فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه: 12

آیه و ترجمه

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَقَ بَنی إِسرءِیلَ وَ بَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنیْ عَشرَ نَقِیباً وَ قَالَ اللَّهُ إِنی مَعَکمْ لَئنْ أَقَمْتُمُ الصلَوةَ وَ ءَاتَیْتُمُ الزَّکوةَ وَ ءَامَنتُم بِرُسلی وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسناً لاُکفِّرَنَّ عَنکُمْ سیِّئَاتِکُمْ وَ لاُدْخِلَنَّکمْ جَنَّتٍ تجْرِی مِن تحْتِهَا الاَنْهَرُ فَمَن کفَرَ بَعْدَ ذَلِک مِنکمْ فَقَدْ ضلَّ سوَاءَ السبِیلِ(12)

ترجمه:

12 - خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت، و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند (به آنها) گفت من با شما هستم، اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید و بخدا قرض الحسن بدهید (در راه او به نیازمندان کمک کنید) گناهان شما را می پوشانم (می بخشم) و شما را در باغهای بهشت که نهرها از زیر درختان آن جاری است وارد می کنم، اما هر کس بعد از این کافر شود از راه راست منحرف گردیده است.

تفسیر:

در این سوره از آغاز اشاره به مساله وفای به عهد شده، و این معنی بمناسبتهای مختلف تکرار گردیده است، از جمله در آیه فوق است، و شاید یک فلسفه این همه تاکید پی در پی روی مساله وفای به عهد و مذمت از پیمان شکنی، برای اهمیت دادن به مساله پیمان غدیر است که در آیه 67 خواهد آمد.

در آغاز آیه مورد بحث می فرماید: ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که بدستورات ما عمل کنند و بدنبال این پیمان دوازده رهبر و سرپرست برای آنها

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 308@@@

برگزیدیم، تا هر یک سرپرستی یکی از طوائف دوازده گانه بنی اسرائیل را بر عهده گیرد.

(و لقد اخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا).

نقیب در اصل از ماده نقب (بر وزن نقد) گرفته شده که بمعنی روزنه های وسیع، مخصوصا راههای زیر زمینی می باشد، و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت نقیب می گویند که از اسرار جمعیت آگاه است، گوئی در میان آنها نقبی ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده، و گاهی نقیب به کسی گفته می شود که رئیس جمعیت نیست و تنها معرف و وسیله شناسائی آنها است، و اگر به فضائل اشخاص عنوان مناقب اطلاق می شود، بخاطر آن است که با فحص و کنجکاوی باید از آنها آگاه گشت.

بعضی از مفسران نقیب را در آیه فوق تنها بمعنی آگاه و مطلع از اسرار گرفته اند، ولی این معنی بسیار بعید بنظر می رسد، زیرا آنچه از تاریخ و حدیث استفاده می شود، آن است که نقبای بنی اسرائیل هر یک سرپرست طایفه خود بودند، در تفسیر روح المعانی از ابن عباس چنین نقل شده که:

انهم کانوا وزراء و صاروا انبیاء بعد ذلک:

نقبای بنی اسرائیل، وزیران موسی بودند و بعد به مقام نبوت رسیدند**تفسیر روح المعانی جلد 6 صفحه 78.*** در حالات پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می خوانیم که در شب عقبه که مردم مدینه برای دعوت آن حضرت به محل عقبه آمده بودند دستور داد که دوازده نفر نقیب از میان خودشان به تعداد نقبای بنی اسرائیل انتخاب کنند که مسلما وظیفه آنها نیز مساله رهبری جمعیت بود نه تنها خبرگزاری.**سفینه البحار (نقب).***

جالب توجه اینکه در روایات متعددی که از طرق اهل تسنن وارد شده

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 309@@@

اشاره به خلفا و جانشینان دوازده گانه پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) گردیده و تعداد آنها به تعداد نقبای بنی اسرائیل معرفی شده است که ما در اینجا به قسمتی از آنها اشاره می کنیم:

1 - پیشوای معروف اهل تسنن احمد حنبل در مسند خود از مسروق نقل میکند که می گوید: از عبد الله بن مسعود پرسیدم چند نفر بر این امت حکومت خواهند کرد ابن مسعود در پاسخ گفت:

لقد سئلنا رسول الله (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) فقال اثنی عشر کعدة نقباء بنی اسرائیل:

ما از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) همین سؤال را کردیم و او در پاسخ فرمود: دوازده نفر به تعداد نقبای بنی اسرائیل.**مسند احمد جلد اول صفحه 398 ط مصر سال 1313.***

