فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد4

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

شان نزول:

در شان نزول آیات سابق گفتیم که بشیر بن ابیرق، پس از سرقت از مسلمانی، شخص بیگناهی را متهم ساخت و با صحنه سازی در حضور پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) خود را تبرئه کرد ولی با نزول آیات گذشته رسوا شد، و بدنبال این رسوائی بجای اینکه توبه کند و به راه باز گردد، راه کفر را پیش گرفت و رسما از زمره مسلمانان خارج گردید، آیه فوق نازل شد و ضمن اشاره به این موضوع، یک حکم کلی و عمومی اسلامی را بیان ساخت.

تفسیر:

هنگامی که انسان مرتکب خلافی میشود، پس از آگاهی دو راه در

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 129@@@

پیش دارد راه بازگشت و توبه که اثر آن در شستشوی گناه در چند آیه پیش ‍ بیان گردید، راه دیگر، راه لجاجت و عناد است که به نتیجه شوم آن در این آیه اشاره شده و می فرماید:

((کسی که بعد از آشکار شدن حق از در مخالفت و عناد در برابر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) در آید و راهی جز راه مؤمنان انتخاب نماید، ما او را به همان راه که میرود می کشانیم و در قیامت به دوزخ می فرستیم و چه جایگاه بدی در انتظار او است.))

(و من یشاقق الرسول من بعد ما تبین له الهدی و یتبع غیر سبیل المؤمنین نوله ما تولی و نصله جهنم و سائت مصیرا).

باید توجه داشت که یشاقق از ماده شقاق بمعنی مخالفت آگاهانه توام با عداوت و دشمنی است، و جمله من بعد ما تبین له الهدی:

پس از روشن شدن هدایت و راه راست نیز این معنی را تاکید می کند و در واقع چنین افرادی سرنوشتی بهتر از این نمیتوانند داشته باشند، سرنوشتی که هم عاقبت شوم در این جهان و هم عاقبت دردناک در آن جهان دارد.

اما در این جهان همانطور که قرآن می گوید: روز به روز در مسیر غلط خود راسختر می شوند و زاویه انحراف آنها از جاده حق، با پیشروی در بیراهه بیشتر می شود و این سرنوشتی است که خود آنها برای خویشتن انتخاب کرده اند، و بنائی است که پایه گذاری آن به دست خودشان شده است و بنابراین هیچگونه ستمی درباره آنها به عمل نیامده، و این که می فرماید: نوله ما تولی: ما او را به همان راه که می رود می کشانیم اشاره بهمین سلب توفیق معنوی، و عدم تشخیص حق و پیشروی در بیراهه است (شرح این موضوع را در تفسیر هدایت و ضلالت در جلد اول صفحه 50 بیان کرده ایم).

و آنجا که می گوید نصله جهنم اشاره به سرنوشت آنها در رستاخیز است.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 130@@@

درباره جمله نوله ما تولی تفسیر دیگری نیز هست و آن اینکه: ما چنین افراد را تحت سرپرستی معبودهای ساختگی که برای خود انتخاب کرده اند، قرار می دهیم.

حجیت اجماع

یکی از دلائل چهارگانه فقه، اجماع بمعنی اتفاق علماء و دانشمندان اسلامی در یک مسئله فقهی است، در اصول فقه برای اثبات حجیت اجماع دلائل مختلفی ذکر کرده اند، از جمله آیه فوق است که جمعی آن را دلیل بر حجیت اجماع می دانند، زیرا می گوید:

هر کس طریقی غیر از طریق مؤمنان انتخاب کند، سرنوشت شومی در دنیا و آخرت دارد و بنابراین هنگامی که مؤمنان راهی را در مسئله ای برگزیدند همه باید از آن پیروی کنند.

ولی حق این است که آیه فوق هیچگونه ارتباطی با مسئله حجیت اجماع ندارد (البته ما اجماع را حجت می دانیم مشروط به اینکه از آن کشف قول معصوم کنیم و یا معصوم شخصا، ولو بطور ناشناس، در ضمن اصحاب اجماع باشد، ولی دلیل حجت چنین اجماعی همان حجیت سنت و قول معصوم است نه آیه فوق) زیرا:

اولا مجازاتهائی که در آیه تعیین شده برای کسانی است که آگاهانه، مخالفت با پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) کنند و راهی غیر راه مؤمنان را انتخاب نمایند، یعنی این دو باید دست به دست هم بدهند تا چنان ثمره شومی داشته باشد وانگهی باید از روی علم و آگاهی صورت گیرد، و این موضوع هیچگونه ارتباطی با مسئله حجیت اجماع ندارد و اجماع را به تنهائی حجت نمی کند.

ثانیا منظور از سبیل المؤمنین، راه توحید و خدا پرستی و اصل اسلام

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 131@@@

است نه فتاوای فقهی و احکام فرعی، همانطور که ظاهر آیه علاوه بر شان نزول آن به این حقیقت گواهی میدهد.

و در حقیقت، پیروی از غیر طریق مؤمنان چیزی جز مخالفت با پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نیست و هر دو بازگشت به یک مطلب می کند.

لذا در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم:

هنگامی که امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در کوفه بود، جمعی خدمت او آمدند، و تقاضا کردند که برای آنها امام جماعتی انتخاب کند (تا در ماه رمضان نمازهای مستحبی معروف به تراویح را که در زمان عمر به جماعت می خواندند با او بخوانند) امام از این کار امتناع ورزید و از چنین جماعتی نهی کرد (زیرا جماعت در نافله مشروع نیست) این جمعیت با اینکه این حکم قاطع را از امام و پیشوای خود شنیده بودند لجاجت بخرج داده و جار و جنجال بلند کردند که بیائید و در این ماه رمضان، اشک بریزید!، جمعی از دوستان علی (علیه السلام) به خدمتش رسیدند و عرض کردند: عده ای در برابر این دستور شما تسلیم نیستند، فرمود: آنها را به حال خود وابگذارید هر کس را می خواهند انتخاب کنند تا این جماعت (نامشروع) را بجا آورد و سپس آیه فوق را تلاوت فرمود.**نور الثقلین جلد اول صفحه 551.***

این حدیث نیز آنچه را که در مورد تفسیر آیه گفتیم تایید می کند.

@@تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 132@@@

آیه: 116

آیه و ترجمه

إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَن یُشرَک بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِک لِمَن یَشاءُ وَ مَن یُشرِک بِاللَّهِ فَقَدْ ضلَّ ضلَلا بَعِیداً(116)

ترجمه:

116 - خداوند شرک به او را نمی آمرزد (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بیند) می آمرزد و هر کس برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی دوری افتاده است.

تفسیر: