فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

مرا بخوانید تا اجابت کنم!

از آنجا که در آیات گذشته تهدیداتی نسبت به افراد بی ایمان و متکبر و مغرور آمده بود، در این آیات آن را با لطف و مهربانی می آمیزد، و آغوش ‍ رحمتش را به روی توبه کنندگان می گشاید، نخست می گوید: پروردگار شما گفته است که مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم (و قال ربکم ادعونی استجب لکم ).

بسیاری از مفسران دعا و خواندن را در اینجا به همان معنی معروفش ‍ تفسیر کرده اند، و جمله ((استجب لکم )) و همچنین روایات متعددی که در ذیل این آیه در زمینه دعا و ثوابهای آن آمده است، و بعدا به آن اشاره خواهیم کرد، نیز شاهد همین معنی است.

در حالی که بعضی دیگر به پیروی از ((ابن عباس )) مفسر معروف احتمال داده اند که ((دعا )) در اینجا به معنی توحید و عبادت پروردگار است، یعنی مرا بپرستید و به وحدانیتم اقرار کنید ولی ظاهر همان تفسیر اول است.

به هر حال از آیه فوق چند نکته استفاده می شود:

1 - دعا کردن محبوب الهی و خواست خود او است.

2 - بعد از دعا وعده اجابت داده شده است، ولی می دانیم این وعده وعده ای است مشروط، و نه مطلق، دعائی به هدف اجابت می رسد که شرائط لازم در ((دعا ))

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 147@@@

و ((دعا کننده )) و ((مطلبی که مورد تقاضا )) است جمع باشد، و ما این موضوع را به ضمیمه فلسفه ((نیایش و دعا )) و مفهوم واقعی آن در ذیل آیه 186 سوره بقره به طور مشروح بیان کرده ایم و نیاز به تکرار نیست.**جلد اول (تفسیر نمونه ) صفحه 638 تا صفحه 647 (چاپ جدید ).***

3 - دعا خود یک نوع عبادت است، چرا که در ذیل آیه واژه عبادت بر آن اطلاق شده.

و در ذیل آیه تهدید شدیدی نسبت به کسانی که از دعا کردن ابا دارند کرده، می گوید: ((کسانی که از عبادت من استکبار می ورزند به زودی با ذلت و خواری وارد دوزخ می شوند )) (ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین ).**(داخر ) از ماده (دخور ) به معنی ذلت و خواری است، این ذلت و خواری کیفر آن تکبر و خود برتربینی می باشد.***

اهمیت دعا و شرایط استجابت روایات متعددی که از پیغمبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و سایر پیشوایان بزرگ (علیهمالسلام ) نقل شده اهمیت دعا را کاملا روشن می سازد:

1 - در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است: الدعاء هو العبادة: ((دعا عبادت است )).**مجمع البیان جلد 8 صفحه 528.***

2 - در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام ) می خوانیم: یکی از یارانش سؤال کرد ما تقول فی رجلین دخلا المسجد جمیعا کان احدهما اکثر صلاة، والاخر دعاء فایهما افضل؟ قال کل حسن: ((چه می فرمائی درباره دو نفر که هر دو وارد مسجد شدند یکی نماز بیشتری بجا آورد، و دیگری دعای بیشتری، کدامیک

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 148@@@

از این دو افضلند؟

فرمود: هر دو خوبند.

سؤال کننده مجددا عرض کرد: قد علمت، ولکن ایهما افضل؟:

((می دانم هر دو خوبند ولی کدامیک افضل است )).

امام فرمود: اکثرهما دعاء، اما تسمع قول الله تعالی ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین: ((آنکس که بیشتر دعا می کند افضل است، مگر سخن خداوند متعال را نشنیده ای که می فرماید: ادعونی استجب لکم...

سپس افزود هی العبادة الکبری: ((دعا عبادت بزرگ است )).**مجمع البیان جلد 8 صفحه 529.***

3 - در حدیث دیگری از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده است که در جواب این سؤال که کدام عبادت افضل است؟ فرمود:

ما من شیء افضل عندالله من ان یسئل و یطلب مما عنده، و ما احد ابغض الی الله عز و جل ممن یستکبر عن عبادته، و لا یسئل ما عنده: ((چیزی نزد خدا افضل از این نیست که از او تقاضا کنند و از آنچه نزد او است بخواهند، و هیچکس مبغوضتر و منفورتر نزد خداوند از کسانی که از عبادت او تکبر می ورزند و از مواهب او تقاضا نمی کنند نیست! )).**کافی جلد 2 (باب فضل الدعاء و الحث علیه ) صفحه 338.***

4 - در روایتی از امام صادق (علیه السلام ) آمده است: ((مقاماتی نزد خداوند است که راه وصول به آن تنها دعاست )): ان عند الله عز و جل منزلة لا تنال الا بمسالة، و لو ان عبدا سد فاه و لم یسئل لم یعط شیئا، فاسئل تعط، انه لیس من باب یقرع الا یوشک ان یفتح لصاحبه!: ((نزد خدا مقامی است که جز با دعا و تقاضا نمی توان به آن رسید، و اگر بنده ای دهان خود را از دعا فرو بندد و چیزی تقاضا

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 149@@@

نکند چیزی به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو عطا شود، چرا که هر دری را بکوبید و اصرار کنید سرانجام گشوده خواهد شد )).**کافی جلد 2 (باب فضل الدعاء و الحث علیه ) صفحه 338.***

5 - در بعضی از روایات دعا کردن حتی از تلاوت قرآن هم افضل شمرده شده، چنانکه از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و امام باقر (علیه السلام ) و امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند: الدعاء افضل من قرائة القران.**(مکارم الاخلاق ) طبق نقل (المیزان ) جلد 2 صفحه 34 (ذیل آیه 186 بقره ).***

در یک تحلیل کوتاه می توان به عمق مفاد این احادیث رسید، زیرا دعا از یکسو انسان را به شناخت پروردگار (معرفة الله ) که برترین سرمایه هر انسان است دعوت می کند.

و از سوی دیگر سبب می شود که خود را نیازمند او ببیند و در برابرش ‍ خضوع کند، و از مرکب غرور و کبر که سرچشمه انواع بدبختیها و مجادله در آیات الله است فرود آید، و برای خود در برابر ذات پاک او موجودیتی قائل نشود.

از سوی سوم نعمتها را از او ببیند، و به او عشق ورزد، و رابطه عاطفی او از این طریق با ساحت مقدسش محکم گردد.

از سوی چهارم چون خود را نیازمند و مرهون نعمتهای خدا می بیند موظف به اطاعت فرمانش می شمرد.

از سوی پنجم چون می داند استجابت این دعا بی قید و شرط نیست، بلکه خلوص نیت و صفای دل و توبه از گناه و بر آوردن حاجات نیازمندان و دوستان از شرائط آن است خودسازی می کند و در طریق تربیت خویشتن گام برمی دارد.

از سوی ششم دعا به او اعتماد به نفس می دهد، و از یأس و نومیدی باز

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 150@@@

می دارد، و به تلاش و کوشش بیشتر دعوت می کند.**در مورد دعا و فلسفه و شرائط آن در مجلدات دیگر تفسیر نمونه از جمله جلد 16 صفحه 172 ذیل آیه 77 سوره فرقان، و جلد 6 صفحه 209، و به طور مشروحتر در جلد اول صفحه 638 بحث شده است.***

((نکته مهمی )) که در پایان این بحث فشرده لازم است یاد آوری شود اینکه دعا طبق روایات اسلامی مخصوص مواردی است که تلاشها و کوششهای انسان اثری نبخشد، و یا به تعبیر دیگر آنچه انسان در توان دارد انجام دهد، و بقیه را از خدا بخواهد.

بنابراین اگر انسان دعا را جانشین تلاش و کوشش کند قطعا مستجاب نخواهد شد.

لذا در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) می خوانیم: اربعة لاتستجاب لهم دعوة:

رجل جالس فی بیته یقول: اللهم ارزقنی، فیقال له الم آمرک بالطلب؟

و رجل کانت له امراة فدعا علیها، فیقال له: الم اجعل امرها الیک؟

و رجل کان له مال فافسده، فیقول: اللهم ارزقنی، فیقال له: الم امرک بالاقتصاد؟ الم آمرک بالاصلاح؟

و رجل کان له مال فادانه بغیر بینة، فیقال له: الم آمرک بالشهادة ))؟!

