فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه: 45

آیه و ترجمه

وَ کَتَبْنَا عَلَیهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْس بِالنَّفْسِ وَ الْعَینَ بِالْعَینِ وَ الاَنف بِالاَنفِ وَ الاُذُنَ بِالاُذُنِ وَ السنَّ بِالسنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَن تَصدَّقَ بِهِ فَهُوَ کفَّارَةٌ لَّهُ وَ مَن لَّمْ یحْکم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئک هُمُ الظلِمُونَ(45)

ترجمه:

45 - و بر آنها (بنی اسرائیل) در آن (تورات) مقرر داشتیم که جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بینی در برابر بینی و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان، می باشد، و هر زخمی قصاص دارد و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص صرف نظر کند) کفاره (گناهان) او محسوب می شود، و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند ستمگر است

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 392@@@

تفسیر:

قصاص و گذشت

این آیه قسمت دیگری از احکام جنائی و حدود الهی تورات را شرح می دهد، و می فرماید: ما در تورات قانون قصاص را مقرر داشتیم که اگر کسی عمدا بیگناهی را به قتل برساند اولیای مقتول می توانند قاتل را در مقابل اعدام نمایند.

(و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس).

و اگر کسی آسیب به چشم دیگری برساند و آن را از بین ببرد او نیز می تواند، چشم او را از بین ببرد (و العین بالعین).

و همچنین در مقابل بریدن بینی، جایز است بینی جانی بریده شود (و الانف بالانف).

و نیز در مقابل بریدن گوش، بریدن گوش طرف مجاز است (و الاذن بالاذن).

و اگر کسی دندان دیگری را بشکند او می تواند دندان جانی را در مقابل بشکند (و السن بالسن).

و به طور کلی هر کس جراحتی و زخمی به دیگری بزند، در مقابل می توان قصاص کرد (و الجروح قصاص).

بنابراین حکم قصاص بطور عادلانه و بدون هیچگونه تفاوت از نظر نژاد و طبقه اجتماعی و طایفه و شخصیت اجرا می گردد، و هیچگونه تبعیضی در آن از این جهات راه ندارد (البته این حکم مانند سایر احکام اسلامی دارای شروط

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 393@@@

و مقرراتی است که در کتب فقهی آمده است زیرا این حکم اختصاصی به بنی اسرائیل نداشته، در اسلام نیز نظیر آن وجود دارد چنانکه در آیه قصاص در سوره بقره آیه 178 ذکر شد).

این آیه به تبعیضهای ناروائی که در آن عصر وجود داشت پایان می دهد، و به طوری که از بعضی تفاسیر استفاده می شود، در میان دو طایفه یهود مدینه در آن عصر نابرابری عجیبی وجود داشت: اگر فردی از طایفه بنی النضیر فردی از طایفه بنی قریظه را می کشت قصاص نمی شد، ولی به عکس اگر کسی از طایفه بنی قریظه فردی از طایفه بنی النضیر را به قتل می رساند، کشته می شد، هنگامی که اسلام به مدینه آمد، بنی قریظه در این باره از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) سؤال کردند، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود خونها با هم فرق ندارد، طایفه بنی النضیر زبان به اعتراض گشودند که مقام ما را پائین آوردی، آیه فوق نازل شد و به آنها اعلام کرد که نه تنها در اسلام، در آئین یهود نیز این قانون بطور مساوی وجود داشته است.**تفسیر (قرطبی) جلد سوم صفحه 2188.***

ولی برای آنکه این توهم پیش نیاید که خداوند قصاص کردن را الزامی شمرده و دعوت به مقابله به مثل نموده است، به دنبال این حکم می فرماید: اگر کسی از حق خود بگذرد و عفو و بخشش کند، کفاره ای برای گناهان او محسوب می شود، و به همان نسبت که گذشت به خرج داده خداوند از او گذشت می کند.

(فمن تصدق به فهو کفارة له).**بسیاری از مفسران احتمال دیگری در تفسیر آیه نیز داده اند و آن اینکه ضمیر (له) به شخص جانی برگردد و معنی جمله چنین می شود: (کسی که از حق خود بگذرد، باعث برطرف شدن قصاص از جانی می گردد و کفاره ای در برابر عمل او محسوب می شود) ولی ظاهر آیه همان است که در بالا ذکر شد.***

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 394@@@

باید توجه داشت که ضمیر به به قصاص بر می گردد، گویا این قصاص را عطیه ای قرار داده که به شخص جانی بخشیده است. و تعبیر به تصدق و همچنین وعده عفوی که خداوند به چنین کسی داده همگی برای تشویق به عفو و گذشت است، زیرا شک نیست که قصاص هرگز نمی تواند آنچه را انسان از دست داده به او باز گرداند، تنها یکنوع آرامش ‍ موقت به او می دهد، ولی وعده عفو خدا می تواند به طور کلی آنچه را او از دست داده به صورت دیگری جبران کند و به این ترتیب باقیمانده ناراحتی از قلب و جان او برچیده شود و این رساترین تشویق برای چنین اشخاص است.

در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: کسی که عفو کند، خداوند به همان اندازه از گناهان او می بخشد.**نور الثقلین جلد اول صفحه 637.***

این جمله در حقیقت پاسخ دندانشکنی است به کسانی که قانون قصاص ‍ را یک قانون غیر عادلانه شمرده اند که مشوق روح آدمکشی و مثله کردن است، زیرا از مجموع آیه استفاده می شود که اجازه قصاص برای ایجاد ترس و وحشت جانیان و در نتیجه تامین امنیت جانی برای مردم بیگناه است، و در عین حال راه عفو و بازگشت نیز در آن گشوده شده است، با ایجاد این حالت ترس و امید، اسلام می خواهد، هم جلو جنایت را بگیرد و هم تا آنجا که ممکن است و شایستگی دارد جلو شستن خون را با خون.

و در پایان آیه می فرماید: کسانی که بر طبق حکم خداوند، داوری نکنند ستمگرند.

(و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون).

چه ظلمی از این بالاتر که ما گرفتار احساسات و عواطف کاذبی شده و از شخص قاتل به بهانه اینکه خون را با خون نباید شست بکلی صرفنظر کنیم

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 395@@@

و دست قاتلان را برای قتلهای دیگر باز گذاریم و به افراد بیگناه از این رهگذر ظلم و ستم کنیم.

باید توجه داشت که در تورات کنونی نیز در فصل 21 سفر خروج این حکم آمده است، آنجا که می گوید: و اگر اذیت دیگر رسیده باشد آن گاه، جان عوض جان باید داده شود، چشم عوض چشم، دندان به عوض ‍ دندان، دست به عوض دست، پا به عوض پا، سوختن به عوض ‍ سوختن، زخم به عوض زخم، لطمه به عوض لطمه (سفر خروج جمله های 23 - 24 - 25).

آیه: 46

آیه و ترجمه

وَ قَفَّیْنَا عَلی ءَاثَرِهِم بِعِیسی ابْنِ مَرْیَمَ مُصدِّقاً لِّمَا بَینَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ ءَاتَیْنَهُ الانجِیلَ فِیهِ هُدًی وَ نُورٌ وَ مُصدِّقاً لِّمَا بَینَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ هُدًی وَ مَوْعِظةً لِّلْمُتَّقِینَ(46)

ترجمه:

46 - و به دنبال آنها (یعنی پیامبران پیشین) عیسی بن مریم را قرار دادیم که به آنچهپیش از او فرستاده شده بود از تورات تصدیق داشت وانجیل را به او دادیم که در آن هدایت و نور بود و (کتاب آسمانی او نیز) تورات را کهقبل از او بود تصدیق می کرد و هدایت و موعظه برای پرهیزکاران بود.

