فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

2 - تقیه یک وسیله مؤثر مبارزه

((تقیه )) یا ((کتمان عقیده باطنی )) بر خلاف آنچه بعضی می پندارند به معنی ضعف و ترس و محافظه کاری نیست، بلکه غالبا به عنوان یک وسیله مؤثر برای مبارزه با زورمندان و جباران و ظالمان مورد استفاده قرار می گیرد، کشف اسرار دشمن جز از طریق افرادی که از روش تقیه استفاده می کنند ممکن نیست. ضربات غافلگیرانه بر پیکره دشمن جز از طریق تقیه و کتمان نقشه ها و طرحهای مبارزه صورت نمی گیرد.

و مؤمن آل فرعون نیز تقیه اش برای خدمت به آئین موسی (علیه السلام ) و دفاع از حیات او در لحظات سخت و بحرانی بود، چه چیز از این بهتر که انسان فرد مؤمنی در دستگاه دشمن داشته باشد که تا اعماق تشکیلات او نفوذ کند، و از همه چیز با خبر گردد و به موقع دوستان را در جریان بگذارد، و حتی در موقع لزوم

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 89@@@

در فکر جباران نفوذ کند و نقشه های آنها را دگرگون سازد؟!

آیا اگر مؤمن آل فرعون از روش تقیه استفاده نمی کرد هرگز توانائی انجام این خدمات را داشت؟

لذا در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) آمده است: التقیة دینی و دین آبائی، و لا دین لمن لا تقیة له، و التقیة ترس الله فی الارض، لان مؤمن آل فرعون لو اظهر الاسلام لقتل: ((تقیه دین من و دین پدران من است، کسی که تقیه ندارد دین ندارد، تقیه سپر خداوند در روی زمین است، چرا که اگر مؤمن آل فرعون ایمان خود را اظهار داشته بود کشته می شد )).**(مجمع البیان ) جلد 8 صفحه 521 (ذیل آیات مورد بحث ).***

مخصوصا در زمانی که جمعیت مؤمنان در منطقهای در اقلیت باشند و در چنگال اکثریتی بی منطق و بیرحم گرفتار شوند هیچ عقلی اجازه نمی دهد که با اظهار ایمان جز در مورد ضرورت نیروهای فعال خود را به هدر دهند، بلکه باید در این مقطع خاص با کتمان عقیده نیروها را متشکل و متمرکز و برای قیام نهائی آماده سازند.

شخص پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در آغاز قیامش در مدت چند سال دعوت پنهانی داشت و از همین روش استفاده می کرد، و بعد از مدتی که یارانش فزونی گرفتند و هسته بندی اصلی محکم شد اسلام را رسما اعلام نمود.

در میان پیامبران دیگر ابراهیم (علیه السلام ) با تمام شجاعت و قهرمانی که داشت به هنگام تصمیم بر شکستن بتها از روش تقیه استفاده کرد و برنامه خود را از بت پرستان کتمان نمود، و گرنه هرگز موفق نمی شد.

ابو طالب عموی پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) شاید تا آخر عمر روش تقیه را از دست نداد، تنها در مقطعهای خاصی ایمان خود را آشکار ساخت، ولی در مواقع دیگر صریحا چیزی نمی گفت تا بتواند نقش مؤثر خود را در حفظ جان پیامبران (علیهمالسلام ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 90@@@

در مقابل بت پرستان لجوج و بیرحم و کینه توز ایفا کند. به هر حال آنچه بعضی از جاهلان و ناآگاهان پنداشته اند که تقیه مخصوص مذهب شیعه است، یا تقیه نشانه ضعف و زبونی است، کاملا بی اساس و دور از منطق است، تقیه در تمام مکتبها بدون استثنا وجود دارد. برای توضیح بیشتر به جلد دوم همین

تفسیر صفحه 373 (ذیل آیه 28 آل عمران ) و جلد یازدهم صفحه 423 (ذیل آیه 106 سوره نحل ) مراجعه فرمائید.

3 - صدیقون کیانند؟

در بعضی از روایات از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده: الصدیقون ثلاثه ((حبیب النجار )) مؤمن آل یس الذی یقول ((فاتبعوا المرسلین اتبعوا من لا یسالکم اجرا )) و ((حزقیل )) مؤمن آل فرعون و ((علی بن ابی طالب )) (علیه السلام ) و هو افضلهم: ((نخستین تصدیق کنندگان (پیامبران بزرگ سه کس بودند: حبیب نجار، مؤمن آل یس همان کسی که به مردم انطاکیه ) می گفت از فرستادگان خدا پیروی کنید، از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی خواهند و خود هدایت یافته اند، و حزقیل مؤمن آل فرعون، و علی بن ابی طالب (علیه السلام ) و او از همه برتر است )).

این حدیث هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت به چشم می خورد.**(صدوق ) در (امالی ) و (ابن حجر ) نیز آن را در فصل ثانی از باب 9 از (صواعق ) آورده است.***

و به راستی این هر سه در بحرانیترین لحظات به پیامبران الهی ایمان آوردند و پیشگام و پیشقدم بودند و شایسته نام صدیقند، آنها در راس کسانی قرار دارند که پیامبران الهی را تصدیق کردند، مخصوصا علی (علیه السلام ) که از آغاز عمر تا پایان همواره یار و یاور پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بود، و در حیات پیامبر و حتی بعد از رحلت او فداکاری و ایثارگری را به آخرین حد ابراز داشت.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 91@@@

آیه 30 - 33

آیه و ترجمه

وَ قَالَ الَّذِیءَامَنَ یَقَوْمِ إِنی أَخَاف عَلَیْکُم مِّثْلَ یَوْمِ الاَحْزَابِ(30 )

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِن بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ یُرِیدُ ظلْماً لِّلْعِبَادِ(31 )

وَ یَقَوْمِ إِنی أَخَاف عَلَیْکمْ یَوْمَ التَّنَادِ(32 )

یَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِینَ مَا لَکُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَ مَن یُضلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(33 )

ترجمه:

30 - آن مرد با ایمان گفت: ای قوم من، من بر شما از روزی همانند روز (عذاب ) اقوام پیشین خائفم!.

31 - از عادتی همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند (از شرک و کفر و طغیان ) می ترسم و خداوند ظلم و ستمی بر بندگانش نمی خواهد.

32 - ای قوم! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را صدا می زنند (و از هم یاری می طلبند و صدایشان به جائی نمی رسد ) بیمناکم!

33 - همان روز که روی می گردانید و فرار می کنید، اما هیچ پناهگاهی در برابر

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 92@@@

خداوند برای شما وجود ندارد، و هر کس را خداوند (بخاطر اعمالش ‍ گمراه سازد، هدایت کننده ای برای او نیست.

تفسیر: