فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آنها که به قانون خدا حکم نمی کنند

پس از اشاره به نزول انجیل در آیات گذشته، در این آیه می فرماید: ما به اهل انجیل دستور دادیم که به آنچه خدا در آن نازل کرده است، داوری کنند.

(و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه).

شک نیست که منظور از جمله بالا این نیست که قرآن به پیروان مسیح (علیه السلام) دستور می دهد که هم اکنون باید به احکام انجیل عمل کنند، زیرا این سخن با سایر آیات قرآن و با اصل وجود قرآن که اعلام آئین جدید و نسخ آئین قدیم می کند، سازگار نیست بلکه منظور این است، که ما پس از نزول انجیل بر عیسی (علیه السلام) به پیروان او دستور دادیم که به آن عمل کنند و طبق آن داوری

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 399@@@

نمایند.**در حقیقت همانطور که بسیاری از مفسران گفته اند در اینجا جمله (قلنا) در تقدیر است و مفهوم آیه چنین می شود و قلنا لیحکم اهل الانجیل...***

و در پایان آیه، بار دیگر تاکید می کند: کسانی که بر طبق حکم خدا داوری نکنند فاسقند.

(و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون).

قابل توجه اینکه در آیات اخیر، در یک مورد به چنین افراد اطلاق کافر و در مورد دیگر ظالم و در اینجا فاسق، شده است، ممکن است این تفاوت تعبیر به خاطر آن باشد که هر حکم دارای سه جنبه است، از یک سو به قانونگزار (خداوند) منتهی می شود، از سوی دیگر به مجریان قانون (شخص حاکم و قاضی) و از سوی سوم به کسی که این حکم در حق او اجرا می گردد (شخص محکوم).

گویا هر یک از تعبیرات سه گانه فوق، اشاره به یکی از این سه جنبه است، زیرا کسی که بر خلاف حکم خداوند داوری می کند، از یک طرف، قانون الهی را زیر پا گذاشته و کفر ورزیده و از طرف دیگر به انسان بی گناهی، ستم و ظلم کرده، و از طرف سوم از مرز وظیفه و مسئولیت خود خارج شده و فاسق گردیده است (زیرا همانطور که در سابق گفتیم فسق به معنی بیرون رفتن از مرز بندگی و وظیفه است).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 400@@@

آیه: 48

آیه و ترجمه

وَ أَنزَلْنَا إِلَیْک الْکِتَب بِالْحَقِّ مُصدِّقاً لِّمَا بَینَ یَدَیْهِ مِنَ الْکتَبِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَک مِنَ الْحَقِّ لِکلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شرْعَةً وَ مِنْهَاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکمْ أُمَّةً وَحِدَةً وَ لَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فی مَا ءَاتَاکُمْ فَاستَبِقُوا الْخَیرَتِ إِلی اللَّهِ مَرْجِعُکمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تخْتَلِفُونَ(48)

ترجمه:

48 - و این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می کند و حافظ و نگاهبان آنها است، بنابراین بر طبق احکامی که خدا نازل کرده در میان آنها حکم کن، و از هوا و هوسهای آنها پیروی مکن، و از احکام الهی روی مگردان، ما برای هر کدام از شما آئین و طریقه روشنی قرار دادیم و اگر خدا می خواست، همه شما را امت واحدی قرار می داد ولی خدا می خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید (و استعدادهای شما را پرورش دهد) بنابراین بکوشید و در نیکیها به یکدیگر سبقت جوئید، بازگشت همه شما به سوی خدا است و از آنچه در آن اختلاف کرده اید به شما خبر خواهد داد!

تفسیر:

در این آیه اشاره به موقعیت قرآن بعد از ذکر کتب پیشین انبیاء شده است. مهیمن در اصل به معنی چیزی که حافظ و شاهد و مراقب و امین و نگاهداری کننده چیزی بوده باشد، و از آنجا که قرآن در حفظ و نگهداری اصول کتابهای آسمانی پیشین، مراقبت کامل دارد و آنها را تکمیل میکند،

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 401@@@

لفظ مهیمن بر آن اطلاق کرده و می فرماید: ما این کتاب آسمانی را به حق بر تو نازل کردیم در حالی که کتب پیشین را تصدیق کرده (و نشانه های آن، بر آنچه در کتب پیشین آمده تطبیق می کند) و حافظ و نگاهبان آنها است.