((چهار گروهند که دعای آنها مستجاب نمی شود:

کسی که در خانه خود نشسته و می گوید: خداوندا! مرا روزی ده، به او گفته می شود: آیا به تو دستور تلاش و کوشش ندادم؟

و کسی که همسری دارد (که دائما او را ناراحت می کند ) و او دعا می کند که او از دستش خلاص شود، به او گفته می شود: مگر حق طلاق را به تو ندادم؟

و کسی که اموالی داشته و آن را بیهوده تلف کرده، می گوید: خداوندا! به من روزی مرحمت کن، اما به او گفته می شود: مگر دستور اقتصاد و میانه روی

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 151@@@

به تو ندادم؟ مگر دستور اصلاح مال به تو ندادم؟

و کسی که مالی داشته و بدون شاهد و گواه به دیگری وام داده، (اما وام گیرنده منکر شده، او دعا می کند خداوندا قلبش را نرم کن، و وادار به اداء دین فرما ) به او گفته می شود: مگر به تو دستور ندادم به هنگام وام دادن شاهد و گواه بگیر ))؟.**اصول کافی جلد دوم (باب من لا یستجاب له دعوة ) حدیث 2.***

روشن است در تمام این موارد انسان تلاش و تدبیر لازم را به خرج نداده و گرفتار پیامدهای آن شده، و در برابر این تقصیر و کوتاهی و ترک تلاش ‍ دعای او مستجاب نخواهد شد.

و از اینجا یکی از علل عدم استجابت بسیاری از دعاها روشن می شود، چرا که گروهی از مردم می خواهند دست از تلاش لازم بردارند، و به دعا پناه برند، چنین دعاهائی مستجاب نمی گردد، این یک سنت الهی است.

البته عدم استجابت بعضی از دعاها علل و عوامل دیگری نیز دارد، از جمله اینکه بسیار می شود که انسان در تشخیص مصالح و مفاسد خود به اشتباه می افتد، گاه با تمام وجودش مطلبی را از خدا می خواهد که به هیچوجه صلاح او نیست، حتی ممکن است خود او بعدا واقف به چنین امری بشود، این درست به این می ماند که گاهی بیمار یا کودک غذاهای رنگینی از پرستاران خود می طلبد که اگر به خواسته او عمل کنند بیماریش افزون می شود، و یا حتی جان او را به خطر می افکند، در اینگونه موارد خداوند رحیم و مهربان دعا را مستجاب نمی کند و برای آخرت او ذخیره می سازد.

بعلاوه استجابت دعا شرائطی دارد که در آیات قرآن و روایات اسلامی آمده است، و در جلد اول همین تفسیر مشروحا از آن بحث کرده ایم (سوره بقره

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 152@@@

آیه 186 ).

موانع استجابت دعا

در بعضی از روایات گناهان متعددی به عنوان موانع استجابت دعا ذکر شده از جمله سوءنیت، نفاق، تأخیر نماز از وقت، بدزبانی، غذای حرام، و ترک صدقه و انفاق در راه خدا است.**معانی الاخبار (طبق نقل تفسیر نور الثقلین جلد 4 صفحه 534 و اصول کافی ).***

این سخن را با حدیثی پر معنی از امام صادق (علیه السلام ) پایان می دهیم: مرحوم ((طبرسی )) در ((احتجاج )) از آن حضرت چنین نقل می کند: انه سئل الیس یقول الله ادعونی استجب لکم؟ و قد نری المضطر یدعوه و لا یجاب له، و المظلوم یستنصره علی عدوه فلا ینصره، قال ویحک! ما یدعوه احد الا استجاب له، اما الظالم فدعائه مردود الی ان یتوب، و اما المحق فاذا دعا استجاب له و صرف عنه البلاء من حیث لا یعلمه، او ادخر له ثوابا جزیلا لیوم حاجته الیه، و ان لم یکن الامر الذی سئل العبد خیرا له ان اعطاه امسک عنه:

((از آنحضرت سؤال کردند آیا خداوند نمی فرماید دعا کنید تا برای شما اجابت کنم؟ در حالی که افراد مضطری را می بینیم که دعا می کنند و به اجابت نمی رسد، و مظلومانی را می بینیم که از خدا پیروزی بر دشمن می طلبند ولی آنها را یاری نمی کند.

امام فرمود: وای بر تو! هیچکس او را نمی خواند مگر اینکه اجابت می کند، اما ظالم دعای او مردود است تا توبه کند، و اما صاحب حق هنگامی که دعا کند اجابت می فرماید و بلا را از او برطرف می سازد به طوری که گاه خود او نمی داند، و یا آن را به صورت ثواب فراوانی برای روز نیازش به آن (روز

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 153@@@

قیامت ) ذخیره می کند، و هرگاه چیزی را که بندگان تقاضا کنند مصلحت آنها نباشد خودداری می فرماید )).**تفسیر صافی ذیل آیات مورد بحث.***

و از آنجا که دعا و تقاضای از خدا فرع بر معرفت خداوند است در آیه بعد از حقایقی سخن می گوید که سطح معرفت آدمی را بالا می برد، و یکی از شرائط دعا را که امید به اجابت است افزایش می دهد.

