فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

خلیل یعنی چه!

((خلیل)) ممکن است از ماده ((خلت)) (بر وزن حجت) به معنی ((دوستی)) بوده باشد و یا از ماده ((خلت)) (بر وزن ضربت) به معنی ((نیاز و احتیاج)) و در اینکه کدامیک از این دو معنی به مفهوم آیه فوق نزدیکتر است در میان مفسران گفتگو است، جمعی معتقدند که معنی دوم نزدیکتر به حقیقت آیه می باشد، زیرا ابراهیم به خوبی احساس می کرد که در همه چیز بدون استثنا نیازمند بپروردگار است.

ولی از آنجا که آیه فوق می گوید: خداوند این مقام را به ابراهیم داد استفاده می شود که منظور همان معنی دوستی است، زیرا اگر بگوئیم خداوند

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 146@@@

ابراهیم را بعنوان دوست خود انتخاب کرد بسیار مناسب به نظر می رسد، تا اینکه بگوئیم خداوند ابراهیم را نیازمند خود انتخاب کرد، به علاوه نیازمندی مخلوقات خدا اختصاصی به ابراهیم ندارد.

(یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله - فاطر - 15)

به خلاف دوستی خداوند که همگی در آن یکسان نیستند.

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) چنین می خوانیم: که خداوند اگر ابراهیم را به عنوان خلیل (دوست) انتخاب کرد نه به خاطر نیاز به دوستی او بود، بلکه به خاطر این بود که ابراهیم بنده مفید پروردگار و کوشا در راه رضای او بود**مجمع البیان دیل آیه شریفه.*** این روایت نیز شاهد بر این است که خلیل در اینجا به معنی دوست می باشد.

و اما اینکه ابراهیم چه امتیازاتی داشت که خداوند این مقام را به او بخشید، در روایات علل مختلفی برای آن ذکر شده که همه آنها میتواند دلیل این انتخاب بوده باشد.

از جمله اینکه: در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده

انما اتخذ الله ابراهیم خلیلا لانه لم یرد احدا و لم یسئل احدا قط غیر الله:

((خداوند ابراهیم را به عنوان خلیل خود انتخاب کرد زیرا هرگز تقاضا کننده ای را محروم نساخت و هیچگاه از کسی نیز تقاضا نکرد))**عیون اخبار الرضا بنا به نقل تفسیر صافی ذیل آیه و تفسیر برهان جلد اول صفحه 417.*** و از بعضی از روایات دیگر استفاده می شود که این مقام بر اثر کثرت سجود و اطعام گرسنگان و نماز در دل شب و یا بخاطر کوشا بودن در راه اطاعت پروردگار بوده است.

سپس در آیه بعد اشاره به مالکیت مطلقه پروردگار و احاطه او به همه اشیاء می کند و می فرماید: ((آنچه در آسمانها و زمین است ملک خدا است زیرا خداوند به همه چیز احاطه دارد)).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 147@@@

(و لله ما فی السموات و ما فی الارض و کان الله بکل شی ء محیطا).

اشاره به اینکه اگر خداوند ابراهیم را دوست خود انتخاب کرد نه بخاطر نیاز به او بود زیرا خدا از همگان بی نیاز است بلکه به خاطر سجایا و صفات فوق العاده و برجسته ابراهیم بود.

آیه 127

آیه و ترجمه

وَ یَستَفْتُونَک فی النِّساءِ قُلِ اللَّهُ یُفْتِیکمْ فِیهِنَّ وَ مَا یُتْلی عَلَیْکمْ فی الْکِتَبِ فی یَتَمَی النِّساءِ الَّتی لا تُؤْتُونَهُنَّ مَا کُتِب لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَن تَنکِحُوهُنَّ وَ الْمُستَضعَفِینَ مِنَ الْوِلْدَنِ وَ أَن تَقُومُوا لِلْیَتَمَی بِالْقِسطِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیرٍ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِهِ عَلِیماً(127)

ترجمه:

127 - از تو درباره زنان سؤال می کنند، بگو خداوند در این زمینه به شما پاسخ می دهد و آنچه در قرآن درباره زنان یتیمی که حقوق آنها را به آنها نمی دهید و می خواهید با آنها ازدواج کنید و همچنین درباره کودکان صغیر و ناتوان برای شما بیان شده است (قسمتی از سفارشهای خداوند در این زمینه می باشد، و نیز به شما سفارش می کند که) با یتیمان به عدالت رفتار کنید و آنچه از نیکیها انجام می دهید خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش مناسب می دهد).

تفسیر:

باز هم حقوق زنان

آیه فوق به پارهای از سؤالات و پرسشهائی که درباره زنان (مخصوصا دختران یتیم) از طرف مردم می شده است پاسخ می گوید و می فرماید: ((ای

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 148@@@

پیامبر از تو درباره احکام مربوط به حقوق زنان، سؤالاتی میکنند بگو خداوند در این زمینه به شما فتوا و پاسخ میدهد)).

(و یستفتونک فی النساء قل الله یفتیکم فیهن).

سپس اضافه می کند: ((آنچه در قرآن مجید درباره دختران یتیمی که اموال آنها را در اختیار میگرفتید، نه با آنها ازدواج می کردید و نه اموالشان را به آنها می سپردید که با دیگران ازدواج کنند، به قسمتی دیگر از سؤالات شما پاسخ می دهد و زشتی این عمل ظالمانه را آشکار می سازد.

و ما یتلی علیکم فی الکتاب فی یتامی النساء اللاتی لا تؤتونهن ما کتب لهن و ترغبون ان تنکحوهن).**طبق تفسیری که در بالا درباره این جمله از آیه ذکر کردیم روشن می شود که (ما یتلی...) (مبتدا) است، و (خبر) آن جمله یفتیکم فیهن بوده که به قرینه قسمت سابق آیه، حذف شده است و نیز ترغبون در اینجا به معنی عدم تمایل می باشد، زیرا ممی دانیم اگر ماده (رغب) با (عن) متعدی شود به معنی (عدم تمایل)، و اگر با (فی) متعدی شود به معنی (تمایل) است. و از قرائن استفاده می شود که در اینجا (عن) در تقدیر است.***

سپس درباره پسران صغیر که طبق رسم جاهلیت از ارث ممنوع بودند توصیه کرده و می فرماید: ((خداوند به شما توصیه می کند که حقوق کودکان ضعیف را رعایت کنید)).

(و المستضعفین من الولدان).

بار دیگر درباره حقوق یتیمان به طور کلی تاکید کرده و می گوید: ((و خدا به شما توصیه میکند که در مورد یتیمان به عدالت رفتار کنید)).

(و ان تقوموا للیتامی بالقسط).

و در پایان به این مسئله توجه می دهد که ((هر گونه عمل نیکی مخصوصا درباره یتیمان و افراد ضعیف، از شما سر زند از دیدگاه علم خداوند مخفی

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 149@@@

نمی ماند، و پاداش مناسب آن خواهید یافت)).

(و ما تفعلوا من خیر فان الله کان به علیما).

ضمنا باید توجه داشت که جمله یستفتونک در اصل از ماده ((فتوی))و ((فتیا)) گرفته شده که بمعنی پاسخ به مسائل مشکل است و از آنجا که ریشه اصلی این لغت ((فتی)) بمعنی جوان نورس ‍ می باشد ممکن است نخست در مسائلی که انسان پاسخهای جالب و تازه و نورسی برای آن انتخاب کرده به کار رفته باشد و سپس در مورد پاسخ به تمام مسائل انتخاب شده است.