فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

روز تلاقی!

این آیات و چند آیه بعد از آن توضیح و تفسیری است برای ((یوم التلاق )) که از نامهای قیامت است، و در آخرین آیات گذشته به آن اشاره شد.

در این دو آیه چند قسمت از ویژگیهای قیامت بیان شده که هر کدام از دیگری تکان دهنده تر است.

نخست میفرماید ((روز تلاقی روزی است که همه بارز و ظاهر می شوند ))

(یوم هم بارزون ).

روزی است که تمام پرده ها و حجابها کنار میرود.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 57@@@

از یکسو موانع مادی همچون کوهها برچیده می شود، و به گفته قرآن زمین به صورت قاعا صفصفا (هموار و بدون پستی و بلندی ) در می آید (طه - 106 ).

از سوی دیگر همه انسانها از درون قبرها سر بر می دارند و خارج می شوند.

از سوی سوم اسرار درون همگان آشکار می گردد: یوم تبلی السرائر(طارق - 9 ).

و زمین آنچه را در درون دارد بیرون می فرستد: و اخرجت الارض اثقالها (زلزال - 2 ).

از سوی چهارم نامه های اعمال گشوده می شود و محتوای آن آشکار می گردد:

و اذا الصحف نشرت (تکویر - 10 ).

از سوی پنجم اعمالی که انسان از پیش فرستاده در برابر او مجسم می شود:

یوم ینظر المرء ما قدمت یداه (نبا - 40 ).

و از سوی ششم مسائلی را که انسان اصرار در اخفای آنها داشت ظاهر می گردد:

بل بدا لهم ما کانوا یخفون من قبل (انعام - 28 ).

از سوی هفتم اعضای پیکر انسان و حتی زمینی که روی آن اعمالی انجام داده به افشاگری برمی خیزند و حقایق را بازگو می کنند: یومئذ تحدث اخبارها(زلزال - 4 ).

خلاصه انسانها با تمام وجود و تمام هستی و هویت خویش در آن صحنه عظیم ظاهر می شوند، و هیچ چیزی مکتوم نمی ماند: و برزوا لله جمیعا(ابراهیم - 21 ).

چه صحنه عجیب و وحشتناکی است؟!

برای اینکه بدانیم در آنجا چه غوغائی بر پا می شود کافی است فکر کنیم که یک لحظه در این دنیا چنین صحنه ای بر پا شود و درون و برون و خلوت و جلوت همه انسانها یکی گردد، چه ولوله ای در میان خلق ایجاد خواهد شد؟ و چگونه رشته های پیوند مردم از هم گسسته می شود؟!

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 58@@@

آری طبیعت آن جهان همین است و باید آنچنان بود که انسان از ظاهر شدن پنهانیها وحشتی نداشته باشد، اعمال و رفتارش را آنچنان انجام دهد که هم امروز اگر در ملاء عام نمایان گردد از آن نگران نباشد.

در دومین توصیف از آن روز می افزاید: چیزی از مردم بر خدا مخفی نخواهد بود (لا یخفی علی الله منهم شیء ).

در این جهان و امروز نیز چیزی بر خداوند عالم و قادر مخفی نیست، و اصولا کسی که وجودش بی پایان است و هیچگونه محدودیتی در ذات پاکش راه ندارد آشکار و مخفی و غیب و شهود برای او یکسان است.

پس چرا قرآن جمله فوق را به عنوان توضیح و تفسیری برای جمله یوم هم بارزون ذکر می کند؟

دلیل آن روشن است زیرا ظهور اشیاء در آن روز از تأکید بیشتری برخوردار است، جائی که دیگران نیز از اسرار هم آگاه شوند در مورد خداوند مسأله نیاز به بحث و گفتگو ندارد.

سومین ویژگی آن روز حاکمیت مطلقه پروردگار است، چنانکه در دنباله همین آیه می فرماید: در آن روز گفته می شود حکومت و ملک امروز برای کیست؟ (لمن الملک الیوم ).

و در پاسخ می گویند: از آن خداوند واحد قهار است (لله الواحد القهار ).

