فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

عدالت اجتماعی

به تناسب دستورهائی که در آیات گذشته درباره اجرای عدالت در خصوص مورد یتیمان، و همسران داده شده، در این آیه یک اصل اساسی و یک قانون کلی درباره اجرای عدالت در همه موارد بدون استثناء ذکر می کند و به تمام افراد با ایمان فرمان میدهد که قیام به عدالت کنند.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 162@@@

(یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط).

باید توجه داشت که قوامین جمع قوام ((صیغه مبالغه)) به معنی ((بسیار قیام کننده)) است، یعنی باید در هر حال و در هر کار و در هر عصر و زمان قیام به عدالت کنید که این عمل خلق و خوی شما شود، و انحراف از آن بر خلاف طبع و روح شما گردد.

تعبیر به ((قیام)) در اینجا ممکن است به خاطر آن باشد که انسان برای انجام کارها معمولا باید بپاخیزد، و به دنبال آنها برود، بنابراین ((قیام)) به کار کنایه از تصمیم و عزم راسخ و اقدام جدی درباره آن است اگر چه آن کار همانند حکم قاضی احتیاج به قیام و حرکتی نداشته باشد، و نیز ممکن است تعبیر به قیام از این نظر باشد که قائم معمولا به چیزی میگویند که عمود بر زمین بوده باشد و کمترین میل و انحرافی به هیچ طرف نداشته باشد، یعنی باید آنچنان عدالت را اجرا کنید که کمترین انحرافی به هیچ طرف پیدا نکند.

سپس برای تاکید مطلب مساله شهادت را عنوان کرده، میفرماید: ((به خصوص در مورد شهادت باید همه ملاحظات را کنار بگذارید و فقط به خاطر خدا شهادت به حق دهید، اگر چه به زیان شخص شما یا پدر و مادر و یا نزدیکان تمام شود)).

(شهداء لله و لو علی انفسکم او الوالدین و الاقربین).

این موضوع در همه اجتماعات و مخصوصا در اجتماعات جاهلی وجود داشته و دارد که معمولا در شهادت دادن، مقیاس راحب و بغضها و چگونگی ارتباط اشخاص با شهادت دهنده قرار می دهند اما حق و عدالت برای آنها مطرح نیست، مخصوصا از حدیثی که از ابن عباس ‍ نقل شده استفاده میشود که افراد تازه مسلمان حتی بعد از ورود به مدینه به خاطر ملاحظات خویشاوندی از ادای شهادتهائی که به ضرر بستگانشان میشد خودداری میکردند، آیه فوق

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 163@@@

نازل شد و در این زمینه به آنها هشدار دارد.**المنار پنجم صفحه 455.***

ولی - همانطور که آیه اشاره میکند - این کار با روح ایمان سازگار نیست، مؤمن واقعی کسی است که در برابر حق و عدالت، هیچگونه ملاحظهای نداشته باشد و حتی منافع خویش و بستگان خویش را به خاطر اجرای آن نادیده بگیرد.

ضمنا از این جمله استفاده میشود که بستگان می توانند با حفظ اصول عدالت به سود یا به زیان یکدیگر شهادت دهند (مگر اینکه قرائن اتهام بطرفداری و اعمال تعصب در کار بوده باشد).

سپس به قسمت دیگری از عوامل انحراف از اصل عدالت اشاره کرده میفرماید: ((نه ملاحظه ثروت ثروتمندان باید مانع شهادت به حق گردد و نه عواطف ناشی از ملاحظه فقر فقیران، زیرا اگر آن کس که شهادت به حق به زیان او تمام میشود، ثروتمند یا فقیر باشد، خداوند نسبت به حال آنها آگاهتر است، نه صاحبان زر و زور میتوانند در برابر حمایت پروردگار، زیانی به شاهدان بر حق برسانند، و نه فقیر با اجرای عدالت گرسنه می ماند)).

(ان یکن غنیا او فقیرا فالله اولی بهما).

باز برای تاکید دستور می دهد که ((از هوای و هوس پیروی نکنید تا مانعی در راه اجرای عدالت ایجاد گردد)).

(فلا تتبعوا الهوی ان تعدلوا)**جمله تعدلوا ممکن است از ماده عدالت و یا ماده عدول بوده باشد، اگر از ماده عدالت باشد معنی جمله چنین خواهد بود فلا تتبعوا الهوی لان تعدلوا (از هوا پرستی پیروی نکنید تا بتوانید اجرای عدالت کنید) و اگر از ماده عدول باشد معنی جمله چنین است فلا تتبعوا الهوی فی ان تعدلوا (از هوا پرستی در مسیر انحراف از حق پیروی مکنید).***

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 164@@@

و از این جمله به خوبی استفاده میشود که سرچشمه مظالم و ستمها، هواپرستی است و اگر اجتماعی هواپرست نباشد، ظلم و ستم در آن راه نخواهد داشت!

بار دیگر به خاطر اهمیتی که موضوع اجرای عدالت دارد، روی این دستور تکیه کرده میفرماید: ((اگر مانع رسیدن حق به حقدار شوید و یا حق را تحریف نمائید و یا پس از آشکار شدن حق از آن اعراض کنید، خداوند از اعمال شما آگاه است)).

(و ان تلووا**(تلووا) از ماده (لی) (بر وزن طی) به معنی (جلوگیری و تأخیر) است و در اصل به معنی (پیچیدن و تاب دادن) آمده است.*** او تعرضوا فان الله کان بما تعملون خبیرا).

در حقیقت جمله ان تلووا اشاره به تحریف حق و تغییر آن است، در حالی که جمله تعرضوا اشاره به خودداری کردن از حکم به حق میباشد و این همان چیزی است که در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است.**تفسیر تبیان جلد پنجم صفحه 356.***

جالب توجه اینکه در ذیل آیه تعبیر به خبیر شده است نه علیم، زیرا خبیر معمولا به کسی میگویند که از جزئیات و ریزهکاریهای یک موضوع آگاه است، اشاره به اینکه خداوند کوچکترین انحراف شما را از حق و عدالت به هر بهانه و دستاویزی که باشد حتی در آنجا که لباس ‍ حق بجانب بر آن می پوشانید میداند و کیفر آن را خواهد داد!

آیه فوق توجه فوق العاده اسلام را به مساله عدالت اجتماعی در هر شکل و هر صورت کاملا روشن میسازد و انواع تاءکیداتی که در این چند جمله بکار رفته است نشان میدهد که اسلام تا چه اندازه در این مساله مهم انسانی و اجتماعی، حساسیت دارد، اگر چه با نهایت تاسف میان عمل مسلمانان، و این دستور عالی اسلامی، فاصله از زمین تا آسمان است!، و همین یکی از اسرار عقب ماندگی آنها است.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 165@@@

آیه 136

آیه و ترجمه

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا ءَامِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ وَ الْکِتَبِ الَّذِی نَزَّلَ عَلی رَسولِهِ وَ الْکتَبِ الَّذِی أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَ مَن یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلَئکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسلِهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ فَقَدْ ضلَّ ضلَلا بَعِیداً(136)

ترجمه:

136 - ای کسانی که ایمان آوردهاید، ایمان (واقعی) به خدا و پیامبرش ‍ و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که قبلا فرستاده است بیاورید. و کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش، و روز بازپسین را انکار کند در گمراهی دور و درازی افتاده است.

شان نزول:

از ((ابن عباس)) نقل شده که این آیه درباره جمعی از بزرگان اهل کتاب نازل گردید مانند عبد الله بن سلام و اسد بن کعب و برادرش اسید بن کعب و جمعی دیگر، زیرا آنها در آغاز خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) رسیدند و گفتند: ما به تو و کتاب آسمانی تو و موسی و تورات و عزیر ایمان می آوریم ولی به سایر کتابهای آسمانی و همچنین سایر انبیاء ایمان نداریم آیه نازل شد و به آنها تعلیم داد که باید به همه ایمان داشته باشند.**تفسیر مجمع البیان و المنار.***

تفسیر:

با توجه به شان نزول، روی سخن در آیه به جمعی از مومنان اهل کتاب

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 166@@@

است که آنها پس از قبول اسلام روی تعصبهای خاصی تنها اظهار ایمان به مذهب سابق خود و آئین اسلام می کردند و بقیه پیامبران و کتب آسمانی را قبول نداشتند اما قرآن به آنها توصیه می کند که تمام پیامبران و کتب آسمانی را به رسمیت بشناسند، زیرا همه یک حقیقت را تعقیب می کنند، و بدنبال یک هدف هستند و از طرف یک مبدا مبعوث شده اند (اگر چه همانند کلاسهای مختلف تعلیم و تربیت سلسله مراتب داشته اند و هر کدام آئینی کاملتر از آئین پیشین آورده اند). بنابراین معنی ندارد که بعضی از آنها را بپذیرند و بعضی را نپذیرند، مگر یک حقیقت واحد تبعیض بردار است! و مگر تعصبها می تواند جلو واقعیات را بگیرد!، لذا آیه فوق می گوید: ای کسانی که ایمان آورده اید به خدا و پیامبرش (پیامبر اسلام) و کتابی که بر او نازل شده، و کتب آسمانی پیشین، همگی ایمان بیاورید.

(یا ایها الذین آمنوا آمنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزل علی رسوله و الکتاب الذی انزل من قبل).

قطع نظر از شان نزول فوق، این احتمال نیز در تفسیر آیه هست که روی سخن به تمام مومنان باشد، مؤمنانی که ظاهرا اسلام را پذیرفته اند اما هنوز در اعماق جان آنها نفوذ نکرده است، اینجا است که از آنها دعوت می شود که از صمیم دل و در درون جان مؤمن شوند، و نیز این احتمال وجود دارد که روی سخن به همه مؤمنانی باشد که اجمالا به خدا و پیامبر ایمان آورده اند اما به جزئیات و تفاصیل معتقدات اسلامی آشنا نشده اند، اینجا است که قرآن دستور می دهد: مومنان واقعی باید به تمام انبیاء و کتب پیشین و فرشتگان الهی ایمان داشته باشند، زیرا عدم ایمان به اینها مفهومش انکار حکمت خداوند است آیا ممکن است خداوند حکیم انسانهای پیشین را بدون رهبر و راهنما گذاشته باشد تا در میدان زندگی سرگردان شوند

آیا منظور از ایمان بفرشتگان تنها فرشتگان وحی است، که ایمان به آنها از ایمان به انبیاء و کتب آسمانی غیر قابل تفکیک است و یا همه فرشتگان؟

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 167@@@

زیرا همانطور که بعضی از آنان در امر وحی و تشریع دست در کارند، جمعی هم مامور تدبیر عالم تکوین هستند، و ایمان به آنها در حقیقت گوشه ای از ایمان به حکمت خدا است.

و در پایان آیه سرنوشت کسانی را که از این واقعیتها غافل بشوند بیان کرده، چنین می فرماید: کسی که به خدا و فرشتگان، و کتب الهی، و فرستادگان او، و روز بازپسین، کافر شود، در گمراهی دور و درازی افتاده است.

(و من یکفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر فقد ضل ضلالا بعیدا).

در حقیقت ایمان به پنج اصل در این آیه لازم شمرده شده، یعنی علاوه بر ایمان به مبدء و معاد ایمان به کتب آسمانی و انبیاء و فرشتگان نیز لازم است.

تعبیر به ضلال بعید (گمراهی دور) تعبیر لطیفی است یعنی چنین اشخاص آنچنان از جاده اصلی پرت شده اند که بازگشتشان بشاهراه اصلی به آسانی ممکن نیست.



@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 168@@@