفرید که علی (علیه السلام ) از همه آنها نزد خداوند گرامی تر و برتر است )).**بحارالانوار جلد 11 صفحه 30 (حدیث 21 ).***

در روایت دیگری از ((انس بن مالک )) از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین نقل شده است: بعثت علی اثر ثمانیة آلاف نبی، منهم اربعة آلاف من بنی اسرائیل ((من به دنبال 8 هزار پیامبر مبعوث شده ام که چهار هزار از آنها از بنی اسرائیل بودند )).**بحارالانوار جلد 11 صفحه 31 (حدیث 22 ).***

این دو حدیث با هم منافاتی ندارد، زیرا ممکن است حدیث دوم اشاره به انبیای بزرگ باشد (همانگونه که مرحوم علامه مجلسی در توضیح این سخن بیان کرده است ).

باز در حدیث دیگری از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می خوانیم که در پاسخ سؤال ((ابوذر )) از تعداد پیامبران الهی عدد 124 هزار را بیان فرمود، و به دنبال سؤال از تعداد رسولان از میان آنها عدد 313 نفر را ذکر نمود.**همان مدرک صفحه 32 (حدیث 24 ).***

و نیز در حدیث دیگری از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بعد از ذکر عدد 124 هزار میخوانیم: 5 نفر از آنها الو العزم بودند: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ).**همان مدرک صفحه 41 (حدیث 43 ).***

روایات دیگری نیز در این زمینه نقل شده که عدد بالا را تایید می کند.

به هر حال از آنچه گفتیم روشن می شود که این روایت خبر واحد نیست - چنانکه ((بر سوئی )) از بعضی از علما در تفسیر ((روح البیان )) نقل کرده است، بلکه اخبار متعدد و مستفیض این مطلب را تایید می کند که پیامبران الهی 124 هزار نفر بودند، اخباری که در منابع مختلف اسلامی وارد شده است.

قابل توجه اینکه عدد پیامبرانی که نام آنها صریحا در قرآن آمده است

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 185@@@

فقط 26 نفر است و آنها عبارتند از:

آدم - نوح - ادریس - صالح - هود - ابراهیم - اسماعیل - اسحاق یوسف - لوط - یعقوب - موسی - هارون - شعیب - زکریا - یحیی عیسی - داود - سلیمان - الیاس - الیسع - ذو الکفل - ایوب - یونس - عزیر و محمد (علیهم الصلاة و السلام ).

ولی پیامبران دیگری نیز هستند که در قرآن اشاراتی به آنها شده بی آنکه صریحا نام آنها بیان شود، مانند ((اشموئیل )) که در آیه 248 سوره بقره به عنوان و قال لهم نبیهم به او اشاره شده است.

((و ارمیا )) که در آیه 259 بقره به عنوان او کالذی مر علی قریة....**البته در میان مفسران در این زمینه گفتگو است بعضی او را (ارمیا ) و بعضی (خضر ) و جمعی (غزیر ) می دانند.***

و ((یوشع )) که در آیه 60 سوره کهف به عنوان و اذ قال موسی لفتاه به او اشاره شده است (بنا بر اینکه یوشع از پیامبران باشد ).

و ((خضر )) که در آیه 65 کهف به عنوان فوجدا عبدا من عبادنا ذکر شده است.

و همچنین ((اسباط بنی اسرائیل )) که بزرگان قبائل بودند و در آیه 163 سوره نساء تصریح شده که بر آنها وحی الهی نازل گردیده است: و اوحینا الی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط...

و اگر در میان برادران یوسف نیز پیامبرانی وجود داشته اند در سوره یوسف کرارا اشاره به وضع آنها شده است.