می فرماید: ((خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن بیاسائید )) (الله الذی جعل لکم اللیل لتسکنوا فیه ).

چرا که تاریکی شب از یکسو موجب تعطیل قهری برنامه های روزانه است، و از سوی دیگر خود تاریکی آرام بخش و مایه استراحت تن و اعصاب و روح است، و نور مایه جنبش و حرکت.

لذا به دنبال آن می افزاید: ((و روز را بینا و روشنی بخش )) (و النهار مبصرا ).

تا محیط زندگی انسانها را روشن سازد و برای هر گونه فعالیت آماده کند.

قابل توجه اینکه: ((مبصر )) به معنی ((بینا )) است، و توصیف روز به ((بینا بودن )) در حقیقت یکنوع تأکید و مبالغه در بینا کردن مردم است.**درباره اسرار و فلسفه های نور و ظلمت و شب و روز در جلد 16 صفحه 146 و جلد 15 صفحه 564 و جلد 8 صفحه 341 ذیل آیات 71 سوره قصص و 86 نمل و 87 یونس بحث کرده ایم.***

سپس اضافه می کند: ((خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و کرم است، هر چند اکثر مردم شکرگزاری نمی کنند )) (ان الله لذو فضل علی الناس و لکن اکثر الناس لا یشکرون ).

این نظام دقیق شب و روز، و برنامه متناوب نور و ظلمت، یکی از نمونه های

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 154@@@

فضل و کرم پروردگار بر بندگان است، و از عوامل مهم حیات انسانها و موجودات زنده است.

اگر نور نبود حیات و زندگی و حرکت وجود نداشت، و اگر تاریکی متناوب نبود شدت نور همه موجودات را خسته و ناتوان و فرسوده می کرد و گیاهان را می سوزانید و نابود می ساخت، ولی اکثر مردم از کنار این مواهب عظیم الهی بی توجه می گذرند و شکر او را بجا نمی آورند.

جالب اینکه قاعده باید به جای ((الناس )) دوم ضمیر باشد و بفرماید ((لکن اکثرهم لا یشکرون )) ولی ذکر کلمه الناس بجای ضمیر گویا اشاره به این است که طبع انسان (تربیت نایافته ) کفران نعمت است، چنانکه در آیه 34 ((سوره ابراهیم )) نیز می خوانیم ان الانسان لظلوم کفار: ((انسان بسیار ظالم و کفران کننده است )).**(تفسیر المیزان ) و (تفسیر روح المعانی ) ذیل آیات مورد بحث.***

اما اگر انسان چشمی بینا و قلبی دانا داشته باشد که خوان نعمت بی دریغ الهی را که همه جا گسترده است ببیند، و باران رحمت بی حسابش را که همه جا رسیده است مشاهده کند، بی اختیار زبان به شکر و ثنای او می گشاید و خود را در مقابل اینهمه عظمت و رحمت کوچک و مدیون می بیند.**درباره معنی (شکر ) و اقسام و انواع آن در جلد دهم صفحه 278 به بعد (ذیل آیه 7 سوره ابراهیم مشروحا بحث شده است ).***

آیه بعد، از توحید ربوبیت پروردگار شروع کرده و به توحید خالقیت و ربوبیت ختم می کند، می فرماید: ((آنکس که این همه نعمتها را بر شما ارزانی داشته خداوندی است که مالک و مربی شما است )) (ذلکم الله ربکم ).

((همان خداوندی که خالق همه چیز است )) (خالق کل شیء ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 155@@@

((معبودی جز او نیست )) (لا اله الا هو ).

در حقیقت وجود نعمتهای فراوان الهی دلیل بر ربوبیت و مدبریت او است. و خالق همه چیز بودن دلیل دیگری بر یگانگی او در ربوبیت است، چرا که خالق موجودات مالک و مربی آنهاست، زیرا می دانیم خالقیت خداوند به این معنی نیست که موجودات را بیافریند و کنار رود، بلکه لحظه به لحظه فیض وجود از ناحیه او بر همه موجودات عالم هستی افاضه می شود، و چنین خالقیتی از ربوبیت جدا نخواهد بود.

بدیهی است تنها چنین کسی شایسته پرستش و الوهیت است بنابراین جمله ((خالق کل شیء )) به منزله دلیل برای ((ذلکم الله ربکم )) می باشد و ((لا اله الا هو )) بمنزله نتیجه آن (دقت کنید ).

و در پایان آیه می افزاید: ((با این حال چگونه از راه حق منحرف می شوید ))؟ (فانی تؤفکون ).**قبلا نیز گفته ایم (تؤفکون ) از ماده (افک ) به معنی انحراف و بازگشت از مسیر حق است، و اگر (بادهای مخالف ) را (مؤتفکات ) می گویند به همین جهت است و تعبیر از (دروغ ) به (افک ) نیز بخاطر انحراف آن از بیان حق است.***

و چرا از پرستش خداوند یگانه یکتا به سوی بتها روی می آورید؟!

توجه داشته باشید که ((تؤفکون )) به صورت صیغه مجهول است، یعنی شما را از مسیر حق منحرف می سازند، گوئی بت پرستان چنان بی اراده اند که در این مسیر از خود اختیاری ندارند.

در آخرین آیه مورد بحث به عنوان توضیح و تأکید مطالب گذشته می فرماید: ((کسانی که آیات خدا را انکار می کردند اینگونه از طریق حق بازگردانده می شوند )) (کذلک یوفک الذین کانوا بایات الله یجحدون ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 156@@@

((یجحدون )) از ماده ((جحد )) در اصل به معنی انکار کردن چیزی است که در دل وجود دارد، یعنی انسان معتقد به چیزی باشد در عین حال آن را نفی کند، و یا معتقد به نفی آن باشد ولی با زبان آن را اثبات کند، به افراد بخیل و کم خیر که غالبا اظهار فقر می کنند ((جحد )) گفته می شود و ((ارض جحدة )) به معنی زمین کم گیاه است.**(راغب ) در مفردات ماده (جحد ).***

بعضی دیگر از ارباب لغت ((جحد )) و ((جحود )) را نیز چنین تفسیر کرده اند: الجحود الانکار مع العلم: جحود به معنی انکار توأم با علم است.**(لسان العرب ) این تعریف را از جوهری نقل می کند.***

بنابراین در مفهوم جحد همیشه یکنوع لجاجت یا عناد در برابر حق نهفته است بدیهی است کسی که با چنین صفتی با حقایق برخورد کند سرنوشتی جز انحراف از طریق حق نخواهد داشت، چرا که تا انسان حقجو و حق طلب و تسلیم در مقابل واقعیات نباشد به آنها نخواهد رسید.

به همین دلیل وصول به حق نیاز به خودسازی قبلی دارد و این همان تقوای قبل از ایمان است که قرآن در سوره بقره به آن اشاره کرده، می گوید: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین در این کتاب آسمانی تردیدی نیست و مایه هدایت پرهیزگاران است )).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 157@@@

آیه 64 - 66

آیه و ترجمه

اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکمُ الاَرْض قَرَاراً وَ السمَاءَ بِنَاءً وَ صوَّرَکمْ فَأَحْسنَ صوَرَکمْ وَ رَزَقَکُم مِّنَ الطیِّبَتِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکمْ فَتَبَارَک اللَّهُ رَب الْعَلَمِینَ(64 )

هُوَ الْحَیُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَادْعُوهُ مخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ الحَْمْدُ للَّهِ رَب الْعَلَمِینَ(65 )

قُلْ إِنی نُهِیت أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءَنیَ الْبَیِّنَت مِن رَّبی وَ أُمِرْت أَنْ أُسلِمَ لِرَب الْعَلَمِینَ(66 )

ترجمه:

64 - خداوند کسی است که زمین را برای شما جایگاه امن و مطمئن قرار داد، و آسمان را همچون سقفی (بالای سرتان ) و شما را صورتگری کرد و صورتتان را نیکو آفرید،

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 158@@@

و از طیبات به شما روزی داد، این است خداوند پروردگار شما، جاوید و پر برکت است خداوندی که پروردگار عالمیان است.

65 - زنده واقعی او است، معبودی جز او وجود ندارد، پس او را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، ستایش مخصوص ‍ خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

66 - بگو: من نهی شده ام از اینکه معبودهائی را که شما غیر از خدا می خوانید بپرستم، و مأمورم که تنها در برابر پروردگار عالمیان تسلیم باشم.

تفسیر: