فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

1 - سرگذشت مؤمن آل فرعون یک درس بزرگ مبارزه با طاغوتها

ادیان الهی و مکتبهای آسمانی که در برابر طاغوتها و جباران ظاهر شدند در آغاز بوسیله گروه اندکی عرضه شد آنها اگر می خواستند از کمی نفرات وحشت کنند و کثرت مخالفان را دلیل بر حقانیت آنها بشمرند هرگز این مکتبها رشد نمی کرد.

اصل اساسی که بر تمام برنامه های آنها حاکم بود همان است که امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) در گفتار پرمحتوایش بیان فرموده: ایها الناس لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله: ((ای مردم در طریق هدایت از کمی نفرات هرگز وحشت نکنید )).**(نهج البلاغه ) خطبه 201.***

مؤمن آل فرعون سمبلی بود از این مکتب، و رهروی بود از پیشقدمان این راه، و نشان داد که یک انسان با عزم و اراده راسخ ناشی از ایمان می تواند حتی در اراده فراعنه جبار اثر بگذارد و پیامبر بزرگی را از خطر برهاند.

تاریخ زندگی این مرد شجاع و هوشیار نشان می دهد که همیشه باید حرکات طرفداران حق حساب شده باشد، گاه باید ایمان را اظهار کرد و فریاد کشید، گاه باید برای هدفهای ((کوتاه مدت )) و ((دراز مدت )) ایمان را مکتوم داشت.

و تقیه چیزی جز این نیست که انسان به خاطر هدفهای مقدسش اعتقاد خود را در مقطع خاصی مکتوم دارد.

همانگونه که مجهز بودن به سلاح ظاهری برای درهم کوبیدن دشمن لازم است سلاح برنده منطق نیز ضروری است که تأثیرش از سلاح ظاهر به مراتب بیشتر است: لذا کاری را که مؤمن آل فرعون با منطق خود انجام داد در آن شرائط خاص از هیچ سلاحی ساخته نبود.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 117@@@

و بالاخره داستان مؤمن آل فرعون نشان می دهد که خدا اینگونه افراد با ایمان را تنها نمی گذارد و در برابر خطرات در پناه لطف خودش قرار می دهد. این نکته نیز قابل توجه است که ((مؤمن آل فرعون )) طبق بعضی از روایات سرانجام به شهادت رسید، و اینکه قرآن می گوید خداوند او را از توطئه های شوم فرعونیان رهائی بخشید، منظور این است که او را از انحراف عقیده و تحمیل کفر و شرک بر او حفظ کرد.**در کتاب (محاسن برقی ) آمده است که از (امام صادق ) (ع ) درباره تفسیر (فوقاه الله سیئات مامکروا ) سؤال کردند، فرمود: اما لقدسطوا علیه و قتلوه ولکن اتدرون ماوقاه؟، وقاه ان یفتنوه فی دینه (نور الثقلین جلد 4 صفحه 521 ).***

2 - تفویض کار به خدا

درباره اهمیت واگذاری کار خویش به خدا و توکل بر پروردگار همین بس که در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) آمده است: الایمان له اربعة ارکان التوکل علی الله و تفویض الامر الی الله عز و جل و الرضا بقضاء الله و التسلیم لامر الله: ایمان چهار رکن دارد: توکل بر خدا، واگذاری کار خویش به او و راضی بودن به قضای الهی و تسلیم در برابر فرمان خداوند.**بحار جلد 68 صفحه 341.***

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((المفوض امره الی الله فی راحة الابد، و العیش الدائم الرغد، و المفوض حقا هو العالی عن کل همة دون الله: ((کسی که کار خود را به خدا واگذارد در راحت ابدی و زندگی جاودانه پر برکت است، و کسی که حقیقتا کار خود را به خدا واگذارد برتر از آن است که به غیر او بیندیشد )).**سفینة البحار جلد 2 صفحه 387 ماده (فوض ).***

((تفویض )) چنانکه راغب در مفردات می گوید: به معنی ((رد کردن )).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 118@@@

است، بنابر این ((تفویض امر به خدا )) به معنی واگذار نمودن کار خویش به او است، نه به این معنی که انسان دست از تلاش و کوشش ‍ بردارد که این بطور مسلم تحریفی است در معنی ((تفویض )) بلکه به این معنی است که نهایت کوشش و تلاش و جهاد را به کار گیرد، و هنگامی که در برابر موانع سخت قرار گرفت وحشت نکند دستپاچه نشود و دلسرد نگردد بلکه کار خود را به خدا واگذارد، و با عزمی راسخ به جهاد و تلاش ادامه دهد

((تفویض )) گرچه از نظر مفهوم با ((توکل )) شباهت زیادی دارد ولی مرحله ای برتر از آن است، چرا که ((حقیقت توکل )) خدا را وکیل خویش دانستن است، ولی تفویض مفهومش واگذاری مطلق به او است، زیرا بسیار می شود که انسان وکیلی انتخاب می کند ولی به نظارت خویش نیز ادامه می دهد، اما در مقام تفویض هیچ نظری از خود ندارد.

3 - عالم برزخ برزخ

((چنانکه )) از نامش پیدا است عالمی است واسطه در میان این جهان و جهان دیگر، در قرآن مجید به همان اندازه که درباره عالم قیامت فراوان صحبت شده درباره برزخ بحث کمی دیده می شود، به همین دلیل هالهای از ابهام آنرا فرا گرفته، و خصوصیات و جزئیات آن چندان روشن نیست. حقیقت این است که آگاهی بر خصوصیات برزخ تأثیر زیادی بر مسائل اعتقادی نمی گذارد و شاید به همین جهت کمتر درباره آن در کتاب الله بحث شده است، ولی این نکته را نباید فراموش کرد که قرآن اصل وجود عالم برزخ را با صراحت بیان داشته است.

از جمله آیاتی که به وضوح از وجود چنین عالمی خبر می دهد آیات مورد بحث است آنجا که می گوید: ((آل فرعون قبل از قیام قیامت هر صبح و شام از طریق عرضه شدن بر آتش مجازات می شوند )) این چیزی جز عذاب برزخی نیست.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 119@@@

از سوی دیگر آیاتی که درباره حیات جاویدان شهیدان بعد از مرگ سخن می گوید، و از پاداشهای فوق العاده آنها بحث می کند گواه بر وجود ((نعمتهای برزخی )) است.

قابل توجه اینکه در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می خوانیم که فرمود: ان احدکم اذا مات عرض علیه مقعده بالغداة و العشی، ان کان من اهل الجنة فمن الجنة، و ان کان من اهل النار فمن النار، یقال هذا مقعدک حیث یبعثک الله یوم القیامة!:

((هنگامی که یکی از شما از دنیا می رود جایگاه او را هر صبح و شام به او نشان می دهند، اگر بهشتی باشد جایگاهش را در بهشت، و اگر دوزخی باشد جایگاهش را در آتش، و به او می گویند: این جایگاه تو در روز قیامت است )) (و همین امر باعث شادی یا عذاب روح او می شود ).**این روایت را (بخاری ) و (مسلم ) در صحیح خود نقل کرده اند (طبق نقل طبرسی و درالمنثور و قرطبی ذیل آیات مورد بحث ) در (صحیح مسلم ) بابی برای این موضوع منعقد شده و در آن روایات متعددی آمده است به جلد چهار صحیح مسلم صفحه 2199 مراجعه شود.***

امام صادق (علیه السلام ) می فرماید: ذلک فی الدنیا قبل یوم القیامة لان فی نار القیامه لا یکون غدو و عشی، ثم قال ان کانوا یعذبون فی النار غدوا و عشیا ففیها بین ذلک هم من السعداء، لا و لکن هذا فی البرزخ قبل یوم القیامة الم تسمع قوله عز و جل: و یوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب: این در دنیا قبل از روز قیامت است، زیرا آتش قیامت صبح و شام ندارد سپس فرمود: اگر آنها در قیامت تنها صبح و شام در آتش ‍ دوزخ عذاب شوند در میان این دو باید سعادتمند باشند، چنین نیست، این مربوط به برزخ است پیش از روز.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 120@@@

قیامت، آیا سخن خدا را (بعد از این جمله ) نشنیده ای که می فرماید: ((هنگامی که قیامت برپا می گردد فرمان داده می شود آل فرعون را در اشد عذاب وارد کنید )).**(مجمع البیان ) جلد 8 صفحه 526.***

امام نمی فرماید: در قیامت صبح و شام نیست، بلکه می فرماید آتش ‍ دوزخ جاودانه است و صبح و شام ندارد، آنچه مجازاتش صبح و شام دارد عالم برزخ است، سپس به جمله بعد که سخن از قیامت می گوید به عنوان قرینه ای بر اینکه جمله قبل مربوط به برزخ است استدلال می فرماید.

درباره برزخ و دلائل آن در جلد 14 صفحه 314 به بعد (ذیل آیه 100 سوره مؤمنون ) به طور مشروح بحث کرده ایم.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 121@@@