کوتاه سخن اینکه: عدد پیامبرانی که خداوند اشاره به داستان و سرگذشت آنها نموده از 26 نفر بسیار بیشتر است، این عدد تنها مربوط به آنها است که نام آنها صریحا ذکر شده.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 186@@@

آخرین سخن در اینجا اینکه: از بعضی از روایات که در کتب شیعه و اهل سنت آمده استفاده می شود که خداوند از میان سیاه پوستان نیز پیامبری مبعوث کرد، چنانکه طبرسی در مجمع البیان می گوید: روی عن علی انه قال: بعث الله نبیا اسود لم یقص قصته: خداوند پیامبری سیاه پوست مبعوث کرد، هر چند شرح سرگذشت او را در قرآن بیان نکرده است.**(مجمع البیان ) ذیل آیات مورد بحث، ضمنا در حواشی تفسیر کشاف نیز روایات متعددی در این زمینه نقل شده (جلد 4 صفحه 180 چاپ دار الکتاب العربی ).***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 187@@@

آیه 79-81

آیه و ترجمه

اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاَنْعَمَ لِترْکبُوا مِنهَا وَ مِنهَا تَأْکلُونَ(79 )

وَ لَکُمْ فِیهَا مَنَفِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَیهَا حَاجَةً فی صدُورِکمْ وَ عَلَیْهَا وَ عَلی الْفُلْکِ تحْمَلُونَ(80 )

وَ یُرِیکُمْءَایَتِهِ فَأَیءَایَتِ اللَّهِ تُنکِرُونَ(81 )

ترجمه:

79 - خداوند کسی است که چهار پایان را برای شما آفرید تا بعضی را سوار شوید، و از بعضی تغذیه کنید.

80 - و برای شما در آنها منافع قابل ملاحظه ای (غیر از اینها ) است، منظور این است، که به وسیله آنها به مقصدی که در دل دارید برسید، و بر آنها و بر کشتیها سوار می شوید.

81 - او آیاتش را همواره به شما نشان می دهد، کدامیک از آیات او را انکار می کنید؟!

تفسیر:

منافع گوناگون چهار پایان

بار دیگر در این آیات به نشانه های قدرت خداوند و مواهب گسترده اش ‍ نسبت به انسانها باز می گردد، و گوشه دیگری از آن را شرح می دهد، تا هم به عظمت او آشناتر شوند، و هم حس شکرگزاری را که وسیله ای برای معرفت الله است در آنها برانگیزد.

می فرماید: ((خداوند همان کسی است که چهار پایان را برای شما آفرید،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 188@@@

تا بر آنها سوار شوید، و از آنها تغذیه کنید )) (الله الذی جعل لکم الانعام لترکبوا منها و منها تاکلون ).

بعضی از آنها تنها برای تغذیه مورد استفاده قرار می گیرند همچون گوسفند، و بعضی هم برای سواری و هم برای تغذیه مانند شتر که هم کشتی بیابانهای خشک و سوزان است و هم وسیله ای برای تغذیه آدمیان!

((انعام )) جمع ((نعم )) (بر وزن قلم ) در اصل بر شتر اطلاق می شده، ولی بعدا توسعه یافته و به شتر و گاو و گوسفند گفته می شود، این واژه از کلمه ((نعمت )) گرفته شده، به خاطر اینکه یکی از بزرگترین نعمتها برای انسانها چهارپایان محسوب می شود، حتی امروز که آنهمه وسایل نقلیه سریع السیر هوائی و زمینی اختراع شده است باز در بعضی از موارد منحصرا باید از چهارپایان استفاده کرد، در بیابانهای شنزار که عبور وسائل نقلیه در آن بسیار مشکل است، و در بعضی از گذرگاههای باریک کوهستانها تنها وسیله ای که با آن می توان عبور کرد هنوز هم چهارپایانند!

اصولا آفرینش چهارپایان با آن خلقتهای متفاوت، و مخصوصا با آن روح تسلیم و قابلیت برای رام شدن، در حالی که در بسیاری از اوقات نیرومندتر از قویترین انسانها هستند، خود نشانه ای از نشانه های بزرگ خدا است.

حیوانات کوچک و کم جثه ای را سراغ داریم که به خاطر توحش برای انسانها سخت خطرناکند، در حالی که گاهی افسار یک قطار بزرگ از شتران عظیم الجثه را به دست کودکی می سپارند ((و می برد هر جا که خاطر خواه اوست ))!

از این گذشته استفاده های فراوان دیگری نیز از آنها می شود، همانگونه که در آیه بعد به آن اشاره کرده، می فرماید: ((و برای شما در آنها منافع قابل ملاحظهای غیر از اینها است )) (و لکم فیها منافع ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 189@@@

از شیر و پشم و پوست و سایر اجزای آنها استفاده می کنید و حتی فضولات بدن آنها نیز در کشاورزی و غیره قابل استفاده است، خلاصه در تمام وجود این چهارپایان چیزی بی مصرف نیست، تمام مفید و سودمند است، حتی بعضی از مواد داروئی را از بدن چهارپایان می گیرند.

(توجه داشته باشید نکره بودن ((منافع )) برای بیان اهمیت آن است ).

سپس می افزاید: ((منظور دیگر از آفرینش آنها این بوده است که بر آنها سوار شوید و به مقاصدی که در دل دارید برسید )) (و لتبلغوا علیها حاجة فی صدورکم ).

بعضی از مفسران این جمله را به معنی حمل و نقل ((بارها )) به وسیله چهارپایان دانسته اند که در جمله های قبل به آن اشاره نشده است، ولی این احتمال نیز وجود دارد که منظور از ((حاجة فی صدورکم )) (حاجتی که در دل دارید ) مقاصد شخصی و غیر عمومی باشد مانند استفاده های تفریحی، هجرت و سیاحت، مسابقه ها و گاه کسب ابهت و مانند آن.

و از آنجا که اینها همه وسیله مسافرت در خشکی هستند، در پایان آیه می افزاید: ((و بر این چهارپایان و بر کشتیها سوار می شوید )) (و علیها و علی الفلک تحملون ).**درباره منافع حیوانات در جلد 11 صفحه 158 به بعد (ذیل آیه 5 سوره نحل ) مشروحا بحث کردیم.***

تعبیر به ((علیها )) (بر چهارپایان با اینکه قبلا از آنها سخن به میان آمده مقدمهای است برای ذکر ((فلک )) (کشتیها ) یعنی خداوند در صحرا و دریا وسیله مسافرت و حمل و نقل بارها را در اختیار شما گذاشت تا به سهولت بتوانید به مقاصد خود برسید.

در کشتیها خاصیتی آفرید که با تمام ثقل و سنگینی بر روی آب باقی بماند،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 190@@@

و جریان بادها را آنچنان منظم قرار داده که می توان از آنها در مسیرهای معینی پیوسته استفاده کرد و ((با آن به دیدار آشنا رسید )).

در آخرین آیه مورد بحث برای تأکید و گرفتن اقرار از همگان می فرماید: ((خدا آیاتش را همواره به شما نشان می دهد، بگوئید کدامیک از آیات خدا را می توانید انکار کنید ))؟! (و یریکم آیاته فای آیات الله تنکرون ).

آیا آیات و نشانه های او را در ((آفاق )) می توانید انکار کنید یا آیات او را در انفس؟ آیا آیات او را در آفرینش خود از خاک و سپس پیمودن مراحل جنینی، و مراحل بعد از تولد را می توانید انکار کنید، یا نشانه های او را در مساله حیات و مرگ؟

و آیا آیات الهی را در آسمان و زمین و آفرینش شب و روز می توان با دیده انکار نگریست؟ و یا آفرینش وسائلی برای ادامه حیات همچون انعام و چهارپایان؟

بر هر کجا که بنگرید آثار خدا نمایان است، ((کور باد چشمی که او را نبیند )).

به راستی با اینکه آیات و نشانه های او برای همگان روشن است چرا گروهی راه انکار را پیش می گیرند؟

مفسر بزرگ مرحوم طبرسی در پاسخ این سؤال می گوید: این انکار ممکن است از سه امر ناشی گردد:

1 - ((هوا پرستی )) که سبب می شود انسان با شبهات بی اساس ‍ چهره حق را بپوشاند (و به هوی و هوس خویش ادامه دهد، چرا که قبول حق او را محدود می سازد، از یکسو وظائفی برای او تعیین می کند، و از سوی دیگر محدودیتهائی اما هواپرستانی که نمیخواهند نه آن وظائف را بپذیرند و نه این محدودیتها را به انکار حق برمی خیزند هر چند دلائل آن روشن و آشکار باشد ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 191@@@

2 - ((تقلید و پیروی کورکورانه )) (از دیگران مخصوصا از پیشینیان ) که آن نیز پرده بر چهره حق می افکند.

3 - ((پیشداوریهای غلط )) و اعتقادهای فاسد پیشین که در ذهن رسوخ یافته مانع از بررسی و مطالعه بیطرفانه در آیات حق می گردد، لذا از درک آنها عاجز می ماند.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 192@@@