فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

باز هم صبر کن

به دنبال بحثهای گذشته در زمینه کارشکنیهای کفار و کبر و غرور و تکذیب آنها نسبت به آیات الهی در دو آیه مورد بحث پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) را دلداری داده، امر به صبر و استقامت در مقابل این مشکلات می کند.

نخست می فرماید: ((اکنون که چنین است صبر و شکیبائی پیشه کن که وعده خدا حق است )) (فاصبر ان وعد الله حق ).

هم وعده پیروزی که به تو داده شده، و هم وعده مجازات دردناک مستکبران مغرور و تکذیب کننده، هر دو حق است و بدون شک تحقق می یابد.

سپس برای اینکه دشمنان حق چنین تصور نکنند که اگر در مجازاتشان تاخیری رخ دهد می توانند از چنگال کیفر و عذاب الهی بگریزند اضافه می کند: ((هر گاه قسمتی از مجازاتهائی را که به آنها وعده داده ایم در حال حیاتت به تو نشان دهیم، و یا پیش از آنکه آنها گرفتار عذاب شوند تو را از دنیا ببریم مهم نیست، چرا که در هر حال به سوی ما بازگشت می کنند )) و ما به وعده های خود درباره آنان عمل خواهیم کرد (فاما نرینک بعضی الذی نعدهم او نتوفینک فالینا یرجعون ).**نظیر همین معنی در آیه 46 سوره یونس نیز آمده است.***

وظیفه تو تنها ابلاغ آشکار و اتمام حجت بر همگان است، تا دلهای بیدار در پرتو تبلیغ تو روشن گردد، و برای مخالفان نیز جای عذر و بهانه ای باقی نماند، تو به هیچ چیزی جز به انجام این وظیفه دلبستگی نداشته باش، و حتی در بند این نباش که آتش سوزان دلت نسبت به این گروه سرکش با مجازات سریع الهی تسکین یابد.

این سخن در ضمن، تهدید روشنی نسبت به آنها است تا بدانند در هر حال.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 181@@@

در چنگال عذاب الهی گرفتار خواهند شد، همانگونه که گروهی از آنان در همین دنیا در میدان بدر و صحنه های مشابه آن به کیفر خود رسیدند، گروه بیشتری در قیامت سزای اعمال خود را خواهند دید.

باز برای مزید تسلی خاطر و دلداری پیامبر اشاره به وضع مشابه پیامبران پیشین می کند، که آنها نیز گرفتار چنین مشکلاتی بودند ولی همچنان به راه خود ادامه دادند، و پیروزی را در آغوش گرفتند، می فرماید: ((ما پیش از تو رسولانی فرستادیم، سرگذشت گروهی از آنان را در قرآن برای تو بازگو کرده ایم، هر چند سرگذشت گروهی دیگر را برای تو بیان ننمودیم )) (و لقد ارسلنا رسلا من قبلک منهم من قصصنا علیک و منهم من لم نقصص علیک ).

هر کدام با صحنه هائی از این قبیل و مشکلاتی طاقت فرسا دست به گریبان بودند، و در مقابل آنها اقوام لجوج و متکبر و مغرور فراوان قرار داشتند، ولی سرانجام آئین حق پیروز گشت و ظالمان و مجرمان مغلوب شدند.

و از آنجا که مشرکان و کافران بهانه جو و لجوج هر روز در برابر انبیای الهی تقاضای معجزه دلخواه خود را داشتند، و مشرکان زمان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نیز همین شیوه را تکرار می کردند، قرآن در دنباله این سخن اضافه می کند: ((هیچ پیامبری حق نداشت و نمی توانست معجزهای جز به فرمان خدا بیاورد ))! (و ما کان لرسول ان یاتی بایة الا باذن الله ).

اصولا همه معجزات در اختیار خدا است، و بازیچه دست کفار نمی تواند باشد، و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در برابر معجزات اقتراحی آنان هرگز نمی تواند سر تسلیم فرود آورد، آنچه را برای هدایت مردم، و پیدا کردن حق ضروری و لازم است بر دست پیامبرانش ظاهر می سازد.

سپس با لحنی جدی و تهدید آمیز به کسانی که می گفتند اگر راست می گوئی

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 182@@@

چرا عذاب الهی به سراغ ما نمی آید هشدار می دهد که: ((هنگامی که فرمان الهی برای مجازات این منکران لجوج صادر شود در میان آنها به حق داوری خواهد شد، و پیروان باطل در آن هنگام زیان خواهند کرد )) (فاذا جاء امر الله قضی بالحق و خسر هنالک المبطلون ).

