فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

حجیت اجماع

یکی از دلائل چهارگانه فقه، اجماع بمعنی اتفاق علماء و دانشمندان اسلامی در یک مسئله فقهی است، در اصول فقه برای اثبات حجیت اجماع دلائل مختلفی ذکر کرده اند، از جمله آیه فوق است که جمعی آن را دلیل بر حجیت اجماع می دانند، زیرا می گوید:

هر کس طریقی غیر از طریق مؤمنان انتخاب کند، سرنوشت شومی در دنیا و آخرت دارد و بنابراین هنگامی که مؤمنان راهی را در مسئله ای برگزیدند همه باید از آن پیروی کنند.

ولی حق این است که آیه فوق هیچگونه ارتباطی با مسئله حجیت اجماع ندارد (البته ما اجماع را حجت می دانیم مشروط به اینکه از آن کشف قول معصوم کنیم و یا معصوم شخصا، ولو بطور ناشناس، در ضمن اصحاب اجماع باشد، ولی دلیل حجت چنین اجماعی همان حجیت سنت و قول معصوم است نه آیه فوق) زیرا:

اولا مجازاتهائی که در آیه تعیین شده برای کسانی است که آگاهانه، مخالفت با پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) کنند و راهی غیر راه مؤمنان را انتخاب نمایند، یعنی این دو باید دست به دست هم بدهند تا چنان ثمره شومی داشته باشد وانگهی باید از روی علم و آگاهی صورت گیرد، و این موضوع هیچگونه ارتباطی با مسئله حجیت اجماع ندارد و اجماع را به تنهائی حجت نمی کند.

ثانیا منظور از سبیل المؤمنین، راه توحید و خدا پرستی و اصل اسلام

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 131@@@

است نه فتاوای فقهی و احکام فرعی، همانطور که ظاهر آیه علاوه بر شان نزول آن به این حقیقت گواهی میدهد.

و در حقیقت، پیروی از غیر طریق مؤمنان چیزی جز مخالفت با پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نیست و هر دو بازگشت به یک مطلب می کند.

لذا در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم:

هنگامی که امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در کوفه بود، جمعی خدمت او آمدند، و تقاضا کردند که برای آنها امام جماعتی انتخاب کند (تا در ماه رمضان نمازهای مستحبی معروف به تراویح را که در زمان عمر به جماعت می خواندند با او بخوانند) امام از این کار امتناع ورزید و از چنین جماعتی نهی کرد (زیرا جماعت در نافله مشروع نیست) این جمعیت با اینکه این حکم قاطع را از امام و پیشوای خود شنیده بودند لجاجت بخرج داده و جار و جنجال بلند کردند که بیائید و در این ماه رمضان، اشک بریزید!، جمعی از دوستان علی (علیه السلام) به خدمتش رسیدند و عرض کردند: عده ای در برابر این دستور شما تسلیم نیستند، فرمود: آنها را به حال خود وابگذارید هر کس را می خواهند انتخاب کنند تا این جماعت (نامشروع) را بجا آورد و سپس آیه فوق را تلاوت فرمود.**نور الثقلین جلد اول صفحه 551.***

این حدیث نیز آنچه را که در مورد تفسیر آیه گفتیم تایید می کند.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 132@@@

آیه: 116

آیه و ترجمه

إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَن یُشرَک بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِک لِمَن یَشاءُ وَ مَن یُشرِک بِاللَّهِ فَقَدْ ضلَّ ضلَلا بَعِیداً(116)

ترجمه:

116 - خداوند شرک به او را نمی آمرزد (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بیند) می آمرزد و هر کس برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی دوری افتاده است.

تفسیر:

شرک گناه نابخشودنی

در اینجا بار دیگر بدنبال بحثهای مربوط به منافقان و مرتدان یعنی کسانی که بعد از قبول اسلام به سوی کفر باز می گردند، اشاره به اهمیت گناه شرک می کند که گناهی است غیر قابل عفو و بخشش و هیچ گناهی بالاتر از آن متصور نیست.

مضمون این آیه با تفاوت در همین سوره گذشت (آیه 48).

البته اینگونه تکرار در مسائل تربیتی لازمه بلاغت است زیرا مسائل اساسی و مهم باید در فواصل مختلفی تکرار شود تا در نفوس و افکار، راسخ گردد.

در حقیقت گناهان همانند بیماریهای گوناگونند، مادام که بیماری به مراکز اصلی بدن حمله ور نشده و آنها را از کار نینداخته است نیروی دفاعی تن امید بهبودی را همراه دارد اما اگر فی المثل بیماری، مرکز اصلی بدن یعنی مغز را مورد هجوم قرار داد و فلج ساخت درهای امید بسته خواهد شد

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 133@@@

مرگ حتمی بدنبال آن فرا می رسد، شرک چیزی است که مرکز حساس ‍ روح آدمی را از کار می اندازد، و تاریکی و ظلمت در جان او می پاشد و با وجود آن هیچگونه امید نجات نیست، اما اگر حقیقت توحید و یکتاپرستی که سرچشمه هر گونه فضیلت و جنبش و حرکت است، زنده باشد امید بخشش در مورد بقیه گناهان وجود دارد.

(ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء)

همانطور که گفتیم در همین سوره دو بار این آیه تکرار شده است تا آثار شرک و بت پرستی که سالیان دراز در اعماق نفوس آن مردم لانه کرده بود، برای همیشه شستشو گردد، و آثار معنوی و مادی توحید بر شاخسار وجود آنها آشکار شود، منتها ذیل دو آیه با هم تفاوت مختصری دارد در اینجا می فرماید: هر کس برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی دوری گرفتار شده.

(و من یشرک بالله فقد ضل ضلالا بعیدا)

ولی در گذشته فرمود: کسی که برای خدا شریک قائل شود دروغ و افترای بزرگی زده است.

(و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما).

در حقیقت در آنجا اشاره به مفسده بزرگ شرک از جنبه الهی و شناسائی خدا شده و در اینجا زیانهای غیر قابل جبران آن برای خود مردم بیان گردیده است، آنجا جنبه علمی مساله را بررسی می کند و اینجا جنبه عملی و نتائج خارجی آن را، و روشن است که این هر دو به اصطلاح لازم و ملزوم یکدیگرند (توضیحات دیگری در زمینه این آیه در جلد سوم همین تفسیر صفحه 409 داده ایم).

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 134@@@