تفسیر:

در تعقیب آیات مربوط به تورات، در این دو آیه اشاره به وضع انجیل کرده، می گوید: پس از رهبران و پیامبران پیشین، مسیح (علیه السلام) را مبعوث کردیم، در حالی که نشانه های او کاملا با نشانه هائی که تورات داده بود

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 396@@@

تطبیق می کرد

(و قفینا علی آثارهم بعیسی ابن مریم مصدقا لما بین یدیه من التوریة)

این جمله تفسیر دیگری نیز دارد و آن اینکه مسیح (علیه السلام) به حقانیت تورات که بر موسی بن عمران نازل شده بود، اعتراف کرد، همانطور که تمام پیامبران آسمانی به حقانیت پیامبران پیشین، معترف بودند.

سپس می گوید: انجیل را در اختیار او گذاشتیم که در آن هدایت و نور بود

(و آتیناه الانجیل فیه هدی و نور).

در قرآن مجید به تورات و انجیل و قرآن هر سه نور گفته شده است: درباره تورات می خوانیم:

(انا انزلنا التوریة فیها هدی و نور) (مائدة - 44).

و درباره انجیل در آیه فوق، اطلاق نور شده بود، و درباره قرآن می خوانیم:

(قد جائکم من الله نور و کتاب مبین) (مائدة - 15).

در حقیقت همانطور که تمام موجودات جهان برای ادامه حیات و زندگی خود احتیاج شدید به نور دارند، همچنین آئینه ای الهی و دستورهای کتب آسمانی برای رشد و تکامل انسانها ضرورت قطعی دارد.

اصولا ثابت شده که تمام انرژیها، نیروها، حرکات، و زیبائیها، همه از نور سرچشمه می گیرند و اگر نور نباشد، سکوت و مرگ، همه جا را فرا خواهد گرفت، همچنین اگر تعلیمات پیامبران نباشد همه ارزشهای انسانی، اعم از فردی و اجتماعی به خاموشی می گراید که نمونه های آنرا در جوامع مادی به روشنی می بینیم.

قرآن در موارد متعددی از تورات و انجیل به عنوان یک کتاب آسمانی

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 397@@@

یاد می کند، در اینکه این دو کتاب در اصل از طرف خدا نازل شده جای هیچگونه شک و تردید نیست، ولی این نیز مسلم است که این دو کتاب آسمانی بعد از زمان پیامبران دستخوش تحریف شدند، حقایقی از آن کم شد و خرافاتی بر آن افزوده گردید و آنها را از ارزش انداخت و یا کتب اصلی فراموش گردید و کتابهای دیگری که تنها بخشی از حقایق آنها را در برداشت جای آنها نشست.**درباره تحریف تورات و انجیل و اسناد تاریخی آن برای توضیح بیشتر به کتاب (الهدی الی دین المصطفی) و (انیس الاعلام) مراجعه شود.***

بنابراین اطلاق نور به این دو کتاب، ناظر به تورات و انجیل اصلی است.

بار دیگر به عنوان تاکید، روی این مطلب تکیه میکند که نه تنها عیسی بن مریم، تورات را تصدیق می کرد، بلکه انجیل کتاب آسمانی او نیز گواه صدق تورات بود.

(مصدقا لما بین یدیه من التوراة).

و در پایان میفرماید: این کتاب آسمانی مایه هدایت و اندرز پرهیزکاران بود.

(و هدی و موعظة للمتقین).

این تعبیر همانند تعبیری است که در آغاز سوره بقره درباره قرآن آمده است آنجا که می گوید: هدی للمتقین: قرآن وسیله هدایت پرهیزکاران است نه تنها قرآن، تمام کتابهای آسمانی چنینند که وسیله هدایت پرهیزکاران می باشند، منظور از پرهیزکاران کسانی هستند که در جستجوی حقند، و آماده پذیرش آن می باشند و بدیهی است، آنها که از سر لجاج و دشمنی دریچه های قلب خود را به روی حق می بندند، از هیچ حقیقتی بهره نخواهند برد.

قابل توجه اینکه در آیه فوق در مورد انجیل نخست فیه هدی گفته شده سپس هدی بطور مطلق آمده است، این تفاوت تعبیر ممکن است بخاطر

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 398@@@

آن باشد که در انجیل و کتابهای آسمانی دلائل هدایت بر هر کس بدون استثناء هست ولی برای پرهیزکاران که در آن به دقت می اندیشند، باعث هدایت و تربیت و تکامل است.