فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد20

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

3 - چرا دعاها با ربنا شروع می شود؟

مطالعه آیات قرآن مجید نشان می دهد که اولیاء الله اعم از پیامبران و فرشتگان و بندگان صالح به هنگام دعا سخن خود را با ((ربنا )) یا ((ربی )) شروع می کردند.

آدم می گوید: ((ربنا ظلمنا انفسنا )): ((پروردگارا! من و همسرم بر خود ستم کردیم. نوح عرض می کند: رب اغفر لی و لوالدی: ((پروردگار من و پدر و مادرم را بیامرز. ))

ابراهیم می گوید: رب اغفر لی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب:

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 34@@@

((پروردگارا من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در روزی که حساب بر پا می شود ببخش )).

یوسف (علیه السلام ) می گوید: رب قد آتیتنی من الملک: ((پروردگارا بهره ای از حکومت به من رحمت فرموده ای )).

و موسی (علیه السلام ) می گوید: رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین:

((پروردگارا به خاطر نعمتی که به من داده ای پشتیبان مجرمان نخواهم بود )).

سلیمان (علیه السلام ) می گوید: رب هب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی:

((خداوندا حکومتی به من ببخش که شایسته کسی بعد از من نباشد )).

عیسی (علیه السلام ) عرض می کند: ربنا انزل علینا مائدة من السماء: ((پروردگارا! بر ما مائده ای از آسمان فرو فرست )) (مائده - 114 ).

و پیامبر بزرگ اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) عرضه می دارد: رب اعوذ بک من همزات الشیاطین ((پروردگارا من از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم (مؤمنون -97 ).

و مؤمنان طبق آیات آخر سوره آل عمران چندین بار این تعبیر را تکرار می کنند از جمله می گویند ربنا ما خلقت هذا باطلا: ((پروردگارا این آسمانها و زمین پهناور را بیهوده نیافریده ای ))!

از این تعبیرات به خوبی استفاده می شود که بهترین دعا آن است که از مسأله ربوبیت پروردگار آغاز شود، درست است که نام مبارک الله جامعترین نامهای خدا است ولی از آنجا که تقاضا از محضر پرلطف او تناسب با مسأله ربوبیت دارد، ربوبیتی که از ناحیه خداوند از نخستین لحظات وجود انسان آغاز می شود و تا آخر عمر او و بعد از آن ادامه دارد، و انسان را غرق الطاف الهی می کند، خواندن خداوند به این نام در آغاز دعاها از هر نام دیگر مناسبتر و شایسته تر است.**(تفسیر کبیر فخر رازی ) ذیل آیات مورد بحث.***

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 35@@@

4 - عرش خدا چیست؟

بارها گفته ایم الفاظ ما که برای بیان مشخصات زندگی محدود و ناچیز ما وضع شده نمی تواند به درستی بیانگر عظمت خداوند و حتی عظمت مخلوقات بزرگ او باشد، به همین دلیل با استفاده از معانی کنائی این الفاظ شبحی از آنهمه عظمت را ترسیم می کنیم.

و از جمله الفاظی که این سرنوشت را پیدا کرده است کلمه ((عرش )) است که در لغت به معنی ((سقف )) یا ((تخت پایه بلند )) در مقابل کرسی که به معنی تخت پایه کوتاه است آمده، سپس این کلمه در مورد تخت قدرت خداوند به عنوان عرش پروردگار به کار رفته است.

در اینکه منظور از عرش خدا چیست و این کلمه کنایه از چه معنائی می باشد؟ مفسران و محدثان و فلاسفه سخن بسیار گفته اند.

گاهی عرش را به معنی ((علم بی پایان پروردگار )) تفسیر کرده اند.

و گاه به معنی ((مالکیت و حاکمیت خدا )).

و گاه به معنی هر یک از صفات کمالیه و جلالیه او، چرا که هر یک از این اوصاف بیانگر عظمت مقام او می باشد، همانگونه که تخت سلاطین نشانه عظمت آنها است.

آری خداوند دارای عرش علم، و عرش قدرت، و عرش رحمانیت و عرش رحیمیت است.

طبق این تفسیرهای سه گانه مفهوم عرش بازگشت به صفات ذات پاک پروردگار می کند، نه یک وجود خارجی دیگر.

بعضی از روایاتی که از طرق اهلبیت (علیهم السلام ) رسیده نیز همین معنی را تایید می نماید، مانند حدیثی که حفص بن غیاث از امام صادق (علیه السلام ) نقل می کند که

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 36@@@

از امام (علیه السلام ) درباره تفسیر وسع کرسیه السماوات و الارض ‍ سؤال کردند، فرمود: ((منظور علم او است )).**بحارالانوار جلد 58 صفحه 28 (حدیث 46 و 47 ).***

و در حدیث دیگری از همان امام (علیه السلام ) عرش را به معنی علمی که انبیا را بر آن واقف کرده، و کرسی را به معنی علمی که هیچکس را از آن آگاه نکرده است تفسیر فرموده.**همان***

در حالی که بعضی دیگر از مفسران با الهام گرفتن از روایات دیگری عرش و کرسی را به دو موجود عظیم از مخلوقات پروردگار تفسیر کرده اند. از جمله بعضی گفته اند: منظور از عرش مجموعه عالم هستی است.

و گاه گفته اند مجموعه این زمین و آسمان در درون کرسی قرار دارد، بلکه آسمان و زمین در برابر کرسی همچون حلقه انگشتری است در یک بیابان پهناور، و کرسی در برابر عرش نیز همچون حلقه انگشتری است در یک بیابان وسیع.