2 - در تاریخ ابن عساکر از ابن مسعود چنین نقل شده که می گوید از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) سؤال کردیم چند خلیفه بر این امت حکومت خواهند کرد، فرمود:

ان عدة الخلفاء بعدی عدة نقباء موسی:

عده خلفای بعد از من عده نقبای موسی خواهد بود.**فیض القدیر شرح جامع الصغیر جلد 2 صفحه 459.***

3 - در منتخب کنز العمال از جابر بن سمره چنین نقل شده که بر این امت دوازده خلیفه حکومت خواهند کرد به عدد نقباء بنی اسرائیل.**منتخب کنز اعمال در حاشیه مسند احمد جلد 5 صفحه 312.***

نظیر این حدیث در ینابیع الموده صفحه 445 و در کتاب البدایة و النهایه جلد 6 صفحه 247 نیز نقل شده است.

سپس وعده خدا را به بنی اسرائیل چنین تشریح می کند که خداوند به آنها گفت: من با شما خواهم بود و از شما حمایت می کنم (و قال الله انی معکم).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 310@@@

اما به چند شرط:

1 - به شرط اینکه نماز را برپا دارید (لئن اقمتم الصلوة).

2 - و زکات خود را بپردازید (و آتیتم الزکاة).

3 - به پیامبران من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید (و آمنتم برسلی و عزرتموهم).**عزرتموهم از ماده (تعزیر) بمعنی منع کردن و یاری نمودن است، اگر به پاره ای از مجازاتهای اسلامی تعزیر گفته می شود به خاطر آن است که بوسیله آن در حقیقت کمکی به گناهکاران شده و از گناه بازداشته شده اند و این نشان می دهد که مجازاتهای اسلامی جنبه انتقامی ندارد بلکه جنبه تربیتی دارد و لذا نام آن هم (تعزیر) گذاشته شده است.***

4 - علاوه بر این، از انفاق های مستحب که یکنوع قرض الحسنه با خدا است خودداری ننمائید (و اقرضتم الله قرضا حسنا).

اگر به این پیمان عمل کنید، من سیئات و گناهان گذشته شما را می بخشم (لاکفرن عنکم سیئاتکم).

و شما را در باغهای بهشت که از زیر درختان آن نهرها جاری است داخل میکنم.

(و لادخلنکم جنات تجری من تحتها الانهار).

ولی آنها که راه کفر و انکار و عصیانرا پیش گیرند مسلما از طریق مستقیم گمراه شده اند.

(فمن کفر بعد ذلک منکم فقد ضل سوآء السبیل).

درباره اینکه چرا انفاق در قرآن مجید به عنوان قرض دادن بخدا نامیده شده توضیح لازم را در تفسیر نمونه در جلد 2 صفحه 160 داده ایم.

در اینجا سؤالی باقی می ماند که چرا مساله نماز و زکات بر ایمان بموسی (علیه السلام) مقدم داشته شده است با اینکه ایمان به او قبل از عمل بوده است

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 311@@@

جمعی از مفسران پاسخ سؤال را چنین داده اند که منظور از رسل در آیه فوق پیامبرانی است که بعد از موسی آمده اند، نه خود موسی بنابراین، دستوری نسبت به آینده می باشد که می تواند بعد از نماز و زکاة قرار گیرد و این احتمال نیز هست که رسل اشاره به همان نقبای بنی اسرائیل باشد که پیمان وفاداری نسبت به آنها از بنی اسرائیل گرفته شده است (در تفسیر مجمع البیان می خوانیم که بعضی از مفسران پیشین احتمال داده اند که نقبای بنی اسرائیل رسولان خدا بودند و این احتمال آنچه را در بالا گفتیم تایید می کند).

آیه: 13

آیه و ترجمه

فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَقَهُمْ لَعَنَّهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَسِیَةً یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَ نَسوا حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لا تَزَالُ تَطلِعُ عَلی خَائنَةٍ مِّنهُمْ إِلا قَلِیلاً مِّنهُمْ فَاعْف عَنهُمْ وَ اصفَحْ إِنَّ اللَّهَ یحِب الْمُحْسِنِینَ(13)

ترجمه:

13 - اما بخاطر پیمان شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهای آنها را سخت و سنگین نمودیم (تا آنجا که) سخنان (خدا) را از مورد خود تحریف می کنند و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش کردند و هر زمان به خیانتی (تازه) از آنها آگاه می شوی، مگر عده کمی از آنها، ولی از آنها در گذر و صرف نظر کن که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

تفسیر:

در تعقیب بحثی که درباره پیمان خدا با بنی اسرائیل در آیه قبل گذشت، در این آیه اشاره به پیمان شکنی آنها و عواقب این پیمان شکنی میکند و می فرماید: چون آنها پیمان خود را نقض کردند ما آنها را طرد کردیم و از

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 312@@@

رحمت خود دور ساختیم و دلهای آنها را سخت و سنگین نمودیم.

(فبما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیة).**لعن در لغت به معنی (طرد و دور ساختن) است و هنگامی که به خدا نسبت داده شود به معنی محروم ساختن از رحمتش می باشد. و قاسیه از ماده (قساوت) در اصل به سنگهای سخت اطلاق می شود و به همین تناسب به کسانی که در برابر حقایق هیچگونه انعطافی از خود نشان نمی دهند نیز گفته می شود.***

در حقیقت آنها به جرم پیمان شکنی با این دو مجازات، کیفر دیدند، هم از رحمت خدا دور شدند، و هم افکار و قلوب آنها متحجر و غیر قابل انعطاف شد.

سپس آثار این قساوت را چنین شرح می دهد: آنها کلمات را تحریف می کنند و از محل و مسیر آن بیرون می برند.

(یحرفون الکلم عن مواضعه).

و نیز قسمتهای قابل ملاحظهای از آنچه به آنها گفته شده بود به دست فراموشی می سپارند.

(و نسوا حظا مما ذکروا به).

بعید نیست قسمتی را که آنها بدست فراموشی سپردند، همان نشانه ها و آثار پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) باشد که در آیات دیگر قرآن به آن اشاره شده است، و نیز ممکن است این جمله اشاره به آن باشد که می دانیم تورات در طول تاریخ مفقود شده، سپس جمعی از دانشمندان یهود به نوشتن آن مبادرت کردند و طبعا قسمتهای فراوانی از میان رفت و قسمتی تحریف یا بدست فراموشی سپرده شد، و آنچه بدست آنها آمد بخشی از کتاب واقعی موسی (علیه السلام) بود که با خرافات زیادی آمیخته شده بود و آنها همین بخش را نیز گاهی بدست فراموشی سپردند.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 313@@@

سپس اضافه می فرماید: هر روز به خیانت تازه ای از آنها پی می بریم مگر دسته ای از آنها که از این جنایتها برکنارند و در اقلیتند.

(و لا تزال تطلع علی خائنة**خائنه گرچه اسم فاعل است ولی در اینجا معنی مصدری دارد و مساوی با خیانت است و در ادبیات عرب این موضوع سابقه دارد که اسم فاعل به معنی مصدری می آید مانند عافیه و خاطیه، و این احتمال را نیز داده اند که خائنه صفت طائفه می باشد که در تقدیر است.*** منهم الا قلیلا منهم).

و در پایان به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) دستور میدهد که از آنها صرف نظر کند و چشم بپوشد، زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

(فاعف عنهم و اصفح ان الله یحب المحسنین).

آیا منظور آن است که از گناهان پیشین این اقلیت صالح صرفنظر کند! و یا از اکثریت ناصالح، ظاهر آیه، احتمال دوم را تقویت میکند، زیرا اقلیت صالح خیانتی نکرده اند که مشمول عفو شوند، ولی بطور مسلم این گذشت و عفو در مورد آزارهائی است که به شخص پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) رسانیدند نه در مسائل هدفی و اصولی اسلام که در آنها گذشت معنی ندارد.

تحریفات یهود

از مجموع آیاتی که در قرآن مجید درباره تحریف یهود آمده است، استفاده می شود که آنها به انواعی از تحریف در کتاب آسمانی خود دست می زدند، گاهی تحریف آنها تحریف معنوی بود، یعنی عباراتی که در کتاب آسمانی آنها نازل شده بود، بر خلاف معنی واقعی آن تفسیر می کردند، الفاظ را بصورت اصلی حفظ می نمودند و معانی آن را دگرگون می ساختند، و گاهی دست به تحریف لفظی میزدند، و از روی استهزاء بجای اینکه بگویند سمعنا

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 314@@@

و اطعنا (شنیدیم و اطاعت کردیم) میگفتند: سمعنا و عصینا! (شنیدیم و مخالفت کردیم!) و گاهی دست به مخفی ساختن قسمتی از آیات الهی می زدند، آنچه را موافق میلشان آشکار، و آنچه بر خلاف میلشان بود کتمان میکردند، حتی گاهی با وجود حاضر بودن کتاب آسمانی برای اغفال مردم دست روی قسمتی از آن می گذاشتند، که طرف نتواند آن را بخواند چنانکه در ذیل آیه 41 سوره مائده در داستان ابن صوریا خواهد آمد.