(و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه).

اساسا تمام کتابهای آسمانی، در اصول مسائل هماهنگی دارند، و هدف واحد یعنی تربیت و تکامل انسان را تعقیب می کنند، اگر چه در مسائل فرعی به مقتضای قانون تکامل تدریجی با هم، تفاوتهائی دارند، و هر آئین تازه، مرحله بالاتری را می پیماید، و برنامه جامعتری دارد.

ذکر مهیمنا علیه بعد از مصدقا لما بین یدیه اشاره به همین حقیقت است یعنی اصول کتب پیشین را تصدیق و در عین حال برنامه جامعتری پیشنهاد می کند.

سپس دستور می دهد که چون چنین است طبق احکامی که بر تو نازل شده است در میان آنها داوری کن.

(فاحکم بینهم بما انزل الله).

این جمله با فاء تفریع ذکر شده و نتیجه جامعیت احکام اسلام نسبت به احکام آئینهای پیشین است، این دستور منافاتی با آنچه در آیات قبل گذشت که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) مخیر بین داوری کردن میان آنها و یا رها کردن آنان به حال خود می نمود، ندارد زیرا این آیه می گوید: چنانچه خواستی میان اهل کتاب داوری کنی بر طبق احکام قرآن داوری کن. بعد اضافه می کند از هوا و هوسهای آنها که مایلند احکام الهی را بر امیال و هوسهای خود تطبیق دهند پیروی مکن و از آنچه به حق بر تو نازل شده است روی مگردان.

(و لا تتبع اهوائهم عما جاءک من الحق).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 402@@@

و برای تکمیل این بحث میگوید: ((برای هر کدام از شما آئین و شریعت و طریقه و راه روشنی قرار دادیم)).

(لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا)

شرع و شریعه راهی را می گویند که بسوی آب می رود و به آن منتهی میشود، و اینکه دین را شریعت می گویند از آن نظر است که به حقایق و تعلیماتی منتهی میگردد که مایه پاکیزگی و طهارت و حیات انسانی است، کلمه نهج و منهاج به راه روشن می گویند.

راغب در کتاب مفردات از ابن عباس نقل می کند که می گوید: فرق میان شرعة و منهاج آن است که شرعة به آنچه در قرآن وارد شده گفته می شود و منهاج به اموری که در سنت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) وارد گردیده (این تفاوت گرچه جالب به نظر میرسد اما دلیل قاطعی بر آن در دست نیست).**بعضی از بزرگان مفسرین معتقدند که دین و شریعت باهم تفاوت دارند، دین عبارتست از اصل توحید و اصول دیگری که میان تمام مذاهب مشترک است و، لذا دین همیشه یکی است، ولی شریعت به قوانین و احکام و مقرراتی گفته می شود که در مذاهب باهم تفاوت دارند و اما دلیل روشنی بر این تفاوت نداریم، زیرا این دو کلمه در بسیاری از موارد به یک معنی استعمال می شوند.***

سپس میفرماید: ((خداوند می توانست همه مردم را امت واحدی قرار دهد و همه را پیرو یک آئین سازد، ولی این با قانون تکامل تدریجی و سیر مراحل مختلف تربیتی سازگار نبود.

(و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن لیبلوکم فیما آتاکم).

جمله ((لیبلوکم فیما آتاکم)) (تا شما را بیازماید در آنچه به شما بخشیده) اشاره به همان است که سابقا گفتیم: خداوند استعدادها و شایستگیهائی در وجود بشر آفریده و در سایه ((آزمایشها)) در پرتو تعلیمات پیامبران آنها را پرورش می دهد، و به همین دلیل پس از پیمودن یک مرحله، آنها را در مرحله بالاتری

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 403@@@

قرار میدهد، و بعد از پایان یک دوران تربیتی، دوران عالیتری را وسیله پیامبر دیگر به وجود می آورد، درست همانند مراحل تحصیلی یک نوجوان در مدرسه.

سرانجام، همه اقوام و ملل را مخاطب ساخته و آنها را دعوت می کند که بجای صرف نیروهای خود در اختلاف و مشاجره، در نیکیها بر یکدیگر پیشی بگیرند.

(فاستبقوا الخیرات).

زیرا بازگشت همه شما به سوی خدا است و او است که شما را از آنچه در آن اختلاف می کنید در روز رستاخیز آگاه خواهد ساخت.

(الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون).

آیه 49 - 50

آیه و ترجمه

وَ أَنِ احْکُم بَیْنهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوک عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّهُ إِلَیْک فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ أَن یُصِیبهُم بِبَعْضِ ذُنُوبهِمْ وَ إِنَّ کَثِیراً مِّنَ النَّاسِ لَفَسِقُونَ(49)

أَ فَحُکْمَ الجَْهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ(50)

ترجمه:

49 - و باید در میان آنها (اهل کتاب) طبق آنچه خداوند نازل کرده حکم کنی و از هوسهای آنان پیروی مکن و بر حذر باش که مبادا تو را از بعض ‍ احکامی که خدا بر تو نازل کرده منحرف سازند، و اگر آنها (از حکم و داوری تو) روی گردانند بدان خداوند می خواهد آنها را بخاطر پاره ای از گناهانشان مجازات کند و بسیاری از مردم فاسقند.

50 - آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) می خواهند، و چه کسی برای افراد با ایمان بهتر از خدا حکم می کند؟

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 404@@@

شان نزول

بعضی از مفسران در شان نزول این آیه از ابن عباس چنین نقل کرده اند: جمعی از بزرگان یهود توطئه کردند و گفتند نزد محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) میرویم شاید بتوانیم او را از آئین خود منحرف سازیم، پس ‍ از این تبانی، نزد پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) آمدند و گفتند: ما دانشمندان و اشراف یهودیم و اگر ما از تو پیروی کنیم مطمئنا سایر یهودیان به ما اقتدا می کنند ولی در میان ما و جمعیتی، نزاعی است (در مورد یک قتل یا چیز دیگر) اگر در این نزاع به نفع ما داوری کنی ما به تو ایمان خواهیم آورد، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) از چنین قضاوتی (که عادلانه نبود) خودداری کرد و آیه فوق نازل شد.**تفسیر المنار جلد 6 صفحه 421.***

تفسیر:

در این آیه بار دیگر خداوند به پیامبر خود تاکید می کند که در میان اهل کتاب بر طبق حکم خداوند داوری کند و تسلیم هوا و هوسهای آنها نشود.

(و ان احکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم).

تکرار این دستور یا به خاطر مطالبی است که در ذیل آیه آمده، یا به خاطر آن است که موضوع این داوری با موضوع داوری آیات گذشته تفاوت داشته است، در آیات پیش، موضوع زنای محصنه بود و در اینجا موضوع، قتل یا نزاع دیگر بوده است.

سپس به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) هشدار میدهد که ((اینها تبانی کرده اند تو را از آئین حق و عدالت منحرف سازند مراقب آنها باش.))

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 405@@@

(و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک).

((و اگر اهل کتاب در برابر داوری عادلانه تو تسلیم نشوند، بدان این نشانه آن است که گناهان آنها دامانشان را گرفته است و توفیق را از آنها سلب کرده و خدا می خواهد آنها را به خاطر بعضی از گناهانشان مجازات کند.))

(فان تولوا فاعلم انما یرید الله ان یصیبهم ببعض ذنوبهم).

ذکر بعض گناهان (نه همه آنها) ممکن است به خاطر آن باشد که مجازات همه گناهان در زندگی دنیا انجام نمی شود و تنها قسمتی از آن دامن انسانرا می گیرد و بقیه به جهان دیگر موکول می شود.

در اینکه کدام کیفر دامن آنها را گرفت، در آیه صریحا ذکری از آن به میان نیامده، ولی احتمال دارد اشاره به همان سرنوشتی باشد که دامان یهود مدینه را گرفت و به خاطر خیانتهای پی در پی مجبور شدند، خانه های خود را رها کرده و از مدینه بیرون روند و یا اینکه عدم توفیق آنها خود یکنوع مجازات برای گناهان پیشین آنها بود، زیرا سلب موفقیت خود یکنوع مجازات محسوب می شود، به عبارت دیگر گناهان پی در پی و لجاجت، کیفرش محروم ماندن از احکام عادلانه و سرگردان شدن در بیراهه های زندگی است.

و در پایان آیه میفرماید: اگر آنها در راه باطل اینهمه پافشاری می کنند، نگران مباش زیرا بسیاری از مردم فاسقند.

(و ان کثیرا من الناس لفاسقون).