و گاه عرش را بر قلب انبیا و اوصیا و مؤمنان کامل اطلاق کرده اند، چنانکه در حدیث آمده است: ان قلب المومن عرش الرحمن: قلب مؤمن عرش بزرگ خدا است!**بحارالانوار جلد 58 صفحه 39.***

و نیز در حدیث قدسی نقل شده است: لم یسعنی سمائی و لا ارضی و وسعنی قلب عبدی المومن: آسمان و زمین من وسعت وجود مرا ندارد ولی قلب بنده مؤمن من جایگاه من است!.**همان***

اما برای درک حقیقت معنی عرش - البته تا آنجا که قدرت تشخیص ‍ انسان اجازه می دهد - بهترین راه این است که موارد استعمال آن را در قرآن مجید دقیقا مورد بررسی قرار دهیم:

در آیات زیادی از قرآن این تعبیر به چشم می خورد: ((ثم استوی علی

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 37@@@

العرش خداوند (بعد از پایان گرفتن خلقت جهان ) بر عرش تسلط یافت.**اعراف 54 _ یونس 3 _ رعد 2 _ فرقان 59 _ سجده 4 _ حدید 4.***

و در بعضی از آیات پشت سر این تعبیر جمله یدبر الامر و یا تعبیراتی که حاکی از علم و تدبیر پروردگار است دیده می شود.

در بعضی دیگر از آیات قرآن توصیفهایی برای عرش دیده می شود مانند توصیف به عظیم آنجا که می فرماید: و هو رب العرش العظیم (توبه - 129 ).

گاه سخن از حاملان عرش است مانند آیه مورد بحث.

و گاه سخن از ملائکه ای است که گرداگرد عرش را گرفته اند و تری الملائکة حافین من حول العرش (زمر - 57 ).

و گاه می گوید عرش خدا روی آب قرار گرفته و کان عرشه علی الماء.

از مجموع این تعبیرات و تعبیرات دیگری که در روایات اسلامی وارد شده به خوبی می توان نتیجه گرفت که عرش بر معانی مختلفی اطلاق شده هر چند ریشه مشترکی دارد.

یکی از معانی عرش همان مقام حکومت و مالکیت و تدبیر عالم هستی است، چرا که حتی در اطلاقات معمولی کلمه عرش به عنوان کنایه از تسلط یک زمامدار بر امور کشور خویش به کار می رود، میگوئیم: فلان ثل عرشه کنایه از اینکه قدرتش فرو ریخت، و در فارسی نیز میگوئیم: پایه های تخت او در هم شکست.

دیگر از معانی عرش مجموعه عالم هستی است، چرا که همگی نشانه عظمت او است و گاه عرش به معنی عالم بالا و کرسی به معنی عالم پائین به کار می رود.

و گاه عرش به معنی عالم ماوراء طبیعت و کرسی به معنی مجموع

@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 38@@@

عالم ماده اعم از زمین و آسمان استعمال می شود چنانکه در آیة الکرسی آمده است وسع کرسیه السموات و الارض.

و از آنجا که مخلوقات و معلومات خداوند از ذات پاک او جدا نیستند گاهی عرش بر علم خدا اطلاق شده است.

و اگر به قلب پاک بندگان با ایمان عرش الرحمان گفته شده به خاطر این است که جایگاه معرفت ذات پاک او و نشانه ای از نشانه های عظمت و قدرت او است.

بنابراین در هر مورد باید از قرائن فهمید که منظور از عرش کدامیک از معانی آن است، ولی در هر حال همگی در این امر مشترکند که عرش ‍ بیانگر بزرگی و عظمت خداوند است.

در آیه مورد بحث که سخن از حاملان عرش الهی می گوید ممکن است منظور از عرش همان حکومت خداوند و تدبیرش در عالم هستی باشد و حاملان عرش اجرا کنندگان حاکمیت و تدبیر او هستند.

و نیز ممکن است به معنی مجموعه عالم هستی و یا عالم ماوراء طبیعت باشد و حاملان آن فرشتگانی هستند که پایه های تدبیر این جهان به فرمان خدا بر دوش آنها است.



@@تفسیر نمونه، جلد: 20، صفحه: 39@@@

آیه 10-12

آیه و ترجمه

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یُنَادَوْنَ لَمَقْت اللَّهِ أَکْبرُ مِن مَّقْتِکُمْ أَنفُسکمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلی الایمَنِ فَتَکْفُرُونَ(10 )

قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَینِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَینِ فَاعْترَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِّن سبِیلٍ(11 )

ذَلِکُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللَّهُ وَحْدَهُ کفَرْتُمْ وَ إِن یُشرَک بِهِ تُؤْمِنُوا فَالحُْکْمُ للَّهِ الْعَلیِّ الْکَبِیرِ(12 )

ترجمه:

10 - کسانی را که کافر شدند روز قیامت صدا می زنند که عداوت و خشم پروردگار نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بیشتر است، چرا که دعوت به سوی ایمان می شدید ولی انکار می کردید.

11 - آنها می گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی، اکنون به گناهان خود معترفیم، آیا راهی برای خارج شدن (از دوزخ ) وجود دارد؟!

12 - این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می شد انکار می کردید، و اگر کسانی برای او شریک قائل می شدند ایمان می آوردید، هم اکنون داوری مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و شما را به حکمت خود کیفر می دهد ).

تفسیر: