فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

3 - صدیقون کیانند؟

در بعضی از روایات از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده: الصدیقون ثلاثه ((حبیب النجار )) مؤمن آل یس الذی یقول ((فاتبعوا المرسلین اتبعوا من لا یسالکم اجرا )) و ((حزقیل )) مؤمن آل فرعون و ((علی بن ابی طالب )) (علیه السلام ) و هو افضلهم: ((نخستین تصدیق کنندگان (پیامبران بزرگ سه کس بودند: حبیب نجار، مؤمن آل یس همان کسی که به مردم انطاکیه ) می گفت از فرستادگان خدا پیروی کنید، از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی خواهند و خود هدایت یافته اند، و حزقیل مؤمن آل فرعون، و علی بن ابی طالب (علیه السلام ) و او از همه برتر است )).

این حدیث هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت به چشم می خورد.**(صدوق ) در (امالی ) و (ابن حجر ) نیز آن را در فصل ثانی از باب 9 از (صواعق ) آورده است.***

و به راستی این هر سه در بحرانیترین لحظات به پیامبران الهی ایمان آوردند و پیشگام و پیشقدم بودند و شایسته نام صدیقند، آنها در راس کسانی قرار دارند که پیامبران الهی را تصدیق کردند، مخصوصا علی (علیه السلام ) که از آغاز عمر تا پایان همواره یار و یاور پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بود، و در حیات پیامبر و حتی بعد از رحلت او فداکاری و ایثارگری را به آخرین حد ابراز داشت.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 91@@@

آیه 30 - 33

آیه و ترجمه

وَ قَالَ الَّذِیءَامَنَ یَقَوْمِ إِنی أَخَاف عَلَیْکُم مِّثْلَ یَوْمِ الاَحْزَابِ(30 )

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِن بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ یُرِیدُ ظلْماً لِّلْعِبَادِ(31 )

وَ یَقَوْمِ إِنی أَخَاف عَلَیْکمْ یَوْمَ التَّنَادِ(32 )

یَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِینَ مَا لَکُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَ مَن یُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(33 )

ترجمه:

30 - آن مرد با ایمان گفت: ای قوم من، من بر شما از روزی همانند روز (عذاب ) اقوام پیشین خائفم!.

31 - از عادتی همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند (از شرک و کفر و طغیان ) می ترسم و خداوند ظلم و ستمی بر بندگانش نمی خواهد.

32 - ای قوم! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را صدا می زنند (و از هم یاری می طلبند و صدایشان به جائی نمی رسد ) بیمناکم!

33 - همان روز که روی می گردانید و فرار می کنید، اما هیچ پناهگاهی در برابر

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 92@@@

خداوند برای شما وجود ندارد، و هر کس را خداوند (بخاطر اعمالش ‍ گمراه سازد، هدایت کننده ای برای او نیست.

تفسیر:

من به شما اخطار می کنم!

مردم مصر به حکم اینکه در آن زمان نیز نسبتا متمدن و با سواد بودند گفتگوهای مورخان را درباره اقوام پیشین، اقوامی همچون قوم نوح و عاد و ثمود که سرزمین آنها غالبا فاصله زیادی از آنها نداشت شنیده بودند، و از سرنوشت دردناک آنها کم و بیش خبر داشتند.

لذا مؤمن آل فرعون بعد از آنکه با نقشه قتل موسی به مخالفت پرداخت و با مقاومت سرسختانه فرعون روبرو شد که دستور قتل را مجددا تایید کرد دست از تلاش و کوشش خود بر نداشت، و نمی بایست بردارد، لذا به این فکر افتاد که این بار دست این قوم سرکش را گرفته و به اعماق تاریخ پیشینیان ببرد، و آنها را از تکرار چنان مصائبی در مورد خودشان بیم دهد، شاید بیدار شوند و در تصمیم خود تجدید نظر کنند، سخن خود را از اینجا شروع کرد و گفت: ای قوم من! من بر شما از روزی همانند روز مجازات اقوام پیشین می ترسم (و قال الذی آمن یا قوم انی اخاف علیکم مثل یوم الاحزاب ).

سپس به شرح این سخن پرداخت و گفت من از عادت شومی همانند عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند بیمناکم (مثل داب قوم نوح و عاد و ثمود و الذین من بعدهم ).**دأب (بر وزن ضرب ) در اصل به معنی ادامه سیر است و دائب به موجودی گفته می شود که به سیر خود ادامه می دهد سپس به هر عادت مستمری اطلاق شده و منظور در اینجا از دأب فوم نوح... عادت مستمری است که آنها داشتند و آن استمرار بر شرک و طغیان و ظلم و کفران بود.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 93@@@

این اقوام عادتشان شرک و کفر و طغیان بود، و دیدیم به چه سرنوشتی گرفتار شدند؟ گروهی با طوفان کوبنده نابود گشتند، گروهی با تند باد وحشتناک، جمعی با صاعقه های آسمانی، و عده ای با زمین لرزه های ویرانگر!

آیا احتمال نمی دهید که شما هم با این اصراری که بر کفر و طغیان دارید گرفتار یکی از این بلاهای عظیم الهی شوید؟! پس به من اجازه دهید که بگویم من از چنین آینده شومی در مورد شما خائفم!

آیا دلیلی دارید که شما تافته جدا بافته اید؟ و اینگونه عذابهای الهی دامانتان را نخواهد گرفت؟ مگر آنها چه کرده بودند که آنچنان گرفتار شدند؟ جز اینکه در برابر دعوت پیامبران الهی ایستادند و گاهی پیامبران را کشتند، و یا تکذیب کردند؟

ولی بدانید هر چه بر سر شما آید از ناحیه خود شما است چرا که خداوند ظلم و ستمی بر بندگانش نمی خواهد (و ما الله یرید ظلما للعباد ).

آنها را به فضل و کرمش آفریده، و نعمتهای بی شمار به آنها بخشیده، و پیامبرانش را برای هدایت آنها فرستاده است، مخالفت و طغیان بندگان است که موجب آن عذابهای دردناک می شود.

سپس افزود: ای قوم! من بر شما از روزی می ترسم که مردم یکدیگر را صدا می زنند از هم یاری می طلبند و صدایشان به جائی نمی رسد! (و یا قوم انی اخاف علیکم یوم التناد ).

((التناد )) (در اصل ((التنادی )) بوده که یای آن حذف شده و کسره دال که دلیل بر آن است بر جای مانده ) از ماده ((ندا )) به معنی صدا زدن است.

مشهور و معروف در میان مفسران این است که ((یوم التناد )) از اسامی قیامت است، و هر یک برای نامگذاری قیامت به این نام توجهی ذکر کرده، که با هم

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 94@@@

شباهت زیادی دارند.

یکی می گوید: به خاطر صدا زدن دوزخیان نسبت به بهشتیان است چنانکه قرآن می گوید و نادی اصحاب النار اصحاب الجنة ان افیضوا علینا من الماء او مما رزقکم الله: ((دوزخیان، بهشتیان را صدا می زنند که مقداری از آب و روزیهائی که خدا به شما داده است به ما ببخشید، آنها نیز در پاسخ می گویند: ان الله حرمهما علی الکافرین: ((خداوند اینها را بر کافران تحریم کرده است )) (اعراف - 50 )**همین معنی در حدیثی در (معانی الاخبار ) صدوق از (امام صادق ) (ع ) نقل شده است.***

و یا به خاطر اینکه مردم یکدیگر را صدا می زنند و به هم پناه می برند و از هم کمک می خواهند.

و یا اینکه فرشتگان آنها را برای حساب صدا می زنند و آنها نیز از فرشتگان استمداد می کنند. و یا اینکه منادیان محشر ندا می دهند الا لعنة الله علی الظالمین: لعنت خدا بر ظالمان است (هود - 18 ).

یا اینکه مؤمن هنگامی که نامه اعمال خود را می بیند از روی شوق فریاد می زند: هاؤم اقرؤا کتابیه: این نامه اعمال من است، بیایید ای مردم و آن را بخوانید! (حاقه - 19 ).

و کافر در همین هنگام از وحشت فریاد می کشد: یا لیتنی لم اوت کتابیه: ((ای کاش نامه اعمال ما به دست ما داده نمی شد ))! (حاقه - 25 ).

ولی می توان برای این آیه معنی وسیعتری را در نظر گرفت که ((یوم التناد )) این دنیا را نیز شامل شود، چرا که ((یوم التناد )) مفهومش ‍ تنها روز ندا دادن یکدیگر است، و این تعبیر نشانه نهایت عجز و بیچارگی است در زمانی که کارد.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 95@@@

به استخوان می رسد، و افرادی که دستشان از همه جا بریده یکدیگر را صدا می کنند و فریادشان بجائی نمی رسد.

در این جهان نیز ((یوم التناد )) فراوان است، روزهائی که عذاب الهی نازل می شود، روزهائی که جامعه ها بر اثر گناهان و خطاهایشان به بن بست کشیده می شوند، روزهائی که بحرانها و حوادث سخت همه را تحت فشار قرار می دهد، فرار می کنند و پناهگاهی می جویند اما پناهگاهی وجود ندارد، و همه فریاد می کشند!

آیه بعد در تفسیر یوم التناد می گوید: ((روزی که روی می گردانید و فرار می کنید، اما هیچ پناهگاه و نگهدارنده ای در برابر عذاب الهی برای شما نیست )) (یوم تولون مدبرین ما لکم من الله من عاصم ).

آری کسی را که خدا (بر اثر اعمالش ) گمراه ساخته هدایت کننده ای برای او نیست (و من یضلل الله فما له من هاد ).

آنها در این دنیا از طریق هدایت گمراه می شوند و در حجابی از جهل و ضلالت فرو می روند، و در آخرت از طریق بهشت و نعمتهای الهی گمراه خواهند شد. تعبیر فوق ممکن است تلویحا اشاره ای به گفتار فرعون باشد که می گفت: ما اهدیکم الا سبیل الرشاد: ((من شما را جز به راه هدایت و راستی دعوت نمی کنم )) (همین سوره سه آیه قبل ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 96@@@