در آن روز درهای توبه بسته می شود، راههای بازگشت مسدود می گردد، و ناله ها و فریادها و شیونها بجائی نخواهد رسید، آن روز است که رهروان راه باطل به روشنی می بینند که تمام سرمایه های هستی خود را از کف داده و متاعی نخریدند بلکه گرفتار خشم و غضب و کیفر دردناک الهی شده اند، پس چرا اینهمه اصرار دارند که آن روز غیر قابل برگشت فرا رسد؟!

مطابق این، تفسیر، آیه فوق اشاره به ((عذاب استیصال )) است.

ولی جمعی از مفسران این آیه را اشاره به فرمان عذاب در قیامت دانسته اند، در آنجاست که داوری حق در میان همگان می شود، و پیروان باطل به خسران و زیانکار بودن خود از هر جهت آگاه می شوند.

تعبیر آیه 27 سوره جاثیه نیز مؤید این تفسیر است، آنجا که می فرماید: و یوم تقوم الساعة یومئذ یخسر المبطلون: ((هنگامی که قیامت برپا شود در آن روز پیروان باطل خسارت می بینند.

ولی تعبیر به ((امر الله )) و مانند آن در آیات متعددی در مورد عذاب دنیا به کار رفته است.**مانند هود 43 و 76 و 101.***

این احتمال نیز وجود دارد که آیه معنی گسترده ای داشته باشد که هم عذاب دنیا را شامل شود و هم مجازات آخرت را، و در هر دو صحنه زیانکاری مبطلین آشکار می شود.

قابل توجه اینکه در حدیثی می خوانیم: در شهر مدینه دلقکی بود که

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 183@@@

مردم را می خنداند و گاه اظهار می داشت که این مرد (امام سجاد علی بن الحسین (علیه السلام ) مرا خسته کرده است، تا به حال نتوانسته ام او را بخندانم، لذا روزی امام (علیه السلام ) عبور می کرد، آن مرد آمد و عبای حضرت را از دوش مبارکش برداشت و رفت، امام (علیه السلام ) اعتنائی به او نکرد، همراهان به دنبال او رفتند و عبا را از وی گرفتند و بر دوش حضرت افکندند، امام (علیه السلام ) پرسید این شخص که بود؟ عرض کردند: دلقکی است که اهل مدینه را می خنداند، فرمود به او بگوئید: ان لله یوما یخسر فیه المبطلون ((خداوند روزی دارد که در آن روز اهل باطل زیان می بینند ))!.**(امالی صدوق ) مطابق نقل نور الثقلین جلد 4 صفحه 537.***

نکته:

عدد پیامبران الهی

بسیاری از مفسران به تناسب آیات فوق در اینجا بحثی درباره تعداد پیامبران الهی مطرح کرده اند، و روایات مختلفی در این زمینه نقل شده است.

روایت مشهور در این زمینه عدد یکصد و بیست و چهار هزار را نشان می دهد، در حالی که در بعضی از روایات عدد پیامبران هشت هزار شمرده شده است که چهار هزار از بنی اسرائیل و چهار هزار از غیر آنها بوده اند.**(مجمع البیان ) ذیل آیات مورد بحث.***

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) چنین آمده است که پیغمبر گرامی اسلام فرمود: خلق الله عز و جل ماة الف نبی و اربعة و عشرین الف نبی انا اکرمهم علی الله و لا فخر، و خلق الله عز و جل ماة الف وصی و اربعة و عشرین الف وصی، فعلی اکرمهم علی الله و افضلهم: ((خداوند 124 هزار پیامبر آفرید که من از همه آنها نزد خداوند گرامی ترم در عین حال فخر و مباهاتی نمی کنم.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 184@@@

(و غروری به خود راه نمی دهم ) و خداوند 124 هزار وصی آفرید که علی (علیه السلام ) از همه آنها نزد خداوند گرامی تر و برتر است )).**بحارالانوار جلد 11 صفحه 30 (حدیث 21 ).***

در روایت دیگری از ((انس بن مالک )) از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین نقل شده است: بعثت علی اثر ثمانیة آلاف نبی، منهم اربعة آلاف من بنی اسرائیل ((من به دنبال 8 هزار پیامبر مبعوث شده ام که چهار هزار از آنها از بنی اسرائیل بودند )).**بحارالانوار جلد 11 صفحه 31 (حدیث 22 ).***

این دو حدیث با هم منافاتی ندارد، زیرا ممکن است حدیث دوم اشاره به انبیای بزرگ باشد (همانگونه که مرحوم علامه مجلسی در توضیح این سخن بیان کرده است ).

باز در حدیث دیگری از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می خوانیم که در پاسخ سؤال ((ابوذر )) از تعداد پیامبران الهی عدد 124 هزار را بیان فرمود، و به دنبال سؤال از تعداد رسولان از میان آنها عدد 313 نفر را ذکر نمود.**همان مدرک صفحه 32 (حدیث 24 ).***

و نیز در حدیث دیگری از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بعد از ذکر عدد 124 هزار میخوانیم: 5 نفر از آنها الو العزم بودند: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ).**همان مدرک صفحه 41 (حدیث 43 ).***

روایات دیگری نیز در این زمینه نقل شده که عدد بالا را تایید می کند.

به هر حال از آنچه گفتیم روشن می شود که این روایت خبر واحد نیست - چنانکه ((بر سوئی )) از بعضی از علما در تفسیر ((روح البیان )) نقل کرده است، بلکه اخبار متعدد و مستفیض این مطلب را تایید می کند که پیامبران الهی 124 هزار نفر بودند، اخباری که در منابع مختلف اسلامی وارد شده است.

قابل توجه اینکه عدد پیامبرانی که نام آنها صریحا در قرآن آمده است

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 185@@@

فقط 26 نفر است و آنها عبارتند از:

آدم - نوح - ادریس - صالح - هود - ابراهیم - اسماعیل - اسحاق یوسف - لوط - یعقوب - موسی - هارون - شعیب - زکریا - یحیی عیسی - داود - سلیمان - الیاس - الیسع - ذو الکفل - ایوب - یونس - عزیر و محمد (علیهم الصلاة و السلام ).

ولی پیامبران دیگری نیز هستند که در قرآن اشاراتی به آنها شده بی آنکه صریحا نام آنها بیان شود، مانند ((اشموئیل )) که در آیه 248 سوره بقره به عنوان و قال لهم نبیهم به او اشاره شده است.

((و ارمیا )) که در آیه 259 بقره به عنوان او کالذی مر علی قریة....**البته در میان مفسران در این زمینه گفتگو است بعضی او را (ارمیا ) و بعضی (خضر ) و جمعی (غزیر ) می دانند.***

و ((یوشع )) که در آیه 60 سوره کهف به عنوان و اذ قال موسی لفتاه به او اشاره شده است (بنا بر اینکه یوشع از پیامبران باشد ).

و ((خضر )) که در آیه 65 کهف به عنوان فوجدا عبدا من عبادنا ذکر شده است.

و همچنین ((اسباط بنی اسرائیل )) که بزرگان قبائل بودند و در آیه 163 سوره نساء تصریح شده که بر آنها وحی الهی نازل گردیده است: و اوحینا الی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط...

و اگر در میان برادران یوسف نیز پیامبرانی وجود داشته اند در سوره یوسف کرارا اشاره به وضع آنها شده است.

کوتاه سخن اینکه: عدد پیامبرانی که خداوند اشاره به داستان و سرگذشت آنها نموده از 26 نفر بسیار بیشتر است، این عدد تنها مربوط به آنها است که نام آنها صریحا ذکر شده.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 186@@@

آخرین سخن در اینجا اینکه: از بعضی از روایات که در کتب شیعه و اهل سنت آمده استفاده می شود که خداوند از میان سیاه پوستان نیز پیامبری مبعوث کرد، چنانکه طبرسی در مجمع البیان می گوید: روی عن علی انه قال: بعث الله نبیا اسود لم یقص قصته: خداوند پیامبری سیاه پوست مبعوث کرد، هر چند شرح سرگذشت او را در قرآن بیان نکرده است.**(مجمع البیان ) ذیل آیات مورد بحث، ضمنا در حواشی تفسیر کشاف نیز روایات متعددی در این زمینه نقل شده (جلد 4 صفحه 180 چاپ دار الکتاب العربی ).***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 187@@@