فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 57 - 58

آیه و ترجمه

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتخَذُوا دِینَکمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِّنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَب مِن قَبْلِکمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیَاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ(57)

وَ إِذَا نَادَیْتُمْ إِلی الصلَوةِ اتخَذُوهَا هُزُواً وَ لَعِباً ذَلِک بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ(58)

ترجمه:

57 - ای کسانیکه ایمان آورده اید، افرادی که آئین شما را بباد استهزاء و بازی می گیرند از اهل کتاب و مشرکان، دوست و تکیه گاه خود انتخاب نکنید، و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید.

58 - آنها هنگامی که (اذان می گوئید و مردم را) به نماز می خوانید آنرا به مسخره و بازی می گیرند، این بخاطر آن است که آنها جمعی هستند که درک نمی کنند.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 435@@@

شان نزول

در تفسیر مجمع البیان و ابوالفتوح رازی و فخر رازی نقل شده که دو نفر از مشرکان به نام رفاعه و سوید، اظهار اسلام کردند و سپس جزء دار و دسته منافقان شدند، بعضی از مسلمانان با این دو نفر رفت و آمد داشتند و اظهار دوستی می کردند، آیات فوق نازل شد و به آنها اخطار کرد که از این عمل بپرهیزید (و در اینجا روشن می شود که اگر در این آیه سخن از ولایت به معنی دوستی به میان آمده، - نه بمعنی سرپرستی و تصرف که در آیات قبل بود - به خاطر آن است که این آیات شان نزولی جدای از آن آیات دارد و نمی توان یکی را بر دیگری قرینه گرفت) و در شاءن نزول آیه دوم که دنباله آیه اول است، نقل شده که جمعی از یهود و بعضی از نصاری صدای مؤذن را که می شنیدند و یا قیام مسلمانان را به نماز می دیدند شروع به مسخره و استهزاء می کردند، قرآن مسلمانان را از طرح دوستی با اینگونه افراد برحذر داشت.

تفسیر:

در این آیه بار دیگر خداوند به مؤمنان دستور می دهد که از انتخاب منافقان و دشمنان به عنوان دوست بپرهیزید، منتها برای تحریک عواطف آنها و توجه دادن به فلسفه این حکم، چنین می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید آنها که آئین شما را به باد استهزاء و یا به بازی می گیرند، چه آنها که از اهل کتابند و چه آنها که از مشرکان و منافقانند، هیچیک از آنان را به عنوان دوست انتخاب نکنید.

(یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 436@@@

من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار اولیاء).

و در پایان آیه با جمله و اتقوا الله ان کنتم مؤمنین، موضوع را تاکید کرده که طرح دوستی با آنان با تقوا و ایمان سازگار نیست.

باید توجه داشت که هزو (بر وزن قفل) به معنی سخنان یا حرکات مسخره آمیزی است که برای بی ارزش نشان دادن موضوعی انجام می شود. و به طوری که راغب در کتاب مفردات می گوید: بیشتر به شوخی و استهزائی گفته می شود که در غیاب و پشت سر دیگری انجام می گیرد، اگر چه گاهی هم به شوخیها و مسخرههائی که در حضور انجام می گیرد به طور نادر اطلاق می شود.

لعب معمولا به کارهائی گفته می شود که غرض صحیحی در انجام آن نیست و یا اصلا بیهدف انجام می گیرد و بازی کودکان را که لعب می نامند نیز از همین نظر است.

در آیه دوم در تعقیب بحث گذشته در مورد نهی از دوستی با منافقان و جمعی از اهل کتاب که احکام اسلام را بباد استهزاء می گرفتند، اشاره به یکی از اعمال آنها به عنوان شاهد و گواه کرده و می گوید: هنگامی که شما مسلمانان را به سوی نماز دعوت می کنید، آنرا بباد استهزاء و بازی می گیرند

(و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا).**در اینکه ضمیر اتخذوها به نماز برمی گردد یا مناداة (اذان) میان مفسران گفتگو است، و از شان نزولهائی که در سابق اشاره شد نیز هر دو احتمال استفاده می شود زیرا منافقان و کفار هم ندادی روح پرور اذان را استهزاء می کردند و هم نماز را، ولی ظاهر آیه بیشتر این احتمال را تأیید می کند که ضمیر به صلوة (نماز) برگردد.***

سپس علت عمل آنها را چنین بیان می کند: این بخاطر آن است که

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 437@@@

آنها جمعیت نادانی می باشند و از درک حقایق بدورند (ذلک بانهم قوم لا یعقلون).

اذان شعار بزرگ اسلام

هر ملتی در هر عصر و زمانی برای برانگیختن عواطف و احساسات افراد خود و دعوت آنها به وظائف فردی و اجتماعی شعاری داشته است و این موضوع در دنیای امروز به صورت گستردهتری دیده می شود.

مسیحیان در گذشته و امروز با نواختن صدای ناموزون ناقوس پیروان خود را به کلیسا دعوت می کنند، ولی در اسلام برای این دعوت از شعار اذان استفاده می شود، که به مراتب رساتر و مؤثرتر است، جذابیت و کشش این شعار اسلامی به قدری است که بقول نویسنده تفسیر المنار، بعضی از مسیحیان متعصب هنگامی که اذان اسلامی را می شنوند، به عمق و عظمت تاثیر آن در روحیه شنوندگان اعتراف می کنند.

سپس نامبرده نقل می کند که در یکی از شهرهای مصر جمعی از نصاری را دیده اند که به هنگام اذان مسلمین اجتماع کرده تا این نغمه آسمانی را بشنوند.

چه شعاری از این رساتر که با نام خدای بزرگ آغاز می گردد و به وحدانیت و یگانگی آفریدگار جهان و گواهی به رسالت پیامبر او اوج می گیرد و با دعوت به رستگاری و فلاح و عمل نیک و نماز و یاد خدا پایان می پذیرد، از نام خدا الله شروع می شود و با نام خدا الله پایان می پذیرد، جمله ها موزون، عبارات کوتاه، محتویات روشن، مضمون سازنده و آگاه کننده است.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 438@@@

و لذا در روایات اسلامی روی مساله اذان گفتن تاکید زیادی شده است در حدیث معروفی از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نقل شده که اذانگویان در روز رستاخیز از دیگران به اندازه یک سر و گردن بلندترند!

این بلندی در حقیقت همان بلندی مقام رهبری و دعوت کردن دیگران به سوی خدا و به سوی عبادتی همچون نماز است.

صدای اذان که به هنگام نماز در مواقع مختلف از ماذنه شهرهای اسلامی طنین افکن می شود، مانند ندای آزادی و نسیم حیات بخش ‍ استقلال و عظمت گوشهای مسلمانان راستین را نوازش می دهد و بر جان بدخواهان رعشه و اضطراب می افکند، و یکی از رموز بقای اسلام است، شاهد این گفتار اعتراف صریح یکی از رجال معروف انگلستان است که در برابر جمعی از مسیحیان چنین اظهار می داشت: تا هنگامی که نام محمد در ماذنه ها بلند است و کعبه پابرجا است و قرآن رهنما و پیشوای مسلمانان است امکان ندارد پایه های سیاست ما در سرزمینهای اسلامی استوار و برقرار گردد!**گوینده این سخن گلادستون از سیاستمداران طراز اول انگلیس در عصر خودش بود.***

اما بیچاره و بینوا بعضی از مسلمانان که گفته می شود اخیرا این شعار بزرگ اسلامی را که سندی است بر ایستادگی آئین و فرهنگ آنان در برابر گذشت قرون و اعصار، از دستگاههای فرستنده خود برداشته و بجای آن برنامه های مبتذلی گذاشته اند، خداوند آنها را هدایت کند و به صفوف مسلمانان باز گرداند.

بدیهی است همانطور که باطن اذان و محتویات آن زیبا است، باید کاری کرد که به صورتی زیبا و صدای خوب ادا شود، نه اینکه حسن باطن به خاطر نامطلوبی ظاهر آن پایمال گردد.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 439@@@

اذان از طریق وحی به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) رسید.

در پاره ای از روایات که از طرق اهل تسنن نقل شده مطالب شگفت - انگیزی در مورد تشریع اذان دیده می شود که با منطقهای اسلامی سازگار نیست از جمله اینکه نقل کرده اند که: پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بدنبال درخواست اصحاب که نشانه ای برای اعلام وقت نماز قرار داده شود با دوستان خود مشورت کرد، و هر کدام پیشنهادی از قبیل برافراشتن یک پرچم مخصوص، یا روشن کردن آتش، یا زدن ناقوس ‍ مطرح کردند، ولی پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) هیچکدام را نپذیرفت، تا اینکه عبد الله بن زید و عمر بن خطاب در خواب دیدند که شخصی به آنها دستور می دهد برای اعلام وقت نماز اذان بگویند و اذان را به آنها یاد داد و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) آنرا پذیرفت.**تفسیر قرطبی.***

ولی این روایت ساختگی و توهینی به مقام شامخ پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) محسوب می شود، که بجای تکیه بر وحی کردن، روی خوابهای افراد تکیه کند و مبانی دستورات دین خود را بر خواب افراد قرار دهد، بلکه همانطور که در روایات اهل بیت (علیهمالسلام) وارد شده است اذان از طریق وحی به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) تعلیم داده شد.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هنگامی که جبرئیل اذان را آورد، سر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بر دامان علی (علیه السلام) بود، جبرئیل اذان و اقامه را به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) تعلیم داد، هنگامی که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) سر خود را برداشت، از علی (علیه السلام) سؤال کرد آیا صدای اذان جبرئیل را شنیدی! عرض ‍ کرد: آری. پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بار دیگر پرسید آیا آنرا به خاطر سپردی! گفت: آری، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: بلال را (که صدای رسائی داشت) حاضر کن، و اذان و اقامه را به او تعلیم ده، علی (علیه السلام) بلال را حاضر کرد و اذان را به او تعلیم داد.**وسائل جلد 4 صفحه 612.***

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 440@@@

برای توضیح بیشتر در این زمینه می توانید به کتاب النص و الاجتهاد صفحه 128 مراجعه کنید.