این سؤال را چه کسی مطرح می کند؟ و آن جواب را چه کسانی می گویند؟ در آیه سخنی از آن به میان نیامده است. بعضی گفته اند سؤال از ناحیه پروردگار مطرح می شود، و جواب را همه مؤمنان و کافران می گویند.**(مجمع البیان ) ذیل آیات مورد بحث.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 59@@@

بعضی نیز گفته اند: سؤال و جواب هر دو از ناحیه خداست.**(المیزان ) ذیل آیات مورد بحث.***

و بعضی معتقدند منادی الهی این سؤال را آشکارا مطرح می کند و خود او نیز پاسخ می گوید.

ولی ظاهر این است که این سؤال و جواب از سوی فرد خاصی عنوان نمی شود سؤالی است که از سوی خالق و مخلوق، فرشته و انسان، مؤمن و کافر و از تمام ذرات وجود و در و دیوار عالم هستی بدون استثنا مطرح است، و همگی نیز با زبان حال به آن پاسخ می گویند، یعنی به هر جا بنگری آثار حاکمیت او نمایان است و بر هر چه نگاه کنی نشانه های قاهریت او در آن ظاهر است.

به زمزمه هر ذره ای گوش فرا دهی لمن الملک می گوید، و در پاسخ لله الواحد القهار از آن می شنوی.

نمونه بسیار کوچک آن را در همین دنیا می بینیم که گاه به هنگام ورود در یک خانه یا یک شهر و یک کشور ظهور و حضور و قدرت فرد معینی را در همه جا احساس می کنیم، گوئی همه می گویند مالک و حاکم در اینجا فلان شخص است، در و دیوار نیز به این امر گواهی می دهد.

البته امروز نیز مالکیت خداوند در سراسر عالم حاکم است، اما در قیامت ظهور و بروز تازهای پیدا می کند، در آنجا نه خبری از حکومت جباران است، و نه از نعره های مستانه طاغوتیان.

نه خبری از نیروهای اهریمنی به گوش می رسد، و نه از قدرتنمائی ظاهری شیطان و لشکریانش اثری به چشم می خورد.

ویژگی چهارم آن روز این است که روز پاداش و کیفر است، چنانکه در آیه بعد می فرماید: امروز هر کسی در برابر کاری که انجام داده جزا داده می شود.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 60@@@

(الیوم تجزی کل نفس بما کسبت ).

آری آن ظهور و بروز و آن احاطه علمی خداوند و حاکمیت و مالکیت و قهاریت او همه دلیلی است روشن بر این حقیقت بزرگ و امیدبخش و بیم آفرین.

ویژگی پنجم همان است که در جمله بعد می افزاید: امروز هیچ ظلم و ستمی بر هیچکس نخواهد بود (لا ظلم الیوم ).

چگونه ممکن است ظلم و ستمی تحقق یابد در حالی که ظلم یا به خاطر جهل است که او بر همه چیز احاطه علمی دارد.

یا به خاطر عجز است که او قاهر و مالک و حاکم بر همه چیز است، پس ‍ چگونه ممکن است ظلم و ستمی در محضر الهی در آن روز انجام گیرد، به خصوص اینکه آن روز، روز داوری خدا است نه آزادی مردم برای آزمون.

ششمین و آخرین ویژگی سرعت محاسبه اعمال بندگان است، چنانکه در پایان آیه می فرماید: خداوند سریع الحساب است (ان الله سریع الحساب ).

سرعت حسابش در آنجا به قدری است که در حدیث آمده است: ان الله تعالی یحاسب الخلائق کلهم فی مقدار لمح البصر: ((خداوند حساب همه بندگان را در یک چشم بر هم زدن می رسد ))!.**مجمع البیان ذیل آیه 202 سوره بقره.***

اصولا با قبول تجسم اعمال و بقاء آثار خیر و شر، مسأله حساب مسأله ای حل شده است، آیا دستگاههائی که در دنیا همراه کار کردن نمره می اندازد نیازی به زمان برای حسابرسی دارد؟

تکرار تعبیر سریع الحساب در آیات مختلف قرآن شاید به این منظور است که بعضی شیطان صفتان، افراد ساده لوح را وسوسه نکنند که مگر حسابرسی خلایق در برابر اعمالی که در طول هزاران سال انجام داده اند به این آسانی ممکن است؟.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 61@@@

از این گذشته این تعبیر هشداری است به همه انسانها که در آن روز مهلتی به مجرمان داده نمی شود، مانند مهلتی که در این دنیا به یک مجرم و قاتل برای رسیدگی چند ماه یا چند سال به پرونده اش ‍ می دهند.



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 62@@@

آیه 18 -20

آیه و ترجمه

وَ أَنذِرْهُمْ یَوْمَ الاَزِفَةِ إِذِ الْقُلُوب لَدَی الحَْنَاجِرِ کَظِمِینَ مَا لِلظلِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شفِیعٍ یُطاعُ(18 )

یَعْلَمُ خَائنَةَ الاَعْینِ وَ مَا تخْفِی الصدُورُ(19 )

وَ اللَّهُ یَقْضی بِالْحَقِّ وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ لا یَقْضونَ بِشیْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ(20 )

ترجمه:

18 - آنها را از روز نزدیک بترسان، روزی که از شدت وحشت دلها به گلوگاه می رسد، و تمامی وجود آنها مملو از اندوه می گردد، برای ستمکاران دوستی وجود ندارد و نه شفاعت کننده ای که شفاعتش ‍ پذیرفته شود.

19 - او چشمهائی را که به خیانت گردش می کند می داند، و از آنچه در سینه ها پنهان است با خبر است.

20 - خداوند به حق داوری می کند، و معبودهائی را که غیر از او می خوانند هیچگونه داوری ندارند، خداوند شنوا و بینا است.

تفسیر:

روزی که جانها به لب می رسد!

این آیات همچنان ادامه توصیف قیامت است و در حقیقت در این آیات هفت ویژگی دیگر از ویژگیهای قیامت و حوادث هول انگیز و دهشت زای آن که هر انسان مؤمنی را عمیقا در فکر فرو می برد بیان شده است:

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 63@@@

نخست می گوید: ((آنها را از روز نزدیک بترسان (و انذرهم یوم الازفة ).

((آزفة )) در لغت به معنی نزدیک است، و چه نامگذاری عجیبی است که به جای ((یوم القیامة )) ((یوم الازفة )) بیان شده، تا بیخبران نگویند: هنوز تا قیامت زمان بسیار زیادی است، فکر خود را مشغول قیامت نکنید که وعده ای است نسیه!

و اگر درست بنگریم مجموعه عمر دنیا در برابر عمر قیامت لحظه زود گذری بیش نیست، و چون هیچ تاریخی از سوی خداوند برای آن به کسی حتی به پیامبران اعلام نشده است باید همیشه آماده استقبال از آن بود.

دومین توصیف اینکه: در آن روز از شدت هول و ترس دلها به گلوگاه می رسد! (اذ القلوب لدی الحناجر ).

به هنگامی که انسان در تنگناهای سخت قرار می گیرد احساس می کند که گوئی قلبش دارد از جا کنده می شود، گوئی می خواهد از حنجره اش ‍ بیرون پرد، عرب از این حالت تعبیر به ((بلغت القلوب الحناجر )) می کند، و شاید معادل آن در فارسی این باشد که میگوئیم جانش به لب رسید، و گرنه روشن است که قلب به معنی مرکز پخش خون هرگز از جای خود حرکت نمی کند و به گلوگاه نمی رسد.

و نیز ممکن است قلب کنایه از جان باشد، یعنی جانش به گلوگاه رسیده بود، گوئی روح از بدنش تدریجا خارج شده، و تنها کمی از آن باقیمانده است.

به هر حال چنان هول و اضطرابی از حساب و کتاب دقیق الهی، و بیم از رسوائی در حضور جمیع خلایق، و گرفتاری در عذاب دردناکی که خلاصی از آن ممکن نیست، به انسان دست می دهد که با هیچ بیانی قابل شرح نیست.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 64@@@

در توصیف سوم می گوید: ((وجود آنها مملو از غم و اندوه می شود اما توانائی اظهار آن را ندارند )) (کاظمین ).

((کاظم )) از ماده ((کظم )) در اصل به معنی بستن دهان مشکی است که پر از آب باشد سپس در مورد کسانی که از خشم و غضب پر می شوند اما به دلائل مختلفی آن را اظهار نمی دارند اطلاق شده است.

اگر انسان گرفتار اندوه و غم جانکاهی شود اما بتواند فریاد کند ممکن است کمی آرام گیرد، اما افسوس که در آنجا حتی جای فریاد و نعره زدن نیست، آنجا صحنه بروز همه اسرار نهان و پیشگاه داوری حق و محضر عدل پروردگار، و حضور جمع خلایق است، فریاد چه سودی دارد؟!

چهارمین توصیف اینکه: برای ستمکاران دوستی وجود ندارد (و ما للظالمین من حمیم ).

آن گروه از دغل دوستان که همچون مگسان گرد شیرینی به هنگام قدرت اطراف آنها را گرفته بودند، و با تملق و چاپلوسی خود را یارانی وفادار و جانثار، و یا غلامانی خانه زاد، معرفی می کردند، همه گرفتار کار خویشند، و به دیگری نمی پردازند، آری در آن روز نه دوستی برای انسان وجود دارد و نه غمخواری برای درد دل کردن.

در پنجمین توصیف می فرماید: و نه شفاعت کننده ای که شفاعتش ‍ پذیرفته شود (و لا شفیع یطاع ).

چرا که شفاعت شافعان راستین مانند انبیا و اولیاء نیز به اذن پروردگار است، و به این ترتیب قلم بطلان بر پندار بت پرستان که بتها را شفعای خود در پیشگاه خدا می دانستند می کشد.

در ششمین مرحله یکی از اوصاف خدا را بیان می کند که در ضمن توصیفی

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 65@@@

برای چگونگی قیامت است، می گوید: خدا چشمهائی را که به خیانت گردش می کند می داند، و از آنچه در سینه ها پنهان است با خبر است (یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصدور ).**در جمله (یعلم خائنة الاعین ) از نظر ترکیب نحوی دو احتمال وجود دارد: نخست اینکه (خائنة ) معنی مصدری و به معنی (خیانت ) است، (مانند کاذبة ولاغیه که به معنی کذب و لغو است ) این احتمال نیز داده شده است که از قبیل تقدیم صفت باشد و در اصل (الاعین الخائنة ) بوده که به این ترتیب (اسم فاعل ) می باشد.***

آری خدائی که از حرکات مخفیانه چشمها و اسرار درون سینه ها آگاه است در آن روز درباره خلایق دادرسی و قضاوت می کند، و با این علم و آگاهی دقیق او روز گنهکاران سیاه و تاریک است.

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) می خوانیم: هنگامی که از معنی این آیه از آن حضرت سؤال کردند، فرمود: ا لم تر الی الرجل ینظر الی الشیء و کانه لا ینظر الیه، فذلک خائنة الاعین: آیا ندیده ای گاه انسان به چیزی نگاه می کند اما چنین وانمود می کند که به آن نگاه نمی کند؟ این نگاههای خیانت آلود است!.**(تفسیر صافی ) ذیل آیه مورد بحث.***

آری این نگاهها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگری که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوندی که ذره ای از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفی نیست پنهان نمی ماند، لا یغرب عنه مثقال ذرة فی السموات و لا فی الارض (سبا - 3 ).

در حدیث دیگری آمده است: یکی از یاران پیامبر در کنار یکی از مخالفان سرسخت اسلام در محضر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نشسته بود، بعد از آنکه آن مرد مخالف از محضر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) امان گرفت و بیرون رفت عرض کرد: چرا اشاره ای نفرمودید.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 66@@@

تا بر خیزیم و گردنش را بزنیم پیش از آنکه از شما امان بگیرد؟! رسول خدا فرمود: ان النبی لا تکون له خائنة الاعین: پیامبران نگاه مخفیانه و خائنانه ندارند!.**(تفسیر قرطبی ) جلد 8 صفحه 5747 (با کمی تلخیص ).***

البته خیانت چشمها اشکال مختلفی دارد: گاه به صورت نگاههای دزدکی و استراق بصر نسبت به زنان بیگانه است، و گاه به صورت اشاراتی با چشم به منظور تحقیر یا عیبجوئی از دیگران، و یا اشاراتی که مقدمه توطئه ها و نقشه های شیطانی است.

راستی اگر انسان به یک چنین حسابرسی دقیقی در قیامت مؤمن باشد که حتی نگاهها، و اندیشه ها، با انگیزه هائی که دارند همگی زیر سوال می روند، و دقیقا بررسی می شوند، حد اعلای تقوی در وجود او زنده خواهد شد، و چه اثری دارد این ایمان به معاد و مراقبت الهی و حسابرسی قیامت در تربیت نفوس انسانها؟!

می گویند: یکی از علمای بزرگ پس از پایان تحصیلات خود در حوزه علمیه نجف هنگامی که می خواست به کشورش باز گردد ضمن خدا حافظی با استادش از او تقاضای پند و موعظه ای کرد، او گفت: بعد از تمام این زحمتها آخرین اندرزم کلام خدا است، این آیه را هرگز فراموش مکن ا لم یعلم بان الله یری: آیا انسان نمی دانست که خدا همه چیز را می بیند (علق - 14 ).

آری از دیدگاه یک فرد مؤمن واقعی، تمام عالم محضر خدا است، و همه کارها در حضور او انجام می گیرد، همین شرم و حضور برای دوری از گناهان کافی است.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 67@@@

در هفتمین توصیف از قیامت که آن نیز به صورت توصیف خداوند مطرح شده می فرماید: خداوند به حق داوری می کند (و الله یقضی بالحق ).

و معبودهائی را که غیر از او می خوانند هیچگونه قضاوت و داوری ندارند (و الذین یدعون من دونه لا یقضون بشیء ).

آری آن روز مقام داوری مخصوص به خدا است، و او هم جز به حق داوری نمی کند، چرا که داوری به ظلم یا از جهل و عدم آگاهی ناشی می شود که او بر همه چیز حتی اسرار ضمائر احاطه دارد، و یا از عجز و نیاز است که همه اینها از ساحت مقدسش دور می شد.

ضمنا این جمله دلیلی است بر توحید معبود، زیرا کسی شایستگی عبودیت دارد که سرانجام داوری به دست او است، اما بتهائی که نه در این جهان خاصیتی دارند و نه در قیامت مرجع داوری هستند چگونه ممکن است شایسته عبودیت باشند؟

این نکته نیز قابل توجه است که داوری به حق از ناحیه خداوند معنی گسترده ای دارد که هم عالم تکوین را شامل می شود، و هم جهان تشریع را، همانگونه که تعبیر قضا در آیات قرآن نیز در هر دو مورد به کار رفته است، در یکجا می خوانیم: و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه: پروردگارت حکم کرده که جز او را پرستش نکنید (اسراء - 23 ) این قضاوت تشریعی او است.

و در جای دیگر می فرماید: اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون: هنگامی که حکم درباره چیزی صادر کند به آن می گوید: موجود باش! بلافاصله موجود می شود! (آل عمران - 47 ).

سرانجام به عنوان تأکید بر آنچه در این آیات گذشت سخن را با این جمله پایان می دهد: خداوند شنوا و بینا است (ان الله هو السمیع البصیر ).

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 68@@@

بلکه بینائی و شنوائی به معنی واقعی کلمه، یعنی حضور همه مسموعات و مبصرات و تمام شنیدنیها و دیدنیها نزد او منحصر به ذات پاک خدا است، و این تأکیدی است بر علم و آگاهی او بر همه چیز، و داوری او به حق چرا که تا کسی سمیع و بصیر مطلق نباشد داور حق نخواهد بود.

